برآستان جانان گر ســــر توان نهادن ........ گلبانگ سربلندی برآسمــــان توان زد

زیارت عاشورا - Atyabi Weblog/وب نگاری اطیابی
X
تبلیغات
رایتل

مأخذ شناسی زیارت عاشورا

مقدمه

زیارت بیعت است. پیوستن به دریاست. زیارت الگویابی، قهرمان‌جویی و آرمان خواهی است. زیارت مفاهیم زیبای ذهنی را در عینیت دیدن و ارتباط با امام و همدم او گردیدن است؛ یعنی همنشینی با صاحب ولایت مطلقه کلیه الهیه.

زیارت هجرت و تحوّل است: فرار از بدی‌ها و روی آوردن به خوبی‌ها، همچنین خود را به ایینه عرضه کردن و دیدن جمال خداوند است. بهترین نوع زیارت، زیارتی است که خود صاحبان ولایت مطلقه الهیه به ما تعلیم فرموده‌اند. زیارت عاشورا از این گونه زیارت‌هاست، کلام الله و سرود عرش است، آهنگ توحید دارد و مخصوص اهل تقوا است: ) اتّقوا الله و یعَلِّمُکُمُ الله( .

زیارت عاشورا یک حقیقت عرشی است؛ زیرا در هیچ جای آن، آدمی از خدا دنیا نمی‌خواهد. مراحل قرب الی الله در آن ترسیم شده و آخرین مرحله‌اش فناست. خطِّ مردانگی، آزادی معنوی و بی‌تعلّق زیستن در این دنیا، خط بندگی و عشق به خدا و خط ایثار و از جان گذشتن در سراسر این زیارت هویداست. کلاس مکتب حسینی مشتمل بر مضامین توحیدی، محبّت الهی، انقلاب و جهاد اسلامی، تولاّ و تبرّا است. حقیقت وارستگی را در زیارت عاشورا باید جستجو کرد؛ چون کسی که با این مناجات عارفانه انس دارد، هم زنجیر تعلقات را از خود می‌گسلاند و به یار خود می‌پیوندد، هم درس خداشناسی، محبّت، جهاد و معرفت اهل بیت: را در سایه‌سار آن می‌آموزد و به مدد این سلسله نور به نورالانوار و حقیقة الحقایق می‌رسد. پس برماست که همواره زیارت عاشورا را بخوانیم و در حفظ و قرائت خالصانه آن بکوشیم. امید است با تأمّل در این نوشتار کوتاه، در ازدیاد معرفت و توجّه بیشتر به جایگاه سندی و رجالی، ابعاد و عمق فرازها و همچنین محتوای متن عرشی و بلند آن، مفید و مؤثر افتد و بصیرت افزاید و عنایت ثارالله و آقای شهیدان عالم را نصیب گرداند، ان‌شاء الله.

سابقه نقل زیارت عاشورا

اصلی‌ترین و قدیم‌ترین متنی که زیارت عاشورا در آن وارد شده، کتاب کامل الزیارات است. مؤلف کتاب متن زیارت را با پنج واسطه از حضرت باقرالعلوم7 نقل کرده و سپس صاحب کتاب مصباح المجتهد به نقل این زیارت مبادرت ورزیده است. روایت مذکور دارای صدر و ذیل است. صدر روایت بر اساس نقل کامل الزیارات، توسط دو نفر به نام‌های «علقمة بن محمد حضرمی» و «مالک بن اعین جهنی» به معصوم می‌رسد. در هر دو طریق، صالح بن عقبة از آنان نقل کرده؛ منتها در یکی همراه سیف بن عمیره است و در دیگری به تنهایی. ذیل روایت در کتاب‌های یاد شده مشترک است: «صالح بن عقبة و سیف بن عمیرة از علقمة بن حضرمی از امام باقر(علیه السلام).

راویان و سلسله سند زیارت عاشورا

اگر مبنای مرحوم ایت الله خوئی را در مقدمه کتاب پر ارج معجم رجال الحدیث بپذیریم، سند این روایت جز در یک مورد، هیچ اشکال فنی نخواهد داشت. بر این مبنا تمام رجال سند توثیق شده‌اند و فقط محمد بن موسی بن عیسی الهمدانی است که نجاشی، ابن الغضائری، صدوق و دیگران، او را تضعیف کرده‌اند؛ گر چه به تعبیر ایت الله خوئی توثیق ابن قولویه و قولش در رجال کامل الزیارات، معارض آن تضعیف است و این تعارض در تضعیف و توثیق، به تساقط هر دو می‌انجامد و در نتیجه، محمد بن موسی، از نظر رجالی مجهول الحال می‌شود؛ اما اگر کسی مبنای توثیق مرحوم ایت الله خوئی را بپذیرد، جای دقت و توجه بیشتر را در سلسله سند می‌طلبد که حتی المقدور بدان می‌پردازیم:

1. حکیم بن داود بن حکیم: او در کتب رجالی ظاهراً توثیقی ندارد. صاحب تهذیب از او نقل حدیث کرده و اظهار داشته که با توثیق و تضعیفی همراه نیست. محدث نوری از او به عنوان یکی از مشایخ ابن قولویه یاد کرده است. همین که توثیق عام او با تضعیفی معارض نیست، در اعتبار وی کافی است.

2. محمد بن موسی الهمدانی: به مجهول الحال بودن وی در بیان علامه خوئی اشاره شد.

3. محمد بن خالد الطیالسی: به رغم اینکه برخی رجالی‌ها، او را از مجاهیل شمرده‌اند، ولی علامه نوری در مستدرک پس از ذکر مقدماتی می‌نویسد:

«و یظهر من جمیع ذلک انه من اجلاء الرواة و الثقاة الاثبات؛ وی از راویان گران‌قدر و از موثقان و اهل دقت در ثبت و ضبط احادیث است».

سپس اظهار تعجب از کسانی می‌کند که وی را از مجاهیل شمرده‌اند.

4. محمد بن اسماعیل بن بزیع: شیخ طوسی او را توثیق بلیغ فرموده است. ابن قولویه در کامل الزیارت حداقل 55 حدیث از طریق او نقل کرده است. افزون بر این، در کتب اربعه و سایر کتاب‌ها، حدود 230 روایت از طریق او نقل شده. همچنین در رجال نجاشی بیاناتی از حضرت امام رضا(علیه السلام) در مدح و ستایش محمد بن بزیع نقل شده که بیانگر وثاقت و جایگاه والای او است.

5. عقبة بن قیس کوفی: او پدر صالح از اصحاب امام صادق(علیه السلام) است. ظاهراً توثیق و تضعیفی ندارد و از مجاهیل محسوب می‌شود. عقبه هم صدر روایت را از حضرت امام باقر(علیه السلام) نقل کرده است.

در طریق دوم چنان که ذکر شد، نقل کننده از امام(علیه السلام)، مالک الجهنی است که مقصود همان مالک بن اعین الجهنی است. وی از اصحاب امام باقر(علیه السلام) و به تعبیر شیخ مفید ممدوح آن بزرگوار بوده است. در فراز اصلی روایت از اصل زیارت عاشورای معروف که ذیل روایت قبلی است، نام افراد زیر نیز آمده است:

6. صالح بن عقبة: در کامل الزیارت، واسطه 27 نقل حدیث است. علامه خوئی نیز در مورد او پس از ذکر مقدماتی نوشته: «... فالرجل من الثقات».

7. سیف بن عمیرة: علامه خوئی پس از مقدماتی، نقل شهید ثانی را در تضعیف او آورده و فرموده: «تضعیف ناموجهی است که منشأ آن، توهّم واقفی بودن سیف است و از نظر زمانی نمی‌تواند صحیح باشد. علاوه بر این، واقفی بودن وی، منافاتی با وثاقت ندارد.

8. علقمة بن محمد الحضرمی: وی از اصحاب حضرت امام باقر(علیه السلام) و ناقل متن اصلی زیارت عاشوراست. ظاهراً تنها روایت رسیده از او در کتب روایی‌ما، همین روایت زیارت عاشورا است و مدح و توثیق وی به ذکر و مدح برادرش در منابع روایی ما بر می‌گردد که اشاره است به برخورد علقمه و برادرش ابوبکر بن محمد الحضرمی از یک سو و جناب زید بن علی بن الحسین(علیه السلام) از سوی دیگر. همین برخورد را فی‌الجمله متضمن مدح او دانسته‌اند.

خلاصه، حاصل سخن این است که به فرض، مبنای مرحوم ایت الله خوئی و توثیقات عام ایشان را نپذیریم، روایتِ زیارت عاشورا ضعیف نیست و هیچ تضعیفی در هیچ کدام از رجال سند دیده نمی‌شود. گذشته از این، اقبال بزرگان و اولیای دین به این زیارت و تقید و التزام به خواندن آن و توصیه به مریدان و پیروان خود آشکارا جبران کننده تضعیف‌هاست. به عنوان نمونه، علامه طباطبائی، صاحب تفسیر المیزان، در تمام ماه محرم و صفر، به زیارت عاشورا و توسل به امام حسین(علیه السلام) مقید بود و از نسخه استاد خود، مرحوم ایت الله سید علی قاضی استفاده می‌کرده که کلمه «بک» در «اکرمنی بک» را حذف می‌کرده و به جای «امام هدی»، «امام مهدی» می‌فرموده است. مرحوم شهید قدوسی هم که ناقل این فراز است، خود به زیارت عاشورا مقید بوده.

امام خمینی، بنیان‌گذار نظام اسلامی ایران، در دهه اول محرم، هر روز زیارت عاشورای معروف را با صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن می‌خواندند.

گذری بر کتاب‌شناسی زیارت عاشورا

عنایت عالمان به زیارت عاشورا موجب شد که ده‌ها شرح عربی و فارسی و ترجمه بر آن نگاشته شود یا درباره سند و آداب خواندن آن پژوهش‌هایی انجام گیرد. در ادامه این مقاله به معرفی برخی از آنها پرداخته می‌شود.

کتب چاپ عربی

1. رسالة فی زیارة العاشوراء و کیفیتها: سید محمد باقر اصفهانی، معروف به حجة الاسلام شفتی(1160 ـ 1240ق).

2. رساله فی کیفیة زیارة العاشوراء: ملا محمد بن محمد اشرفی مازندرانی (م1315ق).

3. شرح زیارة عاشورا: میرزا ابوالمعالی کلباسی اصفهانی (م1315ق). این کتاب، شرح بعضی از جملات زیارت عاشورا و احکام حرم امام حسین(علیه السلام) و حدود حایر و احکام تربت حسینی است.

4. زیارة عاشورا و آثارها العجیبة: سید علی موحد ابطحی اصفهانی، بیروت، مؤسسة الغدیر، (1420ق/1999م)، 65صفحه، قطع وزیری.

5. ذخیره العباد لیوم المعاد: ناشناخته. شیخ نصرالله شبستری می‌نویسد: «این کتاب قطعاً به چاپ رسیده است».

6. شرح رسالة تایعت فی زیارة عاشورا: سید محمد باقر حسینی استرآبادی معروف به میرداماد (م1041ق).

7. اللؤلؤالنضید فی شرح زیارة مولینا أبی عبدالله الشهید: حاج شیخ نصر الله شبستری تبریزی. قم، انتشارات امام مهدی، چاپ دوم، 1365ش، 258 صفحه، قطع جیبی.

کتب چاپی عربی (کتب خطی عربی)

1. تذکرة الزائرین: سید ابومحمد حسن بن محمد طباطبائی ساروی(1351ق). این کتاب، شرح مختصر زیارت عاشوراست و نسخه خطی آن به شماره 7/4373 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.

2. تحقیق فی زیارة العاشوراء: حسن بن ابراهیم حسینی ساوجی. نسخه خطی آن در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است. (کتابت1286ق).

3. الدرة الحمراء فی شرح کیفیة زیارة العاشوراء: شیخ محمد شهداوی بن ابی الحسن نائینی مصباحی (م1278ق). تاریخ تألیف: 1269ق. نسخه خطی آن در مجموعه شماره 697 و در 44 صفحه جیبی در کتابخانه سید احمد صفایی خوانساری موجود است.

4. رسالة فی زیارة عاشوراء: سید محمد علی بن میرزا محمد حسین شهرستانی حایری.

5. رسالة فی زیارة عاشوراء: میرزا محمد حسن بن محمد باقر هزار جریبی(1239 ـ 1300ق).

6. رسالة فی آداب زیارة العاشورا: شیخ محمد باقر اصطهباناتی (م1326ق). نسخه خطی این کتاب به شماره 9/4373 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.

7. رسالة فی روایة زیارة عاشورا: سید نصرالله بن حسن حسینی. نسخه خطی آن به شماره 3/2527 (مورّخ1237ق) در کتابخانه مسجد سپهسالار (شهید مطهری کنونی) موجود است.

8. جنّة السرور فی تحقیق کیفیة زیارة العاشورا: شیخ علی شریعتمدار استرآبادی تهرانی (م1315ق)، نسخه اصل آن در مجموعه شماره3090 کتابخانه ایت الله مرعشی نجفی (ره) موجود است(از ص115تا156). مؤلف محترم، این کتاب را خودش به نام نتایج المأثور ترجمه کرده است.

9. رسالة فی زیارة عاشوراء: ملا محمد جعفر شریعتمدار استرآبادی تهرانی (1197 ـ 1263ق). شایان ذکر اینکه نسخه‌ای از کتاب فوق نزد شیخ مهدی شرف الدین در شوشتر بوده و شاید نسخه شماره 2527 کتابخانه مسجد سپهسالار (شهید مطهری) همین کتاب باشد.

10. شرح زیارة عاشوراء: حاج میرزا حسن حائری شیرازی.

11. شرح زیارة عاشوراء: میرزا فتاح بن محمد علی خیابانی تبریزی (م1372ق).

12. زیارة الحسین(علیه السلام) یوم عاشوراء: مؤلف ناشناخته. نسخه خطی شماره 9028 کتابخانه برلین. همچنین نسخه خطی آن به شماره 4568 در کتابخانه ایت الله مرعشی موجود است.

13. شرح زیارة عاشورا: شیخ مفید بن محمد نبی شیرازی بحرانی (1251ـ1325ق). شایان ذکر اینکه نسخه‌ای از آن به شماره 375 در کتابخانه ایت الله مرعشی موجود است.

14. رسالة فی زیارة عاشوراء: شیخ عبدالله شبستری تألیف آن را به برخی علمای ساکن مشهد نسبت می‌دهد.

15. شرح زیارة عاشوراء: علامه سید اسدالله فرزند حجت الاسلام سید محمد باقر شفتی اصفهانی (م1290ق).

16. شرح زیارة عاشورا: مؤلف: ناشناخته. نسخه خطی آن به شماره 13/10836 در کتابخانه غرب در همدان موجود است.

17. شرح زیارة عاشورا: مؤلف: ناشناخته. نسخه خطی آن به شماره 1/10184 در کتابخانه غرب در همدان در مدرسه آخوند ملا علی همدانی موجود است.

18. شرح زیارة عاشوراء: سید حسین فرزند سید ابوالقاسم جعفر خوانساری (م1191ق).

19. شرح زیارة عاشوراء: سید محمد علی مازندرانی اصفهانی.

20. صداق الحور فی شرح زیارة العاشور: سید ابو محمد حسن بن محمد طباطبائی ساروی مازندرانی. این کتاب شرح مفصّل بر زیارت عاشوراست و تا جمله «علیکم منّی جمیعاً سلام الله» را در بردارد. نسخه خطی آن در مجموعه شماره 43738 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.

21. کیفیة زیارة العاشوراء: مؤلف: ناشناخته. نسخه خطی آن در مجموعه شماره 881152 (رساله اول) کتابخانه دانشگاه لس آنجلس موجود است.

22. زیارة الحسین(علیه السلام) یوم عاشورا: نسخه خطی کتابخانه برلین.

23. الصرخة المهدویة: سید مهدی غریقی بحرانی (م1334ق). این کتاب، شرح زیارت عاشورا و کیفیت خواندن آن، با خاتمه‌ای در بحث امامت است و خود مؤلف، آن را تلخیص کرده است.

24. الضیائیة: میرزا هدایة الله بن میرزا رضا گلپایگانی (م1330ق). در این کتاب ـ که مؤلف به نام فرزندش شیخ ضیاء الدین نگاشته ـ به تفصیل از سند زیارت عاشورا و چگونگی خواندن و ثواب آن و فضایل حضرت سیدالشهدا و تاریخ حرم حسینی بحث شده است.

کتب چاپی فارسی

1. زیارت عاشورا و داستان‌های آن: مهدی رئیسی. قم، انتشارات مشهور (میراث ماندگار)، 1383ش.

2. بررسی اسناد زیارت عاشورا: جعفر سبحانی.

3. پرتوی از زیارت عاشورا: سید محمود حسینی (سیاهپوش). تهران، نشر ابجد، 1357ش، 30صفحه، قطع رقعی.

4. آثار و برکات زیارت عاشورا: عباس عزیزی. قم، انتشارات سلسله، 1378ش، 64صفحه، قطع رقعی.

5. تحلیلی از حماسه سیاسی، تاریخی زیارت عاشورا: محمد رسول دریایی. تهران، انتشارات جعفری و اسلامی، 1371ش، 556صفحه، قطع وزیری. مؤلف محترم کتاب، در 40 فصل به شرح مفصّل فقرات و جملات زیارت عاشورا از دیدگاه تاریخی پرداخته و آن را با احادیث و اشعار فراوان و نقل اقوال نویسندگان اهل سنت در آمیخته است. برخی از عناوین آن عبارت‌اند از:

ارزش و آثار زیارت عاشورا، حسین فرزند رسول خدا، ثار چیست؟، گریه بر مصائب امام حسین(علیه السلام)، ریشه‌های قیام امام حسین(علیه السلام)، انتقام و خون‌خواهی، زینب3 و امام سجاد(علیه السلام)، بطلان خلافت خلفای ثلاثه، بنی امیه و بنی عباس و مفاسد آنها، اصحاب امام حسین(علیه السلام)، شهدای اصحاب و بنی هاشم.

6. زیارت در پرتو ولایت (شرح زیارت عاشورا): زهره صفایی. قم، مجتمع علوم دینی حضرت ولی عصر(عج)، 195 صفحه، قطع رقعی.

7. زیارت عاشورا: تنظیم: سید رضا موسی کاظم نائینی. قم، دارالنشراسلام، 1378ش، 56صفحه، قطع جیبی.

8. زیارت عاشورا: غلامرضا ناقلی. مشهد، بنیاد مستعضعفان خراسان، 1364ش، 98صفحه.

9. زیارت عاشورا و آثار شگفت: سید علی موحد ابطحی اصفهانی. قم، ناشر: مؤلف، 1415ق، 100صفحه، قطع جیبی. این کتاب به زبان‌های عربی، اردو، فرانسه و روسی ترجمه شده است.

10. الدرّه البیضاء فی شرح زیارة العاشوراء: حاج سید عزیزالله امامت کاشانی. کاشان، مجتمع متوسلین به آل محمد(صلی الله علیهم اجمعین)، 1378ش، 559صفحه، قطع وزیری.

11. الدّر المنصور فی شرح زیارة العاشور: میرزا احمد بن عبدالرحیم (معروف به میرزا آقا تبریزی)، تبریز، 1380ق، 252صفحه، قطع رقعی.

12. درس‌هایی از زیارت عاشورا: جواد محدثی. تهران، نشر دارالحدیث، 1378ش، این کتاب به زبان اردو نیز ترجمه و منتشر شده است.

13. زیارت عاشورا و آثار معجزه آسای آن: علی اکبر مهدی‌پور. قم، انتشارات رسالت، 1375ش، 94صفحه، قطع جیبی.

14. زیارت عاشورا و آثار معجزه آسای آن: ناصر رستمی لاهیجی. قم، مجمع ذخائر اسلامی، 1370ش، 359صفحه، قطع رقعی.

15. شرح و ترجمه زیارت عاشورا: حسن شمس گیلانی. تهران، بی‌نا، 1369ش، 147صفحه، قطع رقعی.

16. شرح یک حماسه (نگاهی کوتاه به زیارت عاشورا): سید مهدی حسینی‌زاده. تهران، مرکز آفرینش‌های ادبی هنری بنیاد قرآن، 1381ش، 140صفحه، خشتی.

17. شرح زیارت عاشورا: مولا عبدالرسول نوری فیروز کوهی. این کتاب، همراه با چند رساله دیگر از مؤلف به سال 1321ق در تهران به چاپ رسیده است.

18. شرح زیارت عاشورا: مرحوم حاج سید احمد میرخانی تهرانی (1330 ـ 1414ق). تهران، مکتب ولی عصر (عج) و مؤسسه فرهنگی نشر سما، 1374ش، 970صفحه، قطع وزیری، به خط فریبا مقصودی کرمانشاهی. این کتاب در 51 مجلس به سامان رسیده و به شرح مفصل زیارت از دیدگاه کلامی، تاریخی، حدیثی و ادبی پرداخته است.

19. شور عاشورائیان (ترجمه منظوم زیارت عاشورا): سروده: عبدالحسین اشعری قمی. قم، مرکز فرهنگی انصار المهدی، 1378ش، 30صفحه، قطع جیبی.

20. نور علی فی آداب زیارة العاشور: میرزا حبیب الله بن شیر محمد همدانی. چاپ بمبئی، 1320ق، 242صفحه، قطع رقعی.

21. کنز مخفی: شیخ عبدالنبی نجفی عراقی (اراکی). چاپ تهران، 1371ق، به اهتمام یوسف بوعلی احسایی، 120صفحه، قطع وزیری. این کتاب درباره آداب و کیفیت زیارت عاشورا است.

22. المصباح و النور در شرح زیارت عاشور: میرزا محمد توتونچی تبریزی(م1398ق). چاپ تبریز، 1392ق، 87صفحه، قطع رقعی.

23. شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور: حاج میرزا ابوالفضل تهران کلانتر (1273 ـ 1316ق) تحقیق و تکمله: سید علی موحد ابطحی اصفهانی. قم، چاپ سید الشهدا، 1368ش، 2جلد، 440+415صفحه، قطع وزیری. مؤلف کتاب، این شرح را در عصر روز عاشورای 1309ق در سامرا به پایان رسانیده و مورد تایید و تمجید مرجع عالی‌قدر مرحوم ایت الله العظمی میرزای شیرازی نیز قرار گرفته و در حقیقت گسترده‌ترین و پر فایده‌ترین شرح در زیارت عاشوراست. این کتاب، بارها در بمبئی، تهران و قم به چاپ رسیده و مورد اعتنا و اعتماد محدثان و مورّخانی چون: حاج میرزا محمد ارباب قمی در اربعین الحسینیة و حاج شیخ عباس قمی در منتهی الامال قرار گرفته است.

کتب خطی فارسی

1. شرح زیارت عاشورا: سید حسین بن جعفر موسوی یزدی. این کتاب، به صورت پرسش و پاسخ از برخی جمله‌های زیارت عاشوراست. نسخه خطی آن در کتابخانه وزیری یزد به شماره1419 (مورخ1296ق) در 94 برگ موجود است.

2. رسالة فی کیفیة زیارة العاشور: مولا محمد محسن بن محمد سمیع کاشانی(م1222ق). وی از نوادگان فیض کاشانی است. نسخه خطی آن در کتابخانه گلپایگانی قم به شماره 2217 موجود است.

3. شرح زیارة عاشوراء: سید بهاء الدین علی بن عبدالکریم (عبدالحمید) الحسنی النیلی النجفی. مؤلف بزرگوار، مصباح المتهجد شیخ طوسی را شرح کرده و از آنجا که زیارت عاشورا در آن مذکور است، مؤلف نیز به شرح زیارت عاشورا پرداخته است.

4. شرح زیارت عاشورا: میرزا محمد علی مدرس چهاردهی نجفی. این کتاب، مختصر است و نسخه خطی آن به شماره 12370 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.

5. شرح زیارت عاشورا: شیخ عباس حایری تهرانی(1298 ـ 1360ق). نسخه خطی آن نزد فرزندش حاج شیخ مهدی حائری تهرانی بوده است.

6. کیفیت زیارت عاشورا: مؤلف: ناشناخته. نسخه خطی آن در 90 برگ جیبی، به شماره63 در کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران موجود است.

7. ترجمه زیارت عاشورا: علامه محمد باقر مجلسی اصفهانی (ره). نسخه خطی آن در کتابخانه ایت الله گلپایگانی قم به شماره 5908 (رساله هفتم مجموعه) موجود است.

8. رسالة فی کیفیة زیارة العاشور و بیان طرق الاحتیاط و جمع المحتملات فیها: علامه شیخ محمد حسین قمشه‌ای نجفی کبیر (م1336ق). نسخه خطی این کتاب در کتابخانه شهید قاضی طباطبائی در تبریز موجود است.

9. شرح جمله «یا ثار الله و ابن ثاره»: شیخ علی اکبر محمد امین لاری. این رساله، مفصّل است و در سال 1284ق تألیف شد و نسخه خطی آن به شماره 4086 در کتابخانه ایت الله مرعشی قم موجود است.

10. نتایج المأثور فی ترجمة «جنّه السرور فی شرح زیارة العاشور»: شیخ علی بن ملا محمد جعفر شریعتمداری استرآبادی تهرانی (م1315ق). مؤلف بزرگوار، کتاب جنّه السرور خود را ترجمه تحت اللفظی کرده و نسخه اصلی آن به طور ناقص، به شماره 3090 در کتابخانه ایت الله مرعشی نجفی موجود است. مؤلف محترم این کتاب را به نام نتیجة النتایج تلخیص کرده است.

پی‌نوشت‌ها

  1. فرهنگ معین، ماده براعت، ج1، ص693: الفاظی چند در ابتدای خطبه کتاب و مطلع قصیده که خواننده با خواندن آنها از مقصد و مراد نویسنده و گوینده آگاه گردد
  2. بقره/282
  3. کامل الزیارات، تحقیق جواد قیومی، ص20
  4. همان، ص325، باب 71، حدیث9
  5. مصباح المجتهد، ص713
  6. معجم رجال الحدیث، ج17، 283 و 288
  7. همان، ج2، ص186
  8. مستدرک الوسائل، ج3، ص796، فایده دهم
  9. همان، ص842
  10. رجال طوسی، ص3867، فی اصحاب الرضا7
  11. رجال نجاشی، ص233
  12. معجم رجال الحدیث، ج11، ص156
  13. همان، ج14، ص158، به نقل از ارشاد شیخ مفید
  14. کامل الزیارات، ص577
  15. معجم رجال الحدیث، ج79، ص79
  16. همان، ج8، ص366
  17. برای مطالعه تفصیلی این موضوع رک: معجم رجال الحدیث، ج11، ص186ـ187
  18. رک: مقاله «جرعه‌ای از زلال زیارت عاشورا»، حسین مقیسه، مجموعه مقالات همایش امام حسین7، ج10، ص542ـ543
  19. سیمای فرزانگان، ص188، به نقل از یادنامه شهید قدوسی
  20. این رساله در شفاء الصدور، ج1، ص73 به چاپ رسیده است (رک: الذریعه، آقا بزرگ تهرانی، ج12، ص)79
  21. این رساله، در انتهای کتاب شعائر الاسلام من الحلال و الحرام به چاپ رسیده است (رک: شفاء الصدور، ج2، ص430)
  22. الذریعة، ج13، ص308
  23. ترجمه این کتاب به نام «زیارت عاشورا و آثار شگفت آن» در قم به زیور طبع آراسته شده است، با این مشخصات: قم، انتشارات امیر، چ اول، 1370ش
  24. اللؤلؤ النضید، ص38؛ الذریعة ج10، ص16
  25. این رساله در شرح کلمه«تابعت» در زیارت عاشورا و اثبات صحیح بودن «تایعت» است
  26. این نوشتار درکتاب شفاء الصدور، ج2، ص339، با نقدی بر آن ذکر شده است
  27. رک: مجله علوم حدیث، ش23، بهار 1381ش، ص166ـ167
  28. مؤلف این کتاب، پس از آن، شرح مفصل زیارت را به نام صداق الحور نگاشته است (رک: مجله علوم حدیث، ش23، ص174)
  29. رک: مجله پیام حوزه، ش31، ص108
  30. این کتاب اهدایی مقام معظم رهبری (مدظلّه العالی) به کتابخانه آستان قدس رضوی است (فهرست کتابخانه آستان قدس رضوی، ص286؛ مکارم الآثار، ج6، ص2231)
  31. الذریعة، ج12، ص80
  32. همان، ج5، ص158؛ فهرست کتابخانه ایت الله مرعشی نجفی (ره)، ج8، ص314ـ315
  33. الذریعه، ج12، ص79
  34. المسلسلات فی الاجازات، ج2، ص263
  35. معجم اعلام الشیعة، ج1، ص343
  36. فهرست کتابخانه مرعشی، ج12، ص143
  37. این کتاب، شرح مفصلی است که به موضوعات ادبی، تاریخی و اعتقادی بحث می‌پردازد و در آغاز هم مقدمه‌ای درباره فضیلت زیارت امام حسین7 و معنای عاشورا آورده مؤلف در اوایل ماه رمضان 1303ق به تالیف آن پرداخته و روز سوم ذی العقده همان سال از آن فراغت جسته است
  38. فهرست کتابخانه مرعشی، ج1، ص393؛ مجله علوم حدیث، ش23، ص176
  39. اللؤلؤ النضید، ص38
  40. الذریعة، ج13، ص307
  41. فهرست کتابخانه غرب، ص452
  42. همان، ص441
  43. الذریعة، ج13، ص307
  44. تراجم الرجال، ج3، ص326
  45. فهرست کتابخانه مجلس، ج12، ص83ـ84
  46. نشریه نسخه‌های خطی، ج11، ص713
  47. الذریعة، ج15، ص39
  48. نسبت تألیف کتاب به میرزا هدایة الله احتمالی است
  49. الذریعة، ج15، ص132؛ مجله علوم حدیث، ش23، ص177ـ178
  50. این نوشتار در مجموعه مقالات ایشان به نام سیمای فرزانگان (ج2، ص495ـ506) مندرج است
  51. مجله علوم حدیث، ش23، ص168
  52. در ابتدای این کتاب از سند، ثواب، ویژگی‌ها، آثار و داستان‌هایی درباره زیارت عاشورا سخن گفته شده است
  53. این رساله در 350 صفحه به همراه رساله فضایل اهل بیت:و ثواب زیارت سید الشهدا7 و رساله‌ای درباره امام‌زادگان معتبر و رجال مدفون در کاشان (200صفحه) به چاپ رسیده است
  54. در این رساله از زیارت امام حسین7 و آثار آن، ایام زیارتی، زیارت عاشورا و ثواب آن، مداومت بر آن و آثار شگفت آن و ده داستان، اسناد و منابع زیارت عاشورا، چند نکته درباره عاشورا و آداب زیارت عاشورا بحث شده است
  55. الذریعة، ج13، ص308؛ گنجینه دانشمندان، ج6، ص125
  56. شایان ذکر اینکه در لابه لای صفحات این کتاب، نمونه‌هایی از خطوط زیبای نسخ، ثلث و نستعلیق از اساتید بزرگ خط مانند ایت الله سید مرتضی نجومی، استاد سید حسین میرخانی، استاد غلامحسین امیرخانی، درباره امام حسین7 نیز درج شده است
  57. رک: الذریعة ج24، ص371؛ فهرست کتاب‌های چاپی فارسی، ج5، ص5335
  58. رک: مجله علوم حدیث، ش23، ص170ـ173
  59. فهرست کتابخانه وزیری، ج3، ص955
  60. فهرست کتابخانه گلپایگانی، ج3، ص197
  61. علامه مجلسی درباره آن می‌نویسد: «این شرح را دیدم، بیشتر به بیان تراکیب الفاظ و ادبیات آن پرداخته و فایده بسیار بر آن متصور نیست» (رک: الذریعة، ج2، ص313)
  62. فهرست الفبایی کتابخانه آستان قدس رضوی، ص341؛ الذریعه، ج13، ص308
  63. نقباء البشر، ج4، ص990؛ گنجینه دانشمندان، ج4، ص426
  64. الذریعة، ج12، ص79؛ نشریه نسخه‌های خطی، ج7، ص518
  65. فهرست کتابخانه مرعشی، ج11، ص100

متن زیارت عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِ­الْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ و لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها.

سلام بر تو اى ابا عبد اللَّه؛ سلام بر تو اى فرزند رسول خدا؛ سلام بر تو اى فرزند امیر المؤمنین و اى فرزند سیّد اوصیا؛ سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا سیّده زنان اهل عالم؛ سلام بر تو اى کسى که از خون پاک تو و پدر بزرگوارت خدا انتقام مى‏کشد؛ و از ظلم و ستم وارد بر تو دادخواهى مى‏کند. سلام بر تو و بر ارواح پاکى که در حرم مطهرت با تو مدفون شدند. بر جمیع شما  تا ابد از من درود و تحیت و سلام خدا باد. تا دلیل و نهار در جهان بر قرار است. اى ابا عبد اللَّه همانا تعزیتت (در عالم) بزرگ و مصیبتت در جهان بر ما شیعیان و تمام اهل اسلام سخت و عظیم و ناگوار و دشوار بود. و تحمل آن مصیبت بزرگ در آسمانها بر جمیع اهل سموات نیز سخت و دشوار بود. پس خدا لعنت کند امتى که اساس ظلم و ستم را بر شما اهل بیت رسول بنیاد کردند و خدا لعنت کند امتى را که شما را از مقام و مرتبه (خلافت) خود منع کردند و رتبه‏ هایى که خدا مخصوص به شما گردانیده بود، از شما گرفتند.

وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیائِهِمْ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَکَ وَ اَکْرَمَنى بِکَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.

خدا لعنت کند آن امتى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آن مردمى را که از امراى ظلم و جور براى قتال با شما اطاعت کردند. من به سوى خدا و به سوى شما از آن ظالمان و شیعیان آنها و پیروان و دوستانشان بیزارى مى‏جویم. اى ابا عبد اللَّه من تا قیامت سلم و صلحم با هر که با شما صلح است و در جنگ و جهادم با هر که با شما در جنگ است. خدا لعنت کند آل زیاد و آل مروان را. و خدا لعنت کند بنى­امیه را تمامی و لعنت کند پسر مرجانه را و لعنت کند عمر سعد را و خدا لعنت کند شمر را. و خدا لعنت کند گروهى را که اسبها را براى جنگ با حضرتت زین و لگام کردند و بر تو بناگاه هجوم آوردند و براى جنگ با تو مهیا گشتند. پدر و مادرم فداى تو باد؛ تحمل حزن و مصیبت بر من  به واسطه ظلم و ستمى که بر شما رفته سخت دشوار است. پس از خدایى که مقام تو را گرامى داشت و مرا هم به واسطه دوستى تو عزّت بخشید از او درخواست می­کنم که روزى من گرداند تا با امام منصور از اهل بیت محمد صلى اللَّه علیه وآله خون­خواه تو باشم. پروردگارا مرا به واسطه حضرت حسین نزد خود در دو عالم وجیه و آبرومند گردان.

یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِاْلبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلى اَشْیاعِکُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّکُمْ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِکُمْ وَالنَّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداکُمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِیائِکُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِکُمْ اَنْ یَجْعَلَنى مَعَکُمْ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.

اى ابا عبد­اللَّه من به درگاه خدا تقرب جسته و به درگاه رسولش و به نزد حضرت فاطمه و حضرت حسن و به حضرت تو قرب مى‏طلبم به واسطه محبت و دوستى تو. و بیزارى از کسانى که اساس و پایه ظلم و بیداد را بر شما بنا نهادند و بیزارم از پیروان آنها و به درگاه خدا و نزد شما اولیاء خدا از آن مردم ستمکار ظالم بیزارى مى‏جویم و اول به درگاه خدا؛ سپس نزد شما تقرب مى‏جویم به سبب دوستى شما و دوستى دوستان شما و به سبب بیزارى جستن از دشمنان شما. و بیزارى از مردمى که با شما به جنگ و مخالفت برخاستند و از شیعیان و پیروان آنها هم بیزارى می­جویم. اى بزرگواران من سلم و صلحم با هر کس که با شما صلح است و در جنگ و مخالفتم با هر کس که با شما به جنگ است و دوستم با دوستان شما و دشمنم با دشمنان شما. پس از کرامت حق درخواست مى‏کنم به معرفت شما و دوستان شما مرا گرامى سازد و همیشه بیزارى از دشمنان شما را روزى من فرماید و مرا در دنیا و آخرت با شما  قرار دهد.

وَ اَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِىَ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ­اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْکُمْ وَ اَسْئَلُ اللَّهِ بِحَقِّکُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذى لَکُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِه مُصیبَةً ما اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ .

و در دو عالم به مقام صدق و صفاى با شما مرا ثابت بدارد و باز از خدا درخواست می­کنم که به مقام محمودى که خاص شما  است مرا برساند. و مرا نصیت کند که در رکاب امام زمان شما اهلبیت، که هادى و ظاهر شونده ناطق به حق است؛ خون­خواه باشم. و از خدا به حق شما و به شأن و مقام تقرب شما نزد خدا در خواست مى‏کنم، که ثواب غم و حزن و اندوه مرا به واسطه مصیبت بزرگ شما، بهترین ثوابى که به هر مصیبت زده‏اى عطا مى‏کند به من آن ثواب را عطا فرماید. و مصبت شما آل محمد در عالم اسلام بلکه در تمام عالم سماوات و ارض چقدر بزرگ بود و بر عزادارانش تا چه حد سخت و ناگوار گذشت. پروردگارا مرا در این مقام که هستم از آنان قرار ده که درود و رحمت و مغفرتت شامل حال آنها است. پروردگارا مرا به آیین محمد و آل اطهارش زنده بدار و گاه رحلت هم به آن آیین بمیران.

اَللَّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الْاَکْبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الْآبِدینَ وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اَللَّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَالْعَذابَ الْاَلیمَ اَللَّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا وَ اَیَّامِ حَیاتى بِالْبَرائَةِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَ وَ آلِ نَبِیِّکِ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.

پروردگارا این روز؛ روزى است که مبارک می دانستند آن را بنى امیه و پسر جگر خوار و یزید پلید لعین، پسر معاویه ملعون در زبان تو و زبان رسول تو صلى اللَّه علیه و آله در هر مسکن و منزل که رسول تو توقف داشت (همه جا او را به لعن یاد کرد). پرورگارا لعنت فرست بر ابى­سفیان و بر پسرش معاویه و پسرش یزید پلید. بر همه آنان لعن ابدى فرست و این روز (عاشوراء) روزى است که آل زیاد بن ابیه لعین و آل مروان بن حکم خبیث، به واسطه قتل حضرت حسین صلوات اللَّه علیه شادان بودند. پروردگارا تو لعن و عذاب الیم آنان را چندین برابر گردان. پروردگارا من به تو در این روز و در این مکان و در تمام دوران زندگانى به بیزارى جستن و لعن بر آن ظالمان و دشمنى آنها و بدوستى پیغمبر وآل اطهار او  تقرّب می­جویم.

سپس 100 مرتبه می­گویی:

اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنِ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.

و آنگاه 100 مرتبه تأکید  می­نمایی:

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

پروردگارا تو لعنت فرست بر اوّل ظالمى که در حق محمد و آل پاکش صلوات الله علیهم ظلم و ستم کرد. و آخرین ظالمى که از آن ظالم نخستین در ظلم تبعیّت کرد. پروردگارا تو بر جماعتى که بر علیه حضرت حسین بجنگ برخاستند لعنت فرست و بر شیعیانشان و بر هر که با آنان بیعت کرد و از آنها پیروى کرد. خدایا بر همه لعنت فرست.

سلام بر تو اى ابا عبد اللَّه و بر ارواح پاکى که  فانی در وجود تو شدند. سلام خدا از من  بشما باد الى­الابد مادامى که شب و روزی برقرار و باقى است و خدا این زیارت مرا آخرین عهد با حضرتت قرار ندهد. سلام بر حضرت حسین و بر حضرت على بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب حسین.

و آنگاه می­گویی:

اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثَّانِىَ وَالثَّالِثَ والرَّابِعَ اَللَّهُمِّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ.

سپس به سجده رفته و می­گویی:

اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرینَ لَکَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.

پروردگارا تو لعنت مرا مخصوص گردان باولین شخص ظالم و اول در حق اولین ظالم و آنگاه در حق دومین و سوّمین و چهارمین. پروردگارا و آنگاه لعنت فرست بر یزید پنجم آن ظالمان و باز لعنت فرست بر عبید اللَّه بن زیاد پسر مرجانه و عمر سعد و شمر و آل ابى سفیان و آل زیاد و آل مروان تا روز قیامت.

ذکر سجده:

 خدایا ترا ستایش مى­کنم بستایش شکر گذاران تو؛ برغم اندوهى که بمن در مصیبت رسید. سپاس خدا را، بر عزادارى و اندوه و غم بزرگ من. پروردگارا شفاعت حضرت حسین را روزى که بر تو وارد می­شوم نصیبم بگردان. و مرا نزد خود ثابت قدم بدار به صدق و صفا در روزى که بر تو وارد می­شوم؛ با حضرت حسین و اصحابش که در راه خدا جانشان را نزد حسین فدا کردند (همنشین) باشم.

برگرفته ازوبلاگ امیدمهاجر به نشانی:   http://omidmohajer.parsiblog.com/Archive8743.htm

منبع : تک بیست          www.t-a-k-2-0.sub.ir رفتن به بالای صفحه