برآستان جانان گر ســــر توان نهادن ........ گلبانگ سربلندی برآسمــــان توان زد

بازگشت امام خمینی به ایران - Atyabi Weblog/وب نگاری اطیابی
X
تبلیغات
رایتل

بازگشت امام خمینی به ایران

بازگشت باغبان بیدارگر

اوایل بهمن 57 خبری مبنی بر قصد امام در بازگشت به وطن منتشر شد. با شنیدن این خبر اشک شوق از دیدگان جاری شد؛ چرا که چهارده سال انتظار به پایان می رسید. از طرفی مردم، نگران جان ایشان بودند. اما امام خمینی، تصمیم خود را گرفته بود. او می خواست در این روزهای سرنوشت ساز و خطیر در کنار مردم باشد. و سرانجام بامداد دوازدهم بهمن ماه 1357 هجری خورشیدی پس از چهارده سال دوری از وطن وارد ایران شد. استقبال بی سابقه مردم ایران چنان انکارناپذیر بود که خبرگزاری های غربی نیز ناگزیر از اعتراف شدند و استقبال کنندگان را چهار تا شش میلیون نفر برآورد کردند. سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا، مزار شهیدان انقلاب اسلامی روانه شدند تا سخنان تاریخی امام را بشنوند. آری، در همین نطق بود که امام، این سرسلسله بیداردلان، با صدای بلند فرمود: «من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم». به راستی که آن خنیاگر سرودهای سبز، چنین کرد و حکومتی پدید آورد که در سایه آن، بسیاری از دشمنان خدا و خلق او، بر خاک افتادند و مسلمانان و مستضعفان در سایه نامش روحیه گرفتند و درس رستگاری آموختند.

صلای معنویت

والفجر و لیال عشر... دهه مبارک فجر، تجلی شکوهمند حماسه و سرافرازی ملتی است که در عصر اسارت انسان و در روزگار قحطی انسانیت، با انقلاب اسلامی خویش صفحه ای زرین را در تاریخ حیات آدمی گشود و صلای خداخواهی، معنویت، آزادی و استقلال را در گوش جان جهانیان طنین انداز کرد. در این دهه مبارک، یاد حضرت امام خمینی(ره) را گرامی می داریم؛ ابرمردی که هنوز دم مسیحایی اش جان بخش جان های حقیقت جو است، و هنوز پس از گذشت سال ها از رحلت ملکوتی اش، نامش بر پایه های ستم استکبار لرزه می افکند و یادش در دل های مستضعفان و آزادگان زمین امید می آفریند و انگشت اشارت او به همه ما امتداد راه را نشان می دهد.

روز وصل

دست های مهربان یار به سوی ما گشوده شد. خورشید بر پرنیانی از هزاران ستاره نشست. سبزه به شوق قدوم سرو، رقص کنان در آغوش گل خزید. عکس رخ یار در جام قیام درخشید. بارانِ اشکِ اشتیاق، سنگ فرش کوچه های ارادت را شست. قلب منتظران، فرش راه نگار شد. او آمد و روزهای ما را آفتابی کرد. او آمد تا پنجره ای از معنویت به روی ما بگشاید. آری امام آمد و غم هجران را تاراند. امام آمد تا ما بسراییم:

روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

یاد شهیدان

ای گستره هرچه خوبی و حسن؛ ای ستاره درخشان آسمانی ایران؛ ای نگاهت تپش گام های رهایی؛ ای طنین نَفَست سبزتر از هرچه بهار؛ ای صدف صدق و صفا؛ ای چشمه نور؛ ای خمینی پیروز؛ خوش آمدی به سرزمین دلیران و سبزقامتان. اماما، مقدمت را گرامی می داریم و بر شهیدانِ سال های آغازین انقلاب از سر اخلاص گُلِ سلام نثار می کنیم؛ بزرگ مردانی که از این سرزمین پاک، به سوی افلاک پر گشودند؛ شهیدان والا مقامی که خارهای پلیدی و پلشتی را از سرزمین آینه ها تاراندند و آزادی و استقلال را برای ما به ارمغان آوردند. اینک در دهه مبارک فجر یادِ یادآوران سرسبزی و طراوت، پویندگان راه حق و حقیقت، ایمان مداران پاسدار مکتب ولایت، نگاهبانان قلعه شرافت و مردانگی و شهیدان راه عزت و آزادگی را گرامی می داریم.

یادش به خیر

یادش به خیر روزی که عصاره تاریخ بر صحیفه سرخ بهمن چکید، آفتاب ناب بر یاسمن های بی تاب، از غرب تابید واشراق شرق پدید آمد. یادش به خیر روزهایی که سیمای زیبای یوسف، دیده کنعانیان عشق را بصیرت بخشید؛ بیضای دست آسمانی موسی، شراره های شعف را در ظلمت کده ارض پاشید؛ نفحه عیسوی به عرش رفته بر خاک نشینان دمید؛ نوح با سفینه صفا به مهد موعود رسید؛ بت های سیاه جهالت در پای حماسه و برهان ابراهیم بر خاک فرو افتادند؛ امام (خمینی)به میهن اسلامی قدم نهاد. و گل ها گوش به ترنّم شادمانی دل ها سپردند. یاد آن روزها در خاطر دل ها هماره مستدام باد.

سپیده آفرین

هنوز هم صدای او، در سراسر تاریخ به گوش می رسد. هنوز هم قامتش، به بلندای آسمان حقیقت است و در عشق و تکریم والایی ها، به صلابت صخره ها می ماند و به عظمت کوهساران. امام را می گویم؛ مردی که کران تا کران حیات را از تحرک و مبارزه و فریاد علیه استعمارگران، سرشار ساخت. فرزانه ای که نمونه مجسّم شجاعت و بی باکی بود. او که از هیچ قدرتی جز خداوند باک نداشت و در برابر هیچ گردنکشی، سر فرود نیاورد. راستی، کدام تصویرگر، می تواند جبین مطهر، آن بزرگ مرد را به تصویر درآورد؟ کدام شاعر می تواند قصیده سرای آن ستم سوز و سپیده آفرین باشد؟ و کدام نویسنده می تواند حکایتگر شورآفرینی ها و ایمان گستری های آن والا مقام باشد؟ دهه مبارک فجر بر نایب آن فجرآفرین و امت خدای جوی مبارک باد.

آمدی...

آمدی و با آمدنت به هستی ما حیات دیگر بخشیدی و به ما پرِ پرواز دادی. آمدی و دوباره عطر شهادت در کوچه های مصفای شهر پیچید و باران سپیده از سحاب آینه بارید. آمدی و جاری خونین بهمن در دشت تاریخ، ردی از ایثار برجای گذاشت و واژه های جهاد و شهادت را از اوج اندیشه به ژرفنای دل جاری ساخت. آمدی و صلابت ولایت و حماسه و حمیت امت، ستم سوزی کرد و سپیده آفرین شد. آمدی و ابرهای تیره نخوت و بادهای سیاهِ ستم را کناری زدی و در آسمان شهادت، جلالت رنگین کمان ظفر را به تماشاگه راز آوردی. آمدی و با آمدنت دریچه ای از شادی بر دل ها گشوده شد و رنگین کمان شوق، فضای زندگی را تزیین کرد. آمدی و فجر صادق برای ما به ارمغان آوردی و طراوت را میهمان دل ها ساختی.

انقلاب اسلامی، الهام گرفته از انقلاب عاشورا

انقلاب اسلامی که امام امّت(خمینی بزرگ) آن را رهبری کرد و به پیروزی رساند و برای حفظ آن به جان کوشید، مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود، که در آن عده ای بسیار قلیل، با اعتقادی راسخ، بر کثرتی گسترده از نیروهای کفر و باطل شکست وارد آوردند و با چنین عشق و ایمانی به آرمان بود که مردم ما، قدرت های شیطانی و طاغوتی را به سخره گرفتند و پایمال کردند و چشم جهانیان را خیره کردند. آری، این همه به همت مردانه بزرگ مردی بود که دامن دامن مهربانی و سخاوت به همراه داشت و زبان گویای همه پاکی ها و پاسدار شرافت و فضل و تقوا بود. امام بزرگواری که رنج تبعید و سختی های فراوان را به جان خرید، امّا روا ندید که پاسداران ستم، به ناروا بر کشور ولی عصر(عج) حکم برانند. بدین سان دست به قیام مقدّسی زد که سرانجام منجر به سرنگونی رژیم ستمشاهی شد و برای ملت مسلمان ایران استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را به ارمغان آورد.

بوی دریا، فجر و فلق

ریشه های جوان پلک زدند و چشم گشودند. جوانه ها زمزمه هستی را شنیدند. خون آزادگی دمید و آواز حقیقت وزیدن گرفت. بوی دریا به پنجره ها تابید. چراغ های کوچک عشق پرنورتر شدند. شانه خیس یاس های انتظار، بالیدن آغازید و نهال جوانِ ایثار به قعر آسمان نگریست و قد کشید. سنگ فرش های تشنه خون، سیراب شدند و تو بر بالِ پروانه ها فرود آمدی! آری، آن گاه که میهن اسلامی را با گام هایت برکت بخشیدی، زخم جان ها التیام یافت؛ کنگره های کاخ های ستم فرو ریخت؛ باتلاق های فساد و تباهی خشکید، خواب آلودگانِ زمانه، پریشان شدند؛ سند محکومیت طاغوت به امضا رسید؛ دیو سیاهی گریخت؛ شیشه عمر استعمار شکست؛ و پیام های پیامبر گونه تو، که بوی فجر و فلق داشت، همه جا را سپید کرد.

انقلاب اسلامی و تغییر ارزش ها

پاک سازی عوامل بیگانه و تغییر ارزش های حاکم بر مراکز دولتی از دستاوردهای انقلاب اسلامی است. در نظام فاسد پهلوی عدم پای بندی به اسلام، و بی حجابی در گزینش افراد مؤثر بود، ولی در پرتو تابش آفتاب انقلاب معیارهای گزینش تحول یافت و پای بندی به ارزش های الهی میزان ارزیابی افراد قرار گرفت.

انقلاب اسلامی و پشتیبانی از ملت های مسلمان

پیروزی انقلاب اسلامی دستاورد سال ها مبارزه ملت مسلمان ایران و به خون غلتیدن هزاران شهید است. این انقلاب شکوهمند آثار زیادی به همراه داشت که یکی از این آثار و دستاوردها، قطع رابطه با صهیونیست ها و نژادپرستان و حمایت از ملت های مستضعف می باشد. آری، پشتیبانی از ملت های مسلمان و مستضعف و محرومان جهان آرزوی دیرینه مردم مسلمان و حق طلب ایران در روابط خارجی به شمار می آمد، که با راهنمایی های امام خمینی(ره)، تحقق یافت، با پیروزی انقلاب اسلامی به جای سفارت اسراییل، نمایندگان فلسطینیان دفتر نمایندگی گشودند و از حمایت های مردم بیداردل و سپیداندیش ایران اسلامی برخوردار شدند.

انقلاب اسلامی و اصلاح مراکز آموزشی

نظام فاسد شاه با ترویج فرهنگ غربی در مراکز آموزشی می کوشید پایه های دینی و اعتقادی نسل جوان و خلاّق ما را سست کند و می کوشید تا علاوه بر استقلال، تدین، حیثیت و شرف این ملت را نیز بر باد دهد. در چنین موقعیتی نسیم لطف الهی وزیدن گرفت و همه چیز را به سود دین باورانِ ایمان مدار دگرگون ساخت. مقایسه مراکز تعلیمی آن دوره با مدارس امروز و کوشش مسئوولان امور آموزشی برای شکوفایی فرزندان این دیار هر منصفی را به تقدیر و پشتیبانی از انقلاب شکوهمند اسلامی وا می دارد. البته باید همواره مواظب و بیدار بود که مفاسد اجتماعی به گونه ای دیگر نسل جوان میهن اسلامی را تهدید نکند.

ضرورت حفظ ارزش ها

ضمانت، حفظ و تداوم ارزش ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی که تا امروز هزاران تن از عزیزترین فرزندان اسلام به پای آن قربانی شده اند، چیزی جز هوشیاری و احساس مسئولیت همه اقشار ملّت در قبال خون شهدا و جان بازان و اهداف متعالی انقلاب اسلامی نیست و باید آگاه بود که آنچه اهداف و ارزش های انقلاب محسوب می شود و مایه افتخار ملت مقاوم ماست، همواره مورد تهاجم دشمنان اسلام قرار دارد و اگر لحظه ای غفلت کنیم به یقین جز صورت و ظاهری بیش باقی نخواهد ماند. در این صورت است که روح امام از همه ما ناخشنود خواهد شد.

نور آمد

ای امام، وقتی که آمدی، ستم رفت؛ پلیدی رفت؛ تباهی و سیاهی رفت. وقتی که آمدی، لاله ها سر از خاک درآوردند و فرشی برای قدم های مبارک تو شدند؛ وقتی که آمدی، باغچه های امیدمان گل داد، دل هامان شادمان شد و ملت ما جشن پیروزی گرفت. با آمدنت سخاوت دریا، لطافت آب و آرامش آبی آسمان را در تو یافتیم. ای معدن همه خوبی ها، وقتی که آمدی، به همراهت نور آمد؛ عشق آمد؛ بلکه عشق معنی شد. وقتی که آمدی، خورشیدِ سبز از افق آبی خاطرات نورانی سر برآورد، و باد صنوبران سرخ را، و عظمت سروهای آزادی را بر چکاد بلند یادها آویخت. وقتی که آمدی، جوانان ما را در پرتو کلام خویش جان بخشیدی و قلب بی قرار آنان را بر ساحل آرامش خود، آسوده ساختی. وقتی که آمدی، آزادی به خانه ما آمد، استقلال نصیب ما شد، و جمهوری اسلامی در دل هامان جای گرفت.

انقلاب اسلامی و خطر اختلاف

از آفات انقلاب ها، اختلافاتی است که خواه ناخواه، در جامعه پیش خواهد آمد. اختلاف در همه جوامع بشری و در میان پیروان همه ادیان وجود داشته است. وجود فرقه های متعدد در یک دین الهی و دسته بندی های مختلف در یک انقلاب، نشانه بارز وجود این اختلاف نظرهاست و روشن است که مسلمانان هم از این امر مستثنا نیستند. تاریخ اسلام نیز فراوان سراغ دارد اختلافاتی را که بین مسلمانان پیش آمد، که همه آنها با تدابیر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم یا نزول وحی حل شد. قرآن کریم درباره اختلاف می فرماید: «فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت کنید و نزاع و کشمکش نکنید که سست می شوید و قدرت و شوکت شما از میان می رود». حضرت علی علیه السلام هم نتیجه طبیعی اختلاف را فائق آمدن اهل باطل بر اهل حق می داند و می فرماید: «قسم به خدا، هیچ امتی بعد از پیامبرش دچار اختلاف نشد، مگر این که اهل باطل آن بر اهل حق آن پیروز شد؛ به جز آن جا که خدا خواست».

عطر آزادی

سلام بر تو ای مطلع فجر؛ ای سپیده سحر؛ ای انفجار نور؛ خوش آمدی. خوش آمدی که با آمدنت زنجیرها از دست و پایمان گسست، کمرهای خمیده مان راست شد، بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسّم نشست، در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و بر گونه های زردمان گل خنده های سرخ نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید؛ قفس ها شکسته شد و نفس ها از زندان سینه ها رهایی یافت. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از دیار سبزقامتان گریخت و برف های بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آبِ حیات شد. خوش آمدی که با آمدنت سروهای بلندِ برخاک خفته، شمیمِ نسیمِ صبح را بوییدند و در دشتستان سرور، گلْ غنچه های تبسّم و شادی، میان دل ها تقسیم شد. خوش آمدی که با آمدنت پنجره ای به سمت بهار گشوده شد...

بعثت نوین

دهه فجر یادآور روزهایی است که شرنگ مرگ به کام طاغوتیان ریخت. دهه فجر یادآور ایّامی است که سلطه را به گورستان سلطنت سپرد و کنگره های کاخ ستم را فرو ریخت. دهه فجر یادآور روزهای حماسه و خون است؛ یادآور روزهای غیرت و مردانگی و شرف است. یادآور روزی است که امام شهیدان با دم مسیحایی اش مردگانِ گورستانِ ترس و ناامیدی را حیاتی دوباره بخشید؛ قیامت بپا کرد و بعثتی نوین پدید آورد. اینک ماییم و انقلاب اسلامی که یادگار آن امام ستم ستیز راحل است. ماییم و رهبری که در خروش و ستم ستیزی، درایت و معنویت، صلابت و شهامت، ایمان و خلوص، جانشین صالح امام عشق است. ماییم و نسلی نوپا، که هم آماج فتنه هاست و هم ذخیره انقلاب پربرکت و اسلامی مان. ماییم و فتنه دشمن. پس بر ماست که بیدار باشیم و با تمام توان از انقلاب اسلامی مان پاسداری کنیم.

مسیحا دم

دیدی که سحر از پی شب در راه است

دیدی که  دوام  شب  بسی کوتاه است

آن  عیسی  ما  که  زنده  کرد  ایران را

حقّا  که مسیحا  دم  و  روح اللّه است

وقتی تو آمدی...

وقتی تو آمدی، فَلَقِ آسمان شکفت

بر تارک سحر، گل سرخ زمان شکفت

خندید  آفتاب  و  تبسّم  نمـــود   آب

بغض سپیدِ ابر به سرو چمان شکفت

از اشتیاق دیدن  رویت به کوچه ها

لبخندها به  چهره  پیر و جوان شکفت

زنجیرها ز پای  اسیران گشوده شد

نور حیات در  دل  مستضعفان شکفت

بر شاخسار اسلحه، میخک جوانه زد

بر سنگ فرش خانه ما ارغوان شکفت

فجر پیروزی

یادش به خیر آن روز که گرد و غبار پنجره ها را پاک کردند. خورشید در آسمان قد کشیده بود. پنجره ها یکی پس از دیگری لبخند می زدند و گل آفتاب گردان نور می پاشید. شب تمام شد و روز با لبخند روح بخش آغوش گشوده بود. آری خورشید پیروزی طلوع کرد در حالی که پرچم عشق، با نقش «لا اله الّا اللّه» بر بام خانه ها به اهتزاز درآمده بود. فجر آزادی سر برآورد و با آمدنش خفاشان شب پرست همه گریختند. اینک به هوش باشیم که مبادا فجرهای کاذب، نسلی پویا و وفادار به انقلاب را بفریبد و بر آنان سپیدی کاذب خویش را بگستراند. چشم و گوش فجرآفرینان، باید بسیار تیزبین و حسّاس باشد، تا هم فتنه ها را در قالب های جدیدش بشناسد و هم دروغ ها و تحریف ها، شایعات و غوغاافکنی ها و فتنه انگیزی ها، روح سیّال جوانان را به فساد و تباهی آلوده نسازد و فرزندان انقلاب و نسل دوم جمهوری اسلامی را از جلوه ناب دین غافل نسازد.

فجر زندگی بیا...

ای فجر انقلاب، بیا که با آمدنت دیو پلیدی و پلشتی می گریزد، طاغوت نابود می گردد و باتلاق کفر و ستم می خشکد. فجر صادق، مقدمت را گرامی می داریم، پیامت را پاسداری می کنیم و در پیشگاه آن بی نیاز آفریننده و خدای خمینی آفرین، سر بر خاک می ساییم. فجر زندگی، بیا که ما هنوز طعم تلخ شلاّق طاغوتیان باطل کیشِ حق کش و ستم گستر را از یاد نبرده ایم. بیا که هنوز جای زنجیرها بر دست و پایمان پیداست. هنوز سینه های شکسته مان سنگینی صخره های دوهزاروپانصدساله را از یاد نبرده است و هنوز عربده های مستانه استعمارگران، پرده گوشمان را می آزارد. بیا که شب زدگانِ جهان تو را می خواهند، بندیانِ ظلم، تو را می جویند و ستم دیدگان جهان نام تو را زمزمه می کنند. بیا که مردان خورشیدزاد و زنان عفیف و نیک سیرت همه در انتظار تو نشسته اند.

خورشید حقیقت

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است

روز  آمده ، تاج  لاله  بر سر زده است

با  آمدن  امــــــــــــام در  کشور  مــــــــا

خورشید  حقیقت  از افق  سر زده است

فجر رنگین

شب رفت و سرود فجر، آهنگین است

از خون  شهید ، فجـــــر ما رنگین است

این  ملت  قهـــرمان  و  آگاه  و  رشید

ثابت  قدم  است  و قاطع و سنگین است

رسالت سنگین

باری، صبح صادق انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مکتب سر زده بود که به نماز عشق ایستادیم. با وضویی از خون ده ها هزار شهید، بر سجاده عشق نشستیم و پیشانی اخلاص بر مهر تعبّد نهادیم و دل به ولایت سپردیم. همین که خواستیم ذکر استقلال و آزادی بر زبان انقلاب جاری کنیم، شیاطین سر برداشتند و تیغ کینه برکشیدند و بذر فتنه کاشتند. «ناکثین» فتنه بپا کردند. «قاسطین»، دیگربار صفّین را پدید آوردند و «مارقین» نیز در نهروانِ خیانت، از پشت خنجر زدند. آری در تمام این سال ها، فجر پیروزی با شب های کینه توز درگیر بود و حق و باطل هنوز هم به نوعی دیگر در برابر هم صف آراسته اند. آری رسالت هم پیمانان دهه فجر، بسیار سنگین است و تلاش و تحرک و همبستگی فراوان می طلبد. رسالتِ رساندن این انقلاب به عصر حضور و سپردن آن به دستِ بهارآفرین آخرین، بر عهده ماست. پس مبادا رسالت خویش را فراموش کنیم و از پاسداری این نهضت مقدس دست بکشیم.

فرهنگ شهادت

شهید و فرهنگ شهادت از والاترین ارزش های اسلام و انقلاب اسلامی است. شهادت، رمز پیروزی اسلام در طول تاریخ است. شهادت، راز بقا و جاودانگی انقلاب اسلامی است. شهادت، آخرین آرزوی عارفان الهی است. شهادت، لحظه رسیدن به وصال دوست و وصول به معراج حقیقت است. خوشا به حال شهیدان و خوشا به حال آنان که برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی جان خویش را فدای اسلام و دین کردند. اینک در بیست وسومین سال آزادی، با آن شهیدانِ همیشه زنده پیمان می بندیم که تا زنده ایم این راه را ادامه دهیم و در حفظ انقلاب و دستاوردهای آن با پیروی از مقام معظم رهبری تا حدّ جان بکوشیم و موانع و سنگرهای نفاق را یکی پس از دیگری فتح کنیم تا روح شیدان و امام شهیدان را از خود خشنود سازیم.

آمدی... چون سروی استوار

آری، پس از سال ها انتظار آمدی و ترجمان انسانیت فراموش شده ما شدی و وحدت بخش دل های پراکنده شدی. به سر پنجه همت تو وحدت ما شکل گرفت و عشق و ایمان به بار نشست و باغستان فطرت شکوفه داد. آری، تو آمدی و چون سروی استوار در طوفان روزگار ایستادی و ما را ایستادن آموختی.

مژده ای دل

مژده ای دل که مِهین  آیت  یزدان  آمد

سوی  یعقوب  وطن ، یوسف  کنعان  آمد

دیده  بینا  شد از آن  پیرهن یوسفی اش

شکر للّه  که  به  پایان ، شب هجران آمد

از  نسیمِ  نَفَسِ  گـــــــرمِ   مسیحایی  او

تن  بی  روح  و  روان  را  خبر  جان آمد

همچو موسی  پیِ نابودیِ فرعونِ زمان

مُرْسَلی   بود ، کــه  از  جانب  رحمان آمد

عُود و اسپند به  مَجْمَر فکنید ای یاران

چون  که  آن  یار سفر کرده به سامان آمد

امام آمد

از  اوْج  بُرُوج  حق ، سردار  قیــــام  آمد

بر  شوق  سَمــاع  جان ، انوار  امام آمد

طاغوت نگون سر شد ، با خاک برابر شد

شمشیر اَنَا الحق چون ، بیرون ز نیام آمد

آن پیر  پیام آور ، بت  برکن  و «لا»گستر

بر گستره ای لبــــــریز از خون و پیام آمد

دل  ساحل  معنا  شد ، جولانگه  دریا  شد

بر  بام   شب  جان ها ، آن   ماه  تمام آمد

بفکند  نقاب  از  رو  با  نغمه  «الّاهــــو»

بر مهــــــــر سکوت لب ، مفتاح  کلام آمد

گفتا که: «من آن بحرم، کارام نمی گیرم»

در  مسلک  بیـــــــداران آرام حـــــرام آمد

عنبر چکد از نامش، گل می دمد از گامش

بر  لحظـــــه  سرمستان ، اکسیر  دوام آمد

پیکِ خبـــــر بهمن ، سر داد به  هر  برزن

کای  منتظـــــران  خیزید ، خیزید  امام آمد

 

برگرفته ازسایت حوزه به نشانی: http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5113&id=46145

منبع : تک بیست          www.t-a-k-2-0.sub.ir رفتن به بالای صفحه