برآستان جانان گر ســــر توان نهادن ........ گلبانگ سربلندی برآسمــــان توان زد

نشانه های ظهورمهدی موعود(عج) - Atyabi Weblog/وب نگاری اطیابی
X
تبلیغات
رایتل

علایم ظهور

 برگرفته از کتاب "موعودشناسی و پاسخ به شبهات"

400 :چه آثارى در نقل علائم ظهور است ؟

با تاملى در روایات علایم ظهور و بررسى همه جانبه آن پى به آثار و فواید نشر آنها در میان جامعه خواهیم برد. اینک به برخى از آنها اشاره خواهیم کرد:

1- آگاهى امت از پرچم ها و دعوت هاى ضلال و گمراه کننده .

 2- بشارت به ظهور دعوت هاى حق و قیام هایى که در آن مردم را به حق دعوت مى نمایند.

3- اخبار غیبى از آن جهت که خرق عادت است از اهم دلایل نبوت و امامت به شمار مى آید و لذا نشر و تحقق آنها سبب زیاد شده یقین در قلوب مسلمانان خواهد شد

- 4 از آن جهت که کفار براى پذیرش اسلام به دنبال دلیل و برهان و معجزه اند این گونه اخبار بعد از تحقق قطعى آنها حجتى براى آنها خواهد بود.

5- بعد از تحقق هر یک از علایم ظهور اطمینان مردم به اصل ظهور بیشتر خواهد شد.

 6- تحقق یکایک علایم ظهور در خارج منعکس کننده عزم جدى خداوند متعال در نصرت اسلام و مسلمین بر کفار در سطح کل کره زمین است .

 7- مسلمانان را براى آمده شدن و زمینه سازى ظهور تحریک کرده و به آنها آمادگى روحى ، سیاسى و جهادى براى شرکت در حکومت آن حضرت را خواهد داد.

 8- از آنجا که انسان غریزه و میل به شنیدن اخبار غیبى دارد با طرح این گونه اخبار واقعى و اسلامى جلوى انحرافات فکرى از ناحیه کاهنان و منجمان از این طریق گرفته مى شود.

9- بخش مهمى از علایم ظهور از امور سیاسى اسلام به حساب مى آید که باید مسئولین رده بالا در بررسى مسائل استراتژیک خود به آنها توجه نموده و برنامه هاى خود را در سطح کلان بر اساس آنها پى ریزى کنند.

 10- بحث از علایم ظهور موضوعى نیست که اختصاص به شیعه یا مسلمانان داشته باشد بلکه در هر دین و آیین کم و بیش به علایم ظهور منجى بشریت به هر اسم و نامى پرداخته شده است .نویسنده آلمانى " هالسیل " در کتاب خود " خبر و سیاست " مى گوید: ما مسیحیان ایمان داریم که تاریخ بشریت در آینده اى نه چندان دور در معرکه اى به نام " هرمجدون " به پایان خواهد رسید. معرکه اى که در آن مسیح بازگشته و بر تمام زنده ها و مردگان حکومت خواهد کرد " . (75)

401 :چه فرقى بین علایم ظهور و شرایط ظهور است ؟

علایم ظهور گر چه با شرایط ظهور وجه اشتراکى دارند که همان تحقق هر یک قبل از ظهور امام مهدى علیه السلام است ، ولى از جهاتى نیز با یکدیگر اختلاف دارند. اینک به برخى از اختلافات اشاره مى کنیم :

 1- منوط شدن ظهور به شرایط و تعلیق بر آنها واقعى است ، به آن معنا که اگر شرایط مهیا نباشد ، مشروط که همان ظهور است در خارج تحقق نخواهد یافت ، بر خلاف منوط شدن ظهور به علامات و تعلیق بر آنها که واقعى نیست ، زیرا علامات نسبت به ظهور جنبه کاشفیت دارد.

 2- علامات ، حوادثى پراکنده اند که در طول عصر غیبت به صورت پراکنده انجام خواهد گرفت بر خلاف شرایط که تا وقت ظهور به صورت متصل و مستمر خواهد بود.

 3- انسان نسبت به شرایط ظهور تکلیف دارد بر خلاف علایم ظهور.

402 :آیا علایم ظهور با احادیث نفى توقیت منافات دارد؟

 ممکن است که به ذهن کسى چنین خطور کند که نشر شرایط و علامات ، در جامعه با احادیث نهى از توقیت و معین کردن وقت ظهور منافات داشته ، پس چرا از آنها سخن به میان مى آید؟ پاسخ : توقیت و تعیین وقت ظهور که در روایات از آن نهى شده شامل نقل علایم و شرایط ظهور نیست ؛ زیرا مقصود از توقیت آن است که به طور دقیق وقت خاصى را براى ظهور معین کنیم که روایات از آن نهى کرده است .وقت معین کردن براى ظهور غیر از آنکه مشتمل بر نهى است داراى اشکالات دیگرى نیز مى باشد:

 1- ادعایى بدون دلیل است .

 2- اگر تاریخ ظهور معلوم باشد دشمنان در صدد مقابله و جلوگیرى از آن برخواهند آمد و لذا در روایات مى خوانیم که ظهور حضرت علیه السلام به طور ناگهانى خواهد بود. 3- با وقت معین نکردن روحیه امید و حیات در جامعه دمیده خواهد شد زیرا در هر لحظه احتمال داده مى شود که ظهور حضرت فرا رسد.

403 :آیا اعلان علایم و شرایط ظهور سبب اطلاع دشمنان از اسرار سیاسى است ؟

 برخى مى گویند از آنجا که علایم ظهور و شرایط آن از اسرار سیاسى اسلام به حساب مى آید نشر آنها در بین مردم به جهت اطلاع دشمنان بر آنها به صلاح اسلام و مسلمین نخواهد بود.پاسخ : اگر خبر غیبى از ناحیه معصوم همچون پیامبر یا امامان علیه السلام صورت گیرد ، چون هرگز اشتباه و سهو و خطا ندارند ، معلوم مى شود که اراده حتمى الهى بر تحقق آن صورت گرفته است در این صورت ، مقابله جبهه کفر هرگز تاءثیرى براى جلوگیرى از تحقق آن نخواهد داشت .

404 :آیا علایم ظهور متعلق بدا واقع مى شود؟

از برخى روایات استفاده مى شود که علایم ظهور بر دو قسم هستند: برخى حتمى اند که مورد بدا و تجدید نظر واقع نمى شوند ، و برخى دیگر متعلق بدا واقع مى گردند ، ولى اصل ظهور امرى حتمى است که خداوند متعال در آن جواب فطرت و خواسته درونى بشر را داده و وعده به تحقق آن داده است و خداوند هرگز خلف وعده نمى کند.داوود بن ابى القاسم مى گوید: ما نزد ابى جعفر محمد بن على الرضا علیه السلام بودیم که سخن از خروج سفیانى به میان آمد و اینکه در روایت آمده که امر او حتمى است . به ابو جعفر علیه السلام عرض کردم : آیا بدا در امر ، حتمى خواهد شد؟ حضرت فرمود: آرى . عرض کردم : ما مى ترسیم که در امر قائم نیز بدا حاصل شود. فرمود: امر قائم از امورى است که وعده داده شده و خداوند در وعده خود تخلف نخواهد کرد . (76)علایم حتمى که مورد بدا واقع نمى شود نشانه هایى دارد که به برخى از آنها اشاره مى کنیم :

 1- تصریح به حتمى بودن آن در روایات .

 2- تاکید به قسم .

 3- تاکید به لابد .

 4- تاکید به لام.

 5- تاکید به ان.

6- تاکید به تکرار.

7- تاکید به سین و سوف.

405 :چه راه صحیحى در بررسى علایم ظهور پیشنهاد مى کنید؟

در مورد علایم ظهور سه مشکل اساسى وجود دارد که باید هر کدام مورد بررسى دقیق قرار گیرد:

1- اثبات علامت به دلیل معتبر.

 2- خارج کردن علامت از قالب غموض و ابهام .

3- کشف قواعد یقین براى اثبات یا نفى تحقق علامت در خارج .براى اثبات صحت روایات علایم ظهور و تمیز آنها از روایات جعلى ، اعتماد بر افراد ثقه و اطمینان به صدور روایات از معصوم کافى است ، زیرا روایات علایم ظهور برخى متواتر یا مستفیض یا صحیح و معتبرند ، و برخى دیگر گر چه ضعیف السند است ولى مؤ یدات و شواهدى بر صحت در روایات دیگر دارد که با سند صحیح وارد شده است .راه روشن شدن علامت ظهور به دو نوع امکان پذیر است :

الف : اصول علمى ، که در مورد روایات فقهى نیز مورد استفاده واقع مى گردد.

ب : مقدمات علمى ، که مربوط به خصوص علایم ظهور است و مهم ترین آنها: تاریخ جغرافیا ، علم حساب و جمل و اصطلاحات مربوط به علایم ظهور است .و براى کشف اثبات یا نفى علامتى در خارج مى توان قواعدى را بیان داشت تا با اعمال آنها به حقیقت امر پى برد:

 1- اوصاف آن علامت را به صورت دقیق در نظر گرفته و بر خارج تطبیق نمود.

2- با دلیل ثابت شود که آن علامت زمان سابق در خارج تحقق نیافته است .

 3- احتمال تحقق آن را در زمان آینده نفى کند.

406 :آیا روایات علایم ظهور اشکال سندى و متنى دارد؟

برخى مى گویند بحث از علایم ظهور بى فایده است ؛ زیرا غالب روایاتش از ناحیه سند ضعیف بوده و از جهت مضمون نیز معقول نیست خصوصا آنکه امورى که اتفاق مى افتد تشابه زیادى با یکدیگر دارد.

پاسخ :

1- بسیارى از اخبار علایم ظهور صحیح السند بلکه مستفیض یا متواتر است . مضافا اینکه تعداد بى شمارى از آنها مضمونى واضح و روشن دارند به درجه اى که در حکم نص صریح در موضوع خود است .

 2- وجود روایات ضعیف در تمام موضوعات دینى و خبرهاى مختلف وجود دارد ، این مساءله باعث نمى شود که انسان محقق دست از بحث و بررسى آن بردارد بلکه وظیفه دارد که با روشى صحیح به بررسى سندى آنها بپردازد.

 3- گر چه در تطبیق علایم ظهور اشتباهاتى صورت گرفته ، ولى این امر باعث نمى شود که دست از بحث و تحقیق برداریم بلکه وظیفه داریم تا با به کار گرفتن روشى علمى و معتبر به طریقى صحیح و معتبر براى تطبیق صحیح علایم در خارج دست یابیم .

407 :مقصود از”نفس زکیه “ که قبل از ظهور کشته خواهد شد کیست ؟

در روایات شیعه به علامتى قبل از ظهور حضرت مهدى علیه السلام به عنوان " قتل نفس زکیه " اشاره شده است که بعد از این جنایت ، حضرت ظهور خواهند کرد.از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: لیس بین قائم آل محمد و بین قتل النفس الزکیه الا خمسة عشر لیلة (77) ؛ " بین قیام قائم علیه السلام و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست . " شیخ مفید رحمة الله علیه مى گوید: از جمله علایم ظهور ، کشته شدن نفس زکیه در پشت کوفه با هفتاد نفر از صالحین است " . (78) از برخى روایات ، نفس زکیه دیگرى نیز استفاده مى شود که ماءمور تبلیغ از طرف امام زمان علیه السلام است که بین رکن و مقام به شهادت خواهد رسید. (79) برخى ممکن است گمان کنند که نفس زکیه که در این روایات به شهادت آن اشاره شده همان محمد بن عبدالله بن حسن بن على بن ابى طالب است که در زمان منصور عباسى قیام کرد تا حق اهل بیت علیه السلام را از ظالمان بستاند. ولى شواهد و قرائن موجود بر خلاف این احتمال را دلالت دارد:

1- در برخى روایات اشاره به کشته شدن نفس زکیه بین رکن و مقام دارد که محمد بن عبدالله بن الحسن در آن نقطه به شهادت نرسیده است .

 2- مطابق برخى روایات بین ظهور حضرت و کشته شدن نفس زکیه پانزده شب فاصله است .

 - 3کشته شدن محمد بن عبدالله بن الحسن قبل از ولادت حضرت مهدى علیه السلام بوده است و لذا نمى توان آن را از علایم ظهور دانست .

 4- محمد بن عبدالله نیَّت خالص از عملکرد خود نداشته است ، و لذا بنابر نقل " مقاتل الطالبین" ادعاى مهدویت نمود و پدرش نیز او را بعد از زوال دولت بنى امیه و قبل از تاسیس دولت بنى عباس به عنوان مهدى معرفى کرد. (80)

 5- در روایتى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم که فرمود: " بعد از کشته شدن نفس زکیه صاحب امر ظهور خواهد کرد" . (81) که در بعدیت نزدیک ظهور دارد.

408 :مسیح دجال کیست ؟

 لقب مسیح همان گونه که بر پیامبر خدا حضرت عیسى علیه السلام اطلاق مى شود بر دجال نیز اطلاق مى گردد ، ولى وقتى به صورت مطلق و بدون قید آورده شود همان حضرت عیسى علیه السلام مراد است . در ظاهر ، مسیح دجال همان دجال معروف است . ولى در وجه تسمیه دجال به مسیح احتمالاتى داده شده است : 1- چون با پرچم مسیحیت ظهور خواهد کرد. 2- قیام او همه زمین را فرا مى گیرد و گویا آن را مسح مى کند. 3- از آنجا که حضرت مسیح با او به مقابله مى پردازد به او نیز مسیح اطلاق شده است .

  409 :سفیانى کیست ؟

 در روایات اهل بیت علیه السلام سخن از خروج سفیانى به عنوان یکى از علایم حتمى ظهور حضرت مهدى علیه السلام به میان آمده است :شیخ طوسى رحمة الله علیه به سندش از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: " خروج سفیانى از علایم حتمى ظهور است " . (82)از مجموعه روایات شیعه و اهل سنت به دست مى آید که سفیانى ، شخصى از معاندین است که به قصد مقابله با امام زمان علیه السلام بر مى خیزد و در سرزمینى به نام بیدا به امر خداوند با لشکریانش به زمین فرو خواهند رفت .مسلم به سند خود از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: " شخصى به خانه خدا پناه مى برد ، آن گاه لشکرى به سوى او فرستاده مى شود ، هنگامى که به " بیدا " رسیدند به زمین فرو خواهند رفت " . (83) نعمانى نیز به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: " براى قائم پنج علامت است ، از آن جمله خسف بیدا را بر مى شمارد " . (84) نعمانى در جایى دیگر از جمله علایم ظهور را خروج سفیانى و خسف بیدا مى داند. (85)

  410 :معرکه هرمجدون(آرماگدون) چیست ؟

برخى از دانشمندان ، یکى از علایم ظهور حضرت مهدى علیه السلام را وقوع معرکه جنگى در منطقه اى به نام هرمجدون)آرماگدون) و به تعبیر روایات قرقیسیا مى دانند. این قضیه حتى در کتب اهل کتاب نیز به آن اشاره شده است)86) .

اهل کتاب از یهود و نصارا این معرکه جنگى را بس عظیم و خطرناک مى دانند که در پایان تاریخ بشر اتفاق خواهد افتاد. " هرمجدون " کلمه اى است مشتق از " هر " به معناى کوه ، و " مجدو " که اسم وادى یا کوه کوچکى در شمال فلسطین است . اهل کتاب را گمان بر این است که مساحت معرکه این جنگ از منطقه " مجدو " در شمال فلسطین تا " ایدوم " در جنوب امتداد دارد که حدود دویست میل است . (87) آنان معتقدند که در این جنگ لشکرى با حدود 400 میلیون نفر شرکت خواهند داشت . (88) لشکرى که از عراق ، ایران ، لیبى ، سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل شده است . (89) دکتر عبدالکریم زبیدى مى گوید: " ... این حادثه همان حادثه بزرگى است که قبل از ظهور امام مهدى علیه السلام تحقق خواهد یافت ، و در روایات از آن به معرکه  قرقیسیا " یاد شده است . در آن واقعه میلیون ها لشکر از آمریکا ، اروپا ، روسیه ، ترکیه ، مصر و دولت هاى مغرب عربى ، و لشکریانى از شهرهاى شام یعنى سوریه ، اردن ، لبنان ، فلسطین و اسرائیل شرکت خواهند داشت . همگى در منطقه اى به نام قرقیسیا از بلاد شام با هم مواجه خواهند داشت و سفیانى در این هنگام خروج خواهد کرد ... " . (90) کلینى به سند خود از امام باقر علیه السلام نقل کرده که به میسر فرمود: اى میسر! چه مقدار بین شما و قرقیسیا فاصله است ؟ عرض کرد: نزدیک شاطى ءالفرات است . حضرت فرمود: اءما اءنه سیکون بها وقعة لم یکن مثلها منذ خلق الله تبارک و تعالى السموات و الارض و لا یکون مثلها ما دامت السموات و الارض . ماءدبة للطیر تشبع منها سباع الارض و طیور الاسماء ... (91) ؛ " آگاه باش که در آن مکان واقعه اى اتفاق خواهد افتاد که نظیر آن از زمان خلقت آسمان ها و زمین از جانب خداوند تبارک و تعالى اتفاق نیفتاده است و نخواهد افتاد. آنجا محل پذیرایى پرندگان خواهد بود. درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر خواهند شد. " از مجموعه روایات در این باب به خوبى استفاده مى شود که در این جنگ فرمانده عملیاتى این جنگ از جانب دشمنان اسلام ، شخصى به نام سفیانى است . او کسى است که به کمک مراکز جاسوسى یهود و آمریکا در میان مردم تفرقه انداخته و مردم را بر ضد شیعیان اهل بیت تحریک خواهد کرد ، و نیز بعد از پناه بردن امام زمان علیه السلام به کعبه با عده اى از یاران خود در صدد مقابله با حضرت برآمده که خود او با لشکریانش در منطقه اى به نام بیدا به زمین فرو خواهند رفت .در همین جنگ است که بنیه یهود از هم پاشیده شده و بسیارى از آنها نابود خواهند شد.بخارى به سندش از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: " قیامت بر پا نمى شود تا آنکه شما با یهود بجنگید در آن هنگام به حدى از آنان کشته خواهد شد که حتى سنگى که یک یهودى در آن پناه گرفته مى گوید: اى مسلمان ! این یهودى است که در کنار من پناه گرفته او را به قتل برسان " . (92)

  411 :مقصود از مسیحیت صهیونیستى چیست ؟

 "مسیحیت صهیونیستى " جریانى است سیاسى ، اقتصادى ، فرهنگى و نظامى که امروزه با تمام قدرت و با تکیه بر پیشگویى هاى آخرالزمان بر اریکه قدرت(در آمریکا و برخى کشورهاى غربى ) تکیه زده اند.این گروه با ادبیاتى کینه توزانه و خصومتى آشکار با فرهنگ شیعى و مهدوى و با اعلام قریب الوقوع بودن ظهور حضرت مسیح علیه السلام در اورشلیم سعى در بسیج تمامى قوا علیه کشورهاى اسلامى دارد تا به زعم خود همه زمینه هاى لازم براى ظهور مقدس را فراهم سازد و موانع بین راه را پیشاپیش از میان بردارد. " مسیحیت صهیونیستى " با مراجعه به منابع توراتى و ایمان به پیشگویى هاى کتب محرف یهودیان ، ظهور حضرت عیسى علیه السلام را مشروط به وقوع جنگى بزرگ ، عالم گیر و هسته اى مى شناسند ، و مرکز این جنگ خانمان سوز راهم" منطقه آرماگدون " واقع در فلسطین اشغالى اعلام مى کنند. و حسب همین پیشگویى ها وقوع جنگ آرمگدون را هم مشروط به تشکیل اسرائیل بزرگ و تسلط یهودیان بر کل سرزمین فلسطین و حتى فراتر از آن یعنى سوریه و عراق معرفى مى کند.پر واضح است که آنان تمامى حلقه هاى این زنجیر را به هم متصل کرده اند و آخرین حلقه را هم رفع موانع فرا روى اسرائیل یعنى انهدام سرزمین هاى اسلامى و سرکوب هر گونه حرکت عدالت خواهانه مسلمین و شیعیان و به ویژه ایران اسلامى مى دانند. چنان که حسب همین فرضیه وارد عراق شده و اندیشه سلطه بر سوریه ، عربستان و ایران را در سر مى پرورانند ، و با تقویت تمام عیار اسرائیل مقدمات به اصطلاح جنگ مقدس را فراهم آورده اند.

 412 :مقصود از خسوف و کسوف که از علایم ظهور است چیست ؟

 در روایات علایم ظهور آمده که یکى از نشانه هاى ظهور کسوف در اواسط ماه و خسوف در اول ماه بر خلاف عادت است . (93) دار قطنى به سندش از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: " همانا براى مهدى ما دو نشانه است که از زمان خلقت آسمان ها و زمین این گونه نبوده است یکى خسوف ماه در اول شب رمضان و دیگرى کسوف خورشید در نیمه ماه رمضان " . (94) در کیفیت حدوث این دو واقعه غیر عادى چند احتمال است :

1- حدوث این دو به توسط جرمى باشد که در فضا به طور ناگهانى پیدا مى شود ، اجرامى که امروزه از آنها به اجرام سرگردان در هوا یاد مى شود که گاه بین ماه و خورشید فاصله مى شود و با آنها خسوف و کسوف ایجاد مى گردد.

-2تحقق خسوف و کسوف به توسط جرمى باشد که از زمین جدا مى شود زیرا ممکن است که بشر با پیشرفت علمى و تکنیکى که دارد بتواند تکه هایى عظیم از کره زمین را جدا ساخته و آن را در هوا معلق گرداند و در نتیجه باعث خسوف و کسوف گردد.

 3- تحقق این دو به نحو اعجاز و خرق قانون طبیعت باشد.

 413 :مقصود از صیحه و فزع آسمانى در علایم ظهور چیست ؟

 این دو علامت در روایات به عنوان علایم ظهور حضرت مهدى علیه السلام معرفى شده است . از امام باقر علیه السلام در حدیثى نقل شده : و ان من علائم خروجه ... صیحة من السماء فى شهر رمضان (95) ؛ " و همانا از علایم خروج مهدى حدوث صیحه اى در ماه رمضان است . " از امام صادق علیه السلام در حدیثى نقل شده : ... و الفزعة فى شهر رمضان ... هى آیة تخرج الفتاة من خدرها ، و توقظ النائم و تفزع الیقظان (96) ؛ " و فزعى در ماه رمضان حادث خواهد شد که زنان جوان را سراسیمه از پشت پرده ها بیرون مى آورد و انسان خواب را بیدار و بیدار را به فزع وا مى دارد. " امام زمان علیه السلام در توقیع خود به على بن محمد سمرى فرمود: " ... آگاه باش هر کس قبل از خروج سفیانى و صیحه ادعاى مشاهده کند او دروغگو و افترا زننده است " . (97) در این روایات دو احتمال وجود دارد:

 1- اینکه مقصود از صیحه و فزع همان ندایى باشد که از جبرئیل بلند مى شود و همه را به فزع مى اندازد.

 2- احتمال دیگر این است که مقصود از آن دو عذاب دنیوى و جنگ هاى جهانى باشد که به توسط بشر قبل از ظهور حضرت مهدى علیه السلام تحقق مى یابد ، مانند انفجارهاى اتمى در سرتاسر عالم در یک زمان به این نحو که حاصل این گونه انفجارها در اروپا و آمریکا و روسیه و چین تحقق مى یابد به نحوى که همه را به جزع و فزع وا مى دارد ، ولى مسلمین از آن در امانند و تنها صدایش به گوش آنان مى رسد.

414 :مقصود از نداى آسمانى در علایم ظهور چیست ؟

 در این مورد سه دسته روایت وجود دارد:

 1- روایاتى که دلالت بر وجود ندا به صورت اجمال دارد و اینکه این ندا را علایم حتمى ظهور حضرت مهدى علیه السلام است . (98)

 2- دسته دوم روایاتى است که دلالت بر دو گونه ندا دارد: یکى نداى به حق که در ابتدا پدید مى آید و دیگرى نداى به باطل که بعد از آن است . (99)

 3- در برخى از روایات نیز اشاره شده که ندا به اسم قائم است . (100) با نظرى به مجموع احادیث " صیحه و فزع و نداى آسمانى " پى مى بریم که تمام آنها به یک معناى مشترک اشاره دارند ، گر چه با تعبیرهاى مختلف آمده اند و بر این ادعا مى توان شواهدى اقامه نمود:

الف : صیحه و ندا هر دو به جبرئیل نسبت داده شده است .

ب : وقت هر دو در یک زمان یعنى شب جمعه ، بیست و سوم ماه رمضان معین شده است .

ج : آثار این دو یکسان بیان شده است .

 415 :مقصود از خروج دجال که از علایم ظهور به حساب آمده چیست ؟

 روایات بسیارى در مصادر حدیثى اهل سنت درباره خروج دجال در آخرالزمان و قبل از برپایى حکومت امام مهدى علیه السلام وارد شده است .بخارى به سندش از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: " دجال خروج خواهد کرد تا اینکه در ناحیه اى از مدینه فرود مى آید ، و سه بار اعلان آماده باش جنگ مى دهد ، آن گاه به سوى او هر کافر و منافقى حرکت مى کند " . (101) در مصادر اهل سنت براى دجال صفاتى ذکر شده است از قبیل :

 1- ادعاى ربوبیت مى کند. (102)

 2- عمر طولانى دارد. (103)

 3- همراه او آب و آتش است . (104)

 4- کور را بینا کرده و برص را شفا مى دهد. (105)

 5- مرده را زنده مى کند. (106)

 6- کسى را مى کشد آن گاه او را زنده مى کند. (107)

 7- با او بهشت و آتش است . (108)

 8- با او نهرى از آب سفید و نهرى از آتش است . (109)

 9- خواسته او برآورده مى شود. (110) درباره دجال با این اوصاف احتمالاتى وجود دارد:

الف : دجال شخصى حقیقى است که کارهاى خارق العاده اى را در قالب سحر و جادو انجام مى دهد.

ب : مقصود به دجال همان ابلیس (شیطان ) است .

ج : احتمال مى رود که دجال همان سفیانى است که در روایات شیعه به خروج او در آخرالزمان تاکید فراوان شده است .

د : مقصود از دجال همان اسرائیل است .در ابتدا این احتمال به نظر مى رسد که احادیث دجال از جمله اسرائیلیاتى باشد که در احادیث اهل سنت وارد شده است زیرا:

اولا : اثرى از این احادیث در روایات اهل بیت علیه السلام به چشم نمى خورد.

ثانیا : غالب احادیث دجال از کعب الاحبار یهودى الاصل رسیده است . کسى که تمام افعال و اقوالش مشکوک ه نظر مى رسد.

ثالثا : این اعتقاد که مسیح منتظر خروج مى کند و دجال را به قتل مى رساند در عقاید یهود مشاهده مى شود.در هر حال بر فرض صحت این روایات احتمال تاءویل این روایات و رمزى بودن و جنبه سمبلیک داشتن آنها زیاد است .سید محمد صدر رحمة الله علیه مى فرماید: " دجال رمزى است از اوج تمدن و تکنیک غرب که با اسلام و مبانى آن ستیز دارد. تمدنى که در صدد به سلطه کشیدن هر انسانى است ما به طور وضوح مشاهده مى کنیم که چگونه تمدن و تکنیک غرب مادى گرا در این عصر بر تمام جوامع حتى مسلمانان تسلط پیدا کرده است ... " (111) از بیانات استاد محمد طىّ (112) و نویسنده مصرى شیخ محمد فهیم ابو عبیه در تعلیقه خود بر کتاب " نهایة البدایة و النهایة " (113) نیز همین احتمال به دست مى آید.

قرآن و ظهور موعود جهانى

 416 :آیه" وعد " چگونه بر ظهور موعود جهانى دلالت دارد؟

 خداوند متعال مى فرماید: وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذى ارتضى لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم اءمنا یعبدوننى لایشرکون بى شیئا و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون (114) ؛ " خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند وعده مى دهد که قطعا آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل مى کند آنچنان که تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریک من نخواهند ساخت و کسانى که پس از آن کافر شوند آنها فاسقانند . " آیه فوق مربوط به زمان ظهور حضرت مهدى علیه السلام و عصر حکومت جهانى توحیدى است . و شواهد و قرائن آن عبارت است از:

 1- با آیات دیگر که ظهور در غلبه دین اسلام در آخرالزمان بر سایر ادیان دارد سازگارى و مناسبت دارد.

 2- کلمه (( الارض )) که با الف و لام جنس آمده ، بدون قرینه اى بر انصراف آن به سرزمین خاص و معین ، حمل بر تمام روى زمین مى شود (115).

-3تبدیل خوف به امنیت کامل تاکنون انجام نگرفته است و این تنها با حکومت گسترده مومنین بر روى زمین انجام مى گیرد.

 4- با مراجعه به روایاتى که در ذیل آیه فوق رسیده این معنا تاءیید مى گردد.قرطبى در ذیل آیه از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: (( در آن روز بر روى زمین خانه اى نیست جز آنکه خداوند کلمه اسلام را در آن وارد خواهد ساخت )) . (116) سدىّ از ابن عباس نقل کرده که آیه در مورد آل محمد صلى الله علیه و آله نازل شده است . (117) از امام سجاد علیه السلام نقل شده که فرمود: " آیه در شاءن حضرت قائم علیه السلام است " . (118) از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده که فرمود: " آیه درباره قائم و اصحاب اوست " . (119) 5- در زمان خلافت خلفاى اربعه نیز امنیت کامل در سرتاسر جهان پدید نیامد خصوصا آنکه دو دشمن قدرتمند ایران و روم اسلام را تهدید مى کردند و لذا در طول سى سال جنگ هاى زیادى به وقوع پیوست .فضل مى گوید: " ... به امام صادق علیه السلام عرض کردم : این نواصب گمان مى کنند که آیه در شاءن ابوبکر و عمر و عثمان و على علیه السلام نازل شده است . حضرت فرمود: خداوند قلوب ناصبه را هدایت نمى کند ، چه زمانى دین مرضى خدا و رسول تثبیت شده است و امر آن انتشار یافته و خوف و شک از قلوب و سینه هاى مردم در عهد یکى از آن سه خلیفه و در عهد على علیه السلام با ارتداد مردم بیرون رفته است . چه فتنه هایى که در ایام آنها برانگیخته شد ، و چه جنگ هایى به آنها نسبت داده شده است که بین آنان و کفار واقع شد" . (120)

417 :آیه " ارسال رسول" چگونه بر ظهور امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

 خداوند متعال مى فرماید: هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین کله و لو کره المشرکون (121) ؛ " او کسى است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه آیین ها غالب گرداند هر چند مشرکان کراهت داشته باشند. " مقصود از هدایت در آیه ، هدایت الهى است که رسول خود را بر آن مبعوث کرده و مراد از " دین حق" نیز همان دین اسلام است . و ضمیر در " لیظهره " به دین اسلام بر مى گردد نه رسول خدا صلى الله علیه و آله زیرا مرجعى نزدیک تر از کلمه رسول است . و نیز تناسب بین غالب که دین اسلام است با مغلوب که ادیان دیگر است برقرار مى شود.فخر رازى مى گوید: " در زمان حضرت عیسى و حضرت مهدى علیه السلام محقق مى شود " . (122) طبرى مى گوید: " در زمان نزول حضرت عیسى علیه السلام تمام ادیان باطل و نابود شده و تنها دین اسلام بر همه ادیان غالب خواهد شد ". (123) از سعید بن جبیر روایت شده که آیه مربوط به مهدى علیه السلام از اولاد فاطمه علیها السلام است که خداوند او را بر همه ادیان غالب خواهد کرد. (124) ابو بصیر از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه فوق روایت کرده که فرمود: "به خدا سوگند تاویل آیه هنوز تحقق نیافته و نخواهد یافت تا آنکه قائم خروج کند. و هنگامى که خروج کرد کافر به خداى عظیم در روى زمین باقى نمى ماند". (125)

 418 : آیه " وراثت " چگونه بر ظهور امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

 خداوند متعال مى فرماید: و لقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون (126) ؛ " ما در زبور بعد از ذکر نوشتیم که بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد. " مقصود از " زبور " در آیه ، زبور داوود و مراد از " ذکر" تورات است . در زبور مى خوانیم : " زیرا که شریران منقطع مى شوند ولى متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد ، و حال اندک است که شریر نیست مى شود ، هر چند مکانش را استفسار نمایى ناپدید خواهد شد ، اما متواضعان وارث زمین شده و از کثرت سلامتى متلذذ خواهند شد " . (127) و در آیه 29 از مزمور داوود آمده است : " صالحان وارث زمین خواهند شد و در آن تا ابد سکونت خواهند داشت " .مقصود از کلمه " الارض " در آیه فوق مطلق زمین دنیا و آخرت " بهشت " است ؛ زیرا تخصیص ‍ آن به زمین دنیا بدون وجه است . (128) و مقصود از" عبادى الصالحون " معناى عامى است که شامل هر زمان و مکان و هر قومى خواهد شد ، و مصداق اکمل و اتم آن مطابق روایات زمانى است که حضرت مهدى علیه السلام ظهور کرده و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. در آن زمان است که تمام کره زمین در اختیار بندگان صالح خداوند قرار خواهد گرفت .ابن کثیر مى گوید: (( خداوند در آیه شریفه بشارت مى دهد بر بندگان صالح خود که در دنیا و آخرت آنان را سعادتمند کرده و آنان را وارث زمین و بهشت گرداند " . (129) آلوسى مى گوید: " اگر بگوییم که این آیه مربوط به عصر مهدى و نزول عیسى است به اقوال دیگر احتیاجى نیست " . (130) و لذا در ذیل آیه روایاتى نقل شده که دلالت بر انطباق آیه بر عصر ظهور حضرت مهدى علیه السلام دارد.ثوبان از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: " خداوند براى من زمین را جمع نمود. پس من مشرق ها ومغرب هاى آن را مشاهده کردم و امت من زود است که به آن خواهند رسید . (131) امام باقر علیه السلام فرمود: مقصود از "عبادى الصالحون" اصحاب مهدى علیه السلام در آخرالزمان است . (132)

 419 : آیه" استضعاف" چگونه بر ظهور حضرت مهدى علیه السلام دلالت دارد؟

 خداوند متعال مى فرماید: و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین (133) ؛ " اراده ما بر این قرار گرفته که بر مستضعفین زمین منت بگذاریم و آنها را پیشوایان و وارثین [روى زمین قرار] دهیم . " مطابق سیاق آیه فوق مفسران اهل سنت و شیعه شاءن نزول آیه را مربوط به قوم بنى اسرائیل مى دانند ، (134) آنان بودند که روى زمین به استضعاف کشیده و خداوند آنها را بر فرعونیان پیروز گرداند ، ولى ظاهر آیه دلالت بر قانون کلى و اراده و مشیت همیشگى خداوند نسبت به مستضعفین تا روز قیامت دارد خداوند اراده کرده که به حسب شرایط خاص مستضعفین را بر مستکبرین عالم پیروز گرداند ، که نمونه اى از آن تحقق مشیت الهى نسبت به پیروزى بنى اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود. نمونه کامل تر آن حکومت پیامبر اسلام بعد از ظهور اسلام است . و مطابق روایات اسلامى مصداق کامل تر از همه حکومت ها ، حکومت حضرت مهدى علیه السلام در عصر ظهور است که خداوند حکومت او را که همان حکومت مستضعفین است در سرتاسر گیتى گسترش خواهد داد و کره زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد این معنا را مى توان از قرائنى به دست آورد:

 1- اراده خداوند در آیه به صیغه مضارع " نرید " آمده که دلالت بر استمرار دارد.

 2- اراده حتمى الهى بر عنوان " مستضعفین " وارد شده و مستضعفین بنى اسرائیل خصوصیت ندارند.

 3- روایاتى که از طرق شیعه و سنى در ذیل آیه وارد شده دلالت بر عمومیت این سنت الهى دارد:امام صادق علیه السلام فرمود: " همانا آیه مخصوص به صاحب امرى است که در آخرالزمان ظهور کرده و جباران و فرعونیان را نابود خواهد کرد ، او شرق و غرب زمین را مالک مى شود پس زمین را پر از عدل مى کند همان گونه که پر از ظلم شده باشد " . (135) حضرت على علیه السلام فرمود: " دنیا بعد از آنکه در برابر ما همچون شتر بد خلق چموشى و سرکشى کرد به سوى ما روى مى آورد و در برابر ما رام مى شود. آن گاه این آیه را تلاوت نمود: و نرید ان نمن ... . (136)

 420 : آیه " ارتداد " چگونه بر ظهور امام زمان علیه السلام دلالت دارد؟

 خداوند متعال مى فرماید: یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتى الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة على المومنین اعزة على الکافرین یجاهدون فى سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ذلک فضل الله یوتیه من یشاء والله واسع علیم (137) ؛ " اى کسانى که ایمان آورده اید هر کس از شما از آیین خود باز گردد [به خدا زیانى نمى رساند] ، خداوند جمعیتى را مى آورد که آنها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند. در برابر مومنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومند ، آنها در راه خدا جهاد مى کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى هراسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد [و شایسته ببیند] مى دهد و [فضل ] خدا وسیع است و خداوند داناست . " آیه فوق اشاره به قانون استبدال دارد یعنى تبدیل جامعه اى به جامعه اى دیگر به جهت آنکه جامعه قبل به وظایف خود عمل نکرده است . خلیفه رسول خدا را طرد کرده و در جهاد کوتاهى نموده است و نیز در تطبیق دین خدا در جامعه سهل انگارى نموده است .با مراجعه به روایات پى مى بریم که اهل بیت علیهم السلام آیه را بر اصحاب امام زمان علیه السلام تاویل نموده اند ، از جمله سلیمان بن هارون عجلى مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: همانا صاحب امر محفوظ است اگر تمام مردم از بین بروند خداوند متعال اصحاب او را گرد او جمع مى کند. آنها هستند که خداوند در موردشان فرمود: یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه ... .(138)

 421 : آیه " قتال " چگونه بر ظهور حضرت مهدى علیه السلام دلالت دارد؟

 خداوند متعال مى فرماید: و قاتلوهم حتى لا تکون فتنه و یکون الدین کله لله ... (139) ؛ " با آنان پیکار کنید تا فتنه برچیده شود و دین همه اش مخصوص خدا باشد. " آیه فوق دلالت دارد بر اینکه باید شرک و کفر ریشه کن شود و دین همه اش مخصوص خدا باشد و هیچ مشرکى در روى زمین نماند جز آنکه کشته شده یا داخل در دین اسلام شود. این هدف هنوز تحقق نیافته است در حالى که باید تحقق یابد و فتنه از روى زمین برچیده شود و دین خالص براى خدا گردد.مطابق روایات این هدف در عصر ظهور حضرت مهدى علیه السلام تحقق خواهد یافت همان گونه که در آیه 33 از سوره توبه به آن اشاره شد.آلوسى در ذیل آیه فوق مى گوید: " مقصود آن است که همه ادیان باطل از بین برود یعنى یا اهل ادیان از بین رفته و هلاک شوند و یا از ترس و جهات دیگر به دین اسلام بازگردند " . (140) آن گاه مى گوید: " گفته شده که تاویل آیه تاکنون محقق نشده است و در هنگام ظهور حضرت مهدى علیه السلام تاویل آن خواهد آمد و در آن عصر هیچ مشرکى بر روى زمین باقى نخواهد ماند " . (141) از امام صادق علیه السلام در مورد آیه فوق سؤال شد ، حضرت فرمود: لم یجى ء تاویل هده الایة ولو قد قام قائمنا بعد سیرى من یدرکه ما یکون من تاویل هذه الایة و لیبلغن دین محمد صلى الله علیه و آله ما بلغ اللیل حتى لا یکون مشرک على ظهر الارض ... (142) ؛ " هنوز تاویل آیه نیامده است و اگر قائم ما قیام کند زود است کسانى که او را درک مى کنند تاویل این آیه را ببینند. البته دین محمد به تمام نقاطى که شب پوشش آرام بخش خود را بر آن مى افکند خواهد رسید تا اینکه در سراسر زمین شرک و بت پرستى باقى نماند.

ابتداى ظهور

422 : از کجا که مهدى موعود ظهور نکرده باشد؟

 مطابق مباحثى که قبلا به آن اشاره شد ما به مهدى علیه السلام فرزند امام حسن عسکرى علیه السلام با خصوصیات ظاهرى و باطنى اعتقاد داریم و لذا هیچ گاه در تطبیق آن اشتباه نخواهیم کرد خصوصا آنکه معجزه نیز موید و مثبت وجود او است . و امامان از اهل بیت علیه السلام نیز هر کدام خصوصیات او را ذکر نموده اند.البته ما منکر سوء استفاده از مفهوم عالى مهدویت نیستیم چنان که از مقام منیع ربوبیت و مقام نبوت نیز سوء استفاده هایى شده است . وظیفه ما است که امام زمان علیه السلام را با تمام اوصاف مشخص شده از طرف پیامبر و امامان علیهم السلام بشناسیم تا فریب مدعیان دروغین مهدویت را نخوریم .

 423 : امام زمان علیه السلام چگونه از زمان مناسب ظهور خود آگاهى مى یابیم ؟

 این سؤال گاه از دیدگاه شخص غیر شیعى مطرح گشته و گاه نیز از شخص شیعه امامى مطرح مى گردد. در ورتى که سؤ ال از شخص غیر امامى مطرح گردد دو گونه مى توان به او پاسخ داد:الف : اینکه این موضوع را باید همانند سایر مسائل اجتماعى بررسى کرد به این معنا که هر گاه مصلحت اسلام و بشریت اقتضاى ظهور حضرت را داشته باشد به طور حتم امام زمان علیه السلام ظهور خواهد کرد.ب : اینکه امام علیه السلام از آنجا که از جانب خداوند متعال مورد تاءیید است دستور ظهورش را مستقیما از جانب او خواهد گرفت .و در صورتى که سؤال از شخصى امامى است در جواب سؤال او چند طرح و نظر داده شده است :

 1- اینکه آن حضرت به زمان ظهور خود به جهت روایاتى که از آباء و اجدادش رسیده آگاهى دارد. این احتمال در ادله نقلى به آن اشاره نشده است .

 2- اینکه امام علیه السلام به طور اعجاز از زمان ظهورش آگاهى دارد به این نحو که خداوند هنگام رسیدن وقت ظهورش معجزه اى ایجاد خواهد کرد و با آن حضرت به وظیفه اش که همان ظهور است التفات پیدا مى کند. در روایات اشاره به این احتمال شده است :رواندى مرسلاً از امام کاظم علیه السلام در حدیثى راجع به حضرت مهدى علیه السلام نقل کرده که فرمود: اذا حان وقت خروجه انتثر ذلک العلم من نفسه ، و انطقه الله عزوجل فناداه : اخرج یا ولى الله فاقتل اعداء الله ، وله سیف مغمد اذا حان وقت خروجه اقتلع ذلک السیف من غمده و انطقه الله عزوجل فناداه لاسیف : اخرج یا ولى الله ! فلا یحل لک ان تقعد عن اعداء الله ... (143) ؛ " هر گاه وقت خروج حضرت رسید علم به خروج در نفس او منتشر خواهد شد آن علم او را ندا داده که : اى ولى خدا خروج کن و دشمنان خدا را به قتل برسان و براى او شمشیرى است هنگامى که وقت خروج او فرا رسد از غلافش ‍ بیرون مى آید و حضرت را ندا داده مى گوید: اى ولى خدا خروج کن که براى تو حلال نیست که از دشمنان خدا صرف نظر کنى ... . " صدوق نیز از مفضل بن عمر نقل کرده که از امام صادق علیه السلام درباره تفسیر جابر سؤ ال کردم ؟ حضرت فرمود: ..ان منا اماما مستترا فاذا اراد الله عزوجل اظهار اءمده نکت فى قلبه نکتة و اءمر بامر الله عزوجل (144) ؛ " همانا از ما امامى است پنهان ، هر گاه خداوند اراده کند تا او را از پرده غیبت به در آورد در قلب او علامتى مى نهد ، آن گاه به امر خدا سفارش خواهد کرد. " در حدیثى از امام زمان علیه السلام رسیده که فرمود: علمنا على ثلاثة اءوجه : ماض و غابر و حادث ، اءما الماضى فتفسیر و اما الغابر فموقوف و ام الحادث فقذف فى القلوب و نقر فى الاسماع و هو افضل علمنا ... (145) ؛ " علم ما اهل بیت بر سه نوع است : علم به گذشته و آینده و حادث ، علم گذشته تفسیر است علام آینده موقوف است و علم حادث انداختن در قلوب و زمزمه در گوش هاست این بخش بهترین علم ماست . "

3- اینکه حضرت مهدى علیه السلام با آن ذکاوت و خُبرَویتى که دارد وقت ظهور را دریابد. احتمال دوم مطابق روایات و عقل است .

 424 : حکمت معین نبودن وقت ظهور حضرت چیست ؟

 گاهى این سؤال در ذهن انسان خطور مى کند که چرا وقت ظهور در منابع اسلامى معین نشده است ؟ در جواب این سؤ ال مى گوییم :

 1- کسى که منتظر شخص دوست داشتنى است و وقت آمدن او را نمى داند همیشه در حال انتظار است ، همیشه آماده است همیشه در صدد پیاده کردن دستورات او در خود و اجتماع است ولى در صورتى که زمان رسیدن او را بداند خصوصا آنکه بداند که بسیار دور است ماءیوس شده و هرگز خود را به این زودى آماده نمى کند.

 2- معین نبودن وقت ظهور ، یک نوع امتحان است براى مردم تا معلوم گردد آیا مردم با این همه سختى هاى مختلف روحیه خود را از دست مى دهند یا خیر؟

 3- گاه مصلحت در تقدیم و تاءخیر زمان غیبت است که این معنا با معین بودن زمان ظهور سازگارى ندارد. و لذا در قصه حضرت موسى علیه السلام به جهت ادامه ملاقات او با خداوند از سى روز تا چهل روز عده اى به انحراف کشیده شدند.

 4- در صورت معین بودن ظهور ، دشمنان حضرت علیه السلام در صدد تدارک بر آمده و با حضرت در همان زمان به مقابله بر خواهند خواست . لذا در روایات اسلامى از عنصر " ناگهانى بودن ظهور" به عنوان عنصر اساسى در پیروزى حضرت یاد شده است .امام صادق علیه السلام به ابن النعمان فرمود: " اى پسر نعمان به راستى عالم نمى توان به هر چه اطلاع دارد تو را آگاه سازد ... پس عجله نکنید به خدا سوگند! سه بار این امر - امر فرج - نزدیک شد ولى به جهت آنکه شما آن را فاش کردید خداوند آن را به تاخیر انداخت . به خدا سوگند نزد شما سرى نیست مگر آنکه دشمنان شما به آن از شما آگاه ترند " .

 5- در صورت عدم تعیین وقت ظهور حالت انقطاع و توجه و تضرع خاصى بر انسان ها حاکم خواهد شد که چه بسا این امر سبب تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام گردد. ولى اگر وقت ظهور به طور قطع مشخص ‍ باشد دیگر از این اثر معنوى خبرى نیست . 6- از آنجا که وقت ظهور همانند علایم ظهور متعلق " بدا " واقع مى شود لذا نباید به طور دقیق وقت ظهور مشخص باشد تا مردم به کارهایى تشویق شوند که موثر در ظهور امام زمان علیه السلام است .

 7- از آنجا که ممکن است ظهور حضرت به طول انجامد لذا وقت آن معین نشده است تا مردم مایوس ‍ نباشند و با احتمال ظهور حضرت در هر لحظه حالت انتظار مثبت را از دست ندهند.

425 : آیا تعیین وقت ظهور صحیح است ؟

 تعیین تاریخ ظهور امام زمان علیه السلام به چند نحو متصور است : 1- اینکه تاریخ و وقت ظهور حضرت را به طور دقیق و تفصیلى معین کنیم که در فلان سال و فلان ماه و فلان روز خواهد بود. این احتمال باطل است ، زیرا در هیچ روایتى به این اشاره نشده است و مضافا به اینکه در برخى از احادیث تعیین کننده وقت ظهور مورد لعن قرار گرفته است

 - 2 اینکه موعد ظهور به نحو اجمال تعیین گردد ، به اینکه بگوییم : هر گاه خداوند اراده کند آن حضرت ظهور خواهد کرد. این احتمال به طور حتم اشکالى نداشته و صحیح است

- 3اینکه از طریق قواعد حساب و جفر به طور اجمال یا تفصیل به زمان ظهور حضرت علم پیدا کرده و از آن خبر دهیم . این احتمال گر چه در برخى روایات به آن اشاره شده (146) ولى از سند معتبرى برخوردار نیست . خصوصا آنکه تاریخ ظهور ممکن است مورد بدا واقع شود.

 4- اینکه مطابق برخى از روایات به طور کلى و اجمال به زمان ظهور آن حضرت اشاره گردد:طبرسى از امام صادق علیه السلام نقل کرده که : لا یخرج القائم الا فى وتر من السنین ، سنة احدى او ثلاث او خمس او سبع او تسع (147) ؛ " قائم در سال وتر [فرد] ظهور خواهد کرد ، سال یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه . " و نیز به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: ینادى باسم القائم فى لیلة ثلاث و عشرین من شهر رمضان و یقوم فى عاشوراء ، و هو الذى قتل فیه الحسین بن على علیه السلام ... (148) ؛" به اسم قائم در شب بیست و سوم ماه رمضان ندا داده خواهد شد و در روز عاشورا قیام خواهد کرد و آن روزى است که حسین بن على در آن روز به شهادت رسید.

426  : آیا جمله" کما مُلِئت ظُلما و جورا " با صالح بودن مردم منافات دارد؟

در مورد سوال فوق مى گوییم :اولا : در بیشتر روایات جمله کما ملئت ... به کار رفته نه بعد ما ملئت و این جمله در حقیقت تشبیه حکومت پر از عدل است به حکومتى پر از ظلم ، یعنى چگونه حکومتى پر از ظلم مى شود همانگونه که حکومت حضرت پر از عدل خواهد بود.ثانیا : گسترش ظلم و تعدى و تجاوز به نحو سببیت براى ظهور در این روایات ذکر نشده است بلکه به عنوان رط مقارن ظهور است .ثالثا : در این روایات خبر از واقعیتى خارجى هنگام ظهور مى دهد نه اینکه مردم را تشویق به ظلم کند تا با گسترش ‍ آن حضرت ظهور کند ، بلکه ما وظیفه داریم گسترش دهنده عدالت یعنى همان چیزى باشیم که حضرت به جهت آن ظهور مى کند و در این امر بزرگ سهیم شویم .

 427 : معناى ظهور امام زمان علیه السلام چیست ؟

 در اینکه معنا ظهور امام زمان علیه السلام چیست سه احتمال داده شده که قابل جمع است :

 1- اینکه مقصود از ظهور بروز و انکشاف بعد از محجوب بودن و استتار باشد. این معنا مختص فهم شیعى است که معتقد به غیبت براى امام زمان علیه السلام است .

 2- اینکه مقصود اعلان انقلاب و قیام به جهت پیاده کردن اسلام ناب و در سایه حکومت عدل باشد ، این مفهوم با دیدگاه امامى و دیگران نیز سازگارى دارد.

 3- مقصود از ظهور پیروزى و سیطره بر عالم است . این معنا بعد از آن حاصل مى شود که حضرت از پرده غیبت به در آمده و امور او مرتب گردد.

 428 : مراد از ظهور اصغر و اکبر چیست ؟

 همان گونه که براى تثبیت و جا افتادن غیبت کبرا خداوند متعال براى امام زمان علیه السلام غیبت صغرا را مقدر کرد تا زمینه براى غیبت کبرا فراهم گردد در مورد ظهور حضرت نیز گفته شده که قبل از ظهور اکبر خداوند براى ایجاد آمادگى براى آن ظهور اصغرى را پیش بینى کرده است .به این معنا که خداوند مدتى قبل از ظهور اکبر ، سطح علمى مردم را در طبقات مختلف جامعه بالا مى برد تا براى درک عصر حضرت مهدى علیه السلام قابلیت لازم را پیدا نمایند. این آمادگى از دو طریق حاصل مى شود:

 1- بالا بردن شعور و آگاهى مردم نسبت به احتیاج داشتن حکومت جهانى توحیدى .

 2- بالا بردن سطح علمى مردم براى پذیرش چنین حکومتى .

 429 : چه عواملى زمینه ساز حکومت واحد جهانى است ؟

 ممکن است گفته شود با توجه به تشتت آرا و اختلاف مذاهب و تنوع حکومت ها و ناسازگارى آن ها نسبت به یکدیگر تشکیل حکومت واحد جهانى ممکن به نظر نمى رسد؛ چگونه مى توان همه میلت ها را تحت حکومت واحدى جمع کرد.پاسخ : نه تنها تشکیل حکومت جهانى ممکن و میسور است بلکه امرى حتمى و لازم به نظر مى رسد و علل و عوامل زیادى در زمینه سازى آن دخیل مى باشند:

 1- خطر جنگ و خونریزى که همواره مانند کابوس وحشتناکى بر سر جوامع انسانى سایه افکنده ، تنها با وحدت حکومت در سطح جهان و یکپارچگى همه امت ها بر طرف مى شود.

 2- به تصریح دانشمندان (( تضاد منافع )) ریشه اصلى و اولى برخوردهاى خونین و پیکارهاى سهمگین حکومت ها با یکدیگر است . حال اگر بدانیم که شعار حکومت حضرت ، عدل و انصاف براى کل جامعه بشرى است همگى به سوى حکومت عدل جهانى سوق داده مى شوند.

- 3 یکى دیگر از عوامل تشکیل حکومت جهانى تکامل عقول و ادراکات بشر است که به نوبه خود مى تواند زمینه ساز حکومت جهانى گردد؛ زیرا بشر هم از ناحیه خود در راه حرکت به سوى کمال و ترقى و تکامل عقلانى است و هم در هنگام ظهور حضرت مهدى علیه السلام به کمال نهایى خود نایل مى گردد ، و لذا مى توانند با یکدیگر تاءلف کرده و به حکومت جهانى تن دهند ، زیرا همه تعارض و تزاحم ها از ناحیه کم عقلى و جهل و کم خردى است

430 : ظرفیت کلى براى ظهور حضرت مهدى علیه السلام چیست ؟

 شکى نیست که هر کار اجتماعى به آماده کردن ظرفیت هاى مناسب دارد در مورد ظهور منجى کل بشرى که پدیده اجتماعى عظیمى است احتیاج به تحقق مقدمات و شرایط خاصى است :

 1- پیشرفت دینى در میان امت اسلامى و لو در طبقه خاصى از آنها.

 2- گسترش انحراف عمومى در بین مردم

- 3 گسترش ظلم و فساد در سطح عموم و در نتیجه دور شدن مردم از دین و متابعت از هواى نفس .

 4- پیشرفت بشر در صنعت و تکولوژى .

 5- آماده شدن یاران خاص حضرت براى نصرت و یارى او.

 431 : امام زمان علیه السلام در ظاهر با چه سنى ظهور مى کنند؟

 مطابق روایات شیعه و سنى امام زمان علیه السلام در حالى که ظاهر او جوان و به سن چهل سالگى است ظهور خواهند کرد. اینک به برخى از روایات اشاره مى کنیم :

 1- ابن صباغ مالکى به سندش از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که در حدیثى فرمود: " مهدى از اولاد من با سن چهل سال است ... " (149) .

 2- شیخ صدوق رحمة الله علیه از اباصلت هروى نقل مى کند که گفت : به امام رضا علیه السلام عرض کردم : قائم شما هنگام خروج چه علامتى دارد؟ حضرت فرمود: " علامت او این است که او از حیث سن پیر است ولى در ظاهر جوان نشان داده مى شود به حدى که هر گاه کسى به او نظر مى افکند گمان مى کند که او سى ساله یا کمتر است و از جمله علامات او آن است که به مرور ایام و شب ها پیر نمى شوند تا آنکه مرگ او فرا رسد" (150) .نعمانى به سندش از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: " اگر قائم قیام کند مردم او را انکار خواهند کرد زیرا در حالى که جوان رشیدى است به سوى آنها باز مى گردد ... " (151) .ممکن است روایاتى که اشاره به سن چهل سالگى دارد مقصود آن باشد که جسد و جسم او در حد کمال است ؛ زیرا بدن تا چهل سالگى به کمال رشد خود مى رسد. گر چه برخى روایات نیز به سن 18 سالگى و 51 سالگى اشاره کرده است ولى روایت اول از محمد بن حمیر نقل شده نه از یکى از معصومین علیهم السلام .و روایت دوم گر چه از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده ولى از صحت سند برخوردار نیست خصوصا آنکه هر دو روایت با روایات مستفیضى که دلالت بر ظاهر چهل سالگى دارد مخالف است .

 432 : خصوصیات جسمى امام زمان علیه السلام هنگام ظهور چگونه است ؟

 مطابق برخى از روایات سنى و شیعى امام زمان علیه السلام هنگام ظهور داراى صفات و خصوصیات سمى خاص است از قبیل :

1- اءجلى الجبهة :یعنى پیشانى وسیع و عریض. (152)

 -2اقنى الانف :وسط بینى او برآمده ولى دو سوراخ آن تنگ است . (153)

 3- کان وجهه کوکب درى :گویا صورت او همانند ستاره اى درخشان است . (154)

4- اللون لون عربى :با چهره اى گندم گون . (155)

 5- افرق الثنایا:مابین دندان هاى او باز است . (156(

-6اکحل العینین :مژه هاى او سیاه است . (157)

7- براق الثنایا:با دندان هاى سفید(158)

- 8اءزج الحاجبین :با ابروانى کشیده و باریک . (159)

9- مربوع القامة :قامتش متوسط. (160)

 10- الجسم جسم اسرائیلى :جسم او تنومند است . (161)

 11- على خده الایمن خال اسود:برگونه راست او خالى سیاه است . (162)

 برگرفته از کتاب "موعودشناسی و پاسخ به شبهات"

 منبع :سایت غدیر به نشانی: http://www.ghadeer.org/site/abasaleh/zohoor/zhr6/105-0019.htm

 : 433آیا علایم قریب براى ظهور ، با اینکه حضرت به طور ناگهانى ظهور مى کند منافات دارد؟

 مطابق برخى از روایات ، ظهور و قیام حضرت مهدى علیه السلام به طور ناگهانى خواهد بود و این از عنایات خداوند در حق آن حضرت است تا دشمنان را غافلگیر کرده و جلو تدابیر آنها را گرفته و هر گونه اقدامى را بر ضد حضرت از آنها سلب کند.طبرسى توقیعى را از ناحیه مقدسه به شیخ مفید رحمة الله علیه نقل کرده که در آخر آن چنین آمده است : " هرکس باید کارى کند که محبت ما را به خود جذب کرده و از کارى که کراهت و سخط ما را بر مى انگیزد دورى کند. پس همانا امر ما یک دفعه و به طور ناگهانى اتفاق خواهد افتاد " . (163) در توجیه اشکال فوق مى گوییم :علایم قریب براى ظهور حضرت مهدى علیه السلام همانند نداى آسمانى و فرو رفتن زمین بیدا با اهلش و دیگر علایم ، براى آگاهى مخلصین و مومنان است تا از قرب ظهور آگاهى داشته باشند ، و لذا ظهور براى آنها ناگهانى نخواهد بود. آرى عنصر اتفاق و ظهور ناگهانى براى دشمنان حضرت مهدى علیه السلام است تا از این غفلتى که خداوند در آنها قرار مى دهد حضرت بتواند به مقاصد عالى خود که همان سلطه بر ظالمان و گسترش عدل و داد است برسد.

 434 : خداوند متعال چه عنایتى به جهت پیروزى حضرت مهدى علیه السلام هنگام ظهور انجام خواهد داد؟

 مطابق روایات خداوند متعال هنگام ظهور امام زمان علیه السلام امدادهاى غیبى را به کمک آن حضرت خواهد فرستاد که از آن جمله است :

 1- عنصر ناگهانى و غفلت دشمنان مطابق روایات حضرت هنگامى ظهور مى کنند که دشمنان همه از ظهور او غافلند و در دانش نظامى این مطلب به خوبى روشن است که چقدر عنصر غفلت و ناگهانى هجوم در پیروزى بر دشمن تاءثیر دارد.امام زمان علیه السلام در توقیعى که به شیخ مفید رحمة الله علیه فرستاد فرمود: پس همانا امر ما به طور ناگهانى است ... (164) .

 2- ایجاد رعب و وحشت یکى دیگر از راه هاى نفوذ بر دشمن که در علم نظامى از آن بهره گیرى فراوان مى شود ایجاد ترس و خوف و رعب در قلوب دشمن است تا از این راه تسلیم گردند.نعمانى به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: امر الله عزوجل ان لا تستعجل به حتى یؤ یده [الله ب ] ثلاثة [اجناد] الملائکة و المومنین ، و الرعب (165) ؛ خداوند عزوجل امر نمود تا به آن عجله نکنى تا اینکه او - مهدى علیه السلام - را به سه لشکر تاءیید نماید: ملائکه ، مومنین و وحشت .

 3- جذب تمام مسلمین یکى دیگر از تاءییدات الهى در حق حضرت آن است که به عنایت الهى از راهى قیام خود را شروع خواهد رد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است از جمله آنکه :الف : ظهور خود را از مسجد الحرام شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است .ب : خطابه اى که در مسجد الحرام هنگام ظهورش مى خواند به امور مشترک و اتفاقى بین مسلمانان اشاره دارد.ج : قیام خود را با همان شعارهاى رسول خدا صلى الله علیه و آله شروع مى کند.د: مطالبه خون امام حسین علیه السلام مى کند.

 4- تاءیید از جانب ملائکه از جمله تاءییدات الهى نسبت به حضرت مهدى علیه السلام کمک فرستادن ملائکه براى یارى حضرت و قتال به همراه حضرت بر ضد ظالمان است .گنجى شافعى به سند خود از على بن ابى طالب علیه السلام در حدیثى در رابطه با مهدى علیه السلام نقل کرده که فرمود: " خداوند او را به سه هزار از ملائکه یارى خواهد کرد ... " (166) قندوزى حنفى از کتاب " اسعاف الراغبین " صبان نقل کرده که در روایات فراوان آمده است که هنگام ظهور حضرت بر بالاى سر او فرشته اى ندا مى دهد: " این خلیفه خداست او را متابعت و پیروى کنید ... و همانا خداوند متعال او را با سه هزار فرشته یارى خواهد کرد ... " (167) .نعمانى به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: " خداوند متعال او - مهدى علیه السلام - را با سه لشکر یارى خواهد کرد: با ملائکه ... " (168) .این تاءیید به نوبه خود در توجه مردم به حضرت نقش به سزایى دارد زیرا هنگامى که مخالفان مشاهده کنند که حضرت مشمول نصرت فرشتگان خداوند است ترس سراسر وجود آنها را فرا گرفته و پى به الهى بودن این قیام خواهند برد و در نتیجه طوعاً و یا کرهاً خود را تسلیم حضرت مى کنند. (169)

 435 : اولین مکانى که حضرت در آنجا ظهور مى کند کجاست ؟

 مطابق روایات شیعه و اهل سنت اولین مکانى که حضرت در آنجا ظهور مى کند بین رکن و مقام است .سیوطى به سندش از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: " مهدى از مدینه به سوى مکه خروج مى کند ، مردم از او مى خواهند که از میانشان خروج کند آن گاه با او بین رکن و مقام بیعت مى کنند در حالى که کراهت دارد ... " . (170) شیخ طوسى به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: " گویا قائم را در روز عاشورا روز شنبه ایستاده بین رکن و مقام مشاهده مى کنم ... " . (171) این اخبار به جهت کثرت و تظافر آنها قابل اثبات تاریخى است .

 436: حضرت مهدى علیه السلام بعد از ظهور چه عملى انجام مى دهند؟

 مطابق روایات بعد از ظهور بین رکن و مقام خطبه اى خوانده ، آن گاه مردم را به بیعت با خود دعوت مى نماید:نعمانى به سندش از جابر بن یزید جعفى از امام باقر علیه السلام نقل کرده که در حدیثى طولانى فرمود: " و قائم در آن روز در مکه است ، تکیه بر بیت الحرام داده و به آن پناه مى برد. آن گاه ندا مى دهد: یا ایها الناس ! ... . " (172) مجلسى به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: " همانا او - امام زمان علیه السلام - به سوى مسجد الحرام به حرکت در مى آید و در آنجا کنار مقام ابراهیم چهار رکعت نماز مى گزارد و با تکیه بر حجر الاسود حمد خدا و ثناى او را به جاى آورده و یادى نیز از پیامبر کرده و بر او درود مى فرستد. آن گاه سخنى را آغاز خواهد کرد که هرگز کسى چنین سخن نگفته است ... " . (173) نعمانى به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که در حدیثى فرمود: " گویا بر او نظر مى کنیم در حالى که بین رکن و مقام مردم با او بیعت مى کنند ... " . (174)

 437 : اول کسى که با حضرت مهدى علیه السلام بیعت مى کند چه کسى است ؟

 مطابق روایات اول کسى که با حضرت مهدى علیه السلام بیعت مى کند جبرئیل است .ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: " همانا اول کسى که با قائم علیه السلام بیعت مى کند جبرئیل است ... ".طبرسى از ابى عبدالله علیه السلام نقل کرده که در حدیثى فرمود: "... پس خداوند عزوجل جبرئیل را مى فرستد تا نزد او آمده و سؤال کند ، به او مى گوید: به چه چیزى دعوت مى کنى ؟ قائم او را از ماهیت دعوت خبر مى دهد. جبرئیل مى گوید پس من اول کسى هستم که با تو بیعت مى کنم . آن گاه مى گوید کف دستت را بده و آن را بر دست خود مسح مى کند ..." . (175) در اینکه بیعت جبرئیل به چه معنا است دو احتمال وجود دارد:

 1- معناى رمزى : به این معنا که مقصود از آن تاءیید الهى براى حضرت است ، زیرا جبرئیل بزرگترین نماینده الهى است . ولى این معنا در صورتى صحیح است که حمل بر معناى صریح و ظاهر آن ممکن نباشد در حالى که چنین نیست .

 2- معناى رایج : به این معنا که مقصود به بیعت همان معناى رایج آن است که مردم با خلیفه و دیگران انجام مى دهند. و فایده آن دو چیز است :

الف : توجه مردم به لزوم بیعت با حضرت .

ب : تاءیید حرکت و قیام امام زمان علیه السلام .

 438: آیا جبرئیل بعد از وفات رسول خدا صلى الله علیه و آله عهد کرده که بر زمین نازل نشود؟

 اربلى در " کشف الغمه " از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: " جبرئیل نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله به جهت عیادت آمد و عرض کرد: سلام بر تو اى محمد این آخرین روزى است که به سوى دنیا فرود مى آیم " . (176( و نیز از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: " هنگامى که وفات رسول خدا صلى الله علیه و آله نزدیک شد ... در آن هنگام جبرئیل گفت : اى محمد این آخرین نزول من به دنیا بود ... " . (177) پاسخ :اولا : همه این روایات مقید به قیدى است و آن اینکه تا مادامى که مصلحتى در بین نباشد.ثانیا : مقصود جبرئیل آن بود که به جهت نزول وحى دیگر بعد از وفات پیامبر نازل نمى شود ، زیرا شریعت با حلت ایشان کامل خواهد شد.ثالثا : بر فرض تعارض ، روایات نزول حضرت جبرئیل و بیعت با امام زمان علیه السلام از حیث تعداد بیشتر بوده و از حیث سند صحیح تر است .

439: مقصود از اصلاح امر حضرت مهدى علیه السلام در یک شب چیست ؟

 مطابق روایات شیعه و سنى خداوند متعال امر حضرت مهدى علیه السلام را در یک شب اصلاح خواهد کرد.ابو بصیر از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: " خداوند عزوجل امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود " .و نیز از امام حسین علیه السلام نقل است که فرمود: " قائم ما اهل بیت {کسى است که} خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح و آماده خواهد نمود " .ابن ماجه از امام على علیه السلام نقل کرده که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: " مهدى از ما اهل بیت است که خداوند امر او را در یک شب اصلاح و آماده خواهد نمود " . (178) مقصود به اصلاح امر حضرت در یک شب آن است که مقدمات نصر و پیروزى را در اسرع وقت و در یک شب فراهم کرده و او را مامور به ظهور خواهد نمود و اولین اقدامى که براى او خواهد نمود اجتماع اصحاب خاص آن حضرت است .ولى چیزى که باقى مى ماند اینکه چگونه امر حضرت در یک شب اصلاح و آماده مى شود در حالى که طابق روایات گروهى همانند جیش سفیانى و دجال و دیگران به مبارزه با او خواهد پرداخت .پاسخ :اولا : ممکن است مقصود از یک شب که در روایات آمده کنایه از سرعت اصلاح امر امام زمان علیه السلام اشد.ثانیا : ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت علیه السلام پیروزى در یک شب باشد.ثالثا : ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت تنها مقدمه سازى براى اعلان ظهور باشد گر چه پیروزى هایى به طول انجامد.رابعا : از آنجا که معارضه با مخالفان به سرعت و با اعجاز انجام مى گیرد ، لذا تعبیر به یک شب شده است .

 440: غلبه بر جهان با یاران اندک چگونه ممکن است ؟

 اگر چه در روایات به یاران محدود حضرت یعنى 313 نفر اشاره شده است ولى پیروزى آنان بر مستکبران به رهبرى حضرت مهدى علیه السلام از جهاتى دور از انتظار نیست زیرا:

1- در روایات به یاران دیگرى در حدود ده هزار نفر نیز اشاره شده که بدون تحقق آنها حضرت مهدى علیه السلام ظهور نخواهد کرد.

2- غلبه حضرت بر جهان ممکن است از طریق اعجاز باشد زیرا خداوند متعال ضمانت کرده تا گروه اندک را در صورت استقامت بر گروه زیاد پیروز گرداند. (179)

 3- از طریق علل و اسباب عادى و ظاهرى نیز حصول چنین فتح و پیروزى امرى دور از انتظار نخواهد بود ، زیرا حضرت در موقعى ظهور خواهند کرد که اوضاع و احوال اجتماعى ، اخلاقى و سیاسى کاملا مساعد باشد. در آن موقع همه ملل به جهت سرخوردگى از نظام هاى مختلف و قتل و غارت ها به تنگ آمده اند و لذا در انتظار چنین حکومتى به سر مى برند. و مردم به مجرد شنیدن خبر ظهور به آن حضرت و حکومتش روى خوش نشان مى دهند و ایشان تنها با گروه خاصى درگیر خواهند شد. 4- از آنجا که جهان به مانند دهکده اى کوچک درآمده و هر چه از عمر آن بگذرد این ارتباط تنگ تر خواهد شد ، لذا با به دست گرفتن نقطه هاى کلیدى و با استعانت از خداوند متعال حکومت جهانى حضرت تحقق خواهد یافت .

 441: آیا پیروزى حضرت مهدى علیه السلام بر مخالفان و گسترش حکومتش همراه با اعجاز است ؟

 در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:

 1- اینکه نصرت حضرت و پیاده کردن حکومت جهانى تماما با اعجاز و قدرت خارق العاده الهى باشد. ولى این احتمال از جهاتى قابل مناقشه است :

الف : اگر اعجاز راه صحیحى براى دعوت الهى بود حضرت مى توانست در خلال غیبت صغرا از آن براى سیطره بر عالم استفاده کند.

ب : با اعجاز احتیاج به تعداد زیادى از اصحاب نیست .

ج : مطابق برخى روایات بین حضرت و مخالفینش جنگ و خونریزى شدیدى در خواهد گرفت و در صورت اعجاز تام ، احتیاج به این کارها نیست .

 2- اینکه خداوند متعال اراده کرده که حضرت مهدى علیه السلام به صورت عادى بر دشمنان خود غالب شده و حکومت عدل جهانى را گسترش دهد بدون آنکه کوچک ترین کمکى از راه اعجاز در پیشبرد اهداف او بشود.این احتمال نیز خالى از اشکال نیست زیرا مطابق روایات حضرت مهدى علیه السلام مورد عنایت و تاءیید خاص الهى در جهت ظهورش خواهد بود.

 3- با رد دو احتمال پیشین به این نتیجه مى رسیم که نصرت حضرت به طور طبیعى و عادى خواهد بود گر چه این نصرت همراه با تاءییدات جزئى و خاصى از جانب خداوند است ، زیرا همان گونه که مى دانیم بشر در عصر ظهور مورد ظلم و ستم فراوان است و از طرفى از حیث فرهنگى و رشد عقلانى عموم بشر به بالاترین سطح خود رسیده است و لذا به دنبال چنین رهبرى الهى مى گردد که با لبیک به دعوتش از او پیروى نماید. هرگز ابرقدرتها با همه امکاناتى که دارند نمى توانند در مقابل اراده ملت ها بایستند. اگر مردم همگى یکپارچه و یک صدا فریاد برآورند دشمنانشان به زانو در خواهند آمد. مگر نبود که در صدر اسلام چگونه مردم فوج فوج داخل اسلام شده و دعوت پیامبر را پذیرفتند؟ در عصر ظهور نیز هنگامى که مردم دنیا از وسایل ارتباط جمعى خبر قیام مصلحى جهانى را بشنوند به او گرویده و از او حمایت خواهند کرد ، و کسى نمى تواند در صورت اقبال مردم با اراده آنها مقابله کند گر چه هر کجا که مانعى خاص پیدا شده خداوند متعال به کمک او آمده واز حضرت حمایت خواهد نمود.و لذا در روایات آمده است که امام زمان علیه السلام با نصرت و ترسى که در دل دشمنان مى افتد حمایت خواهد شد. این ممکن است که به صورت عادى باشد؛ زیرا با نصرت مرم که به عنایت خداوند و اقبال مردم است چنان رعبى در دل دشمنان خواهد افتاد که همه امکانات خود را گذارده فرار خواهند نمود.امیر مومنان على علیه السلام مى فرماید: " هنگامى که حضرت مهدى علیه السلام ظهور مى کند نام مبارکش ‍ بر سر زبانها خواهد بود و وجود مردم سرشار از عشق به مهدى است به گونه اى که جز نام او هیچ نامى در یاد و زبان آنان نیست و با دوستى او روح خود را سیراب مى کنند " . (180)

 442: آیا حضرت مهدى علیه السلام با شمشیر قیام خواهد کرد؟

 برخى سؤال مى کنند که مطابق برخى روایات امام زمان علیه السلام با شمشیر قیام خواهد کرد و با آن به مقابله با مخالفان حق و حقیقت و ظالمان خواهد پرداخت . این مساءله قابل پذیرش نیست ، زیرا چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتار جمعى جدید و مخرب که مى تواند کل کره زمین را چندین بار نابود کند ایستاده و مقابله کند؟ اصل این مساءله در روایات به آن اشاره شده است . محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: ... و اما شبهه من جده المصطفى صلى الله علیه و آله فخروجه بالسیف و قتله اعداء الله و اعداء رسوله صلى الله علیه و آله و الجبارین و الطواغیت و اءنه ینصر بالسیف و الرعب ... (181) ؛ " ... و اما شباهت مهدى به جدش مصطفى صلى الله علیه و آله به خروج با شمشیر و کشتن دشمنان خدا و دشمنان رسولش و جباران و طاغوت ها است . و همانا او به توسط شمشیر و ترس نصرت و یارى خواهد شد ... " .ولى بحث در آن است که مقصود از شمشیر چیست ؟ آیا شمشیر موضوعیت و خصوصیت دارد یا اشاره به چیزى دیگر است ؟ پاسخ :اولا : چه اشکالى دارد که شخصى با شمشیر ولى همراه با اعجاز الهى که حضرت را مساعدت مى کند با شمنان خود به مقابله پردازد؟ ثانیا : به احتمال زیاد مقصود از شمشیر ، قوت و اسلحه است ؛ زیرا مسلمانان در آن عصر یعنى قبل از هزار سال اسلحه اى به جز شمشیر نداشته و هرگز به ذهن آنها چنین تسلیحاتى خطور نمى کرده است ، لذا از (( اسلحه )) به شمشیر تعبیر شده است .ر این صورت دو احتمال وجود دارد:الف : اینکه امام زمان علیه السلام نیز به قدرت و اعجاز الهى و یا از راه تسلط بر تسلیحات موجود بر ضد مخالفان و ظالمان استفاده مى کند.ب : احتمال دیگر آن است که امام زمان علیه السلام با تسلط بر مراکز تصمیم گیرى و از کار انداختن وسایل جنگى آنها که با هسته هاى مرکزى ارتباط دارد تمام آنها را از راه اعجاز یا طریق عادى از کار مى اندازد.ثالثا : مطابق برخى روایات شمشیرهاى اصحاب حضرت از آهن است ولى نه مثل این آهن هایى که در دسترس ‍ ما قرار دارد ، بلکه به گونه اى است که اگر یکى از آنان با شمشیر خود بر کوه زند آن را دو نیم مى کند. و بنابر تعبیر دیگر وسیله دفاعى آنان به گونه اى است که اسلحه دشمن هرگز بر آنها کارگر نیست . (182) لذا ممکن است اسلحه اى را که حضرت و یاورانش به کار مى برند از وسایلى باشد که بتواند همه دستگاه هاى دشمنان را از کار بیندازد ولى در مقابل هیچ دستگاهى بر آن کارگر نباشد ، همان گونه که در ین زمان بشقاب پرنده ها و اشیاى نورانى شناخته نشده را مشاهده مى کنیم .رابعا : پیروزى عمده امام زمان علیه السلام و سیطره آن حضرت بر جهان از راه اقبال مردمى به سوى ایشان است و دیگر از راه ترس و رعبى است که خداوند در قلوب مخالفان و ظالمان قرار مى دهد تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده فرار کرده یا تسلیم مى شوند ، خصوصا آنکه در ابتداى ظهور وقتى مقدارى از معجزات حضرت را مشاهده کردند مى فهمند که امر او الهى است و نمى توان با مرد الهى مقابله کرد بدین جهت تسلیم حضرت مى شوند و گروه اندکى نیز که به مخالفت و مقابله مى پردازند نابود ى شوند.خامسا : از کجا که در زمان ظهور حضرت مهدى علیه السلام این اسلحه خطرناک در اختیار بشر باقى مانده باشد زیرا ممکن است که در اثر حوادث و آشوب ها و جنگ هاى جهانى که پیش از ظهور آن حضرت اتفاق ى افتد این اسحله ها نابود شود.سادسا : جنگ ها و کشتارهاى بى رحمانه نتیجه جهل و ضلالت و بى خردى بشر است . حال اگر در عصر ظهور عقل مردم کامل شود بر فرض که سلاح هاى خطرناک در اختیار داشته باشند آن را بر ضد یکدیگر به کار نمى گیرند و نیروهایى که آن سلاح ها را در اختیار دارند پى به حقانیَّت حضرت برده و یا با ایجاد رعب و وحشت که در دلشان قرار مى گیرد از به کار بردن آن بر ضد حضرت خوددارى مى کنند.

 443: کشتارى که در روایات مهدویت به آن اشاره شده به چه وقتى اشاره دارد؟

 خبارى که در آنها کشتار در حجم وسیعى را مطرح کرده اند بر دو قسم است :الف : قسمتى از آنها مربوط به ملاحم و فتنه هاى قبل ظهور است و هیچ گونه ارتباطى به دوران ظهور ندارد و تنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور است . بیشتر این روایات از روایات مرسه اهل سنت است .ب : دسته اى دیگر از روایات مربوط به هنگامه ظهور و حکومت امام زمان علیه السلام است . این نوع روایات نیز بر دو گونه اند:

 1- روایاتى که از طریق عامه و از نبویات است و بیشتر آنها مشکل سندى دارد ، به طورى که بعضى از آنها مرسل و برخى دیگر به پیامبر صلى الله علیه و آله منتهى نمى شود ، بلکه از افرادى مانند کعب الاحبار نقل شده که در زمان پیامبر مسلمان نبوده است .عمده این روایات از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفى وارد کتاب هاى روایى شده اند. عالمى از اهل سنت مانند ابن کثیر هنگامى که به روایات امثال کعب الاحبار مى رسد مى گوید: " خدا ما را از این همه اخبار دروغى که وارد تفسیرها و کتاب هاى روایى شده بى نیاز کند ... " . (183)

2 - روایاتى که از طریق اهل بیت علیهم السلام نقل شده و یا در کتاب هاى شیعه ذکر شده است . در این کتاب ها اخبار منقولى از اهل بیت علیهم السلام و برخى دیگر که نقل شده به آن حضرت منتهى نمى شود.

 444 : حجم کشتارها و خونریزى ها در هنگام قیام حضرت مهدى علیه السلام چه مقدار است ؟

 نمى توانیم ادعا کنیم که هنگام قیام امام زمان علیه السلام هیچ گونه قتل و کشتارى رخ نمى دهد ، زیرا مسلما این واقعه عظیم بدون برطرف کردن خارها و دشمنان سر راه آن حضرت میسر نخواهد شد.و لذا در روایات مشاهده مى کنیم که اهل بیت علیهم السلام بر اصل قتل و خونریزى هنگام ظهور و قیام حضرت اشاره کرده اند.بشیر بن ابى اراکه نبال مى گوید: هنگامى که به مدینه وارد شدم به طرف منزل ابو جعفر امام باقر علیه السلام رفتم ... عرض کردم : مرجئه مى گویند: هنگامى که قیام قائم روى دهد همه کارها براى او هموار خواهد شد و به اندازه یک ظرف حجامت هم خون نمى ریزد. حضرت فرمود: ... کلا والذى نفسى بیده حتى نمسح و انتم العرق و العلق ... (184) ؛ " هرگز چنین نیست سوگند به آن که جانم به دست اوست کار به اینجا مى انجامد که ما و شما عرق و خود بسته شده را پاک خواهیم کرد. " به این مضمون روایات دیگرى نیز رسیده است . ولى از طرفى دیگر تاریخ گواهى مى دهد که پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و امامان اهل بیت علیهم السلام سعى داشته اند امور را به طور عادى و از مسیر طبیعى آن انجام دهند و حتى الامکان دست به شمشیر نبرند ، زیرا هدف آنان ارشاد و هدایت مردم است جز آنکه گسترش عدل در جامعه اقتضاى کشت و کشتارى گر چه در حد محدود را دارد و قرار نیست که تمام امور از طریق معجزه حل شود ، ولى اندیشه افراطى نیز در این مساءله صحیح نیست و هرگز دلیلى عقلى و عقلایى و نقلى بر گستردگى کشتارها در حدى وسیع وجود ندارد خصوصا آنکه مطابق ادعاى برخى ، از هر نه نفر هفت هفت نفر یا از هر هفت نفر پنج نفر کشته مى شوند.!

 445: مطابق روایات شیعه قتل ها در چه وقتى خواهد بود؟

 با توجه به احادیث اهل بیت علیهم السلام پى خواهیم برد که جهان اندکى قبل از ظهور شاهد جنگ هاى خونین خواهد بود و لذا مى توان گفت که مردم با مشاهده و مواجهه با این جنگ ها به استقبال مصلحى عالمى خواهد رفت ، و حضرت نیز از این موقعیت استفاده کرده و با کمترین استقامتى از طرف مخالفین خود و ظالمین عالم را فتح خواهد کرد.امام صادق علیه السلام فرمود: لا یکون هذا الامر حتى یذهب ثلث الناس . فقیل له : اءذا ذهب ثلث الناس ‍ فما یبقى ؟ فقال علیه السلام : اءما ترضون ان تکونوا الثلث الباقى (185) ؛ " این امر - قیام امام زمان علیه السلام - واقع نمى شود تا اینکه دو سوم مردم از بین بروند. راوى مى گوید: به حضرت عرض کردم : اگر دو سوم مردم از بین بروند چه کسى باقى مى ماند؟ حضرت فرمود: آیا راضى و خرسند نمى شوید که شما از یک سوم باقى مانده باشید. " زراره مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم : آیا نداى آسمانى حقیقت دارد فرمود: اى والله حتى یسمعه کل فقوم بلسانهم و فقال علیه السلام لا یکون هذا الامر حتى یذهب تسعة اعشار الناس (186) ؛ " آرى به خدا سوگند چنان است که هر قومى با زبان خودشان آن را مى شنوند. آن حضرت فرمود: " این امر محقق نمى شود تا اینکه نه دهم (10/9) مردم از میان بروند " . سلیمان بن خالد مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود": قدم القائم موتتان : موت احمر و موت اءبیض حتى یذهب من کل سبعة خمسة : الموت الاحمر ، السیف ، و الموت الابیض ، الطاعون (187) ؛ " قبل از قیام قائم دو نوع مرگ رخ مى دهد ، مرگ سرخ و مرگ سپید ، تا اینکه از هر هفت نفر پنج نفر از بین برود ، مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سپید با طاعون است . " با ملاحظه این احادیث و احادیث دیگر پى خواهیم برد که حجم وسیعى از کشتارها و خونریزى ها مربوط به دوران پیش از قیام حضرت مهدى علیه السلام و قبل از نداى آسمانى است .گر چه برخى از روایات نیز از مجعولات و اسرائیلیات بوده و با اهداف و انگیزه هاى خاصى مانند خدشه دار کردن چهره نهضت جهانى و حکومت حضرت مهدى علیه السلام و یا توجیه کشتارها در فتوحات و ... وارد کتاب هاى روایى شده و کشتارهاى زیادى را به امام زمان علیه السلام نسبت داده است .و نیز یک سرى از آنها مرسل و مرفوعه است و مشکل سندى دارد ، همانند روایتى را که فضل بن شاذان مرفوعاً از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که حضرت فرمود: یقتل القائم علیه السلام حتى یبلغ السوق . فیقول به رجل من ولد ابیه ... (188) ؛ " حضرت قائم علیه السلام آن قدر از انسان ها را مى کشد که تا ساق پا را خون فرا مى گیرد تا آنکه شخصى از فرزندان پدرش به او اعتراض شدید مى کند ... " .البته همچنان که اشاره شد این حدیث مرفوعه بوده و مشکل سندى دارد و از طرفى محتوا و دلالتش ناتمام است ، زیرا ممکن است که سوق که در روایت آمده مقصود از آن نام شهر یا محلى همانند " سوق الاهواز " باشد خصوصا آنکه در حدیث مذکور سخن از خون به میان نیامده است . لذا چنین به نظر مى رسد که سوق محل و مکان مخصوص باشد.و نیز برخى از روایات به جهات دیگرى ضعف سند دارد: در روایتى از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: " ... و به حدى از ظالمان را خواهد کشت که جاهلان مى گویند اگر این مرد از ذریه محمد بود ترحم مى کرد " .ولى این روایت از حیث سند مورد اشکال است ؛ زیرا در سند آن احمد بن عثمان آدمى است که مجهول مى باشد. (189) زر بن حبیش مى گوید: از على علیه السلام شنیدم که مى فرمود: " خداوند به واسطه مردى از ما فتنه ها و آشوب ها را برطرف مى سازد و آنان فتنه گران را خوار و ذلیل مى گرداند و بر آنان جز شمشیر وارد نمى کند. شمشیر بر دوش نهاده و هشت ماه به شدت مبارزه مى کند تا اینکه مى گویند: به خدا سوگند این از فرزندان فاطمه نیست ، اگر از فرزندان فاطمه بود به ما رحم مى کرد " .و از عیسى بن خشاب نقل شده که به امام حسین بن على علیه السلام عرض کردم : آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: لا ولکن صاحب الامر الطرید الشرید الموتور بابیه المکنى بعمه یضع سیفه على عاتقه ثمانیة اشهر (190) ؛" خیر ولى صاحب امر ، رانده شده ، دور افتاده ، خونخواه پدرش و داراى کنیه عمویش مى باشد. شمشیرش را هشت ماه بر دوش خود مى نهد. " و از ابو بصیر نقل شده که فرمود: شنیدم که امام باقر علیه السلام مى فرمود: یضع السیف على عاتقه ثمانیة اشهر هرجا هرجا حتى یرضى الله . فقلت : فکیف یعلم رضى الله ؟ قال یلقى الله فى قلبه الرحمة ... (191) ؛ " شمشیر را هشت ماه بر دوش خود مى نهد و به شدت مبارزه مى کند تا اینکه خداوند راضى شود. عرض کردم : چگونه رضایت خدا را مى داند؟ فرمود: خداوند در دل ایشان رحمت قرار مى دهد. " این روایات از حیث سند ضعیف هستند زیرا در سند اول و دوم عمر بن قیس و عیسى بن خشاب وجود دارند که هر دو مجعولند.و در سند روایت سوم ابن ابى حمزه واقع شده که او هم مورد تضعیف قرار گرفته است .از طرفى دیگر ممکن است که مقصود از این احادیث ، مدت عملیات تهاجمى لشکریان حضرت باشد که در طول هشت ماه ادامه مى یابد.این نکته نیز قابل توجه است که کارى بس عظیم که حضرت انجام مى دهد یعنى همان گسترش حکومت عدل جهانى در سطح کره روى زمین اقتضاى چنین قتل و کشتارى گر چه در حدى محدود را دارد ، زیرا با قیام حضرت هرگز ستمگران ساکت نخواهند بود ولى این کشتارها را در مقابل قیام ها و نهضت هاى دیگر که ملاحظه مى کنیم چندان قابل توجه نیست .

 446: با امکان هدایت بشر از راه دعوت اخلاقى و تربیت انسانى ، چرا امام زمان علیه السلام از شمشیر استفاده مى کند؟

 از کارهاى حتمى امام موعود علیه السلام جنگى تمام عیار با تمام انسان هاى خون آشام است . در مساءله جنگ ممکن است چنین انگاشته شود که هدایت انسان و ساختن جامعه بشرى با دعوت اخلاقى و تربیت درست امکان پذیر است و نیاز به خونریزى و جنگ نیست ؟ پاسخ : مطالعه تاریخ بشرى از روزى که تاریخى بر جاى مانده است به خوبى این واقعیت را آشکار مى سازد که موانع راه رشد و تکامل انسان جز با قدرت و خونریزى از سر راه برداشته نمى شود و تعالیم اخلاقى و اصول تربیتى هر چند تاءثیرهاى ژرف و گسترده داشته است لیکن این تاءثیرها در برخى از افراد نجیب انسانى بوده است ، و در طبقه سلطه طلب و دنیادار و استثمارگر که منابع اقتصادى سیاسى و نظامى جامعه ها را در دست داشته و دارند یا هیچ تاءثیرى نداشته و یا تاءثیر آن تحول آفرین و دگرگون ساز نبوده است . براى تربیت و هدایت آنان باید عامل دیگرى به کار مى رفته است تا سد راه انسان ها نگردند و راه رشد را بر توده ها نبندند ، تا همگان بتوانند بى هیچ گونه مانعى به راه رشد خویش ادامه دهند. از این رو مساءله جنگ و کاربرد نیرو به عنوان یک ضرورت براى دستیابى به هدف هاى انسانى مطرح مى گردد. اسلام ، با توجه به همین واقعیت ها جنگ را نه به عنوان هدف و آرمان بلکه به عنوان راه و وسیله براى تحقق توحید و عدل پذیرفته است .در قرآن کریم آمده است : و قاتلوهم حتى لا تکون فتنة و یکون الدین کله لله ... (192) ؛ " با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه اى نباشد و دین همه اش براى خدا گردد ... " .از این رو پیامبر اسلام که رحمة للعالمین است فرمود: الخیر کله فى السیف و تحت ظل السیف و لا یقیم الناس الا السیف و السیوف مقالید الجنة و النار (193) ؛ " تمام نیکى و خیر در شمشیر است و در زیر سایه شمشیر و مردمان را جز شمشیر راست نمى کند و شمشیرها کلیدهاى بهشت و دوزخند. " امام باقر علیه السلام فرمود: ان فى القائم من آل محمد شبهاً من خمسة من الرسل ... و اما شبهه من جده المصطفى فخروجه بالسیف و قتله اعداء الله و اعداء رسوله و الجبارین و الطواغیت و انه ینصر بالسیف و الرعب ... (194) ؛ " قائم آل محمد صلى الله علیه و آله شباهت هایى با پنج تن از پیامبران دارد ... اما شباهت او به جد خود رسول اکرم صلى الله علیه و آله قیام با شمشیر است و کشتن دشمنان خدا و پیامبرش و جباران و سرکشان او با شمشیر و ترس [که در دل جباران افکنده مى شود] مدد مى گردد.

447 : شیوه و رفتار امام زمان علیه السلام با ظالمان و دشمنان چگونه خواهد بود؟

 مطابق برخى از روایات کسانى مورد غضب امام عصر علیه السلام قرار مى گیرند که حجت بر آنان تمام شده ولى عناد و سرکشى کرده و حجت خدا را نمى پذیرند.امام صادق علیه السلام فرمود: "... در این هنگام قائم علیه السلام ظهور مى کند و سبب نقمت خدا و خشم و غضب او بر بندگان مى گردد زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمى گیرد مگر بعد از آنکه حجتش را انکار کنند " .

 448: آیا بیشتر قتل ها که توسط حضرت انجام مى گیرد از مسلمانان است ؟

 برخى مى گویند: مستفاد از روایات آن است که بیشتر قتل ها در محدوده بلاد اسلامى و بین مسلمانان اتفاق خواهد افتاد ، سؤ ال این است چگونه چنین خواهد شد با آنکه مى دانیم مشرک و کافر از حق دورترند تا مسلمان و لذا آنها به کشته شدن سزاوارترند تا مسلمان .پاسخ :اولا : روایات دلالت ندارد بر اینکه کشتارها و قتل ها فقط در محدوده مسلمانان است و حضرت کسى از کفار را به قتل نمى رساند ، بلکه ظاهر برخى از روایات عموم است که شامل هر معاندى که در صدد ایجاد مانع ز برپایى حکومت حضرت است ، مى شود.ثانیا : گر چه اسامى برخى از جماعاتى که توسط حضرت و اصحابشان به قتل مى رسند در روایات ذکر شده است ولى این دلالت ندارد که قتل و کشتار در دسته ها و جماعات دیگر اتفاق نمى افتد و حضرت از کفار مشرکان کسى را به قتل نمى رساند.ثالثا : بر فرض که روایت ظهور در اختصاص کثرت قتل ها در مسلمین داشته باشد ، این امرى غیر منتظره نیست بلکه مطابق با قواعد کلى است ؛ زیرا مطابق برخى از روایات بسیارى از بلاد کفر تسلیم حضرت خواهند شد و کثرت قتل در بین مسلمین به جهت پاک سازى آنان از عناصر نامطلوب است . در میان امت اسلامى حجت در تمام جوانب براى مردم تمام شده است لذا از هیچ کس عذرى پذیرفته نمى شود.توضیح این مطلب اینکه یکى از مشکلاتى که امام مهدى علیه السلام با آن روبه رو مى شود مشکل انحراف ها و برداشت ها و تفسیرهاى نادرستى است که در راه و روش هاى دین خدا و اصول و فروع احکام الهى پدید آمده و قرن ها در ذهن جامعه اسلامى نفوذ و رسوخ کرده است . این موضوع مانعى عظیم بر سر راه امام مهدى علیه السلام است . مانع کفر و بى دینى و بى اعتقادى در برابر این مانع امرى ساده است . کفر به سلاحى مجهز نیست و انسان بى اعتقاد حقى را به نام اسلام واژگون نیاموخته است و براى او اصل یا اصولى را نادرست تفسیر نکرده است و چیزى را به شکل انحرافى و نادرست به نام دین خدا در ذهن جاى نداده است ، و آیه یا حدیثى را به دلخواه خویش معنى نکرده است ولى با مسلمان و مدعى خداشناسى که تعالیم دین یا بخش هایى از آن را به گونه اى انحرافى آموخته و معناى بسیارى از احادیث و آیات قرانى را واژگون فهمیده است و به اصول و مبانى و راه و روش هایى پاى بند و معتقد است که در حقیقت ضد دین خدا و راه و روش پیامبران است چگونه مى توان روبه رو شد؟ بخشى از برنامه هاى کشتار گسترده و فراگیر امام مهدى علیه السلام در جامعه هاى اسلامى شاید به این علت باشد که مسلمانان با حربه اسلام انحرافى که در حقیقت ضد اسلام است به جنگ با امام بر مى خیزند و امام ناگزیر با قاطعیت با آنان روبه رو مى شود و کار آنان را یکسره مى کند ، البته در صورتى که از افکار و اندیشه هاى نادرست خویش دست برندارند.امام صادق علیه السلام فرمود: ... و ان القائم یخرجون علیه فیتاءولون علیه کتاب الله و یقاتلونه علیه (195) ؛ لیکن قائم [در هنگام رستاخیز خویش ] با مردمى رو به رو مى شود که رو در روى او مى ایستند و آیه هاى کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تاویل مى کنند و در همین راستا با او به نبرد بر مى خیزند.

 449: آیا امام زمان علیه السلام بعد ظهور با اعراب به جنگ برمى خیزد؟

 مجلسى به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: ما بقى بیننا و بین العرب الا الذبح و او ما بیده الى حلقه (196) ؛ " بین ما و بین عرب چیزى به جز ذبح باقى نمى ماند آن گاه حضرت به دست مبارک خود به حلقشان اشاره نمودند. " پاسخ :

 1- ظاهر حدیث این است که عرب هر یک از ائمه اهل بیت علیهم السلام را به قتل خواهد رساند.

 2- احتمال دیگر اینکه امام صادق علیه السلام اشاره به جنایات و قتل و ذبحى است که منصور عباسى در عصر آن حضرت نسبت به بنى هاشم و ذریه پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله داشته است و مطابق تاریخ تعداد زیادى از آنها را به قتل رسانید.

 450: اینکه امام زمان علیه السلام هنگام ظهور بر عرب شدید است به چه معنا است ؟

 در غالب روایاتى که در آن سخن از سنت جدید ، قضاوت جدید ، امر جدید و کتاب جدید به میان آمده این تعبیر به چشم مى خورد: على العرب شدید ، معناى این جمله چیست ؟ پاسخ : آنچه به ذهن مى آید - و العلم عند الله تعالى - اینکه : حضرت مهدى علیه السلام قیام خود را از مکه که سرزمین عرب است شروع خواهد کرد. حضرت با برنامه اى اصلاحى و توسعه همه جانبه مقصد و مرام خویش را به پیش خواهد برد. طبیعى است که پیاده کردن این برنامه ها با مشکلات فراوانى همراه است ، درگیرى با سفیانى ها و دجال ها و دیگر منحرفان که با برنامه هاى حضرت به مقابله بر خواهند خاست در همین منطقه خواهد بود. طبیعى است که با چنین شرایطى برنامه حضرت در عصر سختى پیاده خواهد شد. لذا عرب سختى هاى فراوانى از آن خواهد کشید گر چه امام زمان علیه السلام از امکانات اعجازى نیز استفاده و بهره خواهند برد. شاهد این معنا اینکه در برخى از روایات ذیل جمله على العرب شدید چنین آمده است : ویل للعرب من شر قد اقترب (197) یعنى واى بر عرب از شرى که بر او نزدیک شده است . و این ممکن است که به جهت اظهار ترحم بر آنها باشد.

 451: آیا امام زمان علیه السلام در مقابله خود با منحرفان ، از منحرفان شیعه شروع مى کند؟

 مفضل بن عمر مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود: " اگر قائم ما قیام کند از دروغ گویان شیعه شروع کرده آنها را به قتل خواهد رساند. " (198) در توجیه این حدیث مى گوییم :اولا:بعد از چشم پوشى از ضعف سند حدیث مى دانیم که کلمه " شیعه " فرقه امامیه ، اسماعیلیه ، زیدیه و دیگر فرقه هاى شیعى را شامل مى شود همان گونه که بر کسى که خود رابه تشیع نسبت داده ولى بعد از مدتى از خط اهل بیت منحرف شده است اطلاق مى گردد. ابوالخطاب ، مغیرة بن سعید ، احمد بن هلال عبرتایى ، ابن ابى العزاقر و دیگر منحرفین که ادعاى تشیع داشتند در حالى که اهل بیت علیهم السلام از آنها بیزار بودند از این دسته اند. لذا کشّى خبر فوق را تحت عنوان " ما روى فى محمد بن ابى زینب " معروف به ابو الخطاب که فرقه خطابیه به او نسبت داده مى شود نقل کرده است . او کسى بود که احادیث زیادى از طرف امام در مورد لعن و نفرین او صادر شد و از خداوند طلب نمود که حرارت شمشیر را به او بچشاند. (199) در نتیجه مقصود از کذابین شیعه همین افراد و یا فرقه هاى دیگر شیعه غیر از امامیه اند که با نسبت هاى ناروا و دروغ ، گروهى را منحرف کرده اند و لذا امامان شیعه آنها را لعن کرده و حکم به کفر آنها نموده و از نها تبرى جسته اند. و هنگام ظهور نیز امام زمان علیه السلام در ابتدا آنها را نابود خواهد کرد.ثانیا : از آن جهت که حضرت مهدى علیه السلام مردم را دعوت به اسلام ناب محمدى که در تشیع اصیل متبلور است دعوت مى کند باید در مرتبه اول منحرفین از این راه اصیل را از بین برده تا بتواند دیگران را به این راه وارد کند. کسانى که مقابله با آنها به مراتب سخت تر و دشوارتر از کفار و صاحبان ادیان و ذاهب دیگر است .در نتیجه : حدیث فوق هرگز ربطى به راویان حدیث اهل بیت علیهم السلام ندارد ، آنهایى که علوم اهل بیت را اخذ کرده و با دقت تمام به دست آیندگان رساندند. آنان کسانى بودند که از طریق امامان شیعه مورد مدح و ستایش قرار گرفتند که مى توان در راس آنها از زراره ، محمد بن مسلم ، برید عجلى ، ابوبصیر نام برد.

 452 : وظایف حضرت عیسى علیه السلام بعد از نزول از آسمان چیست ؟

 ابو هریره در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که فرمود: " ... او از آسمان فرود مى آید با مردم به جهت دعوت به اسلام جنگ خواهد کرد صلیب را خرد کرده و خوک را مى کشد و جزیه وضع مى کند. خداوند در عصر او همه ملت ها به جز اسلام را نابود مى گرداند و مسیح دجال را نیز به هلاکت مى رساند. در روى زمین چهل سال درنگ مى کند و بعد از وفات مسلمانان بر او نماز مى گزارند " . (200) ممکن است که مقصود از کشتن خوک کنایه از تحریم خوردن آن بر مسیحیان آن عصر باشد و مقصود از وضع جزیه کنایه از ابطال جمیع ادیان است . (201)

 453: حضرت عیسى علیه السلام بعد از نزول به چه شریعتى عمل مى کند؟

 از برخى روایات استفاده مى شود که حضرت عیسى علیه السلام بعد از فرود آمدن از آسمان به شریعت اسلام عمل مى کند نه به شریعت خود.سمره از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: " عیسى بن مریم در حالى که تصدیق کننده به محمد صلى الله علیه و آله و بر ملت او است نزول مى کند آن گاه دجال را به قتل مى رساند ... " . (202) ابن حبان در صحیح خود از ابو هریره نقل کرده که گفت : از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که مى فرمود: ... و هنگامى که سر از رکوع بر مى دارد سمع الله لمن حمده مى گوید ... . (203)

 454: منجى و رهبر در حکومت عدل توحیدى جهانى کیست ؟

 در مورد سوال فوق سه احتمال وجود دارد:

 1- منجى و رهبر جهانى همان عیسى بن مریم است و منظور از مهدى نیز اوست .

 2- منجى و رهبر مهدى موعود اسلامى است که از او به مسیح نیز تعبیر شده است .

 3- منجى و رهبر حضرت مهدى است که حضرت عیسى نیز از جانب خداوند به مساعدت او مى شتابد.ادله احتمال اول:

 1- لفظ مسیح که مقصود از آن نجات بخش و منجى است لقب حضرت عیسى علیه السلام مى باشد .

 2- در برخى از اناجیل و روایات اسلامى به طول عمر حضرت مسیح در آخرالزمان اشاره شده است . (204)

 3- در برخى از روایات آمده : و لا مهدى الا عیسى بن مریم ؛ " و مهدى به جز عیسى بن مریم نیست . " پاسخ :

اولا : نامگذارى حضرت عیسى علیه السلام به مسیح بر استقلال او در برپایى حکومت عدل جهانى دلالت ندارد ، زیرا نام " مسیح " را برخى از کاتبان اناجیل بر حضرت مسیح اطلاق نمودند و قرآن نیز به جهت شهرت آن بر آن حضرت اطلاق کرده است . و دیگر اینکه کافى است در لقب دادن حضرت عیسى به سیح به جهت آنکه در تاسیس حکومت عدل جهانى مشارکت دارد.

ثانیا : توافق اسلام و مسیحیت در بازگشت حضرت عیسى علیه السلام در آخرالزمان و طول عمر او دلالت بر ستقلال ایشان در تشکیل حکومت و رهبرى ندارد.

ثالثا : در مورد حدیث و لا مهدى الا عیسى بن مریم که ابن ماجه آن را در سنن خود نقل کرده اشکالاتى وجود دارد:

الف : این حدیث معارض با روایات متواترى است که مهدى را از ذریه رسول خدا صلى الله علیه و آله معرفى کرده است .

ب : این روایت از منفردات محمد بن خالد جندى است و تنها اوست که آن را نقل کرده است در حالى که او کسى است که به تعبیر آبرى ، نزد اهل سنت معروف نیست .و به تعبیر حاکم نیشابورى مجهول بوده و نقل حدیثش به جهت تعجب است . (205) لذا قرطبى مى گوید: " احادیث نبوى که دلالت بر خروج مهدى علیه السلام از عترت پیامبر صلى الله علیه و آله و از اولاد فاطمه علیه السلام دارد اصحّ از این حدیث است و حکم ، مطابق آن احادیث است " . (206) ابو نعیم اصفهانى نیز حدیث را غریب مى داند. (207)

دلیل احتمال دوم مسیح در لغت گر چه به معناى مسح شده است ولى این کلمه لقب کسى قرار گرفته که از جانب خداوند مسح شده و قابلیت براى نجات عالم را دارد و مطابق روایات این قابلیت تنها براى حضرت مهدى علیه السلام است .پاسخ :

اولا : لقب دادن حضرت مهدى علیه السلام به مسیح به معنایى که ذکر شده گر چه امر معقولى است ولى در وایات به آن اشاره نشده است .

ثانیا : از مجموعه احادیث استفاده مى شود که حضرت مسیح با تشریک مساعى با حضرت مهدى علیه السلام امر حکومت جهانى را به پیش خواهند برد.

ادله احتمال سوم از مجموعه قرائن و ادله به دست مى آید که حکومت جهانى با رهبرى حضرت مهدى علیه السلام و تشریک مساعى حضرت عیسى علیه السلام بر پا خواهد شد زیرا:

 1- امام مهدى علیه السلام وارث طرح کامل حکومت عدل جهانى توحیدى از رسول اکرم صلى الله علیه و آله است .

 2- در روایات اسلامى آمده است که حضرت عیسى از امامت جماعت بر مسلمین امتناع کرده و امام مهدى علیه السلام را به عنوان امامت معرفى مى کند.

 3- حکمت اقتضا مى کند که رهبر حکومت جهانى از امت اسلام باشد.

 4- در عبارات اناجیل آمده است که حضرت عیسى به کمک شخصى به نام " فرزند انسان " از آسمان فرود آمده و با مساعدت او این حکومت بر پا خواهد شد .

 455: زندگانى حضرت عیسى علیه السلام بعد از نزول چه مقدار است ؟

 از برخى روایات استفاده مى شود حضرت عیسى بعد از نزول به زمین چهل سال عمر مى کند و در این مدت ازدواج کرده ، بعد از رحلت مسلمانان بر او نماز مى گزارند:

 1- ابو هریره در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: .. او - مسیح - چهل سال در روى زمین مکث خواهد کرد و بعد از وفاتش مسلمانان بر او نماز مى گزارند . (208)عبد الله بن عمر از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: عیسى بن مریم به زمین فرود مى آید و ازدواج مى کند و فرزنددار مى شود. (209)

 برگرفته از کتاب "موعودشناسی و پاسخ به شبهات"

 منبع: سایت غدیر به نشانی:: http://www.ghadeer.org/site/abasaleh/zohoor/zhr6/105-0020.htm

 نشانه هاى ظهور امام علیه السلام چیست ؟

 برگرفته از آثار : حجة الاسلام محمد محمدی اشتهاردی

 پاسخ :

 وقت ظهور آن حضرت معلوم نیست ، و حتى مطابق روایات کسانى که وقت ظهور را تعیین کنند، دروغگو شمرده شده اند. (110)ولى نشانه هایى به عنوان علائم در روایات بسیار آمده که مربوط به مدت اندکى قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است ، این نشانه ها بسیار زیادند (111) که معروفترین و جامعترین آنها این است که هرج و مرج در همه چیز دنیا مشهود مى گردد. (112)سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد (113) چنانکه در هر انقلابى معمولا، ظلم و فساد قبل از آن ، باعث انقلاب مى گردد، این موضوع در ضمن یک روایت جامع بطور مشروح بیان شده و امام صادق علیه السلام آن را در 118 ماده بیان کرده است و اینک ترجمه روایت :حضرت امام صادق علیه السلام به یکى از یارانش فرمود:

"نشانه هاى ظهور"

 1- هرگاه دیدى : حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند.

 2- و دیدى که : ظلم همه جا را گرفته .

 3- و دیدى که : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.

 4- و دیدى که : دین همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .

 5- و دیدى که : طرفداران باطل بر طرفداران حق فائق شده اند.

6 - و دیدى که : کارهاى بد آشکار شده و از آن نهى نمى شود و بدکاران بازخواست نمى شوند.

 7- و دیدى که : چنان فسق و فجور آشکار شده که مردان به مردان و زنان به زنان اکتفاء مى کنند.

 8-و دیدى که : افراد با ایمان سکوت کرده و سخنشان را نمى پذیرند.

9- و دیدى که : شخص بدکار، دروغ گوید، و کسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى کند.

10- و دیدى بچه ها، بزرگان را تحقیر کنند.

 11- و دیدى که : قطع پیوند خویشاوندى شود.

12- و دیدى که : بدکار را ستایش کنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.

 13- و دیدى نوجوانان پسر، همان کنند که زنان مى کنند.

 14- و دیدى که : زنان با زنان ازدواج نمایند.

 15- و دیدى که : مداحى دروغین از اشخاص ، زیاد شود.

 16- و دیدى که : انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف مى کنند و کسى مانع نمى شود.

 17- و دیدى که : افراد با دیدن کار و تلاش نامناسب مؤ منین ، به خدا پناه مى برند.

 18- و دیدى که : همسایه به همسایه خود اذیت مى کند و از آن جلوگیرى نمى شود.

 19- و دیدى که : کافر به خاطر سختى مؤ من ، شاد است .

 20- و دیدى که : شراب را آشکارا مى آشامند و براى نوشیدن آن کنار هم مى نشینند و از خداوند متعال نمى ترسند.

 21- و دیدى : کسى که امر به معروف مى کند خوار و ذلیل است .

 22- و دیدى آدم بدکار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است .

 23- و دیدى راه نیک بسته و راه بد باز است .

 24- و دیدى خانه کعبه تعطیل شده ، و به تعطیلى آن استوار(ی) داده مى شود.

25-  و دیدى که : انسان به زبان مى گوید ولى عمل نمى کند.

 26- و دیدى که : مردان از مردان و زنان از زنان لذت مى برند، (یا مردان خود را براى مردان ، و زنان خود را برای زنان فربه مى کنند.)

 27- و دیدى که : زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تاءمین مى شود.

 28- و دیدى که : زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع) تشکیل مى دهند.

 29- و دیدى که : در میان فرزندان "عباس"، کارهاى زنانگى به وجود آید.

 30- و دیدى که : زن براى زنا با مردان ، با شوهر خود همکارى وکمک مى کند.

 31- و دیدى که : بیشترین مردم و بهترین خانه ها که زنان را بر بدکارى کمک مى کنند.

32- و دیدى که : مؤ من ، خوار و ذلیل شمرده شود.

33-و دیدى که : بدعت و زنا آشکار شود.

34- و دیدى مردم به شهادت ناحق اعتماد کنند.

35- و دیدى که : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.

36- و دیدى که : دین براساس میل اشخاص معنى شود و کتاب خدا و احکامش تعطیل گردد.

37- و دیدى که : جرئت بر گناه آشکار شود، و دیگر کسى براى انجام آن منتظر تاریکى شب نگردد.

 38- و دیدى مؤ من نتواند نهى از منکر کند مگر در قلبش.

 39-  و دیدى که : ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد.

 40- و دیدى که : سردمداران به کافران نزدیک شوند و از نیکوکاران دور شوند.

 41- و دیدى که : والیان در قضاوت رشوه بگیرند.

 42- و دیدى که : پستهاى مهم والیان براساس مزایده است نه براساس ‍ شایستگى .

 43- و دیدى که : مردم را از روى تهمت و یا سوءظن بکشند.

44- و دیدى که : مرد بخاطر همبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد.

45- و دیدى که : مرد از بدکارگى همسرش نان مى خورد.

 46- و دیدى که : زن بر شوهر نیست انجام مى دهد، و به شوهرش خرجى مى دهد.

47- و دیدى که : مرد همسر و کنیزش را کرایه مى دهد و به غذاى پست (که از این راه بدست مى آورد) خشنود است .

 48- و دیدى که : سوگندهاى دروغ به خدا بسیار گردد.

 49- و دیدى که : آشکارا قمار بازى مى شود.

 50- و دیدى که : مشروبات الکلى بطور آشکار بدون مانع خرید و فروش ‍ مى شود.

 51- و دیدى که : زنان مسلمان خود را به کافر مى بخشند.

 52- و دیدى که : کارهاى زشت آشکار شده و هر کس از کنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.

 53- و دیدى که : مردم محترم ، توسط کسى که مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.

 54- و دیدى که : نزدیکترین مردم به فرمانداران آنانى هستند که به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت علیهم السلام ستایش شوند.

55- و دیدى که : هر کس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش ‍ را قبول نمى کنند

56- و دیدى که : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همدیگر رقابت کنند.

 57- و دیدى که : شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولى شنیدن باطل برایشان آسان است .

 58- و دیدى که : همسایه از ترس زبان بد همسایه ، او را احترام مى کند.

 59- و دیدى که : حدود الهى تعطیل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.

 60- و دیدى که : مسجدها طلاکارى (زینت داده شود).

 61- و دیدى که : راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان دروغگو است .

 62- و دیدى که : بدکارى آشکار شده و براى سخن چینى کوشش مى شود.

 63- و دیدى که : ستم و تجاوز شایع شده .

 64- و دیدى که : غیبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض دیگر را به آن بشارت دهند.

 65- و دیدى که : حج و جهاد براى خدا نیست .

 66- و دیدى که : سلطان به خاطر کافر، شخص مؤ من را خوار کند.

 67- و دیدى که : خرابى بیشتر از آبادى است .

 68- و دیدى که : معاش انسان از کم فروشى بدست مى آید.

 69- و دیدى که : خونریزى آسان گردد.

70- و دیدى که : مرد بخاطر دنیایش ریاست مى کند.

 71- و دیدى که : نماز را سبک شمارند.

 72- و دیدى که : انسان ثروت زیادى جمع کرده ولى از آغاز آن تا آخر زکاتش را نداده است .

 73- و دیدى که : قبر مرده ها را بشکافند و آنها را اذیت کنند.

 74- و دیدى که : هرج و مرج بسیار است .

 75- و دیدى که : مرد روز خود را (با)مستى به شب مى رساند و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیتى به برنامه مردم ندهد.

 76- و دیدى که : با حیوانات آمیزش مى شود.

 77- و دیدى که : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزدیده اند).

 78- و دیدى که : حیوانات همدیگر را بدرند.

 79- و دیدى که : دلهاى مردم ، سخت و دیدگانشان خشک و یاد خدا برایشان گران است .

 80- و دیدى که : بر سر کسبهاى حرام آشکارا، رقابت کنند.

81- و دیدى که : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.

 82- و دیدى که : فقیه براى دین ، فقه نمى آموزد و طالب حرام ، ستایش و احترام مى گردد.

 83- و دیدى که : مردم در اطراف قدرتمندانند.

 84- و دیدى که : طالب حلال ، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستایش و احترام مى گردد.

 85- و دیدى که : در مکه و مدینه کارهائى مى کنند که خدا دوست ندارد و کسى از آن جلوگیرى نمى کند، و هیچ کس بین آنها و کارهاى بدشان مانع نمى شود.

 86- و دیدى که : آلات موسیقى و لهو در مدینه و مکه آشکار گردد.

87- و دیدى که : مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهى از منکر کند ولى دیگران او را از این کار بر حذر مى دارند.

 88- و دیدى که : مردم به همدیگر نگاه مى کنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى کنند) و از مردم بدکار پیروى نمایند.

 89- و دیدى که : راه نیک خالى و راه رونده ندارد.

 90- و دیدى که : مرده را مسخره کنند و کسى براى او اندوهگین نشود.

 91- و دیدى که : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود.

 92- و دیدى که : مردم و جمعیتها جز از سرمایه داران پیروى نکنند.

 93- و دیدى که : به فقیر چیزى دهند که برایش بخندند ولى در راه غیر خدا ترحم کنند.

 94- و دیدى که : علائم آسمانى آشکار شود و کسى از آن نگران نشود.

 95- و دیدى که : مردم مانند حیوانات در انظار یکدیگر عمل جنسى بجا مى آورند و کسى از ترس مردم از آن جلوگیرى نمى کند.

 96- و دیدى که : انسان در راه غیر خدا بسیار خرج کند ولى در راه خدا از اندک هم مضایقه دارد.

97- و دیدى که : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترامى براى آنها قائل نیستند، بلکه نزد فرزند از همه بدترند.

 98- و دیدى که : زنها بر مسند حکومت بنشینند، و هیچ کارى جز خواسته آنها پیش نرود.

 99- و دیدى که : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرین کند و از مرگشان شاد گردد.

100- و دیدى که : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدکارى ، کم فروشى ، و زشتى انجام نداده ، ناراحت است .

 101- و دیدى که : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتکار کنند.

 102- و دیدى که : اموال حق خویشان پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم (خمس) در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.

 103- و دیدى که : به وسیله شراب ، بیمار را مداوا کنند، و براى بهبودى بیمار آن را تجویز نمایند.

104- و دیدى که : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منکر و ترک دین بى تفاوت و یکسانند.

 105- و دیدى که : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است .

 106- و دیدى که : براى اذان و نماز مزد مى گیرند.

 107- و دیدى که : مسجدها پر است از کسانى که از خدا نترسند و غیبت هم نمایند.

 108- و دیدى که : شرابخوار مست ، پیش نماز مردم شود.

109- و دیدى که : خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.

 110-و دیدى که : قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت کنند.

 111- و دیدى که : استانداران از روى طمع ، خائنان را امین خود قرار دهند.

 112- و دیدى که : فرمانروایان ، میراث (مستضعفان ) را در اختیار بدکاران از خدا بى خبر قرار دهند.

113- و دیدى که : بر روى منبرها از پرهیزکارى سخن مى گویند ولى گویندگان آن پرهیزکار نیستند.

114- و دیدى که : صدقه را با وساطت دیگران بدون رضاى خدا و بخاطر درخواست مردم بدهند.

 115- وقتى که دیدى : وقت (اول ) نمازها را سبک بشمارند.

 116- و دیدى که : همّ و هدف مردم ، شکم و شهوتشان است .

117- و دیدى که : دنیا به آنها روى کرده .

 118- و دیدى که : نشانه هاى برجسته حق ، ویران شده است .

 در این وقت خود را حفظ کن و از خدا بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد... (114)البته باید توجه داشت ، که این نشانه ها هم اکنون در دنیاى غرب ، در اروپا و آمریکا و حتى بعضى از کشورهاى آفریقا و آسیا وجود دارد، شکر خدا را که به برکت انقلاب اسلامى در ایران ، از بسیارى از این گناهان جلوگیرى شده و مى رود که از همه جلوگیرى شود و زمینه سازى براى ظهور امام قائم (عج ) گردد.

 پیوندها :

106- دو حدیث فوق را ابن ماجه در سنن خود نقل کرده است (اثباة الهداة ، ج 7، ص 197).
107-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 197، المجالس السنیه ، ج 5، ص 697.
108-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 189، کششف الغمه ،ج 3، ص 375، المجالس السنیه ، ج 5،696.
109-
کشف الغمه ، ج 3، ص 375 و 381.
110-
بحار، ج 52، ص 101 تا 122 اثباة الهداة ، ج 7، ص 86.
111-
به توضیح المقاصد، شیخ بهائى ، ص 497 به بعد بنگرید.
112-
المجالس السنیه ج 5، ص 705.
113-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 398.
114-
بحار، ج 52، ص 256 به بعد.
115-
یکى از بلاد گیلان .
116-
منتهى الآمال ، ص 337 در این کتاب به بعضى از علائم دیگر نیز اشاره شده است به ص 335 به بعد مراجعه شود، در کتاب بحار، ج 52 نیز بطور کوتاه از سید حسنى از قول امام باقر علیه السلام آمده است ، و نیز در ج 53. ص 115 جریان سید حسنى آمده است ، و در آنجا ذکر شده وقتى سید حسنى از امام مطالبه دلائل مى کند و یقین به صدق امام پیدا مى کند مى گوید: اللّه اکبر دستت را بده تا با تو بیعت کنم . با آن حضرت بیعت مى کند و به پیروى از او، سپاه 0جز زیدیه ) نیز بیعت مى کنند.از امام صادق علیه السلام نقل شده ، "سید حسنى و یارانش ، دلاورانه از امام قائم (عج) دفاع مى کنند، ولى سرانجام در راه امام شهید مى شود، اهل مکه او را مى کشند و سرش را به شام مى فرستند."(بحار، ج 52، ص 301).
117-
تفصیل آن در کتاب اعلام الورى ، ص 429.
118-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 397.
119-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 391 و 392.
120-
بحارالاءنوار، ج 52، ص 209 و اعلام الورى ، ص 426.
121-
کشف الغمه ، ج 3، ص 364 بحار، ج 52، ص 338.
122-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 397 بحار، ج 52، ص 213 (از نسل عتبة بن ابى سفیان ).
123-
اعلام الورى ، ص 428.
124-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 723 این درخت بلند و پر شاخه اى است که در آن هنگام در حیره است (اثباة الهداة ، ج 7، ص 168).
125-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 239.
126-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 723، بحار، ج 53، ص 10.
127-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 142 176.
128-
در این باره به بحارالاءنوار، ج 52، ص 194 و 195 مراجعه شود.
129-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 710.
130-
اثباة الهدة ، ج 7، ص 137 علائم بسیار دیگرى نیز ذکر شده که براى رعایت اختصار از ذکر آنها صرف نظر شد
131-
بحار، ج 523 ص 283.
132-
سوره حجر، 37 و 38.
133-
اثباة الهداة ، ج 7 ص 101.
134-
بحار، ج 52، ص 384 توضیح بیشتر اینکه کشته شدن و نابود شیطان همانند کشته شدن و نابودى ما نیست ، شیطان مثل ما جسم ندارد تا کشته شود، کشته شدن او در مورد بالا همان قطع نفوذ او و مرگ حکومت و تزویر او مى باشد.
135-
(ان تنصرو اللّه ینصرکم و یثبت اءقدامکم ) (محمد 7).
136-
(بحار، ج 52، ص 352 ((یصنع کما صنع رسول ...).
137-
یا ایها الذین آمنوا منیرتد منکم عن دینه فسوف ...
138-
تفسیر برهان ، ج 1، ص 297 مجمع البیان ، ج 3، ص 208.
139-
تفسیر برهان ، جلد 1، صفحه 497.
140-
تفسیر نورالثقلین ، جلد 1، صفحه 642.
141-
تفسیر نور الثقلین ، جلد 1، صفحه 642.
142-
مجمع البیان ، ج 3، ص 208 نورالثقلین ، ج 1، ص 642 در بعضى از روایات بجاى دین"علم " آمده است (حلیه ابو نعیم اصفهانى ، جلد 6، صفحه 64) شرح بیشتر این مطلب را در کتاب "ایرانیان مسلمان در صدر اسلام و..." تاءلیف نگارنده بخوانید.
143-
و طبق بعضى از روایات آن 313 نفر از یاران مخصوص امام زمان علیه السلام از عجم هستند. (اثباة الهداة ، ج 7، ص 92).
144-
قال على بن الحسین علیه السلام : یا ابا خالد ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته المنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان ان اللّه تبارک و تعالى اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة و جعلهم فى ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدى رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله بالسیف اولئک المخلصون حقا و شیعتنا صدقا و الدعاة الى اللّه سرا و جهرا (کمال الدین و تمام النعمه ، صفحه 320)
145-
یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدى سلطانه (کنزالعمال ، ج 7، ص 186).
146-
بحار، جلد 52، صفحه 358.
147-
بحار، جلد 52، 335. نظیر این روایت با کمى تفاوت از امام سجاد علیه السلام نقل شده که فرمود: ((اذا قام قائمنا اذهب اللّه عزوجل عن شیعتنا العاهة و جعل قلوبهم کزیر الحدیید و جعل قوة الرجل منهم قوة اربعین رجلا و یکونون حکام الارض و سنامها...؛
وقتى که قائم ما قیام کند خداوند متعال ، پیروان ما را از آفات حفظ کند و قلب آن را همچون پاره آهن محکم سازد و نیروى هر مردى از آنها را به اندازه نیروى چهل مرد کند، و آنها حاکمان و سران مردم روى زمین خواهند بود(بحار، ج 52، ص 327 ).
148-
بحار، ج 52، ص 126.
149-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 419.
150-
بحار، ج 52، ص 327.
151-
ارشاد مفید، ص 399 اعلام الورى ، ص 433.
152-
ذى طوى در حدود یک فرسخى مکه در راه تنعیم قرار گرفته است (مجمع البحرین ماده طوى ).
153-
این حدیث از امام باقر علیه السلام نقل شده (بحار، ج 52، ص 304 و 307).
154-
اثباة الهداة ، ج 7 ص 92.
155-
بحار، ج 52، ص 310 به همین مضمون در کتاب اثباة الهداة ، ج 7، ص 176، نقل شده با این بیان که حضرت قائم (عج ) کنار در حرم مى ایستد و با فریاد، یارانش را مى طلبد، خداوند در یک شب 313 نفر یارانش را از دورترین نقاط زمین در آنجا به گرد هم مى آورد.
156-
بحار، ج 2، ص 317 اول من بایع جبرئیل ثم ثلاثماءة و ثلاث عشر رجلا.
157-
بحار، ج 52، ص 323، ص 337.
158-
بحار، ج 52، ص 306.
159-
بحار، ج 52، ص 436.
160-
سوره بقره ، آیه 148.
161-
تفسیر نور الثقلین ، ج 1، ص 139، به نقل از روضه کافى و اثباد الهداة ، ج 7، ص 50 بحار ج 52، ص 342.
162-
تفسیر برهان ، ج 2، ص 228 اثباة الهداة ، ج 7 ص 100.
163-
بحار، ج 52، ص 343.
164-
سوره بقره ، آیه 148.
165-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 94.
166-
مدرک پیشین ، ص 90
167-
مدرک پیشین ، ص 91.
168-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 92 و بحار، ج 52، ص 370 و المجالس السنیه ، ج 5، ص 24.
169-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 92.
170-
سوره محمد صلى اللّه علیه و آله ، ایه 7.
171-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 113.
172-
مدرک پیشین .
173-
مدرک پیشین ، ص 114، یصلح اللّه امره فى لیلة .
174-
بحار الانوار، ج 52، ص 358.
175-
بحارالانوار، ج 52، ص 242 301.
176-
مدرک پیشین ، ص 223.
177-
تفسیر المیزان ، ج 4، ص 69، به نقل از اصول کافى .
178-
ویروى آن خمسین امرئة من اصحب الامام المهدى (عج ) (المجالس السنیه ، ط، نجف ج 5، ص ‍ 551
179-
الاوائل ، ص 33.
180-
بحار، ج 523، ص 367 اثباة الهداة ، ج 7، ص 88 گویا اشاره به شرقیهاى طرفدار سیستم کمونیسم و غربیهاى طرفدار کابیتالیسم که با این پرچم مخالفت مى کنندمى باشد.
181-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 113.
182-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 709.
183-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 722 (تاءلیف علامه بزرگ سید محسن جبل عاملى رحمة اللّه چاپ بیروت )
184-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 711.
185-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 723 724.
186-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 723 734 711.
187-
بحار، ج 52، ص 390.
188-
غیبت طوسى ، ص 102، بحار، ج 52، ص 158.
189-
المجالس السنیه ، ج 5،، ص 699 در مورد وفادارى مردم کوفه (که شامل نجف نیز خواهد شد) روایات دیگرى نیز رسیده از جمله اینکه پنجاه هزار نفر از دلیران مردم کوفه مدافع خاص امام قائم (عج ) در بابر دشمن هستند (بحار، ج 52،ص 306)، و اینکه مقر حکومت جهانى حضرت مهدى (عج) کوفه است (اثباة الهدة ، ج 7، ص 94) نیز حاکى است که مردم کوفه در پشتیبانى آن حضرت جدى و شجاع هستند. و امام باقر علیه السلام ضمن روایتى فرمود: خوشبخت ترین مردم نسبت به امام قائم (عج ) مردم کوفه هستند. (اثباة الهداة ، ج 7 صفحه 169).
190-
اثباة الهداة ، ج 5، ص 699 و 709.
191-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 699 و 709.
192-
مجمع البحرین 0ماده بدل ).
193-
سفینة البحار، (ماده بدل ).
194-
امام على علیه السلام فرمود: الابدال بالشام و انجباء بمصر و العصائب بالعراق (مجمع البحرین ماده عصب).
195-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 709.
196-
بحار، ج 52، ص 306.
197-
ضمنا ناگفته نماند که طبق بعضى از روایات پس از ظهور آن حضرت جبرئیل علیه السلام و فرشتگان و نجباء جن و نقباء مردم با او بیعت مى کنند (بحار، ج 53، ص 8 و 9) به این ترتیب واژه "نقباء" که بمعنى مردان آگاه و متعهد است نیز بر یاران خاص امام افزوده مى شود.
198-
بحار، ج 53، ص 36.
199-
اثباة الهداة ، ج 7، ص 37.
200-
سوره محمد، آیه 7.
201-
المجالس السنیه ، ج 5، ص 710 به نقل از اسعاف الراغبین در این باره مطالبى در بحار، ج 52، ص ‍ 328، نیز آمده است .
202-
بحار، ج 52، ص 283.

 خروج سید حسنى و یمانى

 از جمله علائمى که در آستانه ظهور امام قائم (عج ) رخ مى دهد خروج سید حسنى با یارانش براى یارى آن حضرت است ، اینک توضیح آن :سید حسنى جوان خوش صورتى است که از طرف دیلم (115) و قزوین خروج مى نماید و با صداى بلند فریاد کند که به فریاد رسید آل محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم را که از شما یارى مى طلبند و این سید حسنى ظاهرا از اولاد حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام باشد و دعوى بر باطل ننماید و دعوت بر نفس خود نکند بلکه از شیعیان خلص ائمه اثنى عشر علیهم السلام و تابع دین حق باشد و دعوى نیابت و مهدویت نخواهد نمود و لکن مطاع و بزرگ و رئیس خواهد بود و در گفتار و کردار موافق است با شریعت مطهره حضرت خاتم النبیین صلى اللّه علیه و آله و سلم و در زمان خروج او کفر و ظلم ، عالم را فرا گرفته باشد و مردم از دست ظالمان و فاسقان در اذیت باشند و جمعى از مؤ منین نیز مستعد باشند از براى ظلم ظالمین ، و در آن حال سید حسنى استغاثه نماید از براى نصرت دین آل محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم پس مردم او را اطاعت نمایند خصوصا گنجهاى طالقان که از طلا و نقره نباشند بلکه مردان شجاع و قوى دل و مسلح و مکمل که بر اسبهاى اشهب سوار باشند، در اطراف او جمع گردند و جمعیت او زیاد شود و مانند سلطان عادل در میان ایشان حکم و سلوک نماید و کم کم بر اهل ظلم و طغیان غلبه نماید و از مکان و جاى خود تا کوفه زمین را از لوث وجود ظالمین و کافران پاک کند و چون با اصحاب خود وارد کوفه شود، به او خبر دهند که حضرت حجة اللّه مهدى آل محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم ظهور نموده و از مدینه به کوفه تشریف آورده است پس ‍ سید حسنى با اصحاب خود خدمت آن حضرت مشرف مى شوند و از آن حضرت مطالبه دلائل امامت و مواریث انبیاء علیه السلام را مى نمایند، حضرت امام صادق علیه السلام مى فرماید: به خدا سوگند که آن جوان آن حضرت را مى شناسد و مى داند که او بر حق است و لکن مقصودش این است که حقیقت او را بر مردم و اصحاب ظاهر نماید، پس آنحضرت دلائل امامت و مواریث انبیاء علیه السلام از براى او ظاهر نماید، در آن وقت سید حسنى و اصحابش با آن حضرت بیعت خواهند نمود مگر قلیلى از اصحاب او که 000/400 از زیدیه باشند که مصحف ها و قرآن در گردن ایشان حمایل است و آنچه مشاهده نمودند از دلائل و معجزات آن را حمل بر سحر نمایند و گویند این سخنان بزرگى است و اینها همه سحر است که به ما نموده اند، پس امام قائم (عج) آنچه آنان را نصیحت و موعظه نماید و آنچه از معجزات بیاورد در آنها تاءثیر نخواهد کرد، تا سه روز ایشان را مهلت مى دهد و چون موعظه آن حضرت را که حق است قبول ننمایند امر مى فرماید که گردنهاى ایشان را بزنند و حال ایشان شبیه است به حال خوارج نهروان که در لشکر امام على علیه السلام در جنگ صفین بودند. (116)یمانى نیز از رهبران بر حق است که به حمایت از مهدى (عج ) خروج مى کند، امام صادق علیه السلام در ضمن روایتى فرمود: سفیانى و خراسانى و یمانى در یک سال و در یک شهر و در یک روز خروج مى کنند و هیچ پرچمى مانند یمانى ، به هدایت نزدیکتر نیست ، زیرا یمانى مردم را به حق دعوت مى کند. (117)

 سفیانى و دجّال کیستند؟

 در آستانه ظهور حضرت مهدى (عج ) نشانه هاى دیگرى نیز بروز مى کند از جمله خروج سفیانى و دجال (118) است سفیانى از جانب شام ، برمى خیزد. (119)و افراد دیگرى نیز که تا 30 یا 60 کذاب در روایات ذکر شده است (120) ، اینها همه پرچم مخالفت بر مى افروزند و سرانجام بدست یاران مهدى (عج ) و به رهبرى آن حضرت شکست مى خورند و به هلاکت مى رسند، از جمله از شکست خوردگان گروه 000/10 نفرى "بتریه " است که در مسیر کوفه با سپاه قائم (عج ) جنگ کنند و همگى به هلاکت مى رسند، امام در کوفه کاخهاى ستمگران را ویران مى سازد و همه منافقین توطئه گر بدست یاران مهدى (عج ) به هلاکت مى رسند. (121)در وصف سفیانى آمده که او از نسل ابوسفیان است از پلیدترین مردم ، سرخ مایل به زرد رنگ است (در ظاهر مقدس مآبى مى کند) و ذکرش این است : یا رب ، یا رب ، یا رب ، سرانجامش دوزخ است ، آنقدر پلید است که کنیزش را که از او بچه دار شده زنده به گور مى کند. (122)و به نقل دیگر امام باقر علیه السلام : در شام سه گروه داراى پرچم ، خروج مى کنند: اصهب ، ابقع و سفیانى . (123)به هر حال سفیانى پلید با دار و دسته اش بر ضد حضرت مهدى (عج ) قیام مى کند.مهدى (عج ) به مردم فرمان مى دهد به جنگ این دشمن خدا و دشمن خودتان برخیزند.سپس خود حضرت مهدى (عج ) همراه مسلمانان براى جنگ با سفیانى از مکه به شام رفته و در شام با او مى جنگد سرانجام سفیانى و دار و دسته اش ، شکست مى خورند و سفیانى زیر درخت بغوطه دمشق به هلاکت مى رسد. (124)و در بعضى از روایات آمده : ارتش و طرفداران او براى جنگ با مهدى (عج ) به مکه مى روند، وقتى که در راه به سرزمین "بیدا" رسیدند، بقدرت الهى مسخ مى گردند و یا در زمین فرو مى روند. (125)کوتاه سخن آنکه : "سفیان" یک طاغوت پلید داراى یک رژیم جهنمى است که با ویژگیهاى خاص با انقلاب جهانى مهدى (عج ) مخالفت مى کند و شکست مى خورد. (126)اما در مورد دجال باید گفت : او نیز یک طاغوت حیله گر دیگر است . طبق نقل امام صادق علیه السلام ، امیرمؤ منان على علیه السلام در ضمن خطبه طولانى فرمود: حضرت مهدى (عج ) با یارانش از مکه به بیت المقدس مى آیند و در آنجا بین آن حضرت با دجال و ارتش دجال جنگ واقع مى شود، دجال و ارتشش مفتضحانه شکست مى خورند، بطوریکه از اول تا آخر آنها به هلاکت مى رسند و دنیا آباد مى شود و حضرت مهدى ، عدالت و قسط را در جهان بپا مى دارد.طبق روایتى : آن حضرت دجال را در کناسه کوفه به دار مى زند. (127)خروج دجال در روایات اهل تسنن و در تورات و انجیل نیز آمده است .اوصاف و ویژگیهاى او نیز در روایات ذکر شده . (128)به هر حال آن حضرت ، دجال یعنى آن طاغوت حقه باز و پر تزویر را نیز که به جنگ مهدى (عج ) برمى خیزد شکست مى دهد و طبق بعضى از روایات ، آن حضرت ، حضرت عیسى علیه السلام را در کشتن دجال در سرزمین فلسطین کمک مى کند. (129)آرى رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم به على علیه السلام فرمود: بدانکه فرزندم از کسانى که به تو و شیعیان تو ستم کردند در دنیا انتقام مى گیرند، و خداوند در آخرت آنها را غذاب مى نمایند.سلمان پرسید: او کیست ؟ پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود: او نهمین فرزند حسین علیه السلام است که پس از غیبت طولانى ظاهر مى شود و فرمان خدا را اعلام مى کند و دین خدا را آشکار مى سازد و از دشمنان خدا انتقام مى گیرد و سراسر زمین را همان گونه که پر از ظلم و جور شده ، پر از عدل و داد مى نماید. (130)ضمنا روشن شد که رهبران مخالف دیگر نیز، طاغوتها با طاغوتچه هایى دیگر روى زمینند.

 آیا این پیش بینى قابل اجراء است ؟

 برگرفته از آثار : حجة الاسلام محمد محمدی اشتهاردی

 مى پرسند: آیا چنین پیش بینى براى آینده در مورد مصلح جهانى حضرت مهدى (عج ) از نظر طبیعى و اجتماعى (با توجه به شرایط زمان در همه کشورها)، قابل عمل و یا دست کم امکان پذیر است ؟

پاسخ :

 سیر تکاملى بشر که در همه جهان مشاهده مى شود، بخصوص سیر تکاملى اجتماعى و علمى در میان انسانها، نوید برقرارى حکومت مصلح واحد را در آینده به روشنى به ما خبر مى دهد.از سوى دیگر همه دستگاههاى آفرینش به سوى تکامل گام برمى دارند، و ما که جزئى از آفرینش هستیم ، اقتضاى هماهنگى و همدوشى با آفرینش ‍ الزام مى کند که انسانها نیز به سوى یک تکامل بزرگ که در سایه یک حکومت الهى تحت رهبریهاى مردى بزرگ و عادل برقرار مى شود گام بردارند و به نتیجه برسند.به علاوه ضرورتهاى اجتماعى ، و واکنشهائى که همه روزه در گوشه و کنار جهان در برابر ظلم و تعدى پیدا مى شود به نوبه خود نیز پله هاى تکاملى به سوى وحدت جهانى تحت حکومت مصلح جهانى را مژده مى دهند.در اینجا اضافه مى کنیم که در فطرت و اعماق وجدان و نهاد انسانها، عدالت خواهى و صلح و صفا و مبارزه با ظلم و هر گونه فساد و تعدى سرشته شده است ، و این عامل نیز خواه ناخواه به طور طبیعى و خودجوش ، انسانها را به برقرارى چنین حکومت ایده آل و چنین نظام بهشتى و سراسر صفا سوق مى دهد و سرانجام در این سیر، توفیق دستیابى به چنین نظامى را پیدا خواهد کرد، تا از نظامهاى جهنمى رهائى یابد.بنابراین : چنین پیش بینى از نظر طبیعى و جامعه شناسى هم قابل پیش بینى است و هم امکان پذیر است ، و هم عملى است .فراز و نشیبهاى تاریخ بشر در مسیر طولانى خود شواهد بسیارى را براى جهش و پیروزى در انقلابها و طرحهاى بسیار براى زندگى بهتر از نظر روحى و جسمى در آینده که همه را مى توان پله هائى براى دستیابى به انقلاب عظیم جهانى مصلح کل در طول تاریخ به حساب آورد نشان مى دهد.ما این مطلب را در مقایسه با هزاران سال قبل که چگونه بشر در رشته هاى بسیار علمى و اقتصادى و اجتماعى به پیش رفته به خوبى مى توانیم درک کنیم .

 آیا قیام امام مهدى علیه السلام مسلحانه است ؟

 برگرفته از آثار : حجة الاسلام محمد محمدی اشتهاردی

 پاسخ :

 امام قائم (عج ) همچون پیامبر اسلام صلى اللّه علیه و آله و سلم نخست اعلان دعوت مى کند و در آغاز ظهور، پیامش را به جهانیان مى رساند، در این میان عده اى دعوتش را مى پذیرند ولى عده اى دیگر کارشکنى و توطئه گرى کرده و به مخالفت برمى خیزند، امام علیه السلام در برابر اینها قیام مسلحانه مى کند.در حدیثى امام جواد علیه السلام فرمود: وقتى که 313 نفر یاران خاص امام قائم (عج ) به خدمتش در مکه رسیدند، حضرت دعوتش را به جهانیان آشکار مى سازد (یعنى ظهور مى کند) و وقتى که این تعداد به 000/10 نفر رسید، به اذن خداوند متعال قیام مسلحانه مى کند (خروج مى نماید). (131)

منظور از کشته شدن شیطان بدست آن حضرت چیست ؟

 برگرفته از آثار : حجة الاسلام محمد محمدی اشتهاردی

 مى پرسند: در قرآن آمده : ابلیس (پدر شیاطین ) به خدا عرض کرد: خدایا مرا تا روز قیامت مهلت بده خداوند فرمود: به تو تا روز وقت معلوم مهلت داده مى شود. (132)از این تعبیر معلوم مى شود درخواست شیطان ، اجابت نشده است ، و طبق فرموده امامان علیهم السلام منظور از روز وقت معین وقت ظهور امام قائم (عج ) است ، بنابراین آیا شیطان در این وقت کشته مى شود و یا مى میرد؟

 پاسخ :

ما در روایات مى خوانیم شخصى در مورد جمله یوم الوقت المعلوم که در آیه مذکور آمده از امام صادق علیه السلام سؤ ال کرد، امام علیه السلام فرمود:وقتى که قائم ما (عج) ظهور کند و به مسجد کوفه بیاید، در این مسجد، شیطان به حضور آن حضرت مى آید و زانو به زمین مى زند و مى گوید: یا ویله من هذا الیوم ؛ اى والى از این روز. آنگاه امام قائم (عج ) موى پیشانى شیطان را مى گیرد و گردنش را مى زند و او را به هلاکت مى رساند، این روز وقت معلوم ، (در آیه مذکور) است . (133)بنابراین شیطان کشته مى شود، ولى در اینجا این سؤ ال پیش مى آید، پس ‍ دیگر مردم ، آزادى در اراده ندارند و همچون فرشتگان مجبور به اطاعت خدا خواهند شد؟ در پاسخ مى گوییم : آزادى اراده و اختیار از انسانها گرفته نمى شود، منظور از کشتن شیطان این است که ریشه هاى فساد و عوامل انحراف و ظلم و جور در عصر درخشان حکومت مهدى (عج ) نابود مى گردد و بجاى آن عقل و ایمان حکومت مى کند، چنانکه در حدیثى دیگر نیز مى خوانیم : در صحف ادریس پیامبر علیه السلام آمده : تو اى شیطان تا زمانى که مقدر کرده ام که زمین را در آن زمان از کفر و شرک و گناه پاک ساز، مهلت داده خواهى شد، ولى در این زمان (بجاى تو) بندگان خالق و پاکدل و با ایمان روى کار آیند آنها را خلیفه و حاکم زمین مى کنم و دینشان را استوار مى سازم ، که آنها تنها مرا مى پرستند و هیچ چیز را شریک من قرار نمى دهند در آن روز است که تو (شیطان ) و همه لشکریانت از پیاده و سواره را نابود مى نمایم . (134)به این ترتیب مى فهمیم در آن زمان دیگر حناى شیطان و بچه هایش رنگ ندارد، و در برابر بندگان مخلص خدا به رهبرى حضرت حجت (عج ) همچون خفاشهائى در برابر خورشید تابناک عالمند، نتیجه مى گیریم مرگ شیطان فرا رسیده است .

 ویژگیهاى یاران حضرت مهدى

 برگرفته از آثار : حجة الاسلام محمد محمدی اشتهاردی

 مقدمه :

بر هیچ کس پوشیده نیست که براى پیروزى انقلاب و شکست و نابودى حکومتهاى جور و ستم و نیاز به عوامل بسیارى است ، که در راءس آنها حضور در صحنه و حمایت و تلاش خستگى ناپذیر، و آگاهى و تحمل رنجها و امید به آینده درخشان است و به عبارت دیگر یاران حضرت مهدى (عج ) داراى این ویژگیها هستند.ما وقتى که زندگى و مراحل دعوت پیامبران علیهم السلام را تجزیه و تحلیل مى کنیم ، مى بینیم هر کجا آنها حامى و یاور داشتند و این حامیان و یاوران به طور آگاهانه و قاطع در صحنه بودند و با امید و توکل به خدا به پیش ‍ مى رفتند، پیامبرشان هر چند در بخشى از اهدافش به پیروزى مى رسید و در غیر این صورت شکست ظاهرى نصیبش مى شد.پیروزى انقلاب اسلامى در ایران چندین مسئله مبهم را در رابطه با قیام حضرت مهدى (عج ) روشن و ثابت کرد، از جمله اینکه در شرایط فعلى دنیا هر چند غرق در گناه و فساد باشد، انقلاب و دگرگونى ، نه تنها ممکن بلکه عملى است و دیگر اینکه باید دنبال کار را گرفت و امید به آینده داشت ، از همه روشنتر اینکه باید حمایت و بسیج همه جانبه شود و با وحدت و تجمع یاران مخصوص ، به این کار بزرگ یعنى آماده کردن جهان براى ظهور حضرت قائم (عج ) دست زد.با توجه به اینکه بهترین حکومت آن است که به طور طبیعى و خودجوش ‍ روى کار آید نه به طور تحمیلى و زور، آنانکه مى گویند حکومت حضرت مهدى (عج ) بدون معجزه امکان پذیر نیست گویا به این اشکال توجه ندارند که اگر بنابر معجزه و اجبار هر چند اجبار فکرى باشد آن حالت زیباى طبیعى و خودجوش خود را از دست مى دهد و یک نوع حکومت تحمیلى مى گردد.البته ما امدادهاى غیبى نیستیم ، وقتى مردانى با اخلاص و صداقت به پیش رفتند خداوند هم آنها را یارى مى کند و به اهدافشان مى رساند. (135)بنابراین همان گونه که در بسیارى از روایات آمده (136) حکومت حضرت مهدى (عج ) همچون حکومت پیامبر اسلام صلى اللّه علیه و آله و سلم است منتها در سطح وسیعتر و عمیقتر همانگونه که یاران آگاه و با استقامت آن حضرت در صدر اسلام شیران روز و پارسایان شب بودند و نقش مؤ ثر و مهم در تشکیل حکومت اسلامى را ایفاء کردند، حکومت حضرت حجت (عج ) نیز از این قانون مستثنى نیست ، و چنانکه در جاى خود مشروحا بیان شده معناى واقعى "انتظار" نیز آمادگى یاران و بسیج همه جانبه آنها در سطح وسیع مناسب با حکومت جهانى است .

 منبع:سایت غدیر به نشانی: http://www.ghadeer.org/site/abasaleh/zohoor/zhr/mahdi004.htm#link63

منبع : تک بیست          www.t-a-k-2-0.sub.ir رفتن به بالای صفحه