برآستان جانان گر ســــر توان نهادن ........ گلبانگ سربلندی برآسمــــان توان زد

شیعه - Atyabi Weblog/وب نگاری اطیابی
X
تبلیغات
رایتل

شیعه

Top of Form

Bottom of Form

شیعه یکی از مذاهب دین اسلام است.

یکی از مذاهب دین اسلام شیعه است.1- شیعه دوازده امامی  

اصول دین

توحید • معاد • عدل  •نبوت • امامت

فروع دین

نماز • روزه • خمس • زکات •حج • جهاد • امر به معروف
نهی از منکر • توّلی • تبری

چهارده معصوم

محمد • فاطمه زهرا • علی• حسن • حسین • سجاد
باقر • صادق • کاظم
رضا • جواد • هادی •
عسکری • مهدی

حوادث

غدیر خم • عاشورا • کربلا• فدک • واقعه خانه فاطمه

صحابه

سلمان فارسی •مقداد پسر اسود
ابوذر غفاری
عمار پسر یاسر
بلال حبشی

کتاب‌های مرجع

قرآن • نهج‌البلاغه• صحیفه سجادیه • الاستبصار
الکافی • تهذیب الاحکام
من لایحضره الفقیه
سایرکتاب‌های شیعه

دیدگاه

علمای شیعه •مهدویت
غیبت صغری • غیبت کبری
ظهور • رجعت

مکان‌های مقدس

مکه • مدینه• نجف • کربلا
کاظمین • مشهد
سامرا • دمشق
قم • ری
امامزاده‌ها

2- شاخه‌های شیعه

دوازده‌امامی • اسماعیلی • زیدی

1. تعریف در لغت و اصطلاح

شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق می‌شود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر.[۱][۲] در زبان عربی در اصل به معنای یک، دو یا گروهی از پیروان است. در قرآن این لفظ چندین بار به این معنا به کار رفته‌است. برای نمونه در آیه ۱۵ سوره قصص درباره یکی از پیروان موسی از عنوان شیعه موسی[۳] و در جای دیگر از ابراهیم به عنوان شیعه نوح یاد می‌کند.[۴] در تاریخ اسلام لفظ شیعه، به معنای اصلی و لغوی‌اش برای پیروان افراد مختلفی به کار می‌رفت. برای مثال، گاهی از شیعه علی بن ابی‌طالب و گاهی از شیعه معاویه بن ابی‌سفیان نام برده شده. اما این لفظ به تدریج معنای اصطلاحی پیدا کرد و تنها بر پیروان علی که به امامت او معتقدند اطلاق می‌شود.[۵] و با تعالیم جعفر بن محمد به صورت یک مذهب مستقل درآمد.

«شیعه» در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می‌شود که به خلافت و امامت بلافصل علی معتقدند، و بر این عقیده‌اند که امام و جانشین پیامبر اسلام از طریق نصّ شرعی تعیین می‌شود، و امامت علی و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده‌است. [۶][۷]

2. باورها

باورهای سازمان‌یافته و کلامی شیعه امروز بر این است که تبیین و تفسیر امر دین پس از پیامبر و اداره امور مسلمانان بر عهده اشخاصی است، که از سوی خدا معین شده و دارای ویژگیهایی همچون عصمت و عدالت هستند، این افراد امام نامیده می‌شوند. نخستین امام شیعیان علی است. بر پایه باور شیعه، طبق احادیث متواتر محمد بارها پیش از درگذشتش و به ویژه در غدیر خم آشکارا به جانشینی او تصریح کرده بود.

اصول دین شیعیان پنجگانه‌است و علاوه بر سه اصل دین توحید، نبوت و معاد به دو اصل دیگر یعنی عدل و امامت نیز باور دارند. اصل عدل بین شیعیان و معتزله تا حدی مشترک است و اصل امامت ویژه این فرقه‌است. شیعیان همچنین مانند بسیاری دیگر از فرق اسلامی بر معاد جسمانی بسیار تاکید دارند[۸] وگرچه برخی شبهه‌ها و احتمالات درباره روحانی بودن معاد مطرح شده‌است، [۹] اما همواره از طرف علمای شیعه و سنی از جمله شیخ طوسی، خواجه نصیرالدین طوسی و امام محمد غزالی جواب داده شده و بر جسمانی بودن معاد تاکید شده‌است، تا آنجا که ابن سینا با آنکه معاد را در دوصورت جسمانی و روحانی قابل تصور می‌داند، اما می‌گوید: ... معادی که در شرع نقل شده‌است، راهی برای اثبات آن جز از طریق شرع و تصدیق إخبار پیامبر نیست. وآن معادیست که برای بدن است...[۱۰] اگرچه قرنها پس از وی، صدرالمتالهین شیرازی به اثبات آن فائق آمد.[۱۱]و در واقع اینکه، این ضرورت در دین، اعتقاد به معاد جسمانی است نه معاد مادّی وطبیعی.[۱۲]

همچنین شیعیان قرآن را کتابی محفوظ می‌دانند[۱۳] و همه آنها مدعی پیروی از قرآن و سنت محمد هستند و بخاطر پیروی از سنت پیامبر اسلام و دستور خداوند- شیعه تعیین جانشین پیامبر را تنها ویژه خدا و پیامبر می‌داند.

باور به ظهور یا بازگشت منجی(نجات دهنده) و موعود در اکثر فرق اسلامی و همچنین دیگر ادیان روشن و غیرقابل کتمان است، آنچنانکه یهودیان چشم به راه پادشاه بنی‌اسرائیل‌اند و مسیحیان به بازگشت عیسی باور دارند، در باورهای زرتشتیان، بودیسم و برخی دیگر ادیان نیز می‌توان گونه‌های مشابه این باور را یافت، در فرق اسلامی، مخصوصا فرق شیعه، در قرون پس از اسلام، این باور بسیار رایج و مشهود بوده‌است. کیسانیه قائم را محمد حنفیه فرزند دیگر علی بن ابیطالب می‌دانند، اسماعیلیه نیز قائم را اسماعیل فرزند ارشد جعفر بن محمد صادق می‌دانند. اما باور شیعیان اثنی عشری، این است که منجی آخرالزمان از آل محمد است و او را قائم آل محمد یا مهدی می‌نامند و معتقدند او آخرین و امام دوازدهم شیعیان، حجت بن حسن عسکری است.

اعتقاد به رجعت به معنای زنده شدن بعضی از مردگان در این دنیا و در هنگام ظهور مهدی، از دیگر باورهای شیعه‌است، برخی از علمای شیعه، رجعت را از ضروریات شیعه نمی‌دانند، [۱۴] اما هیچیک بدلیل ادله عقلی و نقلی و قرآنی آن را انکار نمی‌کنند.[۱۵] اگرچه برخی ادیان و حتی فرق اسلامی به گونه‌هایی از بازگشت به زندگی پس از مرگ در اشکال مختلفی چون بازگشت روح در بدنی دیگر یا به تناسخ یا بشکل حلول باور دارند، اما دیدگاه بخصوص شیعه در رجعت، یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های شیعه با دیگران است، بدین معنی که شیعیان نه تنها به معاد جسمانی باوری عمیق دارند، بلکه معتقدند که در آخر زمان و پس از ظهور قائم آل محمد، [۱۶]

برخی از انبیاء مانند عیسی مسیح و اولیاء خدا مانند مالک اشتر و برخی از امامان شیعیان و همچنین برخی از اشقیاء و بدکاران دورانهای بشری رجعت نموده، به دنیا باز می‌گردند. بدین ترتیب در آخرالزمان، نیکوکاران بر دنیا حکمرانی نموده و بدکاران به مجازات خواهند رسید.[۱۷]

2. 1. امامت

شیعه معتقد است قرآن و سنت پیامبر اسلام برای ایمان حقیقی لازم ولی ناکافی است. یک مسلمان برای شناخت وظیفه خود و سلوک به سوی خدا در هر زمان نیازمند پیشوایی است، که راه شناس و درستکار باشد و او را به سوی خدا راهنمایی کند؛ در غیر این صورت هر کس بر اساس تشخیص شخصی‌اش امر دین را تفسیر می‌کند و گمراه می‌گردد. این پیشوا حجتی است که توسط خدا انتخاب و توسط پیامبر و امامان پیشین به مسلمانان معرفی می‌گردد. بنابراین امامت مفهومی بسیار بنیادی است و امام ویژگیها و مسئولیت‌های متعددی از جمله تبیین و تفسیر دین و هدایت مردم دارد. خلافت پایین مرتبه‌ترین سطح وظایف امام است و تنها وقتی امام به خلافت دست می‌یابد که مسلمانان او را بخواهند و یاری نمایند. چنانکه امام علی در زمان خلافت می‌گوید:

«اگر نبود حضور حاضران و اقامه حجت به واسطه یاران و اگر نبود عهدی که خدا از آگاهان گرفته‌است تا بر ستمگری ظالم و ستم بر مظلوم آرام نگیرند، افسار شتر خلافت را وا می‌نهادم.(خلافت را نمی‌پذیرفتم.)»[۱۸]

البته یکی ازمنابع فقهی شیعه اجماع است درصورتی که کاشف از رای معصوم باشد وروایات ائمه وپیامبر سنت نامیده می‌شوند.[نیازمند منبع]

2. 2. عصمت

واژه «عصمت» در لغت عربی به معنای نگاه داشتن، حفاظت و ممانعت است[۱۹]. اما این کلمه در اصطلاح علم کلام، به معنای مصونیت از گناه یا لغزش برای برخی از انسان‌ها مانند پیامبران و امامان آمده‌است.

دانشمندان علم کلام اسلامی مانند خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب تجرید الاعتقاد و علامه حلی در شرح تجرید، به این نکته اشاره کرده‌اند که بحث عصمت در سه سطح مطرح می‌گردد:

سطح اول: عصمت به معنای باز دارندگی از اشتباه در ابلاغ رسالت. در این زمینه دانشمندان علم کلام اعم از اهل تشیع و اهل تسنن، عصمت به معنای یادشده را در مورد پیامبر اسلام تایید می‌کنند. زیرا آیه سوم از سوره نجم با صراحت این امر را بیان کرده‌است که هرگز پیامبر از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید و سخن او چیزی جز وحی الهی نیست.[۲۰]

سطح دوم: عصمت به معنای باز دارندگی از گناه و معصیت. در این زمینه عموم علمای علم کلام شیعه، معتقد به عصمت پیامبران و امامان و فاطمه زهرا هستند.[۲۱]

سطح سوم: عصمت به معنای باز دارندگی از هرگونه لغزش و اشتباه. در این زمینه میان دانشمندان علم کلام شیعه اتفاق نظر نیست، اما از نظر اکثریت آنان، پیامبر اسلام، دخترش فاطمه زهرا و ائمه شیعیان در مرتبه‌ای قرار دارند که از هر گونه خطا و اشتباه مبرا می‌باشند. از این رو به آنان معصوم گفته می‌شود. در مقابل اکثریت یادشده، برخی از دانشمندان شیعه مانند شیخ صدوق در مبحث "سهو النبی"، صدور لغزش های کوچک در قضایای شخصی و غیر مبحث ابلاغ و حی و رسالت را محال نمی شمارند. [۲۲][۲۳][۲۴][۲۵]

3. زیر شاخه‌های شیعه

دین اسلام در اصل دارای یک مذهب و یک مرام بوده‌است. اما این دین به مرور زمان به زیر شاخه‌های بسیار دسته‌بندی گردید که حتی ۷۲ زیرگروه نیز گفته شده‌است. شیعیان نیز از سده دوم هجری به بعد به چندین زیرگروه منشعب شده‌اند. امروز بیشتر شیعیان را «شیعیان دوازده امامی» تشکیل می‌دهند. مهم‌ترین مذاهب دیگری که از شیعه منشعب شده‌اند، عبارت‌اند از اسماعیلیان، زیدیه، کیسانیه، واقفیه و فطحیه. تمام این مذاهب علی رغم تفاوتهای آشکار اعتقادی و فقهی در مسأله ضرورت «امامت» اشتراک نظر دارند. البته تفسیر هر یک از امام و مصداق آن منحصربفرد است.

مفاتیح‌العلوم شیعیان را به پنج زیرگروه بخش می‌کند، زیدیه (پیروان زید بن علی)، کیسانیه (پیروان کیسان غلام علی بن ابیطالب)، عباسیه (منسوب به آل عباس بن عبدالمطلب)، غالیه، و امامیه (یا رافضه)[نیازمند منبع]. وی امامیه را به ۷ تیره تقسیم می‌کند، ناؤوسیه (منسوب به عبدالله بن ناؤوس)، مفضلیه (منسوب به مفضل بن عمر)، قطعیه (که وفات موسی بن جعفر را تأیید کرده‌اند)، شمطیه (منسوب به یحیی بن اشمط)، واقفیه (که در امامت موسی بن جعفر متوقف شده‌اند و وی را زنده می‌دانند)، ممطوره، و احمدیه (منسوب به احمد بن موسی بن جعفر که وی را امام هشتم خود می‌دانند).

4. خاستگاه

همه شیعیان معتقد به انتخاب خلیفه توسط خدا و ابلاغ آن توسط پیامبر هستند و بنابراین بر اساس حدیث غدیر (و آیاتی چون آیه ولایت[۲۶] و آیه تطهیر[۲۷] و احادیث متواتر دیگر، همچون حدیث منزلت و حدیث ثقلین.)[۲۸]علی را خلیفه بر حق می‌دانند، اما اهل سنت آنچه را در عمل واقع شده و سیره اصحاب پیامبر است، مشروع می‌دانند. بنابراین خلفای انتخابی بعد پیامبر را به ترتیب ابوبکر، عمر، عثمان و علی نامیده، به ایشان خلفای راشدین می‌گویند.

شیعیان بر این باورند که محمد در زمان حیاتش، جانشین پس از خود را تعیین کرد و پسر عمو و دامادش علی بن ابیطالب را به عنوان وصی و خلیفه پس از خود اعلام نمود. شیعیان بر این باورند که اساس و خاستگاه شیعه، دفاع از اسلام و ولایت و عدل[نیازمند منبع] است.

همچنین شیعیان در اثبات حقانیت خود به روایاتی از پیامبر اسلام در منابع اهل سنت استناد می‌کنند، که در آنها به «شیعه علی» اشاره شده‌است. از جمله سیوطی سنی مذهب روایت می‌کند زمانی پیامبر رو به امام علی کرد و گفت: «سوگند به آن که جانم به دست اوست این شخص - علی - و کسانی که شیعه و پیرو اویند در قیامت رستگارند.» [۲۹]علامه امینی از علمای شیعه‌است که از محبوبیت خاصی در میان شیعیان برخوردار است. وی تمامی روایات درباره واقعه غدیر را از کتب اهل سنت جمع‌آوری نموده و در چهل مجلد الغدیر منتشر نمود.

در مقابل، امروزه برخی، شیعه را مذهبی ساختگی دانسته و آن را به فردی بنام عبدالله بن سبا نسبت می‌دهند. اگرچه برخی از تواریخ و «کتب ملل و نحل»، وی را از غُلات (غالیان) شیعه و موسس فرقه سبائیه می‌دانند که قائل به الوهیت علی بوده‌است و بهمین دلیل مورد لعن و تکفیر علی بن ابیطالب واقع شده‌است و حتی برخی اخباری نقل می‌کنند که وی و پیروانش، بدستور علی در آتش سوزانده شده‌اند. مرتضی عسکری در کتاب خود و همچنین برخی از خاورشناسان و حتی علمای سنی در قرون اخیر، عبدالله بن سبا فردی خیالی و ساخته و پرداخته مخالفان شیعه می‌دانند.[۳۰]

برخی از اهل سنت نیز بین فقه جعفری -آموزه‌های فقهی امام صادق- با مذهب تشیع تفاوت قائلند. نظیر شیخ شلتوت، مفتی اعظم الازهر که مذهب جعفری را نظیر مذاهب چهارگانه اهل سنت معتبر می‌دانست. [۳۱]

5. امامان شیعیان دوازده امامی

اکثریت شیعه، را شیعه‌ امامیه یا اثنا عشریه (دوازده امامی) تشکیل می‌دهد، از آنجا که آنان جانشینان پیامبر اسلام را ۱۲ نفر می‌دانند، اثنا عشریه (دوازده امامی) نامیده شده‌اند. نام و خصوصیات امامان دوازدهگانه در احادیثی که از پیامبر اسلام روایت شده، بیان گردیده‌است. آنان عبارتند از:

  1. امام علی بن ابی طالب
  2. امام حسن بن علی
  3. امام حسین بن علی
  4. امام علی بن الحسین (سجاد/زین العابدین)
  5. امام محمد بن علی (باقر)
  6. امام جعفر بن محمد (صادق)
  7. امام موسی بن جعفر (کاظم)
  8. امام علی بن موسی (رضا)
  9. امام محمد بن علی (تقی)
  10. امام علی بن محمد (نقی)
  11. امام حسن بن علی (عسکری)
  12. امام حجت بن الحسن (مهدی)

6. منابع فقه شیعه

شیعه امامیه، اصول و فروع دین اسلام را از چهار منبع به دست می‌آورد که عبارتنداز:

  • قرآن کریم
  • سنت
  • عقل
  • اجماع (در مورد اجماع همه علما اتفاق ندارند)
  • تقریر(عملی در مقابل معصوم انجام شده و ایرادی به آن گرفته نشده)

7. علایم ظاهری شیعیان

در روایتی که از امام عسگری نقل شده‌است، [۳۲] ۵ چیز علامت مومن است: ۵۱ رکعت نماز گزاردن (۱۷ رکعت فریضه و ۳۴ رکعت نافله در شبانه‌روز).

  1. انگشتر در دست راست کردن.
  2. اظهار(با صدای بلند خواندن) بسم الله الرحمن الرحیم در نماز(ابتدای حمد و سوره نمازهای یومیه)
  3. زیارت امام حسین در روز اربعین
  4. پیشانی را در سجده بر خاک گذاردن.

شیعیان این علامات را مخصوص خود می‌دانند. چه آنکه اهل سنت انگشتر در دست چپ و «بسم‌الله» را در نماز آهسته میخوانند و در سجده نیز پیشانی بر سجده‌گاه خود میگذارند.

شیعیان همچنین در نحوه وضوگرفتن با اهل سنت تفاوت دارند. همچنین در بعضی از آداب نماز که بعضی از آنها از ارکان نماز محسوب می‌شوند. از آن جمله، شیعیان با دست باز نماز می‌گزارند. همچنین است در قیام بعد از رکوع و نحوه سلام دادن در آخر نماز.

از دیگر آثار ظاهری شیعیان شهادت به ولایت علی بن ابیطالب در اذان[۳۳] است. این عبارت اگرچه در قرون ابتدایی اسلام از بدعت‌ها و علائم غلات(غالیان)، کسانی که در مدح امامان غلو و زیاده‌روی می‌کنند، دانسته می‌شد، [۳۴] اما در سده‌های اخیر، بعنوان سنت و شعار اصلی شیعیان بشمار می‌آید.[۳۵] البته شهادت به علی بن ابیطالب در اذان به عنوان استحباب و تبرک گفته می‌شود و جزو اجرای اصلی اذان نیست.

8. جغرافیای تشیع

شیعیان حدود ۱۶٪ از کل جمعیت مسلمانان را تشکیل می‌دهند[۳۶]. بیشتر شیعیان دوازده امامی در ایران، عراق، آذربایجان، لبنان، افغانستان، پاکستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس زندگی می‌کنند. بر اساس آمار سیا ورلد فکت‌بوک ، ۸۹ درصد مردم ایران[۳۷]، ۶۰ تا ۶۵ درصد مردم عراق [۳۸] و ۳۰ درصد مردم کویت[۳۹] و ۱۶ درصد مردم امارات متحده عربی [۴۰] شیعه دوازده امامی هستند. اما آمار دقیقی از شیعیان لبنان، آذربایجان، عربستان سعودی، بحرین و قطر در دست نیست. همچنین طبق آمار ۲۰ درصد مردم پاکستان [۴۱] شیعه هستند که بخشی از آنها بخصوص در کشمیر، اسماعیلی هستند. شیعیان یمن، عمدتاً از زیدیه هستند، اما از آنها نیز آمار دقیقی در دست نیست. همچنین بخشی از مردم ترکیه و سوریه نیز علوی هستند.

9.برخی از دانشمندان شیعه

  1. خواجه نصیرالدین طوسی
  2. شیخ بهایی
  3. ابو علی سینا

10. مراجع تقلید شیعه

برخی از مراجع تقلیدشیعه قدیم وجدیدعبارتنداز:

(آیت الله بروجردی)

(آیت الله روح الله خمینی)

(آیت الله محمدرضاگلپایگانی)

(آیت الله مرعشی نجفی)

آخوند خراسانی متوفای ۱۳۲۹ قمری

میرزا حسین خلیلی متوفای ۱۳۲۶ ق

ملا عبدالله مازندرانی متوفای ۱۳۳۰ ق

میرزا حسین نائینی

میرزای شیرازی متوفای ۱۳۱۲ ق

........

و در حال حاضر :

ناصر مکارم شیرازی، سید علی خامنه‌ای، سیستانی، جوادی آملی، وحید خراسانی، صافی گلپایگانی برخی علمای شیعیان ۱۲ امامی هستند.

11. پانویس

  1. الشیعة القوم الذین تجتمعوا علی امر، و کل قوم اجتمعوا علی أمر فهم شیعة، و کل قوم أمرهم واحد یتبع بعضهم رأی بعض هم شیع. لسان العرب، کلمهٔ شیع.
  2. المیزان، ج۱۷، ص۱۴۷.
  3. قصص/۱۵
  4. صافات/۸۳
  5. <حمدعلی شمالی، شیعه شناسی مقدماتی، ص ۱۵.
  6. اوائل المقالات، ص۳۵.
  7. شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۴۶.
  8. ناصر مکارم شیرازی. اعتقاد ما، معاد جسمانی. وب‌گاه رسمی دانشنامه پایگاه حوزه. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.
  9. ابراهیمی دینانی. شبهه آکل و ماکول. دائرة المعارف بزرگ اسلامی(دبا). بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.
  10. دوره معاد شناسی ،علاّمه سیّد محمد حسین حسینی طهرانی، جلد ۶، ص ۶۴، به نقل از آخر الهیّات شفا اوّل فصل معاد، بوعلی سینا.
  11. اثبات عقلی معاد جسمانی. وب‌گاه رسمی خبرگزاری آفتاب. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.
  12. برگرفته از دوره معاد شناسی ،جلد ۶، علاّمه سیّد محمد حسین حسینی طهرانی، انتشارات علّامه طباطبائی، ص۱۳۸.
  13. اقوال علما و اساطین مذهب تشیع در نفی تحریف قرآن
  14. مرتضی مطهری. رجعت در اعتقاد شیعه. وب‌گاه حوزه. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.
  15. رجعت. وب‌گاه رسمی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم؛ شبکه بلاغ. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.
  16. ظهور و رجعت. وب‌گاه رسمی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم؛ شبکه بلاغ. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.
  17. مفهوم رجعت. وب‌گاه رسمی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم؛ شبکه بلاغ. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.
  18. فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، خطبه ۳، ص ۵۲.
  19. المنجد فی اللغة/ماده «عصم»
  20. و ما ینطق عن الهوی، ان هو الا وحی یوحی/قرآن/سوره نجم/آیه ۳
  21. تجرید الاعتقاد/نصیر الدین طوسی/مبحث عصمت
  22. الغدیر، ج ۳، ص ۲۹۸ـ۲۹۷
  23. راهنماشناسی، ص ۳۷۷ـ۳۷۶
  24. امامت و رهبری، ص ۷۶ـ۷۵
  25. بررسی مسائل کلی امامت، ص ۲۲۸ـ۲۲۷
  26. آیه ۵۵، از سوره ۵: المائدة.
  27. أواخر آیه ۳۳، از سوره ۳۳: الأحزاب.
  28. ر.ک.به دوره امام شناسی، علاّمه سیّد محمد حسین حسینی طهرانی، انتشارات علّامه طباطبائی.
  29. سیوطی (دانشمند سنی مذهب)، «درّالمنثور» ذیل «آیه ۷ سوره بینه»
  30. بحثی از آن در مقاله غلات (غالیان) آورده شده‌است.
  31. طهرانی، امام‌شناسی، ج۳
  32. شیخ عباس قمی در مفاتیح‌الجنان بنقل از شیخ در تهذیب و مصباح
  33. اشهد ان علیاْ ولی‌الله یا نظایر آن
  34. شیخ صدوق؛ من لا یحضره الفقیه ج۱:ص ۲۹۰
  35. مکتب در فرآیند تکامل؛ ص ۹۹ و پاورقی مربوطه
  36. دانشنامهٔ بریتانیکا
  37. گزارش سالانهٔ CIA درمورد ایران
  38. گزارش سالانهٔ CIA درمورد عراق
  39. گزارش سالانهٔ CIA درموردکویت
  40. گزارش سالانهٔ CIA درمورد امارات متحده عربی
  41. گزارش سالانهٔ CIA درمورد پاکستان
  42. Web Page Under Construction
  43. Islamic Education Center of Houston، Texas. Learn about Islam and Muslims

12. منابع

  • علّامه سیّد محمد حسین حسینی طهرانی، دوره علوم و معارف اسلام، قسمتامام شناسی، انتشارات علّامه طباطبائی، مشهد مقدّس.

  • Mohammad A. Shomali. Shi‘i Islam، Origins، Faith & Practices. London: ICAS، ISBN ۱ ۹۰۴۰۶۳ ۱۱ X. ‏
  • محمد علی شمالی. شیعه شناسی مقدماتی. چاپ دوم، قم: مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۴، ۰-۰۰۸-۴۱۱-۹۶۴. ‏
  • محمد خطیبی و دیگران. فرهنگ شیعه. چاپ اول، قم: انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۵، ۷- ۷۳- ۸۷۶۹- ۹۶. ‏
  • الشهرستانی، محمد بن عبدالکریم. الملل و النحل. بیروت: دارالمعرفة، ۱۴۰۴ ه.ق.

منبع : سایت وپدیا به نشانی : http://wapedia.mobi/fa/%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87

--------------------------------------------------------------------------------------------

مهم ترین فرقه های شیعه، در دو قرن اول و دوم انشعاب یافته اند و با پایان یافتن قرن دوم جدایی قابل ملاحضه ای در شیعه رخ نداده است لذا اصحاب ملل و نحل، در مقابل واقفیه، به شیعیان امامی که قائل به امامت امام رضا ـ علیه السّلام ـ شدند، قطعیه و اثنا عشریه گفته اند که به امامت امام رضا ـ علیه السّلام ـ و امامان بعد از او تا امام عصر ـ علیه السّلام ـ قائل اند.[1] البته در قرن اول هجری هم تا سال 61 هجری، یعنی تا شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ، انشعابی در تشیع رخ نداده است؛ اگرچه شهرستانی فرقه غلات سبئیه را انشعابی از شیعه می داند که در عصر حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ رخ داده است.[2] در حالی که در اصل وجود شخصی به نام ابن سباء تردید است.[3] با این حال به گفته رجال کشی، عده ای غالی در زمان علی ـ علیه السّلام ـ بوده اند که آن حضرت آنان را امر به توبه کرده و چون توبه نکرده اند، ‌اعدامشان کرده است.[4] امام حسن و امام حسین ـ علیهما السّلام ـ کیان مسلمانان موقعیت ممتازی داشتند و تنها ذریه پیامبر به شمار می آمدند و علاوه بر شیعه عموم مسلمانان هم آنان را اولی به خلافت می دانستند؛ لذا در زمان این دو بزرگوار، شبهه ای در امر امامت پیش نیامد و هیچ انشعابی رخ نداد، بعد از شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ، ما شاهد انشعاب در تشیع هستیم که فرقه های منشعب شده، عبارت اند از: کیسانیه: معتقدان به امامت محمد حنفیه. زیدیه: معتقدان به امامت زید بن علی ناووسیه: قائلان به غیبت و مهدویت امام صادق ـ علیه السّلام ـ. فطحیه: کسانی که به امامت عبدالله افطح، فرزند امام صادق ـ علیه السّلام ـ قائل بودند. سمطیه: معتقدان به امامت محمد دیباج، فرزند دیگر امام صادق ـ علیه السّلام ـ. اسماعیله: کسانی که به امامت اسماعیل، فرزند امام صادق ـ علیه السّلام ـ معتقدند. طفیه: کسانی هستند که معتقدند امام صادق ـ علیه السّلام ـ به امامت موسی بن طفی وصیت کرده است. اقصمیه: کسانی که می گویند امام صادق ـ علیه السّلام ـ به امامت موسی بن عمران اقمص وصیت کرده است. یرمعیه: کسانی که می گویند: امام صادق ـ علیه السّلام ـ به امامت یرمع بن موسی وصیت کرده است. تمیمیه: گروهی که قائل هستند امام صادق ـ علیه السّلام ـ در امامت، شخصی به نام ابی جعده بوده است. یعقوبیه: منکران امامت موسی ین جعفر ـ علیه السّلام ـ که می گویند امامت در غیر فرزندان امام صادق ـ علیه السّلام ـ می تواند باشد؛ بزرگشان شخصی به نام ابو یعقوب بود. ممطوره: کسانی که در مورد امام کاظم ـ علیه السّلام ـ توقف کرده و گفتند ما نمی دانیم آن حضرت از دنیا رفته یا نه.[5]؛ واقفیه: کسانی که قائل اند امام کاظم ـ علیه السّلام ـ نمرده و تا قیامت نخواهد مرد.[6] ابته بعضی از این فرقه ها به فرقه های کوچک تری نیز منشعب شده اند؛ مثلاً کیسانیه در مورد امامت محمد حنفیه دو گروه بودند: عده ای قائل بودند که محمد حنفیه بعد از امام حسین ـ علیه السّلام ـ به امامت رسیده است؛ گروهی دیگر می گفتند، که محمد حنفیه پس از پدرش علی ـ علیه السّلام ـ امام بوده است؛ و بعد از این که امامت را به پسرش، ابو هاشم، نسبت می دهند نیز چند گروه شده اند: گروهی معتقد بودند که ابو هاشم به امامت محمد بن علی عباسی وصیت کرده است؛ گروه دوم قائل بودند، که ابو هاشم به امامت برادرش علی بن محمد حنفیه وصیت کرده است؛ گروه سوم می گفتند، که ابو هاشم برادرزاده اش، حسن بن علی را جانشین خود کرده است؛ گروه چهارم نیز معتقد بودند وصی ابو هاشم در امامت عبدالله بن عمروکندی بوده است.[7] زیدیه نیز به سه گروه اصلی تقسیم می شوند: جارودیه:[8] بعد از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ، علی ـ علیه السّلام ـ را مستحق خلافت می دانستند و عقیده داشتند پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن جناب را با وصف به مردم شناساند، نه با اسم. مردم در عدم شناسایی ایشان تقصیر کردند و ابوبکر را اختیار نمودند و با این کار کفر ورزیدند. سلیمانیه:[9] قائل هستند امامت با شورا تعیین می شود و امامت مفضول را با وجود افضل جایز می شمارند و از این راه مشروعیت خلافت ابوبکر و عمر را اثبات می کنند و امت را در عدم اختیار علی ـ علیه السّلام ـ خطار کار می دانند که خطایشان به درجه فسق نمی رسد. عثمان را نیز تکفیر می کنند. بتریه:[10] عقاید اینان نیز مانند عقاید سلیمانیه است. با تفاوت که در مورد عثمان توقف می کنند.[11] فرقه اسماعیلیه نیز به سه دسته تقسیم شدند: فرقه ای قائل اند که امام بعد از امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرزندش، اسماعیل است و او نمرده و زنده است و مهدی موعود می باشد. فرقه دوم قائل شدند که اسماعیل مرده و امامت به پسرش محمد منتقل شده و او غیب است و ظاهر خواهد شد و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. فرقه سوم نیز مثل فرقه دوم قائل به امامت محمد بن اسماعیل هستند، با این فرق که می گویند محمد مرده و امامت در نسل او باقی مانده است.[12] البته اکثر این فرقه ها عمر چندانی نداشتند و به سختی می شود نام فرقه بر آنان اطلاق کرد. بلکه گروه هایی بودند که با مرگ رهبرانشان منقرض می شدند و در صحنه های سیاسی ـ اجتماعی نمودی نداشتند. از میان این فرقه ها سه فرقه کیسانیه، زیدیه و اسماعیلیه در قرن اول، دوم و سوم دوام و ظهور داشتند. البته فرقه اسماعیلیه، اگر چه در قرن دوم و بعد از وفات امام صادق نمودی نداشت و به اصطلاح، ائمه آن در خفا به سر می بردند.[13] در قرن اول هجری، پس از شیعه امامیه، تا خروج زید، کیسانیه مؤثرترین فرقه شیعه بوده است. کیسانیه در قیام مختار نمود و ظهور داشت و اگر خود مختار را کیسانی ندانیم بسیاری از نیروهایش بر مذهب کیسانی بودند.[14] این فرقه تا پایان قرن اول، فعالیت سیاسی داشت و ابو هاشم، عبدالله بن محمد حنفیه که رهبر این فرقه بود، برای نخستین بار واژه های داعی و حجت را بر مبلغانش اطلاق کرد و بعدها توسط سایر فرق چون عباسیان، زیدیان و اسماعیلیان مورد استفاده قرار گرفت. آخرین نمود سیاسی ـ اجتماعی کیسانیان را می توان در قیام عبدالله بم معاویه ـ از تبار جعفر طیار ـ جست و جو کرد؛ چنان که شهرستانی می گوید:
«
عده ای از کیسانیان معتقد به وصایت عبدالله بن عمروکندی بودند و آنگاه که از او کذب و خیانت مشاهده کردند، به امامت عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر طیار قائل شدند... میان اصحاب عبدالله بن معاویه و اصحاب و پیروان محمد بن علی اختلاف شدیدی در امامت بود».[15] بعد از کیسانیه دومین فرقه ای که در صحنه سیاسی و اجتماعی فعال بود، فرقه زیدیه است که بعد از قیام زید ایجاد شد و سیاسی ترین فرقه شیعه بوده است و از همه فرقه های شیعه به اصول اهل سنت نزدیک تر بود؛ چنان که فرقه بتریه زیدیه علاوه بر پذیرش خلافت ابوبکر و عمر و عثمان، عایشه، طلحه و زبیر را نیز تکفیر نمی کردند. مذهب زیدی، یعنی تشیع به معنای اعم، چندان تعارضی با معتقدات اهل سنت نداشت، بدین سبب در بعضی از قیام های زیدی چون قیام محمدی نفس زکیه و برادرش ابراهیم تعدادی از بزرگان و عالمان اهل سنت شرکت داشتند. همچنین شیعیانی که در قیام های زیدی شرکت می جستند، احتمالاً بر این باور بودند که رهبران علوی قیام ها، منصوب از طرف امام معصوم هستند و شاید پراکندگی شیعیان از اطراف اینان. بدین سبب بود و در نهایت فقط زیدیان در کنار این رهبران باقی می ماندند؛ مثلاً ابراهیم بن عبدالله، برادر محمد نفس زکیه، به گفته مسعودی در آخر کار، با چهار صد نفر از زیدیه می جنگید که این عده همراه او کشته شدند.[16] سومین فرقه ای که در صحنه های اجتماعی ـ سیاسی فعال بوده اند و نمود داشتند، فرقه اسماعیلی است. این فرقه در نیمه دوم قرن دوم هجری از پیکره تشیع جدا شده است. ولی تا اواخر قرن سوم هجری چندان نمودی در اجتماع نداشته است و رهبران آنها تا سال 296 هجری یعنی سال ظهور عبیدالله مهدی ـ اولین خلیفه فاطمی در مغرب ـ در خفا به سر می بردند؛ بدین سبب مراحل تکوین این فرقه کاملاً مجهول ماند؛ نوبختی که در قرن سوم می زیسته حرکت های اولیه آنان را به غلات و پیروان ابی الخطاب ربط می دهد.[17] عقاید آنان نیز در هاله ای از ابهام مانده است. مسعودی در این مورد می نویسد:
«
متکلمین فرق مختلف: شیعه، معتزله، مرجئه و خوارج کتبی درباره فرق و نیز در رد مخالفین خود نگاشته اند... اما کسی از آنها متعرض عقاید فرقه قرامطه نشده. کسانی نیز که بر آنها رد نوشته اند مثلاً قدامه بن یزید النعانی، ابن عبدک الجرجانی، ابی الحسن زکریا الجرجانی، ابی عبدالله محمد بن علی بن الزرام الطائی الکوفی و ابی جعفر الکلابی هر کدام که عقاید اهل باطل را شرح می دهند، کسان دیگر آن مطالب را نمی گویند، تازه خود اهل این فرقه مطالب این افراد را انکار کرده و آنها را تأیید نمی کنند».[18] این مطلب باعث شد که آنان را در مناطق مختلف به نام های متفاوتی بخوانند؛ خواجه الملک در این باره نوشته:
«
آنها را به هر شهری و ولایتی به نامی می خوانند؛ به حلب و مصر اسماعیلی، به قم و کاشان و طبرستان و سبزوار سبعی، و به بغداد و ماوراءالنهر قرمطی و به ری خلفی و به اصفهان...».[19] قبل از تشکیل دولت فاطمی، اسماعیلیان کمتر به فعالیت های سیاسی می پرداختند و بیشتر روی تبلیغ و جذب و تربیت نیرو تمرکز داشتند، لذا شاهد سفر رهبران اسماعیلی از جمله محمد بن اسماعیل، عبدالله بن محمد، احمد بن عبدالله و حین بن احمد به مناطقی چون ری، نهاوند، منطقه دماوند، سوریه، جبال قندهار، نیشابور، دیلم، یمن، همدان، استانبول و آذربایجان هستیم که در این مناطق داعیان و مبلغان خویش را پراکنده می کردند.[20] با توجه به این زمینه ها بود که قرمطیان خود را به اسماعیلیه منسوب کردند و با چنان گستردگی به فعالیت پرداختند که لشکریان عباسی نتوانستند فتنه آنان را خاموش کنند.[21] در سال 296 هجری نیز دولت فاطمی بر اساس مذهب اسماعیلی در مغرب شکل گرفت و بخش وسیعی از سرزمین اسلامی را از قلمرو عباسیان خارج ساخت.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1] .
شهرستانی. کتاب الملل و النحل، منشورات الشریف الرضی، قم، 1364هـ .ش، ج 1، ص 150.
[2] .
همان، ص 155.
[3] .
رجوع شود: العسکری، السید مرتضی. عبدالله بن سباء و اساطیر اخری، چاپ ششم، 1413 هـ. 1993،ج 328 ـ 375.
[4] .
شیخ طوسی. اختیار معرفه الرجال، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم، 11404 هـ ، ج 1، ص 325.
[5] .
ابن میثم البحرانی، میثم بن علی. الحیاه فی القیامه فی تحقیق امر الامامه، مجمع الفکر الاسلامی، قم، ط اول، 1417 هـ، ص 172 ـ 174.
[6] .
شهرستانی. همان، ص 150.
[7] .
شهرستانی. همان. ص 131 ـ 135.
[8] .
آنان اصحاب ابی الجارود، زیاد بن ابی زیاد بودند از این رو به آنها جارودیه می گفتند.
[9] .
رهبرشان شخصی به نام سلیمان بن جریر بود؛ لذا به آنان سلیمانیه گفتند.
[10] .
رهبرشانم شخصی به نام کثیر النوری ابتر است لذا به نام او موسوم به بتریه شدند.
[11] .
همان، ص 140 ـ 142.
[12] .
خراسانی، شیخ محمد کریم. تاریخ و عقاید فرقه آقاخانیه، تلخیص و تنظیم. حسین حسنی، مشر الهادی، ص 2 و 3.
[13] .
همان، ص 43.
[14] .
مسعودی، علی بن الحسین. مروج الذهب، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1411 هـ ، ج 3، ص 91.
[15] .
شهرستانی .همان، ص 135.
[16] .
مسعودی، علی بن الحسین. مروج الذهب، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1411 هـ ، ج 3، ص 326.
[17] .
فرق الشیعه، المطبعه الحیدریه، نجف، 1355 ـ 1936، ص 71.
[18] .
التنبیه و الاشراف، دار الصاوی للطبع و النشر و التألیف، قاهره، ص 341.
[19] .
سیاست نامه، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1364 هـ ، ص 311.
[20] .
رجوع شود به: جعفریان، رسول. تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن هفتم هجری، سازمان تبلیغات اسلامی، قم، چ پنجم، 1377، ص 207 ـ 209.
[21] .
مسعودی، علی بن الحسین. مروج الذهب، ممنشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ط اولی، 1411 هـ ـ 1991 م، ج 4، ص 297.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

سایت کشف الیقین : www.msadra.irتالارهای گفتگوی کشف الیقین : www.forum.msadra.ir
******************************************
امام حسین (ع) : من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از شهر خود بیرون آمدم؛ بلکه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر است .

منبع: سایت نجوا به نشانی: http://rbc.najva.ir/index.php?topic=2341.0

منبع : تک بیست          www.t-a-k-2-0.sub.ir رفتن به بالای صفحه