برآستان جانان گر ســــر توان نهادن ........ گلبانگ سربلندی برآسمــــان توان زد

ابن تیمیه - Atyabi Weblog/وب نگاری اطیابی
X
تبلیغات
رایتل

ابن تیمیّه

ابوعباس تقی‌الدین احمد بن عبدالسلام بن عبدالله ابن تیمیة الحرّانی معروف به ابن تیمیه فقیه و متکلم مسلمان دوره حمله مغول بود.

او در سال ۱۲۶۳ میلادی در حرّان از شهرهای ترکیه کنونی بدنیا آمد(برخی اورا اهل دمشق سوریه می دانند) و در سال ۱۳۲۸ میلادی بعد از ۶۵ سال مبارزه و تعلیم و تعلم وفات یافت. از جمله ویژگیهای ابن تیمیه، جسارتش در ارایه عقاید و باورهایش بود. وی نقش بسیار برجسته‌ای در پیروزی سپاه ممالیک مصر بر خیل مغولان بر عهده داشت.

ابن تیمیه در فقه حنبلی خیلی زود به مقام اجتهاد رسید ولی در ارائه فتواها هرگز خود را محدود به فقه حنبلی نمی‌کرد و حتی بسیاری از فتواهای او مطابق هیچیک از مذاهب چهارگانه اهل تسنن یعنی حنبلی، شافعی، مالکی و حنفی نبود. یکی از نخستین آثار او کتاب «عقیده» بود که به نوعی ناروا و خرق عادت در میان سنیان محسوب می‌شد. وی در این کتاب به نقد و رد بسیاری از عقاید کلامی اشعری‌ها پرداخته و نسبت به سستی و ضعف آن باورها معترض بوده‌است. وی پیرو نقل و حدیث است و دشمن سرسخت شیعه و تصوف بود. ابن تیمیه بخاطر عقایدش که سخت با مذاهب اسلامی در تعارض بود از دمشق اخراج گردید و علمای آن روزگار تا مرز تکفیر او پیش رفتند. همچنین علمای مدینه و مکه نیز از او ابراز برائت کرده و او را به این شهرها ممنوع الورود اعلام نمودند.

بسیاری ابن تیمیه را نخستین کسی می دانند که مفهوم عرضه و تقاضا در اقتصاد را معرفی کرد.[۱]

نوشته‌های ابن تیمیه

در تفسیر

·         رسالة در تفسیر وکیف یکون.

·         تفسیر سورة الاخلاص.

·         جواب أهل العلم والایمان .

·         تفسیر المعوذتین.

در عقائد

·         الایمان.

·         الاستقامة.

·         اقتضاء الصراط المستقیم.

·         الفرقان بین أولیاء الرحمن وأولیاء الشیطان.

·         التوسل والوسیلة.

·         الرسالة الحمویة.

·         الرسالة التدمریة.

·         العقیدة الواسطیة.

·         رسالة مراتب الادارة.

·         الاحتجاج بالقدر.

·         بیان الهدی من الضلال.

·         الجواب الصحیح.

·         معتقدات اهل الضلال.

·         معارج الوصول.

·         السؤال عن العرش.

·         بیان الفرقة الناجیة.

·         درء تعارض العقل والنقل.

·         منهاج السنة النبویة.

·         ابطال قول الفلاسفة باثبات الجواهر العقلیة.

·         شرح حدیث النزول.

·         نقض المنطق.

·         الرد علی المنطقیین.

·         رفع الملام عن الأئمة الأعلام.

·         الواسطة بین الحق والخلق.

در فقه

·         رسالة القیاس.

·         القواعد.

·         رسالة الحسبة.

·         الأمر بالمعروف.

·         العقود.

·         المظالم المشترکة.

·         حقیقة الصیام.

قصائد

·         عقیدتی

·         القصیدة التائیة.

مؤلفات

·         الاربعین التی رواها شیخ الاسلام بالسند

·         الاکلیل فی المتشابه والتأویل

·         التبیان فی نزول القرآن

·         الرساله الاکملیه

·         الرساله العرشیة

·         القاعدة المراکشیة

·         رسالة الی اهل البحرین فی رؤیة الکفار ربهم

·         رسالة ایضاح الدلالة فی عموم الرسالة

·         رسالة فی أمراض القلوب وشفاؤها

منبع

·         ابن تیمیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

1.      Hosseini, Hamid S.. “Contributions of Medieval Muslim Scholars to the History of Economics and their Impact: A Refutation of the Schumpeterian Great Gap”. A Companion to the History of Economic Thought. Biddle, Jeff E.; Davis, Jon B.; Samuels, Warren J.. Malden, MA: Blackwell, 2003, ISBN 0-631-22573-0, ‏28–45 [28 & 38].

منبع : سایت ویکی پدیا به نشانی : http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%87

زندگینامه ابن تیمیه‏

کتاب: فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى، ج 3، ص 19

نویسنده: جعفر سبحانى

در ماه ربیع الاول سال 661 هجرى قمرى، درست 5 سال پس از سقوط عاصمه خلافت عباسى (بغداد) کودکى در یکى از نقاط شام به نام (حران) دیده به جهان گشود و تا 7 سالگى در آن سرزمین زندگى کرد، ولى بخاطر حمله سپاه مغول، خانواده وى مجبور به جلاى وطن شد و رحل اقامت در شهر شام افکند. پدر او روحانى حنبلى مذهب بود که در عقاید و فقه از مذهب‏«احمد بن حنبل‏» (م/241) پیروى میکرد، از این جهت فرزند خود را به مدارس‏«حنابله‏»فرستاد تا فقه حنبلى را فرا گیرد.

این کودک همان‏«احمد بن عبد الحلیم، بن تیمیه حرانى‏»است که آیین وهابیت در قرن 12 هجرى بر اساس افکار و آراء او پى ریزى گردید.

شناخت عقاید وهابیان در گرو شناخت ابن تیمیه و آراء و عقاید او است. محمد بن عبد الوهاب مؤسس‏«وهابیت‏»بخشى از عقائد او را گرفت، و قسمتهاى دیگر آنرا رها کرد و به آن اهمیت نداد.

ابن تیمیه تا سال 698 هجرى در شام بسان یک روحانى حنبلى میزیست، و تا آن سال از او لغزشى مشاهده نشد و از آن به بعد، یعنى وقتى رساله‏اى به نام‏«الرسالة الحمویة‏»نوشت، آثار انحراف در او ظاهر گردید، وى این رساله را در پاسخ پرسش مردم‏«حماة‏» (1) که یکى از شهرهاى سوریه است، نوشت و آشکارا براى خدا«جهت‏»و«سمت‏»قائل شد و تلویحا او را جسم دانست.

تنزیه خدا از جسم و جسمانى بودن و از هر نوع مماثله با موجودات امکانى یکى از افتخارات اسلام و قرآن است که آشکارا میفرماید«لیس کمثله شى‏ء» (2) «براى او مانندى نیست‏»و به خاطر نفى پندار جهت و سمت، او را در همه جا حاضر و ناظر میداند و مى‏فرماید:«و هو معکم این ما کنتم‏» (3) «او با شما است در هر کجا باشید». و نیز میفرماید:«و هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله. . . » (4) «او (خدا) کسى است که در آسمانها خدا است و در زمین خداست‏». ولى فرزند تیمیه با وجود چنین آیات صریح و روشن و دلائل محکم و استوار متکلمان اسلامى اعم از معتزلى و اشعرى و شیعى، خرق اجماع کرد و آشکارا گفت:خدا فوق آسمانها است، و بر عرش خود تکیه کرده است.

مبانى فکرى ابن تیمیه در چهار بُعد

مبانى فکرى ابن تیمیه را در چهار بخش میتوان خلاصه کرد:

1 - حمل صفات خبرى بر معانى لغوى

در اصطلاح علم کلام، بخشى از صفات خدا را، صفات خبرى مى‏نامند، صفاتى که قرآن و حدیث از آن خبر داده و خرد آنرا درک نکرده است، مانند«وجه‏»و«ید»و«استواء بر عرش‏»و نظائر آنها که قسمتى از آنها در قرآن، و برخى دیگر در حدیث نبوى وارد شده است.

شکى نیست که معانى لغوى این صفات، ملازم با جسمانى بودن خداست زیرا«وجه‏»به معنى‏«صورت‏»و«ید»به معنى دست و«استواء»به معنى استقرار و یا جلوس، از شؤون موجودات امکانى است، و خداى واجب الوجود، منزه از چنین معانى، میباشد، از این جهت همه طوائف اسلامى به جز گروه‏«مجسمه‏»با توجه به قرائنى که در سیاق آیات است، معانى خاصى براى این صفات مطرح میکنند، که با مراجعه به تفاسیر و کتابهاى کلامى روشن مى‏گردد.

ولى متاسفانه شیخ الاسلام قرن هشتم، اصرار مى‏ورزد که آنچه در این باره وارد شده، بر همان معانى لغوى و متداول عرفى باید حمل گردد و کسانى را که این نوع از صفات را بکمک قرائن موجود در آیات و روایات بر معانى مجازى و کنائى حمل مى‏کنند، «مؤوله‏»نامیده و به باد انتقاد مى‏گیرد، و به این نیز اکتفاء نمیکند و میگوید:همه صحابه و تابعان نیز بر این عقیده بوده‏اند و ما در آینده، ترجمه عبارت‏«رساله حمویه‏»او را خواهیم آورد.

2 - کاستن از مقامات پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله

بخش دوم تفکر او عادى جلوه دادن مقامات پیامبران و اولیاى الهى است و اینکه آنان پس از مرگ کوچکترین تفاوتى با افراد عادى ندارند، او در این راستا، مسائلى را مطرح میکند که همگى یک هدف را تعقیب میکنند، و آن عادى جلوه دادن پیامبران، مخصوصا پیامبر اسلام و اولیاء بزرگ دین است. روى این اساس مى‏گوید:

1 - سفر براى زیارت پیامبر حرام است.

2 - کیفیت زیارت پیامبر، از کیفیت زیارت اهل قبور تجاوز نمى‏کند.

3 - هر نوع پناه و سایبان بر قبور حرام مى‏باشد.

4 - پس از درگذشت پیامبر هر گونه توسل به آن حضرت بدعت و شرک است.

5 - سوگند به پیامبر و قرآن، و یا سوگند دادن خدا، به آنها شرک مى‏باشد.

6 - برگزارى مراسم جشن و شادى در تولد پیامبر، بدعت‏به شمار مى‏رود.

و همچنین. . . که یکایک آنها به صورت گسترده خواهد آمد و زیر بناى آراء و نظریات او در این مسائل این است که براى توحید و شرک، حد منطقى قایل نشده و روى انگیزه خاصى، آنها را شرک، و بدعت و یا لااقل حرام مى‏داند.

او در این قسمت، آراء و نظریاتى را مطرح میکند، که پیش از او، احدى از علماى اسلام، نگفته وی با لجاج خاصى به جنگ همه مى‏رود، و از این جهت از همان زمان، و پس از آن، افکار عمومى اهل سنت‏بر او شورید. و بارها دستگیر و زندانى شد و دهها کتاب بر رد اندیشه‏هاى او نوشته گردید.

3 - انکار فضائل اهل البیت

بخش سوم از مبانى فکرى او را انکار فضائل مسلم اهل بیت عصمت و طهارت که در صحاح و مسانید اهل سنت وارد شده، تشکیل میدهد وى در کتاب خود به نام‏«منهاج السنة‏»که به حق باید آنرا«منهاج البدعة‏»دانست احادیث صحیحى را که مربوط به مناقب على و خاندان اوست، بدون ارائه مدرکى، انکار مى‏نماید و همه را مجعول اعلام میکند، فضائلى که دهها حافظ و حاکم از محدثان آنرا نقل کرده و بهصحت آنها تصریح کرده‏اند. از باب نمونه مى‏گوید:

1 - نزول آیه:«انما ولیکم الله و رسوله‏»درباره على، به اتفاق اهل علم دروغ است، منهاج السنة ج 1 ص 1 در حالى که متجاوز از شصت و چهار محدث و دانشمند، بر نزول آن درباره امام تصریح کرده‏اند (5) .

2 - آیه: (قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فی القربى، درباره خاندان رسالت نازل نشده است، منهاج السنة 2/118، در حالى متجاوز از چهل و پنج محدث و دانشمند آنرا نقل کرده‏اند (6) .

و همچنین. . . این نوع نقدها و ردها، علاوه بر اینکه حاکى از عدم مبالات، در انتقاد است، خالى از یک نوع دشمنى باطنى با خاندان پیامبر نمى‏باشد.

او با گشودن این باب، زحمات احمد بن حنبل را در تثبیت فضائل امام على - علیه السلام - به هدر داد.

تا پیش از احمد بن حنبل م/241، خلیفه راشد بودن امام در میان محدثان اهل سنت جا نیفتاده بود و در این قضیه موافق و مخالف وجود داشت، او بود که على را رسما خلیفه چهارم از خلفاى راشد اعلام کرد و با زحمات فراوان توانست مساله‏«تربیع خلافت‏»را تثبیت کند، و از این طریق با ناصبى گرى، سخت مبارزه نمود و کتاب‏«مناقب الصحابه‏»او بهترین گواه بر این مطلب است.

«حمصى‏»مى‏گوید وقتى مساله‏«تربیع‏»از جانب احمد بن حنبل اعلام شد، به حضور او رفته و گفتم، کار شما، طعن بر طلحه و زبیر است، او صورت درهم کشید و گفت:من چه کار با آنان دارم؟آنگاه سخنى از عبد الله بن عمر نقل کردم، او در پاسخ گفت:عمر بهتر از فرزندش است، او على را عضو شوراى شش نفره قرار داد، و على نیز خود را امیر مؤمنان معرفى کرد، حالا من بگویم، على امیر مؤمنان نیست؟ (7) .

ولى ابن تیمیه حنبلى از راه امام مذهب خود، منحرف شد و با انکار فضائل امام على - علیه السلام - ، روح ناصبى گرى و انکار فضائل اهل البیت را پرورش داد.

4 - مخالفت‏با مذاهب چهار گانه اهل سنت

بخش چهارم از انحراف فکرى او مخالفت وى با مذاهب چهار گانه اهل سنت در باب نکاح و طلاق است که فعلا براى ما مطرح نیست، و شاید در برخى از مسائل، حق با ابن تیمیه باشد ولى یک چنین مخالفت‏با مبانى فکرى اهل سنت که اجماع فقهاى یک عصر، تا چه رسد به چند عصر را حجت میدانند، سازگار نیست.

محمد بن عبد الوهاب که از نیم خورده ابن تیمیه استفاده مى‏کند، تنها، بخش دوم از مبانى فکرى او را گرفت، و به سه بخش دیگر اهمیت نداد، هر چند اخیرا بخش نخست (جهت داشتن خدا) به وسیله مفتى سعودى‏«عبد العزیز بن باز»به صورت کمرنگ احیاء شده است.

و اخیرا در عربستان سعودى کتابى بنام‏«علاقة الاثبات و التفویض‏»پیرامون صفات خبرى با تقریظ‏«عبد العزیز بن باز»منتشر شده است، و مجموع کتاب حاکى است که مؤلف و تقریظ نویس در صدد احیاء بخش نخست از مبانى فکرى‏«ابن تیمیه‏»هستند.

(فویل لهم مما کتبت ایدیهم و ویل لهم مما یکسبون) (سوره بقره آیه 79) .

پى‏نوشتها:

(1) شهر«حماة‏»در صد و پنجاه کیلومترى دمشق قرار گرفته است.

(2) سوره شورى/11.

(3) سوره حدید/4.

(4) سوره زخرف/84.

(5 و 6) به الغدیر 3/156 تا 172 مراجعه فرمایید.

(7) طبقات الحنابلة، 1/393.

منبع : سایت حوزه به نشانی : http://www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=EDBBBA2.htm

منبع : تک بیست          www.t-a-k-2-0.sub.ir رفتن به بالای صفحه