برآستان جانان گر ســــر توان نهادن ........ گلبانگ سربلندی برآسمــــان توان زد

حضرت خدیجه(ع) - Atyabi Weblog/وب نگاری اطیابی
X
تبلیغات
رایتل

حضرت خدیجه(س) همسر پیامبربزرگ اسلام(ص)

هم‏سفر خورشید

ولادت۶۸ سال پیش از هجرت پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به مدینه، در سرزمین حجاز و در خانه خُوَیلد، دختری چشم به جهان گشود که او را خدیجه نامیدند. خویلد مرد شریفی بود و خدیجه از دوران کودکی، در خانواده‏ای بزرگ و با فضیلت، با اخلاقی پسندیده پرورش یافت. او از لحاظ درایت، دوراندیشی و پاک دامنی، در میان بستگان خود مقامی ارجمند و بی‏نظیر داشت و سیره و رفتار نیکوی خدیجه، تا پایان عمر گران‏قدرش، همواره او را بر زنان دیگر هم‏عصر خود برتری می‏داد.
اولین خانواده مسلمان

خدیجه، اولین بانویی است که دعوت رسول گرانقدر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را لبیک گفت، به پیام آسمانی اش پاسخ مثبت داد و در کنار رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با همه نیرو و توانی که داشت در مقابل مشرکان ایستاد و مقاومت کرد. امیر مؤمنان، حضرت علی علیه‏السلام در خطبه‏ای که به غربت اسلام در آغاز بعثت اشاره نموده، می‏فرماید: "خانواده مسلمانی در اسلام نبود، جز خانواده‏ای که از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خدیجه تشکیل یافته بود و من سومین نفر آنها بودم".
خدیجه در دفاع از حریم دین

حضور حماسی زنان مسلمان در طول تاریخ اسلام و تشیع، به حق حضوری انکارناپذیر، چشم‏گیر و همه‏جانبه بوده است. زنان مسلمان، ضمن انجام مسئولیت‏های خطیر خانه‏داری و تربیت فرزند، در عرصه‏های اجتماعی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و عبادی نیز فعالیت می‏کردند و حتی گاه بیشتر و بهتر از مردان به ایفای نقش می‏پرداختند. از شمار این زنان، خدیجه کبری علیهاالسلام است که مونس تنهایی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و مدافع نبوت به شمار می‏آید. او در سخت‏ترین مراحل صدر اسلام، همراه و همسو با پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حرکت می‏کرد و تا ابد، افتخاری برای زنان مسلمان خواهد بود.
پشتوانه پیامبر

خدیجه کبری علیهاالسلام و ابوطالب، دو پشتیبان بزرگ و کمک کار نیرومند و با وفا برای پیشرفت اسلام و دلگرم کردن رسول خدا بودند. ابوطالب با نفوذ سیاسی و سیادتی که در میان قریش داشت، و خدیجه علیهاالسلام با نثار ثروت فراوان و تقویت روحیه، پناهگاه و حامی مؤثری در برابر آزار دشمنان به شمار می‏آمدند. معروف است که مرگ هر دو آن عزیزان، مصیبت‏های بزرگی برای پیامبر در پی‏داشت، ولی ایشان با صبر و رضا، این سختی‏های طاقت فرسا را تحمّل کرد و اسلام را از خطر نابودی نجات داد.
سیرت خدیجه

حضرت خدیجه علیهاالسلام از شمار شخصیت‏های بزرگوار و عالی‏مقامی است که تاریخ، همواره از او به نیکی یاد خواهد کرد. او سیره و رفتاری با کرامت داشت و از آغاز تا انجام زندگی، همواره در همان مسیر نیک گام برداشت و اطاعت خدا کرد.
یکی از دانشمندان در مورد رفتار خدیجه گفته است: به خدیجه دختر خویلد بانوی والامقام عرب، نیاز تهی‏دست را برآورده می‏کرد و گرسنه را اطعام می‏نمود و برهنه را می‏پوشانید. خدیجه در اخلاق و نسب و ثروتش، میان قوم خود و همگنانش یگانه و منحصر بود.
هدیه ثروت

خدیجه علیهاالسلام زنی با کمال و ثروتمند، و از نظر اخلاقی، پرهیزکار بود. این بانوی خردمند، در همه حال از پیامبر خدا پیروی و مال خود را در راه تحکیم پایه‏های اسلام صرف کرد. خدیجه علیهاالسلام اسلام خویش را با هدیه ثروت هنگفت و قدرت‏های مالی فراوان خود در راه اسلام، و تحت تصرف پیامبر اسلام دنبال نمود. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله این مال را به نیازمندانی که دینِ تازه را پذیرفته بودند، بخشید و در اموری که مصلحت می‏دید، مصرف نمود تا اینکه ثروت خدیجه به پایان رسید. به حدّی که خدیجه می‏گفت: «از آن اموال فراوان، تنها دو پوست باقی مانده که روزها روی آن برای گوسفندان علوفه می‏ریزیم و شب‏ها آن را روانداز خود قرار می‏دهیم».
حاجت جبرئیل

خدیجه کبری علیهاالسلام نمونه‏ای از پاک‏ترین و والا مقام‏ترین زنان صدر اسلام است و جایگاه و منزلت خاصی نزد امامان معصوم دارد. در حدیث شریفی از پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله منقول است که فرمود: در شب معراج پس از آنکه خواستم از سدره المنتهی برگردم، با جبرئیل خداحافظی کردم و گفتم: آیا حاجتی داری؟ گفت: «حاجت من به شما این است که وقتی برگشتید، سلامم را به خدیجه برسانید». از این سخن، عظمت شأن این بانوی بزرگ معلوم می‏گردد که جبرئیل امین، بزرگ‏ترین ملک مقرب الهی برای او سلام و تهیّت می‏فرستد.
تجلیل پیامبر از خدیجه

خدیجه علیهاالسلام از شمار چهار زن برگزیده است که پیامبر از آنها نام می‏برد و او را زنان با فضیلت اهل بهشت برمی‏شمارد. پیامبر در تجلیل از مقام همسر گرامی‏اش این‏گونه می‏فرماید: «او هنگامی به من ایمان آورد که تمام مردم کافر بودند، زمانی مرا تصدیق کرد که همگان تکذیبم می‏کردند، در دورانی ثروت خود را در اختیار من گذاشت که دیگران مرا محروم کردند، و هنگامی که زنان به من توجهی نداشتند، به همسری من درآمد و خداوند از او فرزندانی به من بخشید».
در آستانه مرگ

حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام در تمام دوره پر شور و حادثه پیش از هجرت، به عنوان همسری فداکار در کنار رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بود و لحظه‏ای آن حضرت را در کوران حوادث تنها نمی‏گذاشت. او سرانجام سه سال پیش از هجرت پیامبر به مدینه، دنیا را بدرود گفت و آخرین سخنش در آستانه مرگ با آن سابقه خدمت و فداکاری این بود که: «ای رسول خدا، من درباره تو کوتاهی نمودم و آنچه در خور توست، به انجام نرساندم و در این لحظه اگر خواسته‏ای داشته باشم، آن خواسته رضایت توست».
لبیک به دعوت حق

دهم رمضان، سالروز وفات بزرگ بانوی اسلام، حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام است. در این روز، یار باوفا و همسر گرامی پیامبر و مادر فرزندان آن حضرت، دعوت حق را لبیک گفت و فاطمه پنج ساله را تنها گذاشت. آن بانوی والامقام که مونس تنهایی پیامبر اسلام و غم‏خوار واقعی رسول خدا بود، در
۶۵ سالگی و سه سال پیش از هجرت پیامبر، دارفانی را وداع گفت و به دیدار حق تعالی شتافت.
همسایه آسیه و مریم

مدتی پس از فوت حضرت ابوطالب، همسر گرامی پیامبر حضرت خدیجه کبری هم دار فانی را وداع گفت و رسول خدا او را به دست خود در محلّی به نام حجون دفن نمود. وقتی آن حضرت به خانه بازگشت، فاطمه پنج ساله به گرد رسول خدا می‏گشت و می‏گفت: مادرم کجاست؟ آن حضرت سخنی نمی‏فرمود تا اینکه جبرئیل امین نازل شد و گفت: خدای بزرگ می‏فرماید: «سلام مرا به فاطمه برسان و بگو مادرت در بهشت، در کاخی از لؤلؤ است که در آن تَعَب و رنجی نیست و خانه‏اش میان خانه آسیه و مریم قرار دارد».
خانه خدیجه

خانه حضرت خدیجه علیهاالسلام منزلگاهی است که رهبر بزرگ‏ترین نهضت جهانی و گرامی‏ترین پیشوای الهی، به هنگام آغاز رسالت خویش در آن می‏زیست و نیز جایگاه نزول وحی الهی بر رسول خدا می‏باشد. آن خانه، زنده کننده خاطره نخستین بانوی فداکار مسلمان و زادگاه گرامی‏ترین زنان جهان، حضرت فاطمه علیهاالسلام است. اکنون این خانه با عظمت، به صورت مخروبه‏ای بیش نیست. در جهان امروز، خانه‏ای که رهبران بزرگ، نهضتِ فراگیر خود را از آنجا آغاز نموده‏اند، ارزش و موقعیت خاصی دارد، ولی از شمار آثار صدر اسلام که در سرزمین حجاز به دست فراموشی سپرده شده، منزل حضرت خدیجه علیهاالسلام همسر باوفای پیامبر گرامی اسلام است.

ویژگی‏های رفتاری حضرت خدیچه(س) نسبت‏به پیامبر (ص )

Bottom of Form

دهم رمضان (سال ده بعثت) نقطه پایان بر ۲۵ سال همراهی خدیجه، بانوی آسمانی با رسول خدا صلی الله علیه و آله بود; بانویی مبارکه، (۱) طاهره، راضیه، مرضیه، زکیه، صدیقه، کبری، (۲) شامخه، (۳) فاضله، کامله (۴) و عفیفه (۵) که ۵۵ سال قبل از بعثت چشم به جهان گشوده و از سال ۱۵ قبل از بعثت (دهم ربیع‏الاول) در کنار برگزیده الهی قرار گرفته بود و سرانجام بعد از قریب ۲۵ سال همراهی و همگامی، در ۶۵ سالگی چشم از جهان فرو بست و رسول الهی را در فراقی جانسوز تنها گذاشت.
این واقعه دردناک که به فاصله اندکی از وفات ابوطالب علیه السلام روی داد، چنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را متاثر کرد که آن سال را «عام‏الحزن‏» نامید. به نقل علامه مجلسی بعد از این واقعه خانه‏نشین شده و کمتر از خانه بیرون می‏رفت. (
۶)

مروری بر نحوه خاکسپاری خدیجه علیها السلام و یادکرد دایمی پیامبر از وی، میزان این حزن و اندوه را به خوبی نشان می‏دهد: وقتی خدیجه وفات یافت، پیامبر به شدت گریه کرد و زمانی که قبر آن بانوی بزرگوار حاضر شد، پیامبر همان‏گونه که اشک از چشمانش ریزان بود، وارد قبر شد و خوابید و افزون‏تر از قبل گریست، (
۷) او را دعا کرد و برخاست و با دست‏خویش همسرش را در قبر گذاشت. (۸) پیامبر در سالگرد وفاتش نیز گریه کرد (۹) و به زنانش فرمود: گمان نکنید مقامتان از او بالاتر است. زمانی که کافر بودید، ایمان آورد و مادر فرزندانم است.» (۱۰)

حتی سال‏ها بعد که می‏خواستند خبر خواستگاری علی علیه السلام از فاطمه علیها السلام را به پیامبر بدهند و یادی از خدیجه شد، چشمانش پر از اشک شد و زمانی که ام سلمه از علت گریه‏اش پرسید، فرمود: «خدیجه و این مثل خدیجه صدقتنی حین یکذبنی الناس و ایدتنی علی دین الله و اعانتنی علیه بمالها ان الله عز و جل امرنی ان ابشر خدیجه ببیت فی الجنه من قصر الزمرد لا صعب فیه و لا نصب; (
۱۱)

خدیجه و کجاست مثل خدیجه؟ زمانی که مردم تکذیبم کردند، مرا تصدیق کرد. بر دین خدا یاری‏ام کرد و با مالش به کمکم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به قصری زمردین در بهشت که سختی و محنتی در آن نیست، بشارت دهم.»
این همه تجلیل و بزرگداشت از مقام خدیجه علیها السلام ما را بر آن می‏دارد که اندکی پیرامون شخصیت‏خدیجه علیها السلام سخن بگوییم و شاخصه‏هایی که خدیجه علیها السلام را به چنین مرتبه‏ای رسانده است‏برشماریم.
در این مقاله پیرامون ویژگی‏های رفتاری خدیجه علیها السلام نسبت‏به پیامبر صلی الله علیه و آله سخن خواهیم گفت.
۱ - نگرش ارزشی

اولین ویژگی حضرت خدیجه علیها السلام نسبت‏به پیامبر، درک ارزش‏های واقعی او در برابر فریبندگی‏های ظاهری و دنیوی بود. او معنای کمالات انسانی را به خوبی شناخت و چون توانست آن را تنها در وجود پیامبر اکرم بیابد، حاضر شد تمام شخصیت و دارایی خود را برای درک آن فدا کند. او در این راه هم از مال خود گذشت، هم از موقعیت اجتماعی‏اش. خدیجه برای درک این کمال واقعی، قالب‏های جاهلی را شکست و بهایی سنگین از جمله قطع رابطه زنان، حتی تا زمان تولد حضرت فاطمه علیها السلام را به جان خرید. خدیجه علیها السلام این نوع نگرش خود را هنگام ابراز تمایل به ازدواج، این گونه با پیامبر مطرح کرد:
«یابن عم انی رغبت فیک لقرابتک و سعلتک فی قومک و امانتک و حسن خلقک و صدق حدیثک; (
۱۲)
ای پسر عمو، من به خاطر خویشاوندی، شرافت تو در بین مردم، امانت‏داری، خوش‏خلقی و راستگویی‏ات به تو تمایل پیدا کردم.»
این نوع نگرش و رفتار، در جامعه‏ای که عموم توده‏ها براساس ظواهر و زرق و برق‏های دنیوی روابط خود را پایه‏ریزی می‏کنند، نمی‏توانست‏بدون پی‏آمدهای تلخ و ناگوار باشد، لذا به فاصله‏ای اندک از پخش خبر ازدواج وی با امین قریش، گروهی از زنان به عیب جویی از وی روی آوردند و در محافل خود او را سرزنش کردند. آنان می‏گفتند: «او با این همه حشمت و شوکت‏با یتیم ابوطالب که جوانی فقیر است ازدواج کرد. چه ننگ بزرگی!» خدیجه علیها السلام در مقابل این جهالت‏ها ساکت ننشست و آن‏ها را به صرف نهار دعوت کرد و بعد از پایان مراسم گفت: «ای زنان! شنیده‏ام شوهران شما (و خودتان) در مورد ازدواج من با محمد صلی الله علیه و آله خرده گرفته‏اید و عیب‏جویی می‏کنید، من از خود شما می‏پرسم آیا در میان شما، شخصیتی مثل محمد وجود دارد؟ آیا در گستره مکه و اطراف آن شخصیتی در فضائل و اخلاق نیک، مانند او سراغ دارید؟ من به خاطر این ویژگی‏ها با او ازدواج کردم و چیزهایی از او دیده‏ام که بسیار عالی است. پس شایسته نیست‏شما این گونه سخن بگویید و نسبت‏های ناروا به دیگران دهید.»
زنان قریش بعد از این سخنان خدیجه، همگی سکوت اختیار کردند و به تدریج پراکنده شدند. (
۱۳)

این شیوه استدلال خدیجه هر چند عمق ارزش‏گرایی در انتخاب‏ها را نشان می‏داد، برای جامعه جاهل و متعصب آن روز قابل درک نمی‏نمود، لذا زنان لجوج قریش به حالت قهر با او رفتار می‏کردند. آن‏ها دیگر به خدیجه سلام نمی‏کردند و نزد او نمی‏رفتند حتی تا سال پنجم بعثت که حضرت زهرا علیها السلام متولد شد، نیز این شیوه رفتاری همچنان پا برجا بود. لذا حتی هنگام وضع حمل، او را تنها گذاشته و پیام فرستادند که: «تو با ما مخالفت و با یتیم ابوطالب ازدواج کردی، ما هرگز نزد تو نمی‏آییم و در هیچ کاری کمک نمی‏کنیم!!» این حجم از کینه‏ورزی‏ها
دل خدیجه را آزرد تا آن جا که خداوند چهار بانوی پاکیزه (ساره، آسیه، مریم، صفورا دختر شعیب پیامبر) را به یاری او فرستاد و به این‏سان خدیجه پاداش عشق و علاقه به کمالات انسانی را دریافت کرد و فرزندش فاطمه زهرا علیها السلام را نیز به دنیا آورد. (
۱۴)
۲ - احترام به شخصیت پیامبر
خدیجه به رغم اموال فراوان و موقعیت اجتماعی ویژه‏ای که داشت، در برخورد با رسول اکرم همواره حرمت او را پاس می‏داشت و کوچک‏ترین رفتاری که نشانی از اظهار برتری دهد از خود بروز نمی‏داد. جلوه‏ای عالی از این رفتار را می‏توان در ماجرای عروسی آن دو سراغ گرفت. آن گاه که مراسم عقد و جشن پایان یافته بود و پیامبر می‏خواست‏به خانه عمویش ابوطالب برگردد، ملکه بطحا و بانوی قریش که اینک همسر او شده بود، این گونه او را مخاطب قرار می‏دهد: «الی بیتک فبیتی بیتک و انا جاریتک; (
۱۵) به خانه خودتان وارد شوید، خانه من خانه شماست و من کنیز شما هستم.» و البته این همه احترام و پاسداشت‏به خاطر عقیده و ایمان او به توحید بود و بس. (۱۶)
۳ - تلاش برای جلب رضایت
خدیجه علیها السلام تمام توان خود را به کار می‏برد تا امور منزل را مطابق میل پیامبر اداره کند. از جمله چون به میزان علاقه پیامبر به عبادت آگاه بود، چنان رفتار می‏کرد که پیامبر به راحتی به عبادت و راز و نیازش مشغول باشد و حضور خدیجه را مانعی برای عباداتش نداند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قبل از بعثت، در هر ماه چند بار و نیز همه ساله ماه رمضان را در غار حرا به تفکر و عبادت خداوند می‏گذراند (
۱۷) و این عمل بعد از ازدواج نیز ادامه داشت. لذا امام هادی علیه السلام می‏فرمود: «پیامبر اسلام پس از سفر تجاری شام، درآمدش را بین فقرا تقسیم کرد و هر روز بامداد به فراز کوه حرا می‏رفت و به تماشای شگفتی‏های خلقت مشغول می‏شد و تحت تاثیر عظمت‏خدا قرار می‏گرفت و خدا را آن گونه که شایسته بود عبادت می‏کرد.» (۱۸)
خدیجه علیها السلام با درک چنین روحیاتی از پیامبر، هرگز برای او مزاحمتی ایجاد نمی‏کرد و همیشه با همدلی و همراهی او را بدرقه می‏کرد، غذایش را به وسیله حضرت علی علیه السلام به بالای کوه می‏فرستاد و گاه خود نیز با حضرت همراه می‏شد. علامه مجلسی به نقل از صحاح اهل سنت می‏نویسد: «در آن ماه رمضان که پیامبر در کوه حرا به سر می‏برد و وحی و بعثت آغاز می‏شد، حضرت علی و خدیجه و یکی از غلامان در حضورش بودند.» (
۱۹)

برای نمونه تنها یکی از این عبادت‏های پیامبر
۴۰
روز به درازا کشید که خدیجه علیها السلام تمام این مدت را به تنهایی گذراند.
چنین عبادت‏های طولانی به طور طبیعی می‏توانست موجب ناراحتی، دلشوره‏ها و نگرانی‏های مختلفی برای خدیجه شود، اما او نه تنها اعتراض نمی‏کرد بلکه با رسول خدا همراهی نیز می‏نمود، لذا پیامبر صلی الله علیه و آله که خود متوجه نگرانی‏های خدیجه بود، عمار یاسر را نزد خدیجه فرستاد و پیام داد که: «ای خدیجه! گمان نکن کناره‏گیری من به خاطر بی‏اعتنایی به تو است، بلکه پروردگارم چنین فرمود تا امر خود را اجرا کند. جز خیر و سعادت فکر دیگری نکن. خداوند هر روز، چند بار به خاطر تو به فرشتگان بزرگش مباهات می‏کند. پس وقتی شب شد، در را ببند و در بستر خود استراحت کن.» (
۲۰)

همراهی و همدلی خدیجه و تلاش او برای کسب رضایت رسول اکرم به حدی بود که وقتی هنگام وفات در ضمن وصیت‏هایش به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: «من در حق شما کوتاهی کردم، مرا عفو کن‏»، پیامبر فرمود: «هرگز از تو تقصیری ندیدم و تو نهایت تلاش خود را به کار بردی و در خانه من بسیار خسته شدی.» (
۲۱)
۴ - تصدیق و تایید پیامبر
روایات بسیاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که گویای اهمیت رویکرد خدیجه به پیامبر در آن فضای جاهلی و غربت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است. وقتی که حتی بسیاری از بستگان رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز پیامبر را تنها گذاشتند و حتی کمر همت‏به نابودی او بستند، خدیجه به محمد صلی الله علیه و آله روی آورد و با او پیمانی جاودانی بست و تا لحظه آخر زندگی بر عهد و پیمانش استوار ماند. پیامبر نیز با درک چنین فضیلتی از خدیجه بود که همواره تاکید می‏کرد «این مثل خدیجه‏» از جمله زمانی که هاله، خواهر خدیجه برای زیارت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به مدینه آمد، پیامبر با دیدن او به یاد خدیجه افتاد و از شدت تاثر به خود لرزید. بعد از رفتن او، عایشه پرسید: چه قدر از پیر زن قریش که سال‏خوردگی صورتش را چروکین و سرخ کرده بود یاد می‏کنی با این که امروز روزگار او را نابود کرده و خداوند همسری بهتر به شما بخشیده است!؟ پیامبر فرمود:
«هرگز، به خدا سوگند! بهتر از خدیجه هیچ‏گاه نصیبم نشد، او هنگامی به من ایمان آورد که مردم مرا تکذیب می‏کردند و ... .» (
۲۲)
عبدالله بن مسعود نمونه‏ای از مشاهدات خود پیرامون ایمان خدیجه را آن زمان که هیچ کسی به پیامبر ایمان نیاورده بود، اینگونه بیان می‏کند: «نخستین چیزی که از اسلام دانستم این بود که با عموهایم و تعدادی از اعضای قبیله، وارد مکه شدیم. چون می‏خواستیم مقداری عطر بخریم ما را به عباس بن عبدالمطلب راهنمایی کردند. او بالای چاه زمزم، در کنار کعبه نشسته بود. زمانی که پیش او نشسته بودیم، دیدیم مردی که دو لباس سفید پوشیده بود و گیسوان و ریش پر و دندان‏های سفید و ... داشت و چهره‏اش مثل ماه می‏درخشید، از باب صفا وارد مسجدالحرام شد. در طرف راست او یک نوجوان و پشت‏سرش بانویی پوشیده را دیدم. آن‏ها کنار حجرالاسود رفتند. ابتدا آن مرد به حجرالاسود دست کشید، سپس آن نوجوان و بعد آن بانو. آن گاه هر سه به طواف کعبه مشغول شدند. وقتی هفت‏بار طواف کردند، کنار حجر اسماعیل آمدند و نماز جماعت‏خواندند. آن مرد هنگام تکبیر دست‏هایش را تا کنار گوشش بلند می‏کرد تا به قنوت نماز رسیدند. قنوت را طولانی کردند تا آن که نماز تمام شد. من که چنین چیزی ندیده بودم، از ابن عباس پرسیدم: آیا دین جدیدی به مکه آمده است؟ من چنین دینی را در مکه ندیده بودم؟ گفت: این مرد برادرزاده من، محمد بن عبدالله است و آن نوجوان برادرزاده دیگرم علی بن ابی‏طالب و آن خانم هم همسر محمد; خدیجه دختر خویلد است. به خدا قسم غیر از این سه نفر کسی در روی زمین به این دین اعتقاد ندارد.» (
۲۳)
۵ - انفاق اموال
پیرامون مظاهر ثروت خدیجه نوشته‏اند: «هشتاد هزار شتر، اموال تجاری او را حمل و نقل می‏کردند، بارگاهی از حریر سبز با ابریشم بر بام خانه‏اش برافراشته بودند که مردم رفت و آمد می‏کردند و به فقرا کمک می‏شد، چهار صد غلام و کنیز امور اقتصادی و شخصی او را اداره می‏کردند.» (
۲۴) با این همه او بلافاصله بعد از ازدواج نزد عمویش ورقه بن نوفل رفت و اموال فراوانی به او داد و گفت: این‏ها را نزد محمد صلی الله علیه و آله ببر و بگو این اموال هدیه به شماست و هرگونه بخواهی در آن‏ها تصرف کن و هر چه غلام و کنیز و ثروت و ملک دارم، همه را به احترام حضرت، به او بخشیدم. ورقه بن نوفل نیز کنار کعبه آمد و بین زمزم و مقام ابراهیم ایستاد و با صدای بلند گفت: ای عرب! بدانید که خدیجه شما را شاهد می‏گیرد که خود و همه ثروت خود از غلامان، کنیزان، املاک، دام‏ها، مهریه و هدایایش را به محمد صلی الله علیه و آله بخشیده است و همه آن‏ها هدیه‏ای است که محمد آن را پذیرفته است و این کار خدیجه به خاطر علاقه و محبت او به محمد صلی الله علیه و آله است. شما در این باره گواه باشید و گواهی دهید.» (۲۵)

دامنه این یاری مالی به سال‏های اولیه ازدواج ختم نیافت‏بلکه هنگام محاصره اقتصادی در شعب ابی‏طالب و حتی بعد از آن نیز اموال خدیجه نقش اساسی در نجات اسلام و مسلمانان از نابودی ایفا کرد تا آنجا که پیامبر در ماجرای شعب فرمود: «هیچ ثروتی، هرگز مثل ثروت خدیجه به من سود نرساند.» (
۲۶)

طبق بعضی روایات در ماجرای محاصره، از اموال خدیجه چیزی نماند و به نقل از حضرت خدیجه علیها السلام «چیزی جز دو پوست‏باقی نماند که هنگام استراحت‏یکی را زیرانداز و دیگری را روانداز قرار می‏دهیم‏». در این مدت ابوالعاص بن ربیع، داماد حضرت خدیجه، شترها را با گندم و خرما با شگردهای مختلف به آن‏ها می‏رساند و در طول سه سال محاصره، مصارف آنان از اموال خدیجه تامین می‏شد. (
۲۷)
۶ - تحمل‏پذیری و صبر
خدیجه صبر و تحمل را در زندگی با رسول خدا صلی الله علیه و آله پیشه خود ساخت و در برابر فشارهای مختلف همسایه‏های مشرک، زنان متعصب، محاصره اقتصادی و... بردباری و تحمل‏پذیری ویژه‏ای از خود نشان می‏داد. از جمله این وقایع می‏توان به واقعه شعب اشاره کرد که نقش مهمی نیز در تحلیل قوای جسمانی خدیجه علیها السلام داشت، به اندازه‏ای که به فاصله اندکی از پایان محاصره، آن بانوی بزرگوار وفات یافت. در این محاصره یاران پیامبر (چهل نفر) جز چهار ماه حرام سال را در گرمای داغ تابستان و بیابان خشک و... تحمل می‏کردند و در این زمان بانوی محمد که
۶۳ تا ۶۵ ساله بود، علاوه بر صرف اموال، خود نیز در شمار محاصره شدگان بود. میزان فشاری را که بر محاصره‏شدگان وارد می‏شد می‏توان از گزارش سعد وقاص فهمید. او می‏گفت: شبی از دره بیرون آمدم، از شدت گرسنگی تمام توانم را از دست داده بودم، چشمم به پوست‏خشکیده شتری افتاد، آن را برداشتم و بعد از شستن و پختن و کوبیدن، با آب خمیر مخلوط کردم و سه روزی با آن به سر بردم.» (۲۸)

بنت الشاطی از نویسندگان عرب در مورد میزان تحمل خدیجه علیها السلام در این دوران می‏نویسد: خدیجه در سنی نبود که تحمل آن همه رنج‏برایش آسان باشد، و از کسانی نبود که در جریان زندگی با تنگی معیشت‏خو گرفته باشد. اما در عین حال و با وجود کهولت‏سن، سختی‏هایی را که در اثر محاصره در شعب وارد می‏شد تا سر حد مرگ تحمل کرد. (
۲۹) در این دوره حتی برخی بستگان پیامبر نیز با بی‏رحمی تمام بر این فشارها می‏افزودند که از جمله آن‏ها می‏توان از ابوجهل نام برد که مانع می‏شد تا حکیم بن حزام برای عمه‏اش خدیجه علیها السلام که در شعب بود، حتی از اموال خود خدیجه آذوقه برساند. (۳۰)
۷ - انیس و غم‏زدای پیامبر
با این همه سختی و فشار، خدیجه خم به ابرو نمی‏آورد و در تمام دوران زندگی قبل و بعد از بعثت‏به سان بانویی شفیق، بر گرد وجود پیامبر می‏گشت و با سیمای خندان خود غم‏ها را از رخ پیامبر می‏زدود و در این بین به‏سان یاور، وزیر و کمک‏رسانی توانمند او را یاری می‏کرد.
ابن هشام می‏نویسد: خدیجه به پیامبر ایمان آورد، گفتارش را تصدیق کرد و او را یاری داد و ...
خداوند به وسیله او به پیامبرش آرامش داد به نحوی که هیچ خبر ناراحت‏کننده‏ای از قبیل رد و تکذیب را نمی‏شنید مگر این که خداوند به وسیله خدیجه گشایش برایش ایجاد می‏کرد. وقتی خدا پیامبرش را به خدیجه برمی‏گرداند، دشواری‏ها را بر او آسان می‏کرد و تصدیقش کرده، اعمال مردم را (که موجب آزار شده بود) بی‏اهمیت جلوه می‏داد. رحمت‏خدا بر او باد. (
۳۱)

حجم سنگین فشارهای قریش و مشرکان با این سخن پیامبر روشن می‏شود که: «ما اوذی نبی بمثل ما اوذیت; (
۳۲)
هیچ پیامبری مثل من آزار ندید.» و خدیجه علیها السلام در تمام این آزارها، یار و غم‏زدای پیامبر بود.
علامه مجلسی می‏نویسد: در سال‏های آغازین بعثت‏بود که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با سیمایی غمگین و محزون از غار حرا به خانه برگشت. خدیجه علیها السلام می‏گوید، به پیامبر گفتم: نشانه اندوه در چهره‏ات می‏بینم، چه شده است؟ فرمود: علی از من جدا شده و معلوم نیست کجاست؟ [ عده‏ای از مسلمانان به خاطر پرهیز از گزند مشرکان پراکنده شده بودند و میان علی علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز فاصله افتاده بود] در مورد آسیب رسانی مشرکان به وی نگرانم! به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کردم: بر شترم سوار می‏شوم، یا او را می‏یابم و یا مرگ بین من و او فاصله می‏اندازد.
خدیجه سوار شتر شد و به جست و جو پرداخت تا آن که قیافه کسی را دیده بر او سلام کرد و از صدای جوابش فهمید علی است ... آن گاه به سوی خانه برگشت و با دادن خبر سلامتی علی، پیامبر را خوشحال کرد به اندازه‏ای که پیامبر یازده بار شکرا للمجیب گفت.
۸ - مجاهدت و دفاع از رسول خدا صلی الله علیه و آله

از مصادیق مجاهدت خدیجه علیها السلام می‏توان به موضوع پذیرش اسلام در سال‏های جهل و گمراهی و نیز تقیه شدید در شرایط خوفناک و وحشتناک آن عصر اشاره کرد. میزان خطرات پذیرش اسلام در آن دوره به حدی بود که امام صادق علیه السلام می‏فرمود: پیامبر خدا پنج‏سال در مکه به طور پنهانی می‏زیست، علی و خدیجه با او بودند و اسلام خود را پنهان و به شدت تقیه می‏کردند. (
۳۳)
علاوه بر این خدیجه علیها السلام در مقام دفاع از پیامبر نیز برمی‏آمد. از جمله اصبغ بن نباته می‏گوید: عصر روز جمعه در مسجد در حضور علی علیه السلام بودیم که مردی بلند قامت‏به نام سواد بن قارب خدمت امام آمد. او بعد از رد و بدل شدن مطالبی گفت: از یمن سوار شتر شدم و به سوی مکه آمدم. با نخستین کسی که روبه‏رو شدم ابوسفیان بود. بر او سلام کردم و پیرامون خاندان قریش پرسیدم، گفت: مشکلی نیست فقط یتیم ابوطالب دین ما را فاسد کرده است. گفتم نام او چیست؟ گفت: محمد و احمد. پرسیدم کجاست؟ گفت‏با خدیجه دختر خویلد ازدواج کرده و در خانه اوست. مهار شتر را کشیدم و به خانه خدیجه رفتم و در زدم. خدیجه پشت در آمد و پرسید: کیستی؟ خود را معرفی کردم و گفتم: می‏خواهم با محمد ملاقات کنم. او این گونه پاسخ داد: «اذهب الی عملک ماتذرون محمدا یاویه ظل بیت قد طردتموه و هربتموه و حصنتموه اذهب الی عملک;
به دنبال کار خود برو، محمد را رها نمی‏کنید تا در پناه خانه‏اش بیاساید. شما او را از خود دور کردید و فراری دادید و در مقابلش سنگربندی کردید، برو به دنبال کارت.»
پیامبر فرمود: ای خدیجه در را بگشا، وقتی وارد شدم سیمای نورانی پیامبر را دیدم و به رسالت او ایمان آوردم و بعد از وداع به یمن برگشتم. (
۳۴)

یک بار هم که جهال عرب با سنگ‏پرانی حضرت را زخمی کردند و در پی او تا خانه خدیجه آمدند و خانه را سنگ‏باران کردند، خدیجه بیرون آمد و گفت: آیا از سنگباران کردن خانه زنی که نجیب‏ترین قوم شماست، شرم ندارید؟ و مردم با شنیدن این سخن شرمنده و متفرق شدند و آن گاه خدیجه به مداوای همسرش شتافت. در همین واقعه بود که پیامبر از سوی خداوند به او سلام رساند و خدیجه در برابر سلام الهی گفت: «ان الله هو السلام و منه السلام و علی جبرئیل السلام و علیک یا رسول الله السلام و برکاته.» (
۳۵)

منابع:
_________________________________________________________________________________
۱) بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۳۵۲. ۲) همان، ج ۱۰۲، ص ۲۷۲. ۳) همان، ج ۱۶، ص ۶۹. ۴) همان، ج ۷۵، ص ۵۶. ۵) همان، ج ۱۶، ص ۶۹. ۶) همان، ج ۱۹، ص ۲۱. ۷) سیره اعلام النبلاء، ج ۲، ص ۱۱; کشف الغمه، ج ۱، ص ۵۱۱. ۸) تاریخ طبری، ج ۴، ص ۵۹۳. ۹) سفینه‏البحار، ج ۱، ص ۳۸۰. ۱۰) سیره نبوی، ابن هشام، ج ۱، ص ۱۹۹. ۱۱) سفینه البحار، ج ۱، ص ۳۸۱. ۱۲) سیره نبوی، ابن هشام، ج ۱، ص ۲۰۱; تاریخ طبری، ج ۱، ص ۵۲۱. ۱۳) بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۸۱; ج ۱۰۳، ص ۳۷۴. ۱۴) همان، ص ۸۰. ۱۵) بحارالانوار، ج ۱، ص ۴. ۱۶) سفینه البحار، ج ۲، ص ۵۷۰; وفات الزهرا، مقرم، ص ۷. ۱۷) شرح نهج‏البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۲۰۸. ۱۸) بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۳۰۹. ۱۹) همان، ج ۱۵، ص ۳۶۳. ۲۰) بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۷۹ و ۸۰. ۲۱) شجره طوبی، ج ۲، ص ۲۳۵. ۲۲) قاموس الرجال، ج ۱۰، ص ۴۳۲. ۲۳) شرح نهج البلاغه، ابن ابی‏الحدید، ج ۱۳، ص ۲۲۵. ۲۴) بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۲. ۲۵) همان، ج ۱۶، ص ۷۵ تا ۷۷. ۲۶) همان، ج ۱۹، ص ۶۳. ۲۷) ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۱۱. ۲۸) سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۳۷۹; تاریخ طبری، ج ۲، ص ۷۹. ۲۹) خدیجه کبری، نمونه زن مجاهد مسلمان. ۳۰) سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۳۳۵; بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۱۸. ۳۱) سیره نبوی، ابن هشام، ج ۱، ص ۲۴۹; استیعاب، ج ۴، ص ۱۸۲۰; با اختلاف اندک. ۳۲) بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۱. ۳۳) کمال الدین، ص ۱۹۷; نمونه‏هایی از مجاهدت این بانو در ماهنامه مبلغان ش ۱۱، ص ۸ به بعد مطالعه کنید. ۳۴) اختصاص مفید، ص ۱۸۱; بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۹۸. ۳۵) استیعاب، ج ۴، ص ۱۱۱ و ج ۲، ص ۷۱۹; اسد الغابه، ج ۵، ص ۴۳۸.

شمه‏ای از فضایل خدیجه(سلام الله علیها)

این حدیث در کتابهای حدیثی شیعه و اهل سنت آمده که‏رسول خدا-صلی الله علیه و آله-فرموده:
«کمل من الرجال خلق کثیر و لم یکمل من النساء الآمریم،و آسیه امراه فرعون،و خدیجه بنت‏خویلد،و فاطمه بنت محمد» (
۱)
یعنی از مردان گروه زیادی به کمال رسیدند ولی از میان‏زنان جز چهار زن کسی به مرحله کمال نرسید:مریم،و آسیه‏همسر فرعون،و خدیجه دختر خویلد،و فاطمه دختر محمد.
و در حدیث دیگری که ابن حجر در کتاب الاصابه و دیگران‏از ابن عباس روایت کرده‏اند اینگونه است که گوید: رسول‏خدا(ص)چهار خط روی زمین ترسیم کرده آنگاه فرمود:
«افضل نساء اهل الجنه خدیجه،و فاطمه و مریم و آسیه‏». (
۲)
یعنی برترین زنان اهل بهشت:خدیجه و فاطمه و مریم وآسیه هستند...
و در روایت دیگری که او و ابن عبد البر و دیگران از رسول‏خدا(ص)با مختصر اختلافی روایت کرده‏اند اینگونه است که فرمود:«خیر نساء العالمین اربع،مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه‏» (
۳) یعنی بهترین زنان جهانیان چهار زن هستند:مریم و آسیه وخدیجه و فاطمه.و از عایشه روایت کرده‏اند که گوید:هیچگاه‏نمی‏شد که رسول خدا از خانه بیرون رود جز آنکه خدیجه را یادمی‏کرد و ستایش و مدح او را می‏نمود،تا اینکه روزی طبق همان شیوه‏ای که داشت نام خدیجه را برد و او را یاد کرد، دراینوقت رشک و حسد مرا گرفت و گفتم:«هل کانت الا عجوزا فقد ابدلک الله خیرا منها». (۴)
خدیجه جز پیرزنی بیش نبود در صورتی که خداوند بهتر از اوبهره تو کرده.!
عایشه گوید:در اینوقت رسول خدا-که این سخن مرا شنیدغضبناک شد بحدی که از شدت غضب موهای جلوی سرآنحضرت حرکت کرد آنگاه فرمود:
«و الله ما ابدلنی الله خیرا منها،آمنت اذ کفر الناس،و صدقتنی‏و کذبنی الناس،و واستنی فی مالها اذ حرمنی الناس و رزقنی الله‏منها اولادا اذ حرمنی اولاد النساء».
بخدا سوگند خداوند بهتر از او زنی به من نداده،او بود که‏بمن ایمان آورد هنگامی که مردم کفر ورزیدند،و او بود که مراتصدیق کرد و مردم مرا تکذیب نموده(و دروغگویم خواندند)واو بود که در مال خود با من مواسات کرد(و مرا بر خود مقدم‏داشت)در وقتی که مردم محرومم کردند،و از او بود که خداوندفرزندانی روزی من کرد و از زنان دیگر نسبت‏بفرزند محرومم‏ساخت.
عایشه گوید:با خود گفتم:دیگر از این پس هرگز به بدی اورا یاد نخواهم کرد (
۵).

و در روایت اربلی در کشف الغمه اینگونه است که علی‏علیه السلام فرمود:روزی نزد رسول خدا(ص)نام خدیجه سلام‏الله علیها برده شد و رسول خدا(ص)گریست.عایشه که چنان‏دید گفت:
«...ما یبکیک علی عجوز حمراء من بنی اسد؟فقال صدقتنی اذکذبتم و آمنت‏بی اذ کفرتم،و ولدت لی اذ عقمتم،فقالت عایشه:
فما زلت اتقرب الی رسول الله-صلی الله علیه و آله-بذکرها» (
۶) یعنی چه گریه‏ای است که برای پیرزنی سرخ رو از بنی اسدمی‏کنی؟
رسول خدا فرمود:او مرا تصدیق کرد هنگامی که شماتکذیبم کردید.و بمن ایمان آورد در وقتی که شما کافر شدید.
و برای من فرزند آورد که شما نیاوردید!
عایشه گوید:از آن پس پیوسته من با یاد خدیجه و با نام او به‏رسول خدا تقرب می‏جستم.(و هرگاه می‏خواستم رسول خدابمن توجه کرده و به سخنم گوش دهد سخنم را با نام خدیجه شروع می‏کردم).
و در چند حدیث از طریق شیعه و اهل سنت آمده که رسول‏خدا خدیجه را به خانه‏ای در بهشت مژده داد که در آن دشواری ورنجی نخواهد بود (
۷) و سلام خدای تعالی را که بوسیله جبرئیل برای خدیجه آورده‏بود به وی ابلاغ (۸)
فرمود و خدیجه نیز در پاسخ عرض کرد:
«...الله السلام و منه السلام و علی جبرئیل السلام...» (
۹)

و در حدیثی که عیاشی در تفسیر خود از ابی سعید خدری‏روایت کرده اینگونه است که رسول خدا(ص)فرمود.در شب‏معراج هنگامی که بازگشتم به جبرئیل گفتم:آیا حاجتی‏داری؟گفت:«حاجتی ان تقرا علی خدیجه من الله و منی السلام...».
حاجت من این است که خدیجه را از سوی خداوند و از سوی‏من سلام برسانی.و چون رسول خدا سلام خدا و جبرئیل را به‏خدیجه ابلاغ فرمود،خدیجه در پاسخ گفت:
«ان الله هو السلام،و منه السلام،و الیه السلام‏» (
۱۰).
و بالاخره خدیجه سلام الله علیها همان بانوی بزرگوار است‏که به اجماع اهل تاریخ نخستین زن و یا نخستین انسانی است‏که به رسول خدا(ص)ایمان آورد...
و وسیله آرامشی برای آنحضرت در برابر طوفانهای حوادث‏سهمگین و اندوه‏های فراوان آغاز رسالت‏بود...
و با ایثار مال فراوان خود برای پیشرفت اسلام در روزهائی‏که اسلام نیاز شدید به بودجه داشت‏بزرگترین حق را بر همه‏مسلمانان جهان تا روز قیامت دارد...
و سخت‏ترین مشکلات را بخاطر حفظ ایمان بخدا و دفاع ازاسلام و رهبر بزرگوار آن متحمل شد.

منابع:
____________________________________________________________________________________________________________
۱- مجمع البیان ج ۵ ص ۳۲۰ تفسیر کشاف ج ۳ ص ۲۵۰،تفسیر ابن جریر ج ۳ص ۱۸۰.
۲-الاصابه ج ۴ ص ۳۶۶.اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۷.خصال صدوق ج ۱ ص ۹۶.
۳-الاصابه ج ۴ ص ۳۶۶،و استیعاب ج ۲ ص ۷۲۰ و ۷۵۰ و تفسیر ابن جریرج ۳ ص ۱۸۰ و م جمع الزوائد هیثمی ج ۹ ص ۲۲۳.اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۷.
۴-لابد-طبق این روایت-منظورش از بهتر،خودش بوده که جوان و دختر بوده است!۵-اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸.الاصابه ج ۴ ص ۲۷۵.
۶-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۸.
۷-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۱۱.و الاصابه ج ۴ ص ۲۷۵.و اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸.
۸-الاصابه ج ۴ ص ۲۷۴ و اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸.
۹-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۱۱.
۱۰-سفینه البحار ج ۱ ص ۳۷۹.

فضائل خدیجه (سلام الله علیها)

درد جانکاه
دهم رمضان المبارک یاد آور داغ جانسوز و حادثه جانکاهی است که عصاره هستی و خاتم و افضل پیامبران را به سوگ نشاند. در سال دهم بعثت بانوی بزرگ اسلام بعد از
۲۵ سال همراهی و فداکاری در راه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با کوله باری از رنجها، فداکاریها، گذشت و ایثارها، در سن ۶۵ سالگی، چشم از جهان فرو بست و همسرش محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را در میان دشمنان در فراق جانسوزی تنها گذاشت. این حادثه دردناک درست بعد از سه روز از وفات ابوطالب، حامی دلسوز و فداکار پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اتفاق افتاد و آنچنان حضرت ختمی مرتبت را متأثر و محزون ساخت که آن سال (دهم بعثت) را «عام الحزن» و سال غصه و غم نامگذاری نمود و در میان اندوه فراوان و اشکی چون باران، خدیجه را در محلی به نام «حجون» به خاک سپرد.
آنچه در پیش رو دارید نگاهی است گذرا، به فضائل خدیجه کبری، بانوی فداکار و صبور اسلام.
فضائل خدیجه علیهاالسلام

۱.بصیرت ژرف
از بالاترین فضائل خدیجه کبری این است که از اندیشه بلند و فکر عمیق و بصیرت ژرف برخوردار بود؛ مخصوصاً عقل عملی او در اوج خود قرار داشت. این امر را می‏توان از انتخاب پیامبر اکرم به عنوان شوهر آینده و شایسته خود از بین آن همه خواستگاران پولدار و تاجر فهمید.
او در چهره و رفتار محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آینده درخشان و ممتاز او را می‏دید، به همین جهت راز پیشنهاد ازدواج با محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را (قبل از بعثت) چنین بیان می‏کند: «یَابْنَ عَمّ! اِنّی قَدْ رَغِبْتُ فِیکَ لِقِرابَتِکَ مِنّی وَ شَرَفِکَ فی قَوْمِکَ وَ اَمانَتِکَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِکَ وَ صِدْقِ حَدِیثِکَ؛(
۱)
ای پسر عمو! من به خاطر خویشاوندی‏ات با من، و شرف و امانتداری‏ات در میان قوم خود، و به جهت اخلاق نیک و راستگویی‏ات، به تو تمایل پیدا کردم.»
جملات فوق به خوبی نشان می‏دهد که محبت و ارادت این بانو به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله براساس عشق مجازی و محبت شهوانی نبوده، بلکه بر اثر معرفت و شناخت عمیقی بوده است که از شخصیت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله داشت. اما افرادی که چنین بصیرتی نداشتند، از جمله گروهی از زنان قریش سخت خدیجه را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند، تا آنجا که گفتند: «او با این همه حشمت و شوکت با یتیم ابو طالب که جوانی فقیر است تن به ازدواج داد. چه ننگ بزرگی.»
خدیجه که انتخابش از سر شناخت و معرفت بود، محکم و قرص بر انتخاب خویش پای فشرد و در جواب سخنان ناشی از جهالت و بی خبری آنها گفت: «ای زنان! شنیده‏ام شوهران شما [و خودتان] در مورد ازدواج من با محمد خرده گرفته‏اید و عیب جویی می‏کنید، من از خود شما می‏پرسم آیا در میان شما، فردی مانند محمد وجود دارد؟ آیا در شام و مکه و اطراف آن شخصیتی به سان ایشان در فضائل و اخلاق نیک سراغ دارید؟ من به خاطر این ویژگیها با او ازدواج کردم و چیزهایی از او دیده‏ام که بسیار عالی است.(
۲)»

۲. ایمان و اسلام محکم و پایدار

همان بصیرت ژرف خدیجه که باعث انتخاب محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برای همسری آینده او شد، عامل ایمان و اسلام او نیز گشت، و باعث شد که لقب اول زن مسلمان را به خود اختصاص دهد.
«ابن عبد البر» به سند خود از پدر «ابی رافع» نقل می‏کند که پیامبر خدا در روز دوشنبه (مبعث) نماز گذارد و خدیجه در (ساعات) آخر همان روز نماز خواند.(
۳)
وَ خَدیجَهَ وَ اَنَا ثالِثُهُمْ. اَری نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسالَهِ وَ اَشُمُّ ریحَ النُّبُوَّهِ؛(
۴)
رسالت را می‏دیدم و بوی نبوت را استشمام می‏کردم.»
خدیجه علیهاالسلام تا آخرین لحظه بر آن ایمان پای فشرد و در راه اسلام فداکاری و گذشت نمود و یک لحظه از رهبر اسلام و حمایت او غافل نگشت .
۳. از برترین بانوان دو سرا

برترین زنان جهان هستی را چهار زن تشکیل می‏دهند؛ چنانکه ابن اثیر از انس بن مالک از پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل کرده که فرمودند:«خَیْرُ نِساءِ الْعالَمینَ مریمُ، آسِیهُ، خدیجهُ وَ فاطِمهُ؛(
۵) برترین زنان عالم مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه علیهاالسلام هستند.»
همینها که کوله بار کمال را در دنیا بستند، در بهشت نیز در صدر قرار دارند و از جمله آنها خدیجه کبری علیهاالسلام می‏باشد. «عکرمه» از «ابن عباس» نقل می‏کند که حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند:«اَفْضَلُ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّهِ خَدیجهُ بِنْتُ خُوَیْلَدٍ وَ فاطِمهُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْیَمُ ابْنَهُ عِمْرانَ وَ آسِیَهُ بِنْتُ مُزاحِمٍ اِمْرَأهُ فِرْعَوْنَ؛(
۶)
بهترین زنان بهشت اینانند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون.»
۴. برترین همسر پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله

پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله همسران متعددی داشتند، ولی از نظر درجات یکسان نبودند.
یکی از آنها در حال حیات و بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سخت حضرت را اذیت و آزار داد، و بر خلاف دستورات او حرکت کرد، که همین امر باعث تنزل مقام و منزلت او گردید، ولی برخی از آنها مانند خدیجه کبری با تمام وجود و هستی خویش در راه اطاعت از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و جلب رضایت او کوشید و در نتیجه در بین تمام همسران رتبه ممتاز را کسب نمود. مرحوم شیخ صدوق از امام صادق علیه‏السلام نقل می‏کند که آن حضرت فرمودند: «تَزَوَّجَ رَسُولُ اللّهِ بِخَمْسَ عَشَرَ اِمْرَأَهً اَفْضَلُهُنَّ خَدیجَهُ بِنْتُ خُوَیْلَدٍ؛(
۷) رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با پانزده زن ازدواج کرد که برترین آنان خدیجه دختر خویلد بود.»
۵. مادر زهرا علیهاالسلام

طبق نص قرآن کریم همسران پیامبر مادران روحانی مؤمنان و«ام المؤمنین» هستند: «وَ اَزْواجُه اُمَّهاتُهُمْ(
۸)»؛ «همسران او (پیامبر) مادران مؤمنین هستند» و خدیجه از برترین مصداقهای آیه بشمار می‏رود. واین سعادت در بین همه زنان حضرت، نصیب خدیجه گشت که یازده امام از نسل او از طریق فاطمه زهرا علیهاالسلام پدید آید. راستی چنین مقامی نیاز به لیاقت و استعداد بالا دارد.
از بین همه فرزندان حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فاطمه زهرا علیهاالسلام از مقام ممتازی برخوردار است؛ چرا که هم دارای عصمت است(
۹)
و هم امامت و وصایت از طریق نسل او استمرار یافت.
۶. سخاوت و انفاق بی بدیل

ثروت خدیجه در آن دوران زبانزد خاص و عام بود. ثروت این بانوی کاردان و عاقله به قدری زیاد بود که مالداران درجه یک قریش چون «ابو جهل» و «عقبه بن ابی معیط» در نزد او ناچیز به شمار می‏رفتند.
مورخان ثروت خدیجه را بدین ترتیب شمرده‏اند:
۱. هزاران شتر که اموال تجارتی او را حمل می‏کردند.۲. قبه‏ای از حریر سبز با طنابهای ابریشمی بر بام خانه‏اش افراشته بود. این امر نمایانگر ثروت فراوان او بود و فقرا نیز از روی این علامت برای استعانت و کمک مراجعه می‏کردند.۳. چهار صد غلام و کنیز که خدمات ارجاعی او را انجام می‏دادند.(۱۰)
هستم.»(
۱۱)
شما در این باره گواه باشید و گواهی دهید.(
۱۲)»
۷. صبر و بردباری بی مانند

فردی مانند خدیجه که در درون ثروت فراوان بزرگ شده طبعا باید نازپرورده و کم تحمل باشد؛ اما خدیجه با برخورداری از نعمتها بعد از ازدواج و ایمان به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خود را برای تحمل همه سختیها آماده کرد، تحمل فشارهای مختلف مشرکان مکه، سرزنشهای بستگان، محاصره اقتصادی در شعب ابی‏طالب و... مخصوصا محاصره اقتصادی سخت او را اذیت و آزار داد و با کهولت سن (
۶۳ ـ ۶۵ سالگی) تحمل و بردباری نهایی را به عرصه نمایش گذاشت. بنت الشاطی در این زمینه می‏گوید: «خدیجه در سنی نبود که تحمل آن همه رنج برایش آسان باشد، و از کسانی نبود که در جریان زندگی با تنگی معیشت خو گرفته باشد، اما در عین حال و با وجود کهولت سن، سختیهایی را که در اثر محاصره در شعب وارد می‏شد تا سر حد مرگ تحمل کرد.»(۱۴)
۸. حامی رسالت و محب امامت

چهار زن در این دنیا به حد کمال رسیده‏اند و به عنوان زنان نمونه و شایسته هستی شناخته شدند: آسیه، مریم، خدیجه، فاطمه علیهاالسلام . از مهم‏ترین اشتراکات این چهار زن، حمایت و اطاعت از رهبری و پیشوایان زمان خود بوده است. آسیه تا پای جان از رهبری و رسالت موسی علیه‏السلام حمایت نمود، مریم با تحمل تهمت و رنجها پایه‏های رسالت عیسی علیه‏السلام را محکم نمود، فاطمه زهرا علیهاالسلام تا مرز شهادت از امام خویش علی بن ابی طالب پشتیبانی و دفاع نمود و سر انجام شهید راه امامت و ولایت گشت.
و اما خدیجه علیهاالسلام از حامیان راستین رسالت بود. او نیز جان و مال خویش را تقدیم رسالت نمود. او هم رسالت مدار بود و هم امامت محور. هم حامی و همگام رسالت بود و هم محب و طرفدار امامت.
در مورد حمایت از رسالت در بخشهای پیشین اشاراتی به میان آمد، در این بخش فقط به یک نکته اکتفا می‏شود. حضرت آدم در بهشت نگاهی به زندگی محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خدیجه علیهاالسلام انداخت و گفت: «یکی از برتریهای محمد بر من این است که همسر او برای اجرای اوامر خداوند با شوهرش همکاری و مساعدت نمود و حال آنکه همسر من مرا در نا فرمانی خداوند تشویق نمود.(
۱۵)»و محبتهای خدیجه صبح و شام به خانه ابو طالب روان بود.(۱۶)»(۱۷)زمان امامت حضرت هنوز به فعلیّت نرسیده بود.
مرحوم محلاتی به نقل از مجلسی رحمه‏الله می‏گوید: «روزی رسول خدا خدیجه را نزد خود خواست و فرمود: این جبرئیل است و می‏گوید: برای اسلام شروطی است: اول: اقرار به یگانگی خداوند، دوم: اقرار به رسالت پیامبران، سوم: اقرار به معاد و عمل به اصول و مهمات شرع، چهارم: اطاعت اولی الامر [یعنی علی] و ائمه طاهرین از فرزندان او و برائت از دشمنان آنها.» خدیجه هم به آنها اقرار نمود و آنها را تصدیق کرد.(
۱۸)

تو و مولای تمام مؤمنان و امام آنها پس از من است.»آن گاه دست خود را بالای دست امیرمؤمنان گذاشت و خدیجه دست خود را بالای دست پیامبر قرار داد و این گونه بیعت ابدی ولایت مداری را انجام داد.(
۱۹)

منابع:
_____________________________________________________________________________
۱. سیره نبوی، ابن هشام، ج۱، ص۲۰۱؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۵۲۱.
۲.بحارالانوار،ج۱۶،ص۸۱ و ج۱۰۳،ص۳۷۴.
۳.استیعاب، ج۲، ص۴۱۹، ش۱۳.
۴.تاریخ طبری، ج۲،ص۲۰۸ وشرح نهج البلاغه ابن ابی‏الحدید، ج۱۳،ص۱۹۷. ۵. خصال صدوق، باب خصال اربعه. ۶.اسدالغابه، ج۵، ص۴۳۷؛ استیعاب، ج۴، ص۱۸۲۱.
۷.خصال شیخ صدوق، باب خصال اربعه. ۸.احزاب/۵.
۹. احزاب/۳۳.
۱۰.الوقایع و الحوادث، محمد باقر ملبوبی، ص۱۳؛بحارالانوار،ج۱۷،ص۳۰۹ وج۱۶،ص۲۲.
۱۱.همان دو.۱۲.بحارالانوار،ج۱۶،ص۷۵ـ۷۷.
۱۳. همان، ج۱۹، ص۶۳.
۱۴.خدیجه کبری، نمونه زن مجاهد مسلمان. ۱۵. طبقات ابن سعد، ج۱،ص۱۳۴.
۱۶. بحار الانوار، داراحیاء التراث، ج۳۷، ص۴۳.
۱۷.همان، ج۴۳،ص۳.
۱۸. محلاّتی، ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۰۹.
۱۹. همان.

اولین بانوی اسلام

احمد محیطی اردکانی
پیامبر اکرم(ص) به خدیجه(س)، اولین و برترین همسرش، عشق‏می‏ورزید و علاقه نشان می‏داد; هرگاه در طول زندگی‏اش نام خدیجه‏به میان می‏آمد، از او به بزرگی یاد می‏فرمود و برایش استغفارمی‏کرد. ابن عباس می‏گوید: روزی رسول خدا(ص) چهار خط روی زمین‏کشید و فرمود: آیا می‏دانید اینها چیست؟ عرض کردیم: خدا و فرستاده‏اش داناترند. پیامبر(ص) فرمود: برترین زنان بهشت، چهار نفرند: خدیجه دخترخویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون)حضرت در روایتی دیگر فرمودند:خداوند چهار زن را از میان زنان برگزید:مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه.
عایشه می‏گوید: به هیچ کس به اندازه خدیجه حسرت نبردم; چون‏پیامبر(ص) بسیار او را یاد می‏کرد.
پیامبر اکرم(ص) به حضرت خدیجه بسیار مهر می‏ورزید; چون می‏دیدجبرئیل سلام الله علیه و خدا او را دوست دارند.
امام باقر(ع) می‏فرماید: پیامبر(ص) هنگام بازگشت از معراج ازجبرئیل پرسید: چه حاجتی دارید؟ جبرئیل گفت: تقاضای من این است که از جانب خدا و خودم به حضرت‏خدیجه سلام برسانید.
وقتی پیامبر(ص) سلام جبرئیل و خدا را به حضرت خدیجه ابلاغ کرد،خدیجه گفت: خداوند خود سلام است، سلام از او و به سوی اوست; و برجبرئیل سلام‏باد.
جبرئیل همچنین فرمود: من مامورم خدیجه را به خانه‏ای بلورین‏در بهشت که با گوهرهای مختلف آراسته است. بشارت دهم.
راز محبت

تاریخ راز محبت رسول خدا(ص) به خدیجه را چنین بازگفته است:اخلاق پسندیده.
حضرت خدیجه(س) حتی در عصر جاهلیت از اخلاق نیک بهره می‏برد.حضرت ابوطالب(ع) هنگام ازدواج پیامبر با خدیجه(س) که
۱۵ سال‏قبل از بعثت پیامبر(ص) بود. وی را چنین ستود: «ان خدیجه امراه کامله میمونه فاضله تخشی العار و تحذرالشنار» همانا خدیجه، بانویی کامل، پرمیمنت و مبارک و زیبنده‏است. بانویی که ساحتش از هر ننگ و بدنامی دور بوده، با شخصیت وآبرومند است.
پیامبر(ص) هنگام ازدواج با خدیجه به عموهایش فرمود: «ای‏عموها! بروید او را برایم خواستگاری کنید... آنچه من در باره‏خدیجه می‏دانم، شما نمی‏دانید.» نبی گرامی اسلام، با این جمله‏حضرت خدیجه را در اوج عظمت قرار داد. حضرت خدیجه با وجودزیبایی ظاهر و برخورداری از تمام صفات عالی زنانه، هرگزدر جامعه فاسد آن روزگار خود را نباخت و به چنان درجه‏ای ازکمال و پاکی دست‏یافت که به وی لقب (طاهره) دادند.
در کتابهای تاریخ و سیره چنین می‏خوانیم: «حضرت خدیجه باشرافت‏ترین و ثروتمندترین و زیباترین زنان قریش بود و درجاهلیت‏به «طاهره‏» و «سیده قریش‏» معروف بود و هر قبیله‏ای‏اصرار داشت‏به وی تقرب جوید.»
افتخار مادری فرزندان رسول خدا (ص)

حضرت خدیجه(س) افتخار مادری فرزندان خاتم پیغمبران(ص) رادارد.پیامبر(ص) تنها از «ماریه‏» و خدیجه دارای فرزند شد.«ابراهیم‏»، فرزند ماریه، در کمتر از دو سالگی درگذشت.بنابراین تمام فرزندان رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(س) است.
امام صادق(ع) فرمود: روزی پیامبر خدا(ص) داخل خانه شد. ناگاه‏دریافت عایشه بر فاطمه(س) فریاد می‏زند و می‏گوید: و الله ای‏دختر خدیجه! تو را هرگز نمی‏بینم مگر اینکه مادرت بر ما برتری‏داده می‏شود، در حالی که او هیچ برتری بر ما نداشت و مثل ما بود.پیامبر(ص) سخنهای وی را شنید. وقتی حضرت فاطمه (س) پدربزرگوارش را دید، گریست، پیامبر(ص) فرمود: دخترم! چرا گریه‏می‏کنی؟! فاطمه گفت: مادرم را یاد کردم، تحقیرش کردند.پیامبر(ص) غمگین شد و فرمود: حمیرا! ساکت‏باش. خداوند متعال‏زنی را مبارک قرار داده است که از همه دوست داشتنی‏تر باشد وفرزند بیشتری بیاورد. تمام فرزندان من از خدیجه است; عبد الله،قاسم، فاطمه، رقیه، ام کلثوم و زینب همه از خدیجه متولد شدند.اما خداوند تو را نازا قرار داد و من هیچ فرزندی از تو ندارم.
دوست داشتن صفات پیامبر (ص)

حضرت خدیجه، بعد از وفات دو شوهرش (عقیق بن خالد مخزومی و ابن‏هاله بن منذر اسدی) خواستگاران زیادی داشت. طبری می‏گوید: تمام‏قریش خواستگار خدیجه بودند.سران و ثروتمندان عرب به‏خواستگاری‏اش شتافتند اما جواب رد شنیدند.
به تصریح بیشتر تاریخ‏نویسان، بانوی قریش خود به طور مستقیم‏تقاضای ازدواج با محمد (ص) را با وی در میان گذاشت و به امین‏قریش گفت: «ای پسر عمو! من به خاطر خویشاوندی، شرافت تو در میان مردم،امانت، خوشی خلقی و راستگویی‏ات، به تو تمایل پیدا کردم.»
گروهی از زنان جاهل و مغرض قریش او را سرزنش کردند و گفتند: «خدیجه با آن همه شوکت‏با یتیم ابو طالب محمد (ص) که تهیدست وفقیر است، ازدواج کرده، آیا این ننگ نیست؟» خبر این سرزنش‏هاو یاوه‏سرایی‏ها به خدیجه رسید، آن بانوی خردمند دستور دادغذای مطبوعی آماده کنند و آن زنان را به صرف نهار فرا خوانند.وقتی میهمانان غذا خوردند، به آنها گفت: «ای گروه زنان! شنیدم شوهران شما(و شما) در مورد ازدواج من‏با محمد(ص) خرده گرفته‏اید. من از شما می‏پرسم آیا در میان شماشخصی نظیر محمد(ص) وجود دارد؟ آیا در سراسر مکه و اطراف آن،شخصیتی با جمال و کمال همانند محمد (ص) از جهت فضایل و اخلاق‏نیک می‏یابید؟! من به خاطر این کمالات عالی او با او ازدواج‏کردم...بنابراین، سزاوار یست‏بیهوده سخن بگویید.»
دوست داشتن دوستان پیامبر(ص)

حضرت خدیجه در پرتو هوش و ایمانش به دقت‏به پیامبر گرامی‏اسلام (ص) می‏نگریست; هرکس را که پیامبر دوست داشت او نیز دوست‏می‏داشت، مهر می‏ورزید و از دشمنانش دوری می‏جست. وقتی دریافت پیامبر(ص) به علی که کودکی خردسال بود، بسیارعلاقه‏نشان می‏دهد و او را در دامان خود می‏پرورد، به علی(ع) مهرورزید و در مراقبت از وی کوشید. او کنیزهایش را به یاری‏علی(ع) می‏فرستاد.
خدمتکارانش را وا می‏داشت علی(ع) را بر دوش خویش نشانند و خودنیز او را نوازش می‏کرد. محبت او به علی(ع) چنان بود که مردم‏می‏گفتند: «علی(ع) نور چشم محمد و خدیجه است.» او برای آشکارساختن محبت‏خویش به علی(ع) و خاندانش، هدایای بسیار به خانه‏ابوطالب می‏فرستاد....»
اولین زن مؤمن

اولین زنی که به پیامبر(ص) ایمان آورد، حضرت خدیجه است.امیر المؤمنین(ع) فرمود: «من اولین کسی هستم که به پیامبرایمان آوردم و تا سه سال کسی جز من و خدیجه دختر خویلد که‏خداوند او را رحمت کند. آن حضرت را تصدیق نکرد و با او نمازنخواند.» روزی یکی‏از همسران پیامبر (ص) گفت: چرا گریه می‏کنی؟!آیا برای پیرزنی گندمگون از فرزندان اسد، گریه می‏کنی؟! پیامبرفرمود: «صدقتنی اذ کذبتم امنت‏بی اذ کفرتم و ولدت لی اذ عقمتم.» هنگامی که شما مرا تکذیب می‏کردید، او تصدیقم کرد و هنگامی که‏کافر بودید، به من گروید و برایم فرزندانی آورد، در حالی که‏شما نازایید.
ایثار و مقاومت

حضرت خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر(ص) ثروتمندترین زن‏جزیره العرب بود. حدود هشتاد هزار شتر داشت و کاروانهای‏تجاری‏اش شب و روز در طائف، یمن، شام، مصر و دیگر مناطق درحرکت‏بودند. او غلامان و کنیزان و اموال بسیار داشت که همه رابدون هیچ اکراه و منتی در اختیار پیامبر(ع) قرار داد. به پسرعموی خود ورقه‏بن نوفل گفت: برو به مردم اعلام کن که خدیجه تمام اموالش را به حضرت محمد(ص)هدیه کرده است. خداوند متعال نیز هرگز در مقابل این همه ایثارو مقاومت در راه حبیبش رسول خدا(ص)، خدیجه(س) را از یاد نبرد،او را در دنیا به مادری حضرت زهرا(س) مفتخر ساخت و در آخرت‏جایگاهی ویژه به وی بخشید. امام صادق(ع) می‏فرماید: «وقتی حضرت خدیجه از دنیا رفت، فاطمه(س) گرد رسول خدا(ص)می‏گشت و می‏گفت: پدر! مادرم کجاست؟ جبرئیل نازل شد و گفت: پروردگارت تو را مامور ساخته تا سلامش‏را به فاطمه(س) ابلاغ کنی و به او بگویی که حضرت خدیجه(س) درخانه‏ای بلورین که با طلا زینت‏شده و ستونهایی از یاقوت قرمزدارد. ساکن است. و آسیه و مریم بنت عمران با اویند. حضرت‏فاطمه(س) گفت: خداوند خود سلام است; سلام از او و به سوی‏اوست.»
۲یاور پیامبر(ص)۲ پیامبر خاتم(ص) بعد از آشکار ساختن‏اسلام، از طرف مشرکین و کفار آزار بسیار می‏دید تا جایی که‏فرمود: «ما اوذی نبی بمثل ما اوذیت‏» هیچ پیامبری به اندازه من‏آزرده نشد. ابن اسحاق می‏گوید: «خدیجه برای اسلام وزیری راستین‏بود و پیامبرخدا(ص) به وسیله او آرامش می‏یافت و تسلای خاطرپیدامی‏کرد.
درسال پنجم یا ششم بعثت، پیامبر گرامی اسلام در موسم حج از کوه‏صفا بالا رفت و با صدای بلند فرمود: «یا ایها الناس انی رسول الله رب العالمین.» «ای مردم! من‏فرستاده خداوند پروردگار جهانیان هستم.» مردم به سوی اونگریستند. سپس رسول خدا بر کوه مروه رفت، دست‏برگوش نهاد و سه‏بار با صدای بلند فرمود: ای مردم! من فرستاده خدا هستم. دراین هنگام، بت‏پرستان با چهره خشم‏آلود به او چشم دوختند وابوجهل و مشرکان سنگبارانش کردند.
در این هنگام، مردی به حضرت علی(ع) گفت: «محمد(ص) کشته شد.»حضرت علی(ع) سراسیمه به سوی خانه خدیجه(س) دوید و در را کوفت.خدیجه(س) فرمود: کیست؟ علی(ع): من هستم. خدیجه: محمد(ص) کجاست؟ علی(ع): خبر ندارم، ولی مشرکان سنگبارانش کردند. نمی‏دانم زنده‏است‏یا نه. مقداری آب و غذا بده و بیا به جستجویش بپردازیم که‏اکنون تشنه و گرسنه است. خدیجه(س) با برداشتن غذا و آب ازخانه بیرون آمد و همراه علی(ع) به طرف کوه حرکت کرد. او درکوه می‏گفت: «چه کسی از پیامبر برگزیده برایم خبر می‏آورد؟ چه کسی از بهارپسندیده‏ام آگاهم می‏سازد؟ چه کسی از آن که در راه خدا رانده‏شده، برایم سخن می‏گوید؟ چه کسی مرا از ابوالقاسم با خبرمی‏کند؟» خداوند پیامبر(ص) را نجات داد و جبرئیل در کنارش‏حضور یافته، به حضرت خدیجه(س) نگاه کرد و به رسول خدا(ص) عرض‏کرد: «آیا به خدیجه(س) نمی‏نگری که فرشتگان آسمان از گریه‏اش‏گریستند. او را به سوی خود بخوان، سلام مرا به او برسان و به‏وی بگو: خداوند به تو سلام می‏رساند; و او را به خانه‏ای دربهشت، که از قطعه‏ای بلورین ساخته شده و به سه طلا آراسته شده‏است و در آن هیچ‏گونه رنج و نگرانی نیست، مژده بده.»
آنگاه پیامبر(ص) خدیجه(س) را دید و فرا خواند. وقتی خدیجه به‏رسول خدا(ص) نزدیک شد و چهره خونین او را دید، با آهی جانکاه‏گفت: «پدر و مادرم به فدایت، بگذار قطرات خون چهره‏ات بر زمین‏بریزد.» پیامبر(ص) فرمود: «می‏ترسم پروردگار بر اهل‏زمین‏خشم گیرد.» سرانجام شب فرا رسید و پیامبر(ص) در تاریکی شب همراه علی(ع) وخدیجه(س) به خانه باز گشت. حضرت آدم فرمود: «من در روز قیامت‏سید و سرور هستم ولی شخصی‏از فرزندان من به نام محمد(ص) که یکی از پیامبران است. ازجهاتی برمن برتری دارد. از جمله، او همسری به نام «خدیجه‏»خواهد داشت که یاور اوست; ولی همسرمن «حوا» چنین نیست.»

حضرت خدیجه، اولین شیعه علی علیه‏السلام

«کانت خدیجه امرأه عاقله شریفهً مع ما اراد الله بها من الکرامه و الخیر و هی یومئذ افضلهم نسبا و اعظمهم شرفا و اکثرهم مالاً؛(۱)
حضرت خدیجه علیهاالسلام دختر خویلد ـ که
۶۸ سال پیش از هجرت در قریش متولد شده بود ـ (۲) بانویی پرهیزکار و پاکدامن بود. چنان که به طاهره(۳) مشهور شد، او به دلیل استعداد قوی خود، یکی از ثروتمندترین افراد قریش بود. با این همه، همواره بخشی از اوقات خود را در محضر علمای بزرگ و کسب دانش از آنان می‏گذراند. در همین نشست‏های علمی بود که متوجّه شد، به زودی پیامبری ظهور خواهد کرد(۴). با روی دادن اتفاقی چند، سرانجام پیامبر خاتم را شناخت و به تقاضای خود با وی ازدواج کرد. این رویداد بزرگ در حدود ۲۸ سال قبل از هجرت روی داد(۵) و از آن پس خدیجه عمر خود را به همدلی، همسری، همرازی و همراهی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله گذراند.
علی و محمد نور واحد

بنابر نظر مشهور امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در سیزدهم رجب سی سال پس از عام الفیل در میان خانه کعبه متولد شد و در آن وقت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بیست و هشت ساله بود.(
۶) در روایات معتبر می‏خوانیم: پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:«ان الله تبارک و تعالی خلق علیّا من نوری و خلقنی من نوره و کِلانا من نورٍ واحد؛ خداوند تبارک و تعالی علی را از نور من و مرا از نور خودش خلق کرد و هر دوی ما از یک نور هستیم.»(۷)
علی علیه‏السلام صرف کنند.
براساس منابع تاریخی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله تا سه سالگی علی، در خانه ابوطالب بود.(
۸) پس از آن به منزل خدیجه علیهاالسلام رفت. در طول این مدت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله همواره در تربیت علی علیه‏السلام می‏کوشید و با او پیوند داشت، لذا هنگامی که مادر حضرت علی علیه‏السلام نوزادش را خدمت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آورد، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از او خواست، گهواره علیه‏السلام علی را کنار رختخوابش قرار دهد، حضرت گهواره علی علیه‏السلام را تکان می‏داد؛ به او غذا می‏داد؛ علی علیه‏السلام را بغل می‏گرفت و می‏فرمود: «این کودک برادر و در آینده ولی، یاور، وصی و همسر دختر من خواهد بود.»(۹)
(
۱۰)
سپس در دهان من می‏گذاشت.»
علی در خانه خدیجه

طبیعی بود که این عشق و علاقه محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به علی که از خواستگاهی الهی و منبعث از پیوستگی حقیقی آن حضرت به امیر مؤمنان بود، او را وادار می‏کرد به نحوی علی علیه‏السلام را بیشتر با خود همراه سازد و او را با تربیت الهی خود تربیت کند. لذا می‏بینیم خود حضرت پیشنهادی به ابوطالب می‏دهد و علی را به خانه‏اش می‏آورد و حضرت خدیجه با علی علیه‏السلام آشنا می‏شود.
دوران قبل از بعثت

علی در خانه خدیجه رشد و نمو می‏یابد و خدیجه مانند مادری مهربان به وی می‏نگرد. بیشترین لحظات عمر علی علیه‏السلام در این دوره نیز با پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سپری می‏شود. هر چند در خانه خدیجه است ولی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله چون قصد دارد بر او در تمام مراحل نظارت کند، توجه ویژه‏ای به او می‏کند، خصوصا در دوره‏های طولانی اعتکاف در غار حرا و... لذا امام علیه‏السلام خود می‏فرمود: «و لقد کنت اتّبعه اتباع الفصیل اثر امه یرفع لی کل یوم من اخلاقه علما و یامرنی بالاقتداء به؛(
۱۱) من مانند بچه ناقه‏ای که دنبال‏مادر می‏رود، در پی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏رفتم، هر روز از اخلاق خود نکته‏ای به من می‏آموخت و دستور می‏داد از آن پیروی کنم.»
آری! به تعبیر ابن ابی الحدید: «علی آن چنان با پیامبر همراه بود که هر وقت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از شهر خارج می‏شد و به غار حرا می‏رفت، او را نیز با خود می‏برد.»(
۱۲)

دوره بعثت

رسالت غیر علنی
آن گونه که گفتیم، ارتباط پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با علی علیه‏السلام صرفا یک ارتباط عاطفی یا خویشاوندی نبود، بلکه برآمده از پیوندی قدسی بود. از این روی، با این که علی علیه‏السلام هنوز کودکی چندین ساله است، زودتر از خدیجه علیهاالسلام ایمان می‏آورد و خدیجه علیهاالسلام بعد از وی به عنوان دومین نفر و اولین زن اسلام را می‏پذیرد. بر این اساس پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «اوّلکم واردا علی الحوض، اوّلکم اسلاما، علی بن ابی طالب...؛نخستین کسی که بر حوض (کوثر) بر من وارد می‏شود، اولین کسی است که اسلام آورد. [یعنی [علی بن ابی طالب است.»(
۱۳)
(
۱۴)
بعد از حضرت علی علیه‏السلام ، خدیجه علیهاالسلام نیز ایمان می‏آورد و به این ترتیب خانواده سه نفری رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله همه مؤمن به دین او می‏شوند.
شرح یک اشتباه

متأسفانه با وجود روایات متعدد و قراین واضح، عده‏ای کوشیده‏اند نه به خاطر خدیجه علیهاالسلام که به خاطر دشمنی با علی علیه‏السلام سابقه وی در اسلام را مخدوش کنند. لذا ایمان خدیجه را بر او مقدم می‏دارند. از جمله، درباره ایمان آوردن علی علیه‏السلام می‏گویند: وقتی علی علیه‏السلام بر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وارد شد که خدیجه با پیامبر مشغول نماز بود.
در روایتی دیگر امام از ایمان خدیجه علیهاالسلام چنین یاد می‏کند: «لم یجمع بیت واحد یومئذ فی الاسلام غیر رسول الله و خدیجه و انا ثالثهم اری نور الوحی و الرساله و اشم ریح النبوه؛(
۱۷) خانه‏ای واحد در آن روز در اسلام جمع نشد غیر از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خدیجه علیهاالسلام و من سومین آن دو بودم. نور وحی و رسالت را می‏دیدم و بوی نبوت را استشمام می‏کردم.» در هر صورت علی علیه‏السلام و خدیجه علیهاالسلام با پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اولین جامعه اسلامی را تشکیل دادند و در دوره دعوت غیر علنی به اجرای مراسم عبادی و نماز می‏پرداختند.
در دوره‏ای که هنوز غیر این سه نفر کسی مسلمان نشده بود، خدیجه و علی به یاری محمد می‏شتابند و نه تنها در منزل یا کوه حراء که در کنار مسجد الحرام و کعبه و در منظر و مرعی کفار نماز می‏خوانند و حضور اولین جامعه کوچک اسلامی را به مسافران و مقیمان اطلاع می‏دهند. این ارتباط‏ها همچنان ادامه داشت تا آن که نوبت به خطیرترین مرحله رسالت رسید.
اعلام عمومی رسالت

این مرحله، سخت‏ترین و گاه دردناک‏ترین مراحل برای پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خانواده اوست. در این دوره، خصوصا سال‏های آغازین آن، خدیجه و علی به شدت تحت فشار قرار داشتند و گاه خطر کشته شدن پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را نیز مشاهده می‏کردند. یکی از حوادث این دوره که در راستای حمایت خدیجه و علی علیه‏السلام از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قابل مطالعه است، موضوعی است که مسلم و بخاری در صحیح خود نقل می‏کنند.
«در ایام حج روزی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به بالای کوه صفا رفت و با صدای بلند به مردم خطاب کرد: «ای مردم! من رسول پروردگار هستم.» آن گاه به کوه مروه رفت و باز سه بار مطلب خود را با صدای بلند به گوش مردم رساند. اما جاهلان عرب هر یک سنگی برداشته و در پی حضرت روان شدند. ابوجهل نیز سنگی برداشت و روان شد. او سنگ را چنان پرتاب کرد که به پیشانی حضرت خورد. خون بر صورت رسول خدا جاری شد. پیامبر به کوه ابوقبیس (متکی) رفت و مشرکان نیز در پی او روانه شدند. در این بین شخصی خود را به نزد علی علیه‏السلام رساند و گفت: «پیامبر را کشتند.» حضرت گریست و با شتاب خود را به خدیجه رساند و او را از این خبر وحشتناک مطلع کرد. خدیجه نیز به شدت غمگین و منقلب شد چنان که نتوانست بر خود مسلط شود و اشک بر گونه‏هایش جاری گشت.»(
۱۸)

علی و خدیجه که همچنان در پی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بودند، سر انجام آن حضرت را با صورتی خونین یافتند و به خانه آوردند. اما قریش که مطلع شدند، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با کمک علی و خدیجه به خانه منتقل شده، در پی آن‏ها روانه شدند، خود را به خانه خدیجه رساندند و شروع به سنگ پرانی به خانه کردند. خدیجه علیهاالسلام ناچار از خانه بیرون آمد و فرمود: «آیا شرم نمی‏کنید که خانه زنی را که نجیب‏ترین قوم شماست، سنگ باران می‏کنید. آیا از خدا نمی‏ترسید؟»
در پی این سخنان بود که مردم پراکنده شدند. رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله هم در این هنگام پیام جبرئیل را به وی رساند. و خدیجه علیهاالسلام در جواب گفت: «ان الله هو السلام و منه السلام و علی جبرئیل السلام و علیک یا رسول الله السلام و رحمه الله و برکاته و علی من سمع السلام الا الشیطان.»(
۱۹)
تحریم همه جانبه

سران قریش در نخستین شب از سال هفتم بعثت تصمیم گرفتند مسلمانان را تحت فشار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرار دهند. لذا پیمان نامه‏ای نوشتند و هر نوع معامله‏ای را با مسلمانان تحریم کردند. ابوطالب با درک میزان خطر، مسلمانان را از شهر خارج و در دره‏ای جمع آوری کرد. ـ دره‏ای که سه سال پذیرای مسلمانان شد ـ در این رویداد بزرگ نیز هم حضرت خدیجه علیهاالسلام و هم حضرت علی علیه‏السلام حاضر بودند و اصولاً فشارهای ناشی از تحمل گرسنگی و سختی این دوره را می‏توان در رحلت خدیجه علیهاالسلام مؤثر دانست. البته خدیجه علیهاالسلام از طرق مختلف به تأمین نیازهای مسلمانان همت می‏گمارد که از جمله ابوالعاص بن ربیع داماد حضرت خدیجه علیهاالسلام شترها را می‏آورد؛ بار گندم و خرما بر آن‏ها می‏نهاد و به مسلمانان می‏رساند.(
۲۰)

بیعت با علی علیه‏السلام

شگفت آورترین صحنه زندگی خدیجه علیهاالسلام مربوط به قبول ولایت امیرمؤمنان علیه‏السلام و امامت اولاد امیرمؤمنان علیه‏السلام است با این که در آن وقت به قبول ولایت مکلف نبود، چون این تکلیف بعد از وفات پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، وجوب می‏یافت. ولی او در زمان ولادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از امامت ائمه اطهار ـ که از نسل فرزندش فاطمه هستند ـ شنیده بود. لذا قدر و منزلت امیر مؤمنان علیه‏السلام را می‏دانست.
علامه مجلسی در این باره می‏نویسد: «یک روز رسول‏خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله همسر مهربانش را خواست. او را در کنار خود نشاند و فرمود: «این جبرئیل است که می‏گوید، اسلام شروطی دارد: اوّل، اقرار به یگانگی خداوند. دوم، اقرار به رسالت رسولان. سوم، اقرار به معاد و عمل به اصول شریعت و احکام آن. چهارم، اطاعت اولی الامر و ائمه طاهرین از فرزندان او همراه با برائت از دشمنان آن‏ها.»
در پی این فرمایش پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خدیجه علیهاالسلام به همه آن‏ها اقرار کرد و یک به یک تصدیق فرمود. در مورد امیر مؤمنان علی علیه‏السلام رسول‏اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به خصوص به خدیجه علیهاالسلام فرمود: «هو مولاک و مولی المؤمنین و امامهم بعدی؛ علی مولای تو و مولای مؤمنان و امام آن‏ها پس از من است.»
رسول گرامی بعد از آن که عهد اکید از خدیجه علیهاالسلام گرفت، اصول و فروع، واجبات و محرمات را به وی آموخت. آن گاه، دست خود را بالای دست امیر مؤمنان علیه‏السلام گذاشت و خدیجه علیهاالسلام دست خود را بالای دست پیامبر علیه‏السلام گذاشت و به این صورت بیعت کرد.
از حدیث «ما کمل من النساء الا اربعه آسیه بنت مزاحم، مریم بنت عمران، خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد» هم ظاهر می‏شود که آن بانوی بزرگوار به تمام اصول و فروع دین اسلام ایمان آورد.(
۲۲)
علی علیه‏السلام داماد خدیجه علیهاالسلام

حضرت خدیجه علیهاالسلام
۲۴ سال زندگی پر فراز و نشیب خود با رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را پشت سر گذاشت و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به عنوان بشارت به وی وعده بهشت داد. بعد از وفات، خود وارد قبر او شد و برایش گریست.(۲۳) فاطمه علیهاالسلام تنها باز مانده خدیجه علیهاالسلام در این لحظات سخت دور پدر می‏چرخید و بهانه مادر را می‏گرفت و این بر ناراحتی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بی اندازه می‏افزود تا آن که جبرئیل نازل شد و فرمود: «ای پیامبر! به فاطمه بگو خدا برای مادرت قصری از لؤلؤ ساخته است که میان آن نهر است و در آن‏جا رنجی نیست.»(۲۴)

به یاد خدیجه

امیر مؤمنان علی علیه‏السلام بعد از وفات حضرت خدیجه علیهاالسلام به مناسبت از وی یاد می‏کرد و نامش را گرامی می‏داشت. از جمله، یک بار به دفاع پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از حضرت خدیجه اشاره کرده و این قضیه را نقل کردند: «ذکر النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خدیجه یوما و هو عند نسائه فبکی فقالت عایشه ما یبکیک علی عجوز حمراء من عجائز بنی اسد؟ فقال: صدقتنی اذ کذبتم و آمنت بی اذ کفرتم و ولدت لی اذ عقمتم. قالت عایشه فما زلت اتقرب الی رسول الله بذکرها؛(
۲۷) یک روز که پیامبر خدا در میان همسران خویش حضور داشت، یادی از همسرش خدیجه نمود و به فراق او گریست عایشه گفت: بر پیرزن سرخ روی از تیره بنی اسد می‏گریی؟ رسول خدا فرمود: «[چه کسی جای خدیجه را می‏گیرد] روزی که شما مرا تکذیب کردید، مرا تصدیق کرد. روزی که کفر ورزیدید به من ایمان آورد و هنگامی که شما نازا بودید او برایم فرزند آورد.
عایشه گفت از آن پس همواره خودم را با بیان خوبی‏های خدیجه به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نزدیک می‏کردم.»
آخرین مال

اموال حضرت خدیجه علیهاالسلام به عنوان ابزاری مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پیشرفت آن قرار گرفت. جالب این که آخرین بخش از دارایی خدیجه توسط امیر مؤمنان در سفر هجرت به مدینه صرف شد.
پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سه شبانه روز در غار ثور ماند، امیر مؤمنان نیز شبانه خود را به غار رساند و آذوقه و لوازم سفر را آورد. در آن‏جا حضرت به علی علیه‏السلام فرمود: «امانت‏های زیادی نزد من است، به بالای ابطح (تپه‏ای در مکه) برو و صبح و شب با صدای بلند بگو: هر کسی نزد محمد امانت و یا ودیعه‏ای دارد بیاید و تحویل بگیرد. یا علی! بعد از این با هیچ حادثه‏ای ناگوار مواجه نخواهی شد تا این که نزد من برسی. امانت‏های مردم را آشکارا تحویل بده. ای علی! تو را
سرپرست دخترم فاطمه قرار دادم و خدا را مراقب شما. از آخرین باقی‏مانده اموال خدیجه برای خود و فاطمه و هر کس از بنی هاشم که قصد همراهی با شما را دارد، شتر و زاد و توشه بخر و بعد از رد امانت‏ها، دیگر درنگ نکن... .»
ابوعبیده (نوه عمار یاسر) می‏گوید: «فرزند ابی رافع این مطالب را به نقل از پدرش گفت. من پرسیدم: مگر رسول خدا مال و ثروتی قابل توجه داشت که دو شتر برای سفر خودش خرید و به امیر مؤمنان هم سفارش کرد زاد و توشه دیگر مهاجران را تهیه کند؟
ابی رافع پاسخ داد: پدرم گفت: پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: هیچ مال و ثروتی برای من سودمندتر از اموال خدیجه نبود. ابی رافع افزود: پدرم گفت: از آخرین موارد مصرف اموال خدیجه خرید زاد و توشه برای مسلمانان مستضعف بود که قصد داشتند به مدینه هجرت کنند.
سفر اکثر مسلمانان با اموال خدیجه ممکن شد. آخرین آن‏ها هم قافله‏ای بود که امیر المؤمنین آن را سرپرستی کرد.»(
۲۸)
یک نکته
شهید مطهری رحمه‏الله به نکته‏ای اساسی در (اموال خدیجه و شمشیر علی) اشاره دارد که آگاهی از آن جهت روشن شدن ذهن مخاطبان ضروری است. زیرا وقتی گفته می‏شود اسلام با مال خدیجه و شمشیر علی پیش رفت، چنین به نظر می‏رسد که دین اسلام با همان زر و زور پیش رفته است.
شهید پاسخ مناسبی به این شبهه می‏دهد و می‏نویسد: «اگر دینی با زور پیش برود، آن چه دینی می‏تواند باشد؟ آیا قرآن در یک جا دارد که دین اسلام با زر و زور پیش رفت؟ آیا علی علیه‏السلام یک جا گفت که دین اسلام با زر و زور پیش رفت؟ شک[ی وجود] ندارد که مال خدیجه به درد مسلمین خورد اما آیا مال خدیجه صرف دعوت اسلام شد؟ یعنی خدیجه پول زیادی داشت پول خدیجه را به کسی دادند و گفتند بیا مسلمان شو؟ آیا یک جا انسان در تاریخ چنین چیزی پیدا می‏کند؟ یا نه، در شرایطی که مسلمین و پیغمبر اکرم در نهایت درجه سختی و تحت فشار بودند، جناب خدیجه علیهاالسلام مال و ثروت خودش را در اختیار پیامبر گذاشت، ولی نه برای این که پیامبر ـ العیاذ بالله ـ به کسی رشوه بدهد و تاریخ نیز هیچ گاه چنین چیزی را نشان نمی‏دهد... پس اگر مال خدیجه نبود، فقر و تنگدستی شاید مسلمین را از پا در می‏آورد، مال خدیجه خدمت کرد، اما نه خدمت رشوه دادن... بلکه خدمت به این معنی که مسلمانان گرسنه را نجات داد. شمشیر علی بدون شک به اسلام خدمت کرد.... در شرایطی که شمشیر دشمن آمده بود، ریشه اسلام را بکند.»(
۲۹)

منابع:
_________________________________________________________________________________
۱ ـ تاریخ خمیس، ج ۱، ص ۲۶۳.
۲ ـ ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۰۲.
۳ ـ اعلام النبلا، ج ۲، ص ۱۱۱. اسد الغابه، ج ۳، ص۲۱.
۴ ـ استیعاب، ج ۴، ص ۱۸۱۷.
۵ ـ درباره سال ازدواج تاریخ خمیس، ج ۱، ص ۲۶۴. سیره حلبی، ج ۱، ص ۴۰، مشهور ۴۰ سالگی است.۶ ـ الفصول المهمه، ص ۲۹.
۷ ـ کفایه الطالب، ص ۲۰۶.
۸ ـ امیرالمؤمنین در عهد پیامبر، صادق صدر، ص ۵۹.
۹ ـ فروغ ولایت، ص ۱۷، به نقل از کشف الغمه، ج ۱، ص ۹۰.
۱۰ ـ نهج البلاغه عبده، ج ۲، ص ۱۸۲، خطبه قاصعه.۱۱ ـ نهج البلاغه عبده، ج ۲، ص ۱۸۲.
۱۲ ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۲۰۸.
۱۳ ـ مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۳۶ـ ج ۳ الغدیر، ص ۱۹۱ تا ۲۱۳ را بخوانید.۱۴ ـ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.
۱۵ ـ امیرالمؤمنین در عهد پیامبر، محمد صادق صدر، ترجمه دکتر سید جمال موسوی، ص ۸۹، نقل از سیره سید احمد زینی بن دحلال، ص ۱۰۴.
۱۶ ـ نهج البلاغه، خطبه قاصعه.۱۷ ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۱۹۷.
۱۸ ـ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۰۸.
۱۹ ـ مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۸۵؛ سبط جوزی، در تذکره الخواص، ص ۱۷۰؛ استیعاب، ج ۱۴، ص ۱۱۱.
۲۰ ـ سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۰۳، ۳۵۳، ۳۵۴.
۲۱ ـ همان، ج ۲، ص ۱۰۳.
۲۲ ـ ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۰۹، نقل از بحارالانوار، ج ۶.
۲۳ ـ اعلام النبلا، ج ۲، ص ۱۱۱، تاریخ طبری، ج ۱۱، ص ۵۹۳.
۲۴ ـ نهایه الارب، ج ۱۸، ص ۱۷۱.
۲۵ ـ استیعاب، ج ۴، ص ۱۸۸۲؛ مقاتل الطالبین، ص ۱۳۰.
۲۶ ـ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۹۶.
۲۷ ـ کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۳۱؛ بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۱۸.
۲۸ ـ بحار، ج ۱۹، ص ۶۳.
۲۹ ـ سیری در سیره نبوی، صص ۲۴۸ ـ ۲۴۵.

نگاهی به آموزه‏های تربیتی در زندگی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

حضرت خدیجه همسر گرامی رسول اکرم صلی الله علیه و آله، ۶۸ سال پیش از هجرت نبوی صلی الله علیه و آله در شهر مکه به دنیا آمد . پدر وی خویلد بن اسد و مادرش فاطمه دختر زائده بن اصم می‏باشد .

او در چهل سالگی با حضرت محمد صلی الله علیه و آله که ۲۵ سال از عمر شریفش را سپری کرده بود ازدواج نمود . بنابر قول مشهور ثمره ازدواج خدیجه شش فرزند به نام‏های قاسم، عبدالله، رقیه، زینب، ام‏کلثوم و فاطمه علیها السلام بود . قبل از اسلام وی به خاطر دارا بودن صفات پسندیده و فضائل اخلاقی و پاکدامنی، «طاهره‏» لقب گرفت . ثروت خدیجه در میان اهل مکه بی‏نظیر بود و اهالی مکه با اموال وی به صورت مضاربه‏ای تجارت می‏کردند . خدیجه پس از ازدواج با پیامبر همه آن ثروت را در اختیار حضرت رسول نهاد و بدین ترتیب از جنبه اقتصادی دین اسلام را تقویت نموده و در گسترش آن نهایت تلاش خود را به جای آورد . مقام او در نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حدی بود که در مدت ۲۵ سال زندگی مشترک با این بانوی با عظمت، آن حضرت به خاطر تکریم وی با هیچ زنی ازدواج نکرد و بهترین دوران جوانی خویش را به وی بخشید . بعد از رحلت‏حضرت خدیجه، رسول گرامی اسلام همیشه به یاد محبت‏ها و تلاش‏های او بود . بنابر برخی اقوال خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با دو نفر دیگر بنام‏های «ابو هاله بن زراره تمیمی‏» و «عتیق بن عائذ مخزومی‏» نیز ازدواج کرده بود . این یاور با وفای رسالت‏بعد از ۲۵ سال زندگی در کنار حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله در دهمین سال بعثت در ۶۵ سالگی و در دهم ماه رمضان چشم از جهان فرو بست و قلب رسول خدا صلی الله علیه و آله و مسلمانان را داغدار نمود . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیکر پاک او را در حجون با دست‏های خویش به قبر گذاشت و از شدت حزن و اندوه سال وفات او را که با فاصله اندکی از رحلت ابوطالب علیه السلام رخ داده بود، عام الحزن (سال اندوه) نامید . امیرالمؤمنین علی علیه السلام به پاس خدمات آن دو بزرگوار به جهان اسلام اشعاری جانسوز سروده و در بخشی از آن حزن و ماتم قلبی خویش را بیان داشته است: اعینی جودا بارک الله فیکما علی هالکین لا تری لهما مثلا علی سید البطحاء وابن رئیسها وسیده النسوان اول من صلی مهذبه قد طیب الله خیمها مبارکه والله ساق لها الفضلا فبت اقاسی منهما الهم والثکلا مصابهما ادجی الی الجو والهواء (۱) ای چشمان من! احسنت‏بر شما، [اشک بریزید] در فراق آن دو بزرگواری که نظیر ندارند . بر سرور سرزمین بطحاء و فرزند رئیس آن و بر بانوی بانوان که نخستین نمازگزار بود [ . آن بانوی] پاکدامنی که خداوند خصلت‏های او را پاکیزه کرده است [ . بانوی ] مبارکی که خداوند برتری را به سوی او رانده است . مصیبت این دو عزیز فضا را بر من تیره و تار ساخته و [از این پس] شب‏ها را در اندوه و حزن این دو سر می‏کنمدر این نوشتار بر آن شدیم که نقش این بانوی خجسته را در گسترش آموزه‏های مکتب تربیتی اسلام مورد توجه قرار داده و مواردی قابل توجه از آن را به خوانندگان گرامی تقدیم داریم . به امید اینکه بتوانیم از این شخصیت‏برجسته و بانوی نمونه در جهان اسلام درس‏ها آموخته و با شناخت فضائل و مناقب آن بزرگوار، از او به عنوان اسوه و الگوی تربیتی پیروی کنیم . ۱- فضائل اخلاقی و علمی مطالعه تاریخ زندگی حضرت خدیجه علیها السلام نشان می‏دهد که او هم در دوران جاهلیت و هم بعد از بعثت‏خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله دارای فضائل اخلاقی و کمالات معنوی بوده است . او در جامعه خود به عنوان یک الگوی زن برتر، تاثیر بسزایی در گسترش صفات نیک انسانی داشته است . سخاوت، کرامت، ایثار و فداکاری، عفت و پاکدامنی، دوراندیشی و درایت و توجه به مستمندان، عطوفت و مهربانی و صبر و استقامت، از جمله فضیلت‏های پسندیده ایست که صفحات تاریخ این زن نمونه را نشان می‏دهد . به همین جهت آن بانوی یگانه در میان زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله شرایط هم کفو بودن را احراز نمود و یک همتای واقعی برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود . عدم ازدواج مجدد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در زمان حیات خدیجه کبری علیها السلام نشانگر جاذبه‏های معنوی و فضائل اخلاقی بی‏شمار در وجود آن حضرت است، که بدون تردید برخورداری از آن صفات نقش مهم و اساسی در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته است . به همین جهت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این بانوی تربیت‏یافته را از برترین زنان بهشتی شمرده و می‏فرماید: «افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنت‏خویلد وفاطمه بنت محمد ومریم بنت عمران وآثیه بنت مزاحم امراه فرعون (۲) ; بهترین زنان اهل بهشت عبارتند از: خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم [یعنی] زن فرعونوفاداری این بانوی آسمانی در راه رسیدن به اهداف والای همسر خویش، مورد توجه سیره‏نویسان و محققان قرار گرفته است . او از اولین لحظات بعثت، به رسولخدا صلی الله علیه و آله ایمان آورد و تا آخرین لحظات برایمان خود پای فشرد و لحظه‏ای شک و تردید به دل راه نداد . گذشته از فضائل اخلاقی، او از کمالات علمی نیز برخوردار بود . تاریخ گواهی می‏دهد که خدیجه در مورد دانش عصر خود اطلاعات فراوانی داشت و از کتاب‏های آسمانی آگاه و از نظر عقل و درایت و زیرکی بر تمام زنان حتی بسیاری از مردان معاصر برتری داشت . بنابراین او دارای تمام کمالات و امتیازهایی بود که یک زن می‏تواند داشته باشد . با توجه به نکات یاد شده، خدیجه به عنوان اولین بانوی مسلمان در ترویج فرهنگ اسلامی و الگوهای یک زن مسلمان و با کمال نقش والای خود را ایفا کرده است و بانوان بسیاری از تربیت عملی وی درس‏ها آموخته‏اند . اهمیت فضائل اخلاقی و کمالات انسانی در وجود این بانوی با فضیلت آنگاه به اوج خود می‏رسد که نگاهی به وضع زن در ایام جاهلیت و قبل از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیندازیم . زن در آن روز نه تنها از حقوق خود محروم بود و با رقت آورترین وضع زندگی می‏کرد، بلکه به عنوان مایه ننگ و عار و موجودی شوم زنده به گور می‏شد . خدیجه در چنین عصری اثبات نمود که یک زن نه تنها حق حیات دارد و باید حقوق مسلم خود را استیفا نماید، بلکه می‏تواند با اعمال شایسته و تلاش و کوشش، به مرحله‏ای برسد که خداوند متعال به او سلام برساند; همچنان که امام باقر علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می‏کند: شبی که در معراج بودم، به هنگام بازگشت از سفر معراج به جبرئیل گفتم: ای جبرئیل! آیا خواسته‏ای از من داری؟ گفت: خواهش من این است که از طرف خداوند و من، به خدیجه سلام برسانی . (۳) ۲- پرورش فرزندان صالح بدون تردید، مادر به عنوان مؤثرترین عامل محیطی و وراثتی در پرورش و رشد شخصیت کودک نقش به سزایی دارد . حضرت خدیجه علاوه بر این که به نص قرآن مادر روحانی همه مؤمنین است، به عنوان مادری شایسته و با ایمان در دامن خویش فرزندان نیک و صالحی برای رسول‏الله صلی الله علیه و آله تربیت نمود . وی شش فرزند برای پیامبر به دنیا آورد و در دامن پر مهر خویش پرورش داد که در میان آن‏ها حضرت فاطمه علیها السلام از رتبه خاصی برخوردار است . دختری که رهبری اسلام بعد از پیامبر اکرم و علی علیه السلام از نسل او پدید آمد و ادامه یافت . این دختر با مادرش آنچنان ارتباط تنگاتنگ داشت که هنگام رحلت‏حضرت خدیجه، فاطمه علیها السلام که در حدود پنج‏سال داشت‏شدیدا بی‏تابی می‏کرد و به دور پدر بزرگوارش می‏چرخید و می‏گفت: «یا ابه این امی; پدر جان! مادرم کجاست؟» حضرت جبرئیل نازل شد و فرمود: یا رسول‏الله! خداوند می‏فرماید: سلام ما را به فاطمه برسان و به او اطلاع بده که مادرش خدیجه در خانه‏های بهشتی با آسیه و مریم زندگی می‏کند . (۴( این دختر پاکیزه، هنگام رحلت مادر وقتی احساس کرد که حضرت خدیجه شدیدا در فراق او و پدر ارجمندش ناراحت است و نگران تنهایی و بی‏یاوری حضرت محمد صلی الله علیه و آله می‏باشد، به مادرش دلداری داده و گفت: «یا اماه! لاتحزنی ولاترهبی فان الله مع ابی)۵( مادر جان! اندوهگین و مضطرب نباش، زیرا خداوند یار و یاور پدرم می‏باشدامامان معصوم علیهم السلام نیز همیشه به وجود چنین مادری افتخار می‏کردند; همچنانکه حضرت مجتبی علیه السلام هنگامی که با معاویه مناظره می‏کرد، در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی و سعادت و خوشبختی خود به نقش مادر در تربیت افراد اشاره کرده و فرمود: معاویه! چون مادر تو «هند» و مادربزرگت «نثیله‏» می‏باشد [و در دامن چنین زن پست و فرومایه‏ای پرورش یافته‏ای] این گونه اعمال زشت از تو سر می‏زند و سعادت ما خانواده در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه علیها السلام و فاطمه علیها السلام می‏باشد . (۶(امام حسین علیه السلام در روز عاشورا برای معرفی خویش و آگاه کردن دل‏های بیدار، به مادرش فاطمه علیها السلام و مادربزرگ شایسته و فداکارش حضرت خدیجه اشاره نموده و فرمود: «انشدکم الله هل تعلمون ان امی فاطمه الزهراء بنت محمد؟ ! قالوا: اللهم نعم . . . انشدکم الله هل تعلمون ان جدتی خدیجه بنت‏خویلد اول نساء هذه الامه اسلاما؟ ! قالوا: اللهم نعم (۷) ; شما را به خدا قسم می‏دهم! آیا می‏دانید که مادر من «فاطمه زهرا» دختر محمد [مصطفی صلی الله علیه و آله ] است؟ ! گفتند: آری [ . . . فرمود: ] شما را به خدا قسم می‏دهم! آیا می‏دانید که مادربزرگ من خدیجه دختر خویلد، نخستین زنی است که اسلام را پذیرفت؟ ! گفتند: آریحضرت خدیجه علاوه بر اینکه در دامان پر مهر و عطوفت‏خویش فرزندان پیامبر را پرورش داد، فرزندان شایسته‏ای را نیز قبل از ازدواج با پیامبر تربیت کرده بود که از جمله آن‏ها هند بن ابی هاله می‏باشد . او (هند) در مدت سه شبانه روزی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هنگام هجرت در غار ثور مخفی شده بود، به همراه علی علیه السلام دور از چشم مشرکان مکه محرمانه به پیامبر صلی الله علیه و آله آذوقه می‏برد و برمی‏گشت . وی مردی بزرگوار، شریف، فصیح و محدث بود و از شوهر دیگر خدیجه بنام ابی هاله بن زراره تمیمی متولد شده بود . (۸)
هند پسر خدیجه همان کسی است که امام حسن علیه السلام به عنوان دایی خود از وی نام می‏برد . وی اوصاف و شمایل رسول خدا صلی الله علیه و آله را برای امام مجتبی علیه السلام توصیف می‏کرد و بسیار مورد علاقه رسول‏الله صلی الله علیه و آله بود . او بت‏های مشرکان را می‏شکست (۹) و در جنگ جمل در رکاب حضرت علی علیه السلام به شهادت رسید . (۱۰) و (۱۱)
۳- توجه به نیازهای عاطفی و خواسته‏های فرزندان مهرورزی و محبت‏به کودکان و رفع نیازهای معنوی و عاطفی فرزندان، یکی دیگر از اصول تربیتی اسلام می‏باشد . حضرت خدیجه به عنوان یک مادر دلسوز و مربی آگاه در این مورد حساسیت ویژه‏ای داشت . ماجرای زیر بیانگر این ویژگی حضرت خدیجه می‏باشد . در ایام بیماری خدیجه که به مرگ وی انجامید، روزی اسماء بنت عمیس به عیادتش آمد، او خدیجه را گریان و ناراحت مشاهده کرد و به او دلداری داده و گفت: تو از بهترین زنان عالم محسوب می‏شوی، تو تمام اموالت را در راه خداوند بخشیدی، تو همسر رسول گرامی اسلام هستی و بارها تو را به بهشت‏بشارت داده است . با این همه چرا گریان و نگران هستی؟ خدیجه علیها السلام فرمود: اسماء! من در فکر این هستم که دختر هنگام زفاف نیاز به مادر دارد تا نگرانی‏ها و اسرارش را به مادر بگوید و خواسته‏هایش را به عنوان محرم اسرار مطرح نماید، فاطمه علیها السلام کوچک است، می‏ترسم کسی نباشد که متکفل کارهای وی در هنگام عروسی شود و برایش مادری کند اسماء بنت عمیس گفت: ای بانوی من! نگران نباش من با تو عهد می‏کنم که اگر تا آن موقع زنده ماندم به جای تو برای فاطمه مادری کنم و نیازهای روحی و عاطفی وی را برطرف نمایم . بعد از وفات خدیجه علیها السلام هنگامی که شب زفاف حضرت فاطمه علیها السلام فرا رسید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: همه زن‏ها از اتاق عروس خارج شوند و کسی در آنجا باقی نماند . همه رفتند، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله متوجه شد که هنوز اسماء بنت عمیس در اتاق باقی مانده است . فرمود: آیا نگفتم همه زنان بیرون روند؟ اسماء گفت: چرا یا رسول‏الله من شنیدم و قصد مخالفت‏با فرمایش شما رانداشتم، ولی عهد من با خدیجه مرا بر آن داشت که در این‏جا بمانم; چون با خدیجه پیمان بسته‏ام که در چنین شبی برای فاطمه مادری کنم . (۱۲(حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با شنیدن این سخن به گریه در آمد و فرمود: تو را به خدا سوگند برای این کار ایستاده‏ای؟ اسماء عرض کرد: آری . پیامبر صلی الله علیه و آله دست‏به دعا برداشته و برای اسماء بنت عمیس دعا کرد . (۱۳( همچنین حضرت خدیجه در مورد آینده دختر خردسال خویش خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دغدغه‏هایی را به این ترتیب بیان نمود: یا رسول‏الله! این دختر من - با اشاره به حضرت فاطمه علیها السلام - بعد از من غریب و تنها خواهد شد . مبادا کسی از زنان قریش او را آزار برساند، مبادا کسی به صورتش سیلی بزند، مبادا کسی صدای خود را بر روی او بلند کند، مبادا کسی با او رفتاری تند و خشن داشته باشد . (۱۴)
۴- رعایت آیین شوهرداری یکی از برنامه‏های تربیتی اسلام، آموزش آیین شوهرداری به بانوان می‏باشد . اگر به آمار اختلافات خانوادگی و طلاق و ناهنجاری‏های خانواده‏ها توجه شود، بخش قابل توجهی از این مشکلات به رفتارهای بانوان و زنان و دختران جوان بر می‏گردد و این همه، به خاطر ناآگاهی و عدم توجه به حقوق شوهران، رعایت نکردن آداب معاشرت، عدم آگاهی از اصول شوهرداری در اسلام است . حضرت خدیجه علیها السلام در ترویج آیین شوهرداری اسلامی و رعایت‏حقوق همسر، نهایت تلاش را به عمل می‏آورد . حضرت خدیجه علیها السلام با شیوه‏های مختلفی فضای خانواده را آرام نگاه داشته و امنیت روحی و روانی را برای شوهر و فرزندان برقرار و زمینه را برای رشد فضائل اخلاقی فراهم می‏آورد . در اینجا به برخی از روش‏های تکریم شوهر و همسرداری حضرت خدیجه اشاره می‏کنیم: الف) ابراز محبت: حضرت خدیجه در فرصت‏های مناسب به همسر گرامی خویش ابراز علاقه و محبت می‏کرد . او در قالب اشعاری زیبا درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مکنونات قلبی خویش را چنین ابراز می‏دارد: فلو اننی امشیت فی کل نعمه ودامت لی الدنیا وملک الاکاسره فما سویت عندی جناح بعوضه اذا لم یکن عینی لعینک ناظره (۱۵)
«
اگر تمام نعمت‏های دنیا و سلطنت‏های پادشاهان را داشته باشم و ملک آن‏ها همیشه از آن من باشد، به نظر من به اندازه بال پشه‏ای ارزش ندارد زمانی که چشم من به چشم تو نیفتدب) طرح غیرمستقیم خواسته‏ها بدون شک هر زنی از شوهر خویش انتظارات و توقعاتی دارد . این در خواست‏های معقول زن، اگر در محیطی محبت‏آمیز و همراه با حفظ حریم‏های اخلاقی باشد، امری پسندیده‏تر و جذاب خواهد بود . اگر این خواسته‏ها به صورت غیرمستقیم انجام گیرد، در تحکیم روابط خانوادگی و افزایش محبت تاثیری فوق العاده خواهد داشت . حضرت خدیجه علیها السلام خدمات زیادی را در خانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله انجام داده و صدمات فراوانی متحمل شده بود، از این رو به صورت طبیعی می‏توانست انتظارات و توقعاتی را نیز از آن حضرت داشته باشد، اما او هیچ‏گاه خواسته‏های شخصی خویش را به صورت مستقیم بیان نمی‏کرد بلکه سعی می‏کرد آن‏ها را به عنوان یک پیشنهاد و یا خواهش غیر مهم و در کمال ادب و احترام مطرح نماید . حضرت خدیجه در آستانه وفات خویش هنگامی که وصیت‏های خود را بیان می‏کرد، آن‏ها را در قالب یک گفت و گوی صمیمانه و محبت‏آمیز مطرح نمود . وی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: «یا رسول‏الله! چند وصیت دارم، البته من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هرگز از تو تقصیری مشاهده نکردم . تو نهایت درجه تلاش خود را به کار گرفتی و در خانه من زحمات و مشکلات زیادی را متحمل شدی و تمام دارایی خود را در راه خدا مصرف کردی . حضرت خدیجه علیها السلام عرض کرد: یا رسول‏الله! می‏خواهم خواسته‏ای را توسط دخترم فاطمه به شما برسانم و شرم دارم آن را مستقیما بازگو نمایم . پیامبر از منزل خدیجه بیرون رفت . آن‏گاه خدیجه دخترش فاطمه را صدا کرد و به او گفت: عزیزم! به پدر بزرگوارت بگو که مادرم می‏گوید: من از قبر هراسناکم، دوست دارم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی کفن کرده و در قبر بگذاری . فاطمه علیها السلام به نزد پدر آمده و پیام مادرش را رساند . پیامبر صلی الله علیه و آله آن لباس را برای خدیجه فرستاد . هنگامی که فاطمه علیها السلام آن را آورد، نشاط زایدالوصفی وجود خدیجه را فرا گرفت . آنگاه حضرت خدیجه با دلی آرام چشم از جهان فرو بست . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مشغول تجهیز و غسل و حنوط وی شد، هنگامی که خواست‏خدیجه را کفن کند، حضرت جبرئیل امین نازل شد و گفت: یا رسول‏الله! خداوند سلام می‏رساند و می‏فرماید: کفن خدیجه به عهده ماست و آن یک کفن بهشتی خواهد بود . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اول با پیراهن خود و از روی آن با کفن بهشتی خدیجه را کفن کرد . ج) دلجویی و دلداری همسر خانواده کانون آرامش و راحتی بخش هر انسانی است . مردی که در بیرون خانه با هزاران مشکل و گرفتاری رو به روست و گاهی در راه رسیدن به هدف و کسب روزی حلال سخنان ناروا شنیده و لطمات روحی و جسمی زیادی را متحمل می‏شود، انتظار دارد که کسی از وی دلجویی کرده و حرف دلش را شنیده و با کلمات شفابخش و برخوردهای آسایش آفرین مرهم گذار دردهای انباشته در دل او باشد . حضرت خدیجه چنین همسری برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود . مشرکان با سخنان توهین‏آمیز و اعمال وقیحانه‏ای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ناراحت می‏کردند و از این ناحیه مشکلات فراوانی پیش روی پیامبر اکرم بود، اما همه این گرفتاری‏ها به وسیله خدیجه علیها السلام جبران می‏شد . او شخص پیامبر و مشکلات آن حضرت را آگاهانه درک می‏کرد و بدین جهت در پیشرفت اهداف آن حضرت تلاش می‏نمود و سخنانش را تصدیق می‏کرد و او را از تمام غم‏ها و غصه‏ها می‏رهانید . علامه سید شرف الدین در این مورد می‏نویسد: «او مدت ۲۵ سال با پیامبر صلی الله علیه و آله زندگی کرد بدون آنکه زن دیگری در زندگی او شریک شود و اگر در حیات باقی می‏ماند، پیامبر باز هم شریک دیگری انتخاب نمی‏کرد . او در تمام طول زندگی زناشویی شریک درد و رنج پیامبر صلی الله علیه و آله بود، زیرا با مال خود به او نیرو می‏بخشید و با گفتار و کردار از او دفاع می‏نمود و به او در مقابل عذاب و درد کافران که در راه رسالت و ادای آن نصیبش می‏کردند تسلی می‏داد . او به همراه علی علیه السلام هنگام نزول نخستین وحی آسمانی به پیامبر صلی الله علیه و آله، در غار حرا بود . (۱۶)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد همسر گرامی خویش می‏فرماید: «خدیجه زنی بود که چون همه از من روی می‏گردانیدند او به من روی می‏کرد و چون همه از من می‏گریختند، به من محبت و مهربانی می‏کرد و چون همه دعوت مرا تکذیب می‏کردند به من ایمان می‏آورد و مرا تصدیق می‏کرد . در مشکلات زندگی مرا یاری می‏داد و با مال خود کمک می‏کرد و غم از دلم می‏زدود . (۱۷(خدیجه آنچنان در روح و جان همسر بزرگوارش تاثیر گذاشته بود که مدت‏ها بعد از رحلت‏حضرت خدیجه علیها السلام، هرگاه حضرت رسول صلی الله علیه و آله گوسفندی را ذبح می‏کرد، می‏فرمود سهمی هم به دوستان خدیجه بفرستید، زیرا من وست‏خدیجه را هم دوست می‏دارم . ۵- برترین معیارهای انتخاب همسر هر جوانی در زندگی خویش نیاز به ازدواج دارد و ازدواج در اسلام، یک امر مقدس و عبادت محسوب می‏شود . دختر و پسری که می‏خواهند به سوی امر مقدس ازدواج قدم بردارند، اولین گام را از خود دوستی به سوی غیردوستی بر می‏دارند، آنان با امضای پیمان مقدس زناشویی از دایره خودخواهی بیرون رفته و با وارد شدن‏به مرحله جدیدی از زندگی، بخشی از کمبودهای خود را جبران می‏کنند که از جمله آن‏ها می‏توان به بقای نسل، رسیدن به آرامش و سکون، تکمیل و تکامل، تامین نیاز جنسی، سلامت و امنیت اجتماعی و تامین نیازهای روحی و روانی اشاره کرد . اما در این میان مهم‏ترین دغدغه‏های هر دختر و پسر جوان که در آستانه ازدواج قرار می‏گیرد، برترین معیارها و ملاک‏های ازدواج در انتخاب همسر آینده‏اش می‏باشد . حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان الگوی دختران و زنان مسلمان در مورد انتخاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله به عنوان همسر آینده خویش ملاک‏ها و اصولی را مطرح می‏کند که از گفت و گوی وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معلوم می‏شود . خدیجه هنگام پیشنهاد ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی گفت: به خاطر خویشاوندیت‏با من، بزرگواریت، امانتداری تو در میان مردم، اخلاق نیک و راست گوئیت، مایلم با تو ازدواج کنم . (۱۸)
ارزش این انتخاب خدیجه آنگاه نمایان می‏شود که بدانیم او در آن هنگام، موقعیتی عالی و ممتاز در جامعه خود داشت و تمام امکانات و زمینه‏ها برای ازدواج وی با هر یک از جوانان نامدار و ثروتمند قریش فراهم بود .

منابع:
___________________________________
________________________________________________
۱) بحار الانوار، ج‏۳۵، ص‏۱۴۳; دیوان امام علی علیه السلام، ص‏۳۵۹ و مستدرک سفینه البحار، ج‏۴، ص‏۷۳ . ۲) مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام، ج‏۲، ص‏۱۸۶ . ۳) بحارالانوار، ج‏۱۸، ص‏۳۸۵ . ۴) امالی شیخ طوسی، ص‏۱۷۵ . ۵) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام، ص‏۱۶۴ . ۶) الاحتجاج، طبرسی، ج‏۱، ص‏۲۸۲ . ۷) الامالی شیخ طوسی، ص‏۴۶۳ . ۸) همان . ۹) اکمال الکمال، ج‏۱، ص‏۱۱۹ . ۱۰) مکارم الاخلاق، ص‏۱۱ . ۱۱) برخی از متفکران اسلامی معتقدند که حضرت خدیجه قبل از حضرت رسول صلی الله علیه و آله ازدواج نکرده بود و فرزندانی همچون هند خواهرزادگان وی بودند که حضرت خدیجه آنان را در دامان خود پرورش داد . ۱۲) اعیان الشیعه، ج‏۱، ص‏۳۸۰ . ۱۳) شجره طوبی، ج‏۲، ص‏۳۳۴ . ۱۴) همان . ۱۵) مستدرک سفینه البحار، ج‏۵، ص‏۴۴ . ۱۶) خدیجه، علی محمد علی دخیل، ص‏۳۱ . ۱۷) بحارالانوار، ج‏۴۳، ص‏۱۳۱ . ۱۸) کشف الغمه، ج‏۲، ص‏۱۳۲ .

پیامبر(صلی الله علیه و اله) و خدیجه(سلام الله علیها)ادب و عاطفه

۹ شوّال سال ۲۸ قبل از هجرت، روزی بود که پیامبر اکرم(ص) خدیجه کبرا(س) آن بانوی بزرگ را به همسری گرفت.

آنچه می‏خوانید نگاهی کوتاه است به روابط عاطفی میان پیامبر(ص) و خدیجه(س) که اشاره‏ای نیز به مقدمات این ازدواج دارد. زندگی مشترک پیامبر(ص) و خدیجه(س) درس‏آموز تمام مردان و زنانی است که جویای سعادت در زندگی خود هستند. عدم دلبستگی خدیجه به سیم و زر دنیا وتوجه به امور معنوی، عشق و علاقه به پیامبر(ص)، عطوفت و مهربانی متقابل رسول خدا(ص) و خدیجه(س)، ایثار و وفاداری نسبت به یکدیگر، همه و همه درسهای آموزنده‏ای است برای جویندگان سعادت.شخصیت حضرت خدیجه(س)
خدیجه را نباید تنها یک بانوی سرمایه‏دار دانست. که شتران حامل مال‏التجاره را به مناطق مختلف می‏فرستاد، و سودهای کلان بدست می‏آورد، بلکه وی به عنوان یک شخصیت معنوی، عفیف، پاکدامن و ایثارگر، دارای شناخت و فکر بلند و تیزبین مطرح بود.این بانوی بزرگ، حتی در دوران جاهلیت، که پاکدامنی جایگاهی نداشت، به دلیل عفّت و دامن پاکش، طاهره نامیده می‏شد. «و کانت تُدعی فی الجاهلّیه بالطّاهره لشدّه عفافها و صیانتها».(۱)
خدیجه آنچنان بر بلندای معنویت صعود کرده است که پیامبر خدا(ص) به کمال وی شهادت داده و فرموده است: «کمل من الرجال کثیر و لم یکمل من النساء الاّ أربع: آسیه بنت مزاحم امرأه فرعون، و مریم بنت عمران، و خدیجه بنت خویلد، و فاطمه بنت محمد(ص)».(۲)
مردان بسیاری قلّه کمال را فتح نموده‏اند، ولی از زنان، چهار نفر به این قلّه دست پیدا کرده‏اند:آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد(ص)
این بانوی بامعرفت، آنچنان حقیقت‏شناس و تیزبین است که در میان همه مردان و زنان عصر بعثت، اولین فردی است که نبوت رسول خدا را تصدیق می‏کند، و مدال پرافتخار ایمان را بدست می‏آورد.(۳)
خدیجه از بهترین زنان بهشت و برگزیده خداوند تبارک و تعالی است.(۴)
مقام این بانوی بزرگ به اندازه‏ای رفیع است که پیامبر خدا(ص) خطاب به وی فرمودند: «یا خدیجه انّ اللّه‏ عزّ و جلّ لیباهی بکِ کرام ملائکته کلُّ یومٍ مرارا».(۵)خدیجه! خداوند عز و جل روزی چندین بار به عظمت تو در نزد ملائکه مقربش مباهات می‏کند.و در مورد دیگر نیز فرموده است: «قال جبرئیل: هذه خدیجه فاقرء علیهاالسلام من ربّها و منّی و بشّرها بیت فی الجّنه»(۶). سلام خداوند و مرا به خدیجه ابلاغ کن و مژده خانه‏ای در بهشت را به او بده.زمینه ازدواج با رسول خدا(ص)
خدیجه از پیش مانند سایر مردم، محمد(ص) عزیز قریش را به عنوان فردی امین و درستکار می‏شناخت. بر همین اساس از حضرتش دعوت کرد تا مسؤولیت یکی از کاروانهای تجارتی وی را بپذیرد، و شاید هم می‏خواست شخص مورد علاقه خود را به دقت بیازماید. به هر حال، محمد(ص) مسؤولیت کاروان را پذیرفت. خدیجه هم غلام مورد اعتماد خود مَیْسره را همراه حضرتش نمود، تا هم کمک‏کارش باشد، و هم هنگام بازگشت گزارش سفر را از وی دریافت کند.علایم نبوت در سفر تجارت
در بازگشت کاروان تجاری، آن چیزی که بیشتر از خیر و برکت و سود تجارت این سفر، به سرپرستی محمد(ص)، نظر خدیجه را به خود جلب نمود، گزارش دل‏انگیز میسره بود:
...
در بین راه به صومعه راهبی رسیدیم. امین کاروان زیر سایه درختی که نزدیک صومعه بود قرار گرفت، راهب صومعه آمد و پرسید: این شخص چه کسی است که زیر این درخت آرمیده است؟
گفتم: مردی از قریش، از اهل حرم.گفت: تا کنون جز پیامبران خدا کسی زیر این درخت قرار نگرفته است!!خدیجه بسیار متعجب شد و تشنه شنیدن سخنان میسره، که وی اضافه کرد و گفت:در بین راه هوا به شدت گرم بود، ناگهان دو فرشته را دیدم که آمده‏اند و بر سر امیر کاروان سایه افکنده‏اند و او زیر سایه فرشتگان حرکت می‏کرد.(۷)
این گزارش، آنچنان قلب خدیجه را از عشق به رسول خدا(ص) آکنده نمود که بلافاصله خود را به عموی دانشمند خویش، ورقه بن نوفل رسانید، و جریان را با وی در میان گذاشت.ورقه بن نوفل گفت: اگر این گزارش میسره درست باشد، محمد(ص) همان پیامبری است که بعثتش به این امت وعده داده شده است، و من اوصاف وی را در کتابها خوانده‏ام.(۸)
عشق سرشار خدیجه به محمد(ص)
آن گزارش میسره، و این نوید ورقه بن نوفل، چنان طوفانی از محبت محمد(ص) در دل خدیجه ایجاد کرد که بی‏صبرانه حضرتش را طلبید و خطاب به وی چنین گفت:
«
یا بن‏عم، انّی قد رغبت فیک لقرابتک و سطوتک فی قومک و امانتک و حسن خلقک و صدق حدیثک».(۹) ای پسرعمو، به دلیل خویشی، شرافت خانوادگی، امانتداری، حسن خلق و راستگویی که در شما سراغ دارم، به شما اشتیاق پیدا کردم.آنگاه برای ازدواج با پیامبر(ص) اعلام آمادگی کرد.این عمل خدیجه نشان‏دهنده این است که وی گرچه از نظر مال و ثروت ممتاز بود، اما دل به امور معنوی داشت. او طالب شخص با کمال بود، نه فرد پولدار.بر اساس همین دیدگاه بلند بود که خواستگارانی پولدار چون عقبه بن‏ابی‏معیط و صلت بن‏ابی‏یهاب، که هر کدام چهارصد غلام و کنیز داشتند را نپذیرفت(۱۰). اما در برابر شخص باکمالی چون رسول خدا(ص)، هم خود پیشنهاد ازدواج داد، و هم مهریه را از مال خود تعیین کرد. امام صادق(ع) می‏فرماید: در جلسه خواستگاری، خدیجه(س) وقتی ملاحظه کرد عمویش ورقه بن‏نوفل در برابر سخنان ابوطالب از عهده پاسخ برنمی‏آید، بی‏درنگ گفت:
«
یا عمّاه انّک و ان کنت اولی بنفسی منّی فی‏الشهود، فلست اولی بی من نفسی، قد زوجّتک یا محمد نفسی و المطّهر علیّ فی مالی»(۱۱) عموجان ممکن است درمسایل دیگر اختیار مرا داشته باشید، ولی اینجا اختیار با خود من است. سپس گفت: ای محمد من خودم را به همسری شما درآوردم، و مهر را هم خودم از مال خود قرار می‏دهم.این کار خدیجه عشق غیر قابل توصیف وی را نسبت به رسول خدا(ص) می‏رساند، آن هم عشقی مقدس و معنوی که وراء همه امور مادی است، عشق به کمال است؛ عشق به صداقت است، عشق به امانت است، عشق به همه خوبیهاست، و در یک کلام عشق به خداست.این بانو می‏داند که همه سعادت و خوشبختی در ارتباط با فرستاده خدا است، و لذا در بیانی چنین می‏گوید: «سَعِدَتْ مَنْ تُکونُ لِمحمّدٍ قرینهً، فانّه یُزیِّنُ صاحِبَه»(۱۲) خوشبختی نصیب زنی است که همسر محمد(ص) گردد، زیرا محمد برای وی مایه افتخار است.محبت و علاقه دو جانبه
عشق و علاقه خدیجه به رسول خدا(ص) یکطرفه نبود، بلکه محبت دو جانبه بود. این واقعیت را ابوطالب(ع) در خطبه عقد چنین بیان کرد: « و له فی الخدیجه رغبه ولها فیه رغبه»(۱۳) خدیجه و محمد هر دو علاقه‏مند به یکدیگر هستند.چه خوش بی‏مهربانی هر دو سر بی
که یک سر مهربانی دردسر بی
همان گونه که خدیجه نسبت به رسول خدا(ص) شناخت پیدا نموده و به حضرتش علاقه‏مند شده بود، رسول خدا(ص) نیز کمالات خدیجه(س) را دریافته و او را شایسته برای همسری خود می‏دانست. و لذا با اینکه وی قبلاً دو شوهر دیگر کرده، و از نظر سنی بنا به قولی ۱۵ سال از رسول خدا بزرگتر بود(۱۴)او را از هر زن دیگر برای همسری خود مناسبتر دید، و با وی ازدواج نمود، و او را همواره مورد احترام و تجلیل قرار می‏داد.رسول خدا(ص) هیچ زنی را همتای خدیجه قرار نمی‏داد «یثنی علیها و یفضّلها علی سائر امّهات المؤمنین و یبالغ فی تعظیمها»(۱۵). او را ستایش می‏کرد و بر سایر همسران خود برتری می‏داد و در بزرگداشت و تکریم او تلاش زیاد می‏نمود.ادب خدیجه در برابر رسول خدا(ص)
بررسی زندگی مشترک رسول خدا(ص) و خدیجه(س) نشان می‏دهد که این دو شخصیت بزرگ که الگوی همه انسانهای باکمال می‏باشند، برای یکدیگر ارزش خاصی قائل بودند. وی نه تنها مال و ثروت خود را به رخ شوهر که دستش از مال دنیا تهی بود نمی‏کشید، بلکه با افتخار ثروت کلان خود را در اختیار همسر خویش قرار داد. وقتی پیشنهاد ازدواج را به حضرتش داد، حضرت در مقابل این پیشنهاد فرمود: «یا عم ابنه أنت امرأه ذات مال و أنا فقیر لاأملک الاّ ما تجودین به علیّ و لیس مثلک من یرغب فی مثلی و أنا أطلب امرأه یکون حالها کحالی و مالها کمالی».شما بانویی هستید دارای ثروت و من فردی فقیرم که چیزی در اختیار ندارم، کسی دارای موقعیت تو رغبت به کسی مثل من پیدا نمی‏کند، من جویای همسری‏ام که حالش مانند حال خودم و از نظر مالی همتای خود من باشد.بانوی باکمال قریش که شرافت و کمال با ذاتش عجین بود، در پاسخ گفت: «واللّه‏ یا محمد ان کان مالک قلیلاً فمالی کثیر، و من یسمح لک بنفسه کیف لا یسمح لک بماله، و أنا و مالی و جواری و جمیع ما املک بین یدیک و فی حکمک لا امنعک منه شیئا».به خدا سوگند ای محمد اگر تو مالی نداری، من ثروت زیادی دارم، و کسی که خود را در اختیار تو قرار داده است، چگونه مالش در خدمت شما نباشد، من و سرمایه‏ام، و کنیزانم و آنچه که در اختیار دارم از آن شماست، و تحت امر شماست و هیچ منعی از طرف من نیست.آنگاه اشک در چشمانش حلقه زد و گفت:واللّه‏ ما هب نسیم الشمال
الاّ تذکرت لیالی الوصالی
ولا أضامن نحوکم بارق
الاّ توهمت لطیف الخیال
جور اللیالی خصّنی بالجفا
منکم و من یأمن جور اللیالی
رقوا و جودوا و اعطفو و ارحموا
لا بّد لی منکم علی کل حال(۱۶)
به خدا سوگند هر وزش نسیم، مرا به یاد شبهای وصال می‏اندازد
و چون از سوی (خانه) شما فروغی درخشیدن می‏گیرد، می‏پندارم که آن نور شبح و سایه شما است
درد و جور شبانه‏ای از (فراق) شما کشیده‏ام، و چه کسی (دلداده‏ای ) است که از جور و رنج شبانه در امان باشد
ترحم و دلسوزی کنید، و عطوفت به کار گیرید، که در هر حال مرا گریزی از (دلبستگی) به شما نیست.ممکن است کسی گمان کند، این ادب و احترام خدیجه آن هم نسبت به شوهری چون رسول خدا(ص) یک امر عادی و طبیعی است، در حالی که با اندک توجهی می‏شود دریافت که ادب خدیجه نسبت به شوهر عزیزش، فراتر از ادب یک زن در برابر شوهر است.وی از آن جهت که شخصیت رسول خدا را شناخته، و رفعت مکان وی را درک کرده است، این گونه محترمانه برخورد می‏کند.این ادب و احترام، حتی قبل از ازدواج نیز از این بانو نسبت به عزیز قریش دیده می‏شود. خدیجه هنگامی که از امین قریش برای سرپرستی کاروان تجارتی استفاده می‏کند، به دو غلام خود، میسره و ناصح می‏گوید: «اعلما قد ارسلت الیکما امینا علی اموالی و انه امیر قریش و سیّدها، فلا یدٌ علی یده، فان باع لایمنع، و ان ترک لا یؤمر، فلیکن کلامکما بلطف و أدب و لا یعلوا کلامکما علی کلامه».من امینی بر اموال خود گماشتم، همو که امیر بزرگ قریش است، دستی بالای دست او نیست. اگر تصمیم بر فروش متاعی بگیرد، نباید کسی مانع شود. اگر تصمیم گرفت چیزی نفروشد، کسی حق ندارد دستوری به او بدهد. شما موظفید با لطف و ادب با وی سخن بگویید، و بالای حرف او حرفی نزنید.قدردانی رسول خدا(ص) از خدیجه(س)
اگر خدیجه نسبت به همسر گرامی خود این گونه رعایت ادب و احترام می‏کند، رسول خدا(ص) نیز از خدیجه به نحو شایسته‏ای قدردانی می‏نماید، و برای خدیجه احترام خاصی قائل می‏شود، که در اینجا به نمونه‏هایی از آن اشاره می‏شود.رسول خدا(ص) در زندگی، خود با رأی و نظر خدیجه مخالفت نمی‏نمود. مثلاً وقتی ابوالعاص، پسر خواهر خدیجه، زینب، دختر رسول خدا را خواستگاری نمود، «فسألت خدیجه رسول‏اللّه‏(ص) ان یزوّجه و کان رسول‏اللّه‏ لا یخالفها»، خدیجه از رسول خدا(ص) خواست که زینب را به وی تزویج کند، و رسول خدا(ص) پیشنهاد وی را پذیرفت چون رویّه حضرت بر این بود که مخالفت خدیجه نمی‏نمود.(۱۸)
رسول خدا(ص) آن چنان به خدیجه محبت داشت و قدردان بود که قبل از خدیجه همسری اختیار ننموده و تا خدیجه زنده بود نیز همسری اختیار نکرد.(۱۹)
این قدردانی رسول خدا(ص) نسبت به خدیجه تنها به زمان حیات او خلاصه نمی‏شد، بلکه پس از مرگ وی نیز همواره او را یاد می‏کرد و از وی تجلیل به عمل می‏آورد. با آنکه همسران دیگری داشت هر وقت به یاد خدیجه می‏افتاد از وی به خوبی یاد می‏کرد و گریه می‏نمود.روزی عایشه گفت: ای رسول خدا، چقدر از خدیجه یاد می‏کنید! خدیجه پیرزنی بود از دست شما رفت، خدا بهتر از خدیجه را به شما عنایت کرده است!!رسول خدا(ص) برآشفته گشت و فرمود: «صدّقتنی اذ کذبتم و آمنت بی اذ کفرتم و ولدت لی اذ عقمتم»(۲۰). او زمانی نبوت مرا تصدیق کرد که شما مرا تکذیب می‏نمودید. به من ایمان آورد، شما کافر بودید. وی مادر فرزندان من است، در حالی که شما چنین نیستید.عایشه می‏گوید: من بعد از این با ذکر خیر خدیجه خود را نزد پیامبر(ص) عزیز می‏کردم!عشق و عاطفه رسول خدا(ص) به همسر باکمالش به حدّی رسیده بود که دوستان خدیجه نیز از آن بهره‏مند بودند.عایشه می‏گوید: پیرزنی وارد بر رسول خدا(ص) شد، و از سوی حضرت مورد احترام خاصی واقع شد. پیرزن که از محضر رسول خدا(ص) خارج شد، پرسیدم: این زن چه کسی بود که این گونه مورد الطاف شما واقع شد؟
رسول خدا(ص) فرمود: این زن از دوستان خدیجه است. وقتی خدیجه زنده بود، زیاد نزد ما می‏آمد.(۲۱)
اینها همه به خاطر شخصیت والای خدیجه(س) و فداکاریهای آن بانوی بزرگ بود. خدیجه‏ای که داخل خانه پیامبر(ص) پناه آن حضرت به حساب می‏آمد و تمام ناراحتیها و شکنجه‏های جسمی و روحی وارده از سوی قریش را با عواطف غیر قابل وصف خود، جبران می‏نمود.خدیجه‏ای که مادر فرزندانش، یعنی: قاسم، طاهر، طیب، زینب، رقیّه و ام‏کلثوم بود، و از همه مهمتر مادر ام‏الائمه زهرای مرضیه(سلام‏اللّه‏ علیها) بود، که اگر هیچ افتخاری برای خدیجه(س) نبود، جز اینکه وی مادر فاطمه است، برای وی کافی بود.و اینچنین بود که از دست دادن خدیجه برای رسول خدا(ص) بسیار ناگوار و دشوار بود، به گونه‏ای مرگ خدیجه در روح و روان رسول گرامی اسلام، اثر گذاشت که سال درگذشت وی را که قرین وفات حضرت ابوطالب(ع) بود (عام‏الحزن) نامید، و پس از وفاتش نیز هرگاه به یاد خدیجه می‏افتاد، یا کسی از وی نام می‏برد، چشمان مبارکش پر از اشک شده و از خوبیهای خدیجه سخن می‏گفت.

منابع:
______________________________________
____________________________________________________
۱ـ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۱.۲ـ تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۳۴۶.۳ـ بحار، ج۱۶، ص۲. سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۵۷. سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۰۹.۴ـ بحار، ج۱۶، ص۲.۵ـ عوالم العلوم، ج۱۱، ص۴۱.۶ـ صحیح بخاری، چاپ دارالقلم، ج۵، ص۱۱۲.۷ـ سیره ابن‏هشام، ج۱، ص۱۹۹.۸ـ همان، ج۱، ص۲۰۳.۹ـ همان، ج۱، ص۲۰۱.۱۰ـ بحار، ج۱۶، ص۲۲.۱۱ـ فروع کافی، کتاب النکاح، باب خطب النکاح، ح۹.۱۲ـ بحار، ج۱۶، ص۲۳.۱۳ـ فروع کافی، کتاب النکاح، باب خطب النکاح، ح۹.۱۴ـ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۱.۱۵ـ همان، ج۲، ص۱۱۰. صحیح بخاری، ج۷، ص۱۰۷.۱۶ـ بحار، ج۱۶، ص۵۵.۱۷ـ همان، ص۲۹.۱۸ـ سیره ابن‏هشام، ج۲، ص۳۰۶.۱۹ـ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۰.۲۰ـ بحار، ج۱۶، ص۸. سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۲، ۱۱۷.۲۱ـ بحار، ج۱۶، ص۸.

نسب خدیجه :

«و این مثل خدیجه.صدقتنی حین کذبنی الناس‏» (۱)
چنانکه می‏دانیم فاطمه (س) دختر محمد (ص) ،رسول خدا،پیغمبر اسلام،و مادر او خدیجه دختر خویلد است.از زندگانی خدیجه پیش از آنکه بازدواج پیغمبر (ص) در آید،

جز اشارت‏هائی کوتاه در دست نداریم.در مصادر دست اول گاه بگاه نام او و پدر و عموزاده او بمناسبت ارتباط آنان با پاره‏ای حادثه‏ها دیده میشود.خویلد بن اسد بن عبد العزی بن-قصی بن کلاب،از تیره‏ای معروف و از محترمان قریش است.خویلد در دوره جاهلیت مهتر طائفه خود بود.در جنگ فجار (۲) دوم،در روزی که بنام شمطه معروف است،و در آن روز قریش آماده جنگ با کنانه شد،ریاست طائفه اسد را داشت. (۳) نوشته‏اند هنگامی که تبع می‏خواست‏حجر الاسود را به یمن ببرد،خویلد با او به نزاع برخاست (۴) این ایستادگی نشان دهنده موقعیت ممتاز او در آن عصر است.پسر عموی خدیجه ورقه بن نوفل از کاهنان عرب بوده است و چنانکه نوشته‏اند از کتابهای ادیان پیشین اطلاع داشت.چون رسول اکرم بهنگام نزول نخستین دسته‏های وحی مضطرب گردید،خدیجه او را نزد ورقه،برد.ورقه پس از آنکه از او پرسش‏هائی کرد به خدیجه مژده داد که او پیغمبر این امت‏خواهد بود (۵) خدیجه پیش از ظهور اسلام از زنان بر جسته قریش بشمار می‏رفته است تا آنجا که او را طاهره و سیده زنان قریش می‏خواندند.پیش از آنکه به عقد رسول اکرم در آید نخست زن ابو هاله هند بن نباش بن زراره (۶) و پس از آن زن عتیق بن عائذ از بنی مخزوم گردید (۷) وی از ابو هاله صاحب دو پسر و از عتیق صاحب دختری گردید.اینان برادر و خواهر مادری فاطمه (ع) اند.پس از این دو ازدواج،با آنکه زنی زیبا و مالدار بود و خواهان فراوان داشت،شوی نپذیرفت و با مالی که داشت‏به بازرگانی پرداخت.تا آنگاه که ابو طالب از برادرزاده خود خواست او هم مانند دیگر خویشاوندانش عامل خدیجه گردد،و از سوی او به تجارت شام رود و چنین شد.پس از این سفر تجارتی بود که به زناشوئی با محمد (ص) مایل گردید،و چنانکه میدانیم او را به شوهری پذیرفت.چنانکه بین مورخان شهرت یافته و سنت نیز آنرا تایید میکند،خدیجه بهنگام ازدواج با محمد (ص) چهل سال داشت.ولی با توجه به تعداد فرزندانی که از این ازدواج نصیب او گشت،می‏توان گفت،تاریخ نویسان رقم چهل را از آنجهت که عدد کاملی است انتخاب کرده‏اند.در مقابل این شهرت،ابن سعد باسناد خود از ابن عباس روایت می‏کند که سن خدیجه هنگام ازدواج با محمد (ص) بیست و هشت‏سال بوده است. (۸)
جز ابراهیم که از کنیزکی آزاد شده بنام ماریه قبطیه متولد شد،دیگر فرزندان پیغمبر:زینب. رقیه.ام کلثوم.فاطمه (ع) قاسم و عبد الله (۹) همگی از خدیجه‏اند.قاسم در سن دو سالگی پیش از بعثت و عبد الله در مکه پیش از هجرت مرد.اما دختران به مدینه هجرت کردند و همگی پیش از فاطمه (ع) زندگانی را بدرود گفتند.خدیجه نخستین زنی است که به پیغمبر ایمان آورد.هنگامی که پیغمبر دعوت خود را آشکار کرد و ثروتمندان مکه رودرروی او ایستادند،و بآزار پیروان او و خود وی نیز برخاستند،ابو طالب برادر زاده خود را از گزند این دشمنان سرسخت‏حفظ می‏کرد،اما خدیجه نیز برای او پشتیبانی بود که درون خانه بدو آرامش‏و دلگرمی می‏بخشید.برای همین خوی انسانی و خصلت مسلمانی است که رسول خدا پیوسته یاد او را گرامی می‏داشت. (۱۰)
فاطمه اطهر بانوی بزرگ اسلام،از چنان پدر و چنین مادری زائیده شد.کی و در چه تاریخ؟، روز و بلکه سال آن بدرستی روشن نیست.یعنی تاریخ نویسان در آن همداستان نیستند.روشن کردن زاد روز و یا سال مرگ شخصیت‏های بزرگ (زن یا مرد) هر چند از نظر تاریخی با ارزش و قابل بحث است،و ما نیز در این باره به جستجو خواهیم پرداخت،اما از نظر تحلیل شخصیت‏ها چندان مهم بنظر نمی‏رسد.آنچه از زندگانی مردمان برجسته و استثنائی برای نسل‏های بعد اهمیت دارد،اینستکه بدانند آنان که بودند؟چگونه تربیت‏شدند؟چگونه زیسته‏اند.؟چه کرده‏اند؟چرا کردند؟چه اثری در محیط خود،و پس از خود نهادند.اما کی زادند؟و کی مردند؟اینان می‏پرسند چرا در این زمینه باید جستجو کرد؟معلومست روزی بدنیا آمده‏اند،و در روزی در گذشته‏اند.شاید هم حق بطرف اینان باشد.چنین شخصیت‏ها هرگز نمی‏میرند و همیشه با تاریخ زنده‏اند.اما تاریخ نویس تعیین سال زادن و مردان چنین کسان را جزء پیشه خود میداند.هم بخاطر پیروی از سنتی که مورخان و یا نویسندگان سیره و شرح حال،خود را موظف به پیروی آن می‏بینند.و هم بدان جهت که این تاریخ‏ها با همه حوادثی که در زندگانی قهرمان تاریخ پدید شده بنوعی مربوط می‏شود.در این کتاب،اگر چنین ضرورتی در کار باشد،باید بگویم با همه کوششی که بکار رفته است متاسفانه درباره سال تولد دختر پیغمبر (ص) اطلاع درست و دقیقی نمی‏توان داد.تنها زاد روز دخترپیغمبر نیست که تاریخ نویسان در آن همداستان نیستند،تاریخ پیشوایان دین و ائمه معصومین و نیز تاریخ تولد و مرگ رسول اکرم،هیچیک مورد اتفاق مورخان نیست.اینهمه اختلاف برای چه پدید آمده است؟در فصل نخستین،پاسخی کوتاه داده شد.در آن دوره‏ها ضبط وقایع و نوشتن آن معمول نبود.راویان آنچه می‏شنیدند بخاطر می‏سپردند،و مردم آنچه سالخوردگان قوم می‏گفتند می‏پذیرفتند.گاهی رویدادهای مهم و یا حادثه‏هائی که تازگی داشت مبدا تاریخی می‏شد و آنرا زاد روز یا سال مرگ شخصیت‏های بزرگ به حساب می‏گرفتند.چنانکه ما،در زندگانی خود از بزرگتران شنیده‏ایم:سالی که فلان سیل آمد.سال خرابی فلان شهر.سال گرانی.سال وبائی و همچنین...معلوم است که مردم معاصر با این حادثه و نیز تا سالیانی چند پس از آن،این تاریخ را بخاطر داشته و حساب خود را بر پایه آن می‏نهاده‏اند اما پس از گذشت مدتی دراز،خود آن حادثه نیز در شمار مجهولات قرار میگیرد.مورخان نوشته‏اند پیغمبر (ص) در عام الفیل متولد شد،سالی که ابرهه با پیلان خود برای ویران کردن خانه کعبه به مکه آمد.عام الفیل تا سالیانی برای مردم مکه معلوم بوده است،اما برای ما که می‏خواهیم بدانیم این حادثه در چه سالی رخ داده خود مساله‏ای است.تازه اگر پیش آمدها را که مبدا تاریخ می‏شود درست‏بدانیم و فراموش شدن تاریخ دقیق آنها را برای شاهدان عینی نادیده بگیریم،این پرسش پیش می‏آید:مگر حافظه راویان هر چند هم نیرومند باشد برای همیشه از اشتباه مصون می‏ماند؟بر فرض که دسته نخست راویان اشتباه نکنند،در طول یکصد سال تقریبا سه نسل جای خود را بدیگری می‏دهد،چه کسی ضمانت می‏کند که همه راویان این سلسله‏ها از قوت حافظه به درجه کمال برخوردار باشند؟اینکه دو پا چند گواه مورد اعتماد،کسی را به قوت حفظ بستایند،شاید از نظر علم روایت و یا درایت و یا از جنبه کارفقیه و یا اصولی دلیلی بحساب آید،ولی در رویدادها که اثر عملی ندارد،چنین ضابطه‏ها کافی نیست.این دو سبب که نوشتیم برای پیدا شدن اختلاف در ضبط حادثه‏های تاریخی کافی است،چه رسد که سبب‏های دیگر نیز بدان افزوده شود.و اتفاقا چنانکه خواهیم دید در مورد شخصیت مورد بحث ما چنین است.در حالی که عموم نویسندگان سیره و مورخان اهل سنت و جماعت،تولد فاطمه (ع) را نج‏سال پیش از بعثت نوشته‏اند،تذکره نویسان و علمای بزرگ شیعه معتقدند وی سال پنجم بعثت متولد شده است.ابن سعد در طبقات (۱۱) و طبری در تاریخ (۱۲) و بلاذری در انساب الاشراف(۱۳)و ابن اثیر در کامل (۱۴) و ابو الفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین (۱۵) و محمد بن اسحاق (۱۶) و ابن عبد البر در استیعاب (۱۷) و جمعی دیگر تاریخ نخست را پذیرفته‏اند و عموما نوشته‏اند:آن سالی بود که قریش خانه کعبه را می‏ساختند.بلاذری چنین روایت کند:روزی عباس بن عبد المطلب نزد علی رفت،علی (ع) و فاطمه در گفتگو بودند که کدام یک از دیگری بسال بزرگتر است.عباس گفت تو علی!سالیانی چند پیش از ساختن کعبه متولد شدی.اما دخترم (زهرا) سالی بدنیا آمد که قریش خانه کعبه را می‏ساختند (۱۸) و نیز طبری و دیگران تصریح کرده‏اند که سن زهرا (ع) بهنگام وفات در حدود بیست و نه سال بوده (۱۹) لیکن یعقوبی که در بیشتر روایت‏های خود متفرد است‏سن زهرا (ع) را بهنگام مرگ بیست و سه سال نوشته است (۲۰) و بنا بر نوشته وی تولد فاطمه (ع) سال بعثت پیغمبر بوده است.در مقابل این شهرت دانشمندان و محدثان شیعه چون کلینی در کافی (۲۱) و ابن شهر آشوب در مناقب (۲۲) و علی بن عیسی اربلی در کشف الغمه (۲۳) و مجلسی در بحار از دلائل الامامه و کتب دیگر (۲۴) ،نوشته‏اند که زهرا (ع) پنجسال پس از آنکه محمد (ص) به پیغمبری مبعوث گردید متولد شده است.تنها نوشته شیخ طوسی در مصباح المتهجد (۲۵) با این شهرت مخالف است.چه او سن فاطمه (ع) را هنگام ازدواج با امیر المؤمنین سیزده سال نوشته است.و اگر ازدواج او را پنج ماه پس از هجرت بدانیم تولد وی سال اول بعثت‏خواهد بود.و این رای با آنچه یعقوبی نوشته مطابقت دارد.با چنین اختلاف در نقل روایات،پذیرفتن سندی و رها کردن سند دیگر،بسیار دشوار می‏نماید.این جاست که چنانکه در مقدمه اشارت شد،باید قرینه‏های خارجی را نیز از نظر دور نداشت،شاید بتوان با استفاده از آن قرینه‏ها کفه اختیار یکی از دو دسته را سنگین‏تر کرد و در نتیجه آنرا مرجح دانست.قرینه‏ای قابل توجه و قوی در عموم روایت‏های علما و محدثان شیعه وجود دارد و نشان دهنده اینست که ولادت دختر پیغمبر پس از بعثت‏بوده است.این قرینه ارتباط زادن زهرا (ع) ،با معراج رسول اکرم است.ضمن روایت‏های معراج،رسول خدا فرموده است در شب معراج سیب بهشتی بمن دادند و نطفه دخترم زهرا از آن میوه تکوین یافت. (۲۶)
اگر مورخان،تاریخ معراج را بطور دقیق معین کرده بودند که مثلا سال چندم بعثت‏بوده است،مشکلی نداشتیم،اما باز این پرسش پیش می‏آید که معراج رسول اکرم در چه سالی بوده است؟پاسخ این پرسش نیز بدرستی روشن نیست.ابن سعد بروایتی آنرا هجده ماه پیش از هجرت به مدینه،و بروایتی یکسال پیش از هجرت (۲۷) و ابن اثیر سه سال و بروایتی یک سال پیش از هجرت دانسته است. (۲۸)
در حالیکه علمای شیعه معراج را از دو سال بعد از بعثت تا شش ماه پیش از هجرت نوشته‏اند و چون با اختلاف روایات مواجه شده‏اند،گفته‏اند این اختلاف بخاطر این است که پیغمبر چند بار بآسمان رفته است (۲۹) اما قرینه‏ای که گفته مورخان و محدثان سنت و جماعت را تایید می‏کند این است که آنان نوشته‏اند فاطمه (ع) سالی متولد شد که قریش خانه کعبه را می‏ساختند.داستان تجدید بنای خانه کعبه در همه تاریخ‏ها آمده است.و همه آشنایان بتاریخ زندگانی پیغمبر (ص) آنرا می‏دانند،خلاصه آنکه سالی خانه کعبه بر اثر سیل ویران گردید،و بنیاد آنرا از نو نهادند.همینکه کار بنا بجائی رسید که باید حجر الاسود را نصب کنند،بزرگان قریش بر سر گذاشتن سنگ در جای آن،با یکدیگر به رقابت‏برخاستند.مهتر هر دسته می‏خواست این افتخار نصیب او گردد و نزدیک شد کار به درگیری برسد.سرانجام پذیرفتند که هر کس از در داخل شود داور آنان باشد،و نخستین کسی که در آمد محمد (ص) بود.همه گفتند او امین است و ما وی را بداوری می‏پذیریم.چون ما جرا را بدو گفتند محمد (ص) فرمود:ردائی یا پارچه‏ای بگسترانند،سپس حجر الاسود را میان آن پارچه گذاشت و چهار مهتر قبیله را گفت تا هر یک گوشه‏ای از ردا را بگیرد و از زمین بردارد.و چون آنان چنین کردند خود سنگ را از میان ردا برداشت و بر جای آن گذاشت.و با چنین ابتکار از خونریزی بزرگ و دامنه‏داری جلوگیری کرد.داستان داوری کردن محمد (ص) و نصب حجر الاسود،اگر با چنین مقدمات باشد مسلما پیش از بعثت‏بوده است،زیرا سال پنجم بعثت،قریش با پیغمبر (ص) الت‏خصمانه داشتند و چنین داوری را بدو نمی‏دادند.قرینه‏های خارجی دیگر نیز بطور خلاصه چنین است:۱:روزی بدستور ابو جهل فضولات شتر را بر دوش پیغمبر (ص) ریختند.چون فاطمه (ع) آگاه شد به مسجد رفت و آن فضولات را از جامه پدر پاک کرد (۳۰) این گونه بی‏احترامی‏ها سبت‏به پیغمبر ظاهرا پیش از سال دهم بعثت و پیش از هجرت رسول خدا به طائف و نیز پیش از محاصره در شعب ابو طالب بوده است.و اگر تولد فاطمه (ع) را سال پنجم عثت‏بدانیم،سن وی در این وقت از سه تا پنجسال افزون نبوده و بعید است دختری خردسال به مسجد رود و چنین وظیفه‏ای را تعهد کند.۲:در روز احد چون فاطمه (ع) شنید چهره پدرش آسیب دیده است‏با گروهی از زنان نزد او رفت و چون پدر را دید دست در گردن او انداخت و گریست،سپس آن خون را شست (۳۱) اگر معراج را پیش از سال پنجم بعثت‏بدانیم هیچگونه استبعادی در انجام این تعهد دیده نمی‏شود،ولی اگر روایت هجده ماه و یا شش ماه پیش از هجرت درست‏باشد،باید پذیرفت که فاطمه بهنگام جنگ احد پنج‏سال و یا کمتر از پنج‏سال داشته است،در صورتیکه خواهیم دید عروسی زهرا در ذو الحجه سال دوم و پیش از جنگ احد است.یعنی نه سال و یا بیشتر داشته است.۳:در روایت‏های شیعی چنانکه خواهیم نوشت،آمده است که فاطمه (ع) پنجسال پس از بعثت متولد شد و آن سالی بود که قریش خانه کعبه را می‏ساخت.داوری پیغمبر در کار مهتران قریش مسلما پیش از بعثت‏بوده است زیرا سال پنجم بعثت و سال‏هائی پیش او پس از آن قریش به رسول خدا روی خوش نشان نمی‏دادند،چه رسد بدانکه او را امین بداند و به داوری او،آنهم در چنان کار بزرگی گردن نهد.۴:می‏دانیم که سن خدیجه را هنگام ازدواج با پیغمبر چهل سال نوشته‏اند،اگر بگوئیم فاطمه (ع) در سال پنجم بعثت متولد شده باشد گفت‏خدیجه در این تاریخ شصت‏ساله بوده است و این موضوع هر چند محال نمی‏نماید اما بعید بنظر می‏رسد.از طرفی مجلسی از امالی صدوق روایتی بدین مضمون آورده است:
«
چون خدیجه به رسول خدا شوهر کرد،زنان مکه از وی دوری کردند.نه بدیدن او می‏رفتند و نه بر وی سلام می‏کردند و نه می‏گذاشتند زنی از او دیدن کند.چون ولادت فاطمه (ع) نزدیک شد،خدیجه از زنان قریش و بنی هاشم یاری خواست.لیکن آنان نپذیرفتند و گفتند تو نصیحت ما را نشنیدی و به یتیم ابو طالب شوهر کردی (۳۲) اگر این روایت را بهمین صورتیکه هست‏بپذیریم،و تولد دختر پیغمبر را سال پنجم بعثت‏بدانیم فاصله ازدواج خدیجه با پیغمبر (ص) و ولادت زهرا (ع) بیست‏سال خواهد بود.در این بیست‏سال گروهی از آن زنان ملامت گو مرده و زنان جوان پیر شده و دخترکان به جوانی رسیده‏اند و داستان رنگ دیگری بخود گرفته است.محمد (ص) در این تاریخ دیگر یتیم ابو طالب نیست.پیغمبری است که گروهی از جان و دل پیرو او هستند.مردان قریش آرزو می‏کنند وی دست مساعدت به سوی آنان دراز کند و چنین استمداد را مغتنم می‏شمارند،تا بگمان خود آنرا مقدمه‏ای برای سازش به حساب آورند.آنگاه زنان قریش که شوهران آنان دشمن پیغمبراند،ممکن است‏خواهش خدیجه را نپذیرند، اما زنان بنی هاشم چرا؟و اصولا خدیجه چه نیازی به یاری زنان کافر و بت پرست قریش داشت؟.مگر زنان مسلمان نمی‏توانستند در این کار کوچک او را یاری دهند.اینجاست که باید گفت‏به نقل روایت راویانی که تنها بر حافظه خود اعتماد کرده‏اند نمی‏توان تکیه کرد.در کشف الغمه روایت دیگری آورده است:فاطمه پنج‏سال پس از بعثت پیغمبر (ص) متولد شد،و آن سالی بود که قریش خانه کعبه را می‏ساختند... (۳۳) بنظر می‏رسد راوی نخستین یا یکی از راویان این حدیث را اشتباهی دست داده و کلمه پیش از بعثت را بعد از بعثت‏بخاطر سپرده است زیرا چنانکه گفتیم تجدید ساختمان خانه کعبه پنج‏سال پیش از بعثت‏بود.و بر فرض که بگوئیم بنای خانه کعبه پس از آن تاریخ نیز چند بار تجدید شده (چنانکه بعض از متاخران احتمال داده‏اند) مسلم است که دوباره داستان درگیری قبیله‏ها پیش نمی‏آمده،و اگر این داستان هم تجدید می‏شده چنانکه نوشتیم دیگر در این تاریخ محمد (ص) را بداوری نمی‏خوانده‏اند.و اگر هیچیک از این اتفاقات با تجدید بنا همراه نبوده دیگر تجدید بنا اهمیتی نمی‏یافته که مبدا تاریخ گردد.بهر حال آنچه مسلم است اینکه همزمانی ولادت زهرا (ع) با نوسازی خانه کعبه در چند روایت از روایتهای شیعه و سنی دیده می‏شود.چنانکه نوشته شده بحث در این روایات جز از نظر روشن شدن تاریخ،فایده‏ای ندارد.دختر پیغمبر پنجسال پس از بعثت،یا پیش از بعثت متولد شده باشد،نه سال شوهر کرده باشد یا هجده ساله،هجده ساله بجوار پروردگار رفته باشد یا بیست و هشت‏ساله،او دختر پیغمبر اسلام و نمونه کامل زن تربیت‏شده و برخوردار از اخلاق عالی اسلامی است.آنچه هر زن و مرد مسلمان باید از زندگانی دختر پیغمبر بیاموزد،پارسائی او،پرهیزگاری او،بردباری،فضیلت، ایمان به خدا و ترس از پروردگار و دیگر خصلت‏های عالی انسانی است که در خود داشت و در جای خویش خواهیم نوشت.این بحث را از آن رو با تفصیل بیشتری نوشتیم تا سنت تاریخ نویسان و محدثان رعایت‏شده باشد.

منابع:
______________________________________________________________________________________________________۱.کجا مثل خدیجه یافت می‏شود؟روزی که همه مردم مرا دروغگو خواندند،او مرا راستگو خواند. (سفینه البحار ج ۱ ص ۱/۳) .۲.این جنگ را از آن رو فجار گویند که در ماههای حرام رخ داده.و گفته‏اند از آنجهت‏بدین نام خوانده شد که بعض محرمات را در آن جنگ حلال شمردند.رجوع شود به سیره ابن هشام ص ۲۰۱ ج ۱.و رجوع به مجمع الامثال میدانی،فصل ایام العرب و نیز رجوع به اقرب الموارد شود.۳.ابن اثیر ج ۱ ص ۵۹۳.و رجوع به انساب الاشراف بلاذری ص ۱۰۲ چاپ دار المعارف شود. لیکن ابن سعد در داستان روز زناشوئی پیغمبر (ص) با خدیجه چنین نویسد:
«
اینکه نوشته‏اند خدیجه پدر خود را با نوشاندن نوشابه از حالت طبیعی در آورد،درست نیست و اسنادی است‏به غلط.آنچه از اهل علم بما رسیده است و سندی درست‏به حساب می‏آید،اینست که خویلد پیش از جنگ فجار مرده است. (طبقات ص ۸۵ ج ۱ بخش یک) اما میدانی یوم شمطه را روز جنگ بین بنی هاشم و بنی عبد شمس معنی کرده است (مجمع الامثال) با توجه بدین که در جنگ فجار یکسو قریش و سوی دیگر کنانه بود تفسیر میدانی از دقت‏خالی است.داستان ست‏بودن خویلد در روز عقد خدیجه و راضی شدن وی بدین زناشوئی که در بعض مآخذ دیده می‏شود نیز بر اساسی نیست و چنانکه در بیشتر روایات اهل سنت و جماعت و در مآخذ شیعی می‏بینیم،این خواستگاری با حضور عمرو بن اسد عموی خدیجه و ورقه بن نوفل است و ظاهرا خویلد در این تاریخ زنده نبوده است.۴.عقاد:فاطمه الزهرا ص ۱۰.عقاد سند خود را ننوشته است.تبع لقب عام پادشاهان یمن است. اگر این داستان درست‏باشد این شخص،تبع الاصغر،حسان بوده است.لیکن مورخان، حادثه‏های دوران چند تبع را با یکدیگر در آمیخته‏اند (رجوع به تاریخ یعقوبی.حبیب السیر. مجمل التواریخ و القصص و تاریخ گزیده شود) .اما تا آنجا که نگارنده جستجو کرد،این تبع بر اثر خوابی که دیده بود خانه کعبه را حرمت نهاد،و آنرا پرده پوشاند.گویند او نخستین کسی است که خانه کعبه را پرده پوشانید.گویا این داستان که در سیره ابن هشام به نقل از محمد بن اسحاق آمده است،و یاقوت نیز بخشی از آن را ذیل کلمه کعبه آورده است. (ر.ک سفینه البحار ج ۲ ص ۶۴۳) پایه‏ای نداشته باشد و الله العالم.۵.بلاذری انساب الاشراف ص ۱۰۶ و مصادر دیگر.۶.همین کتاب ص ۳۹۰.۷.ابن سعد.طبقات ج ۸ ص ۸.بعض مصادر ازدواج او را با عتیق پیش از ابو هاله نوشته‏اند. (مقاتل الطالبین ص ۴۸.کشف الغمه ج ۱ ص ۵۱۱) .در مقابل این شهرت ابن شهر آشوب در مناقب و سید مرتضی در شافی گویند:«خدیجه بهنگام زناشوئی با پیغمبر دختر بوده است.و آنکه به ابو هاله شوهر کرده خواهر اوست.ابن شهر آشوب یکی از چند ماخذ خود را کتاب احمد بلاذری معرفی کرده است (مناقب ج ۱ ص ۱۵۹) ابن احمد بلاذری قاعده باید احمد بن یحیی مؤلف انساب الاشراف باشد،اگر چنین است وی از گفته امام حسن (ع) نویسد:
«
از دائی خود هند بن ابی هاله پرسیدم (و در تفسیر آن گوید:چون خدیجه دختر خویلد نخست زن ابو هاله اسدی بود (انساب الاشراف ۳۹۰) و باز در ص ۴۰۶ کتاب چنین آمده است: خدیجه پیش از آنکه زن پیغمبر شود زن ابو هاله هند بن نباش بوده.۸.(طبقات ج ۸ ص ۱۰) و نیز رجوع شود به (کشف الغمه ج ۱ ص ۵۱۳) .۹.بعض نویسندگان سیره،و از جمله ابن هشام فرزندان نرینه رسول خدا را از خدیجه:قاسم، طاهر و طیب نوشته‏اند (سیره ج ۱ ص ۲۰۶) و در عقد الفرید قاسم و طیب (ج ۵ ص ۵) آمده است لیکن مصعب زبیری در نسب قریش ص ۲۱ گوید پسران او قاسم و عبد الله بودند.ابن سعد در (طبقات ص ۹ ج ۸) و بلاذری در (انساب الاشراف ص ۴۰۵) نویسد:طیب و طاهر لقب عبد الله است.چون در اسلام بدنیا آمد بدین لقب خوانده شد.گویا این تخلیط از آنجاست که لقب را،اسم گرفته‏اند.۱۰.بخاری ج ۵ ص ۴۷-۴۸ و رجوع شود به اعلام النساء ج ۱ ص ۳۳۰.۱۱.طبقات ج ۸ ص ۱۱.۱۲.ج ۱۳ ص ۲۴۳۴ و نیز نگاه به ج ۴ ص ۱۸۶۹ شود.۱۳.ص ۴۰۲.۱۴.ج ۲ ص ۳۴۱.۱۵.ص ۴۸.۱۶.بنقل مجلسی در بحار ص ۲۱۴.۱۷.ص ۷۵۰.۱۸.انساب الاشراف ص ۴۰۳.۱۹.ج ۴ ص ۱۸۶۹.۲۰.ص ۹۵ ج ۲.۲۱.اصول کافی ص ۴۵۸ ج ۱.۲۲.ج ۳ ص ۳۵۷.۲۳.ج ۱ ص ۴۴۹.۲۴.ج ۴۳ ص ۷ به بعد.۲۵.ص ۵۶۱.۲۶.بحار ج ۴۳ ص ۵ از علل الشرایع.۲۷.طبقات ج ۱ ص ۱۴۳.۲۸.الکامل ص ۵۱ ج ۲.۲۹.منتهی الآمال ص ۳۷ ج ۲.۳۰.انساب الاشراف ص ۱۲۵ و مآخذ دیگر.۳۱.انساب الاشراف ص ۳۲۴.مغازی ص ۲۴۹.۳۲.ج ۴۳ ص ۲-۳.۳۳.ج ۱ ص ۴۴۹.بحار ج ۴۳ ص ۷.

برگرفته ازسایت سبطین به نشانی:

http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&view=category&id=320&Itemid=848

خانه حضرت خدیجه (س)

پس از ارتحال خدیجه کبری (س) منزل مسکونی اش به عنوان یکی از مشاهد مشرفه، همه ساله مورد بازدید هزاران زائر مشتاق،والهام بخش حجاج بیت الله الحرام بود. ابن بطوطه جانگرد نامی می نویسد: از مشاهد مشرفه در نزدیکی مسجدالحرام "قبه الوحی" است و آن خانه ام المؤمنین خدیجه می باشد.شیخ انصاری(قدس سره) در مناسک حج خود می نویسد: در مکه معظمه مستحب است که حجاج خانه خدا به منزل حضرت خدیجه شرفیاب شوند. با کمال تأسف دست جنایت پیشه آل سعود این "قبه الوحی" را نیز همانند دیگر آثار اسلامی تخریب و با خاک یکسان نموده است.به امید روزی که فرزند برومندش ظهور کند و آن دست نیرومند الهی از آستین غیبت بیرون آید و حقوق از دست رفته آل پیامبر را برگرداند و جایگاه رفیع خاندان وحی را برای همگان آشکار نماید. انشاالله

زیارت نامه حضرت خدیجه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَةَ رَسُولِ اللَّهِ سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَةَ خاتَمِ النَّبِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَجْمَعینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ المُؤْمِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا خالِصَةَ الْمُخْلِصاتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَةَ الْحَرَمِ وَ مَلائِکَةَ الْبَطْحآءِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اَوَّلَ مَنْ صَدَّقَتْ بِرَسُولِ اللَّهِ مِنَ النِّساءِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ وَفَتْ بِالْعُبُودِیَّةِ حَقَّ الْوَفآءِ، وَ اَسْلَمَتْ نَفْسَاً وَ اَنْفَقْتَ مالَها لِسَیِّدِ الْأَنْبِیآءِ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا قَرینَةَ حَبیبِ اِلهِ السَّمآءِ، اَلْمُزَوَّجَةِ بِخُلاصَةِ الْأَصْفِیآءِ، یَا ابْنَةَ اِبْراهیمَ الْخَلیلِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرآئیلُ، وَ بَلَّغَ اِلَیْهَا السَّلامُ مِنَ اللَّهِ الْجَلیلِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا حافِظَةَ دینِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا ناصِرَةَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ تَوَلّى‏ دَفْنَها رَسُولُ اللَّهِ، وَ اسْتَوْدَعَها اِلى‏ رَحْمَةِ اللَّه، اَشْهَدُ اَنَّکَ حَبیبَةُ اللَّهِ وَ خِیَرَةُ اُمَّتِهِ، اِنَّ اللَّهَ جَعَلَکِ فى‏ مُسْتَقَرِّ رَحْمَتِهِ فى‏ قَصْرٍ مِنَ الْیاقُوتِ وَ الْعِقْبانِ، فى‏ اَعْلى‏ مَنازِلِ الْجَنانِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ.

منبع زیارتنامه سایت حضرت خدیجه کبری(س) به نشانی:

http://www.khadijeh.com/doa/73-1387-08-07-15-09-48.html

درمدح خدیجه(س)

خدیجه علیها السلام مادر خجسته‏اثر
«
قادر» اصفهانى - قادرى
                                             یا حضرت  خدیجه  تو  نور هدایتى‏
 
آئین مهرورزى  و حق را تو آیتى‏
                                            بنت الخویلدى   و  خلل   ناپذیریت‏
 
ثابت   نمود   اُسوه   زنهاى  امتى‏
                                                   بهر  قبول   دین   خدا  اولین   زنى                                                                                              
تنها تویى که بهره ور از این سعادتى‏
                                           هم همدم رسولى و هم همدل رسول‏
 
الحق   که   پشتبان   بناى   رسالتى‏
                                            
هم زوجه‏ى رسولى و هم مادر بتول‏
 
اى پاک زن که ریشه‏ى نخل سیادتى‏
                                        
ایثار تـــــو به بنیه‏ى اســــلام قوه داد 
 
در این مقام صاحب ایمان و قدرتى‏
                                        فخر  زنان  عالمى  از  حق  شناسیت‏
 
داراى این  جلالت  و فر تا  قیامتى‏
                                      مریم  به  چرخ  فخر  نماید  به  خدمتت‏
 
از  آن  به  رتبه  آینه دار  قداستى‏
                                     هاجـر  اگر  بدامن  لطف  تو  دست  زد
 
دید از ازل تو صاحب شأن و کرامتى‏
                                   دامان  توست  مهد  زنى  همچو  فاطمه‏
 
او را نصیب ساخت خدایش چه عزّتى‏
                                 پرورد  دامنت  گل   سرخ   مُحمــــــــّدى‏
 
بَه‏بَه چه عزتى، چه شکوهى، چه شوکتى
                               دُرّ  وراثت   نبـــــــوى   را  تویى   صدف‏
کانون   کوثرى   تو  و   کان   شرافتى‏ 
                          قادر امیدوار به لطف و عطاى توست‏
اى بانـــــوى  رئوف، به او کن عنایتى

اسوه‏ى تقوا
    «
فریور اصفهانى » محمد على    
 
سلام ما به خدیجه که اسوه‏ى تقواست‏
 
درود ما به خدیجه که مادر زهراست‏
 
اگر که مریم عذراست مام یک عیسى‏
 
خدیجه کفو نبى مام یازده عیسى است‏
 
بزرگ بانوى اسلام و مادر سادات‏
 
که نسل طاهر هاشم از این ذوالقرباست‏
 
فراز مأذنه‏ها نام حق بلند از اوست‏
 
به پاى دین مُحمّد از او در این دنیاست‏
 
وفا و معرفت و صبر واستقامت او
 
به صفحه صفحه‏ى تاریخ تا ابد گویاست‏
 
مرا چه زهره که مدح ورا کنم عنوان‏
 
کسى که مادح او ذات خالق یکتاست‏
 
من و مدیح خدیجه کجا توانم گفت‏
 
که مدح او به کتاب اللَّه از الف تا یاست‏
 
من و مدیح خدیجه حدیث مور و ملخ‏
 
شعار من به روایت چو قطره و دریاست‏
 
تمام مدح خدیجه که شاعران گفتند
 
هنوز حرف الف در ثناى او انشاست‏
 
شمیم عطر که از برگ دفترم خیزد
 
ز فیض قدسى آن پاک بانوى عظماست‏
 
اگر قبول شود زین سروده یک مصراع‏
 
سپید روى «فریور» به عرصه گاه جزاست

ثناى خدیجه علیها السلام‏
«
فریور» اصفهانى - محمد على
دهد فرصتم گر خداى خدیجه
 
بگویم دمادم ثناى خدیجه‏
 
بسازم وضو با طهارت سرایم‏
 
شعار خدیجه، براى خدیجه‏
 
ملک در سما مى‏شود همنوایم‏
 
بخوانم اگر در رثاى خدیجه‏
 
رضاى خدیجه  رضاى الهى‏
 
رضاى الهى رضاى خدیجه‏
 
خدیجه  بود ام ام الأئمه‏
 
که او هست خیر النساى خدیجه‏
 
بشد صرف قرآن و اسلام و احمد
 
همه مال بى منتهاى خدیجه‏
 
به روز ده ماه سعد مبارک‏
 
به کعبه شده کربلاى خدیجه‏
 
به روز وفاتش جهان تشیع‏
 
سیه پوش شد در عزاى خدیجه‏
 
سرودن چنین مدح آن پاک بانو
 
بود فیض عطر عطاى خدیجه‏
 
شود گر قبول این ثناى «فریور»
 
بود شامل او دعاى خدیجه

منبع شعرها: سایت خدیجه(س) به نشانی:

http://www.khadijeh.com/ashar/94-1387-08-07-15-34-45.html

منبع : تک بیست          www.t-a-k-2-0.sub.ir رفتن به بالای صفحه