برآستان جانان گر ســــر توان نهادن ........ گلبانگ سربلندی برآسمــــان توان زد

دهه فجرانقلاب اسلامی - Atyabi Weblog/وب نگاری اطیابی
X
تبلیغات
رایتل

آغازدهه فجروپیروزی انقلاب اسلامی

«و مردم را به یاد ایام الله بینداز» (ابراهیم: 5)

«وَ الْفَجْرِ وَ لَیالٍ عَشْرٍ».

ماه ظفر

مژده ای منتظــــران ماه ظفـــر باز آمد

ماه بهمن به دو صد شوکت وفــــر باز آمد

دور رنج  و تعب حق طلبان  شد سپری

روز فخـــــر و شرف اهل نظـــــــر باز آمد

شد فروزان به جهان کوکب اقبال وطن

صبــــــــح پیروزی ما بار دگــــــــر باز آمد

شمیم بهار

بیا  بیا  کــــــه  شمیم  بهــــــــــار می آید

دل  رمیده  ما را قــــــــرار می آید

سر از افـــــــق بد رآورد صبـــــــح آزادی

سرود فتح و ظفـر زین دیار می آید

بیا  که  شد  سپری  دوره  تباهــــــــی ها

زمان سروری و اقتــــــــدار می آید

گریخت  ظالم  و  برچیده  شد  بساط  ستم

نهـــال حق و عدالت  به  بار می آید

بیا که گر رود اهـــــــریمن از وطن بیرون

فــــرشته  از طرف کردگـــار می آید

خوش آمدی به  وطن  مقدمت  گرامی باد

صــــــدای هلهله از هر گذار می آید

یک گل و صد بهار

یاد  آن روزی  که  بهمــــــن  گل  به  بار  آورده بود

و آن  زمستانی که با خود نوبهار  آورده بود

یاد  باد آن  دل  تپیدن هـــــــــــای مشتاقان یــــــــــار

و آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود

عشق را صـــــــد رشته جان در لعل نوشین بسته بود

حسن  راصد  چشم  دل ، آیینه وار آورده بود

از گلستان  شهیــــدان  تا  به  مهـــــــــــرآباد  عشق

موج  دریای  زمان ،  چشم  انتظار آورده بود

منکــــــــران  گفتند  با  یک  گل  نمی گردد بهــــــــار

لیک ما دیدیم، یک گل صد بهـــــار آورده بود

در نگاهش  جلـــــــوه  گل  بود  و با غوغای عشق

در چمن هر گوشه ای را صد هزار آورده بود

فرا رسیدن دهه مبارک فجر و سالروز پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی را به ملت شریف ایران، تبریک عرض می کنیم و امیداوریم گرامی داشت پیروزی انقلاب انگیزه ای برای انقلاب درونی ما باشد و همچنان که بر نظام پوسیده شاهنشاهی پیروز شدیم و آن دیوان و دوزخی دلان را از کشور خارج ساختیم، بر نفس اماره خویش نیز پیروز شویم و شیطان و اغواهای شیطانی را برای همیشه پاکسازی کنیم، چرا که در آن صورت به پیروزی حقیقی رسیده ایم و انقلاب اسلامی از هر گزندی ایمن کرده ایم.

بوی بهار

این روزها بوی خوش به همراه عطر آزادی از راه می رسد و تقویم تاریخ بار دیگر برگ زرینی به خود می افزاید و ما در آستانه بیست و دومین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی قرار داریم. آری، اینک ملت مسلمان ایران، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خود را در حالی جشن می گیرد که فرهنگ و اندیشه اسلامی به برکت انقلاب اسلامی، در مسیر اوج و بالندگی خود، همچون سپر اخلاقی و معنوی استواری در برابر یورش فرهنگ و تمدن ضدارزشی غرب خودنمایی می کند و بر تجدید هویت دینی و تمسک به ارزش های دینی و انسانی پای می فشرد.

روزهای فراموش ناشدنی

این روزها، روزهایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست، روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که رساترین فریاد تاریخ، یعنی امام امت، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن، با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود، که در آن عده ای قلیل، با اعتقادی وسیع و راسخ، نیروهای کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند. با پای گذاردن در دایره معنویت و ایثار و شهادت بود که فرزانگان خاک، از این سرزمین پاک، به سوی افلاک، پر گشودند و تا نهایت تاریخ جاودانه شدند.یاد تمامی شهیدان انقلاب اسلامی همیشه سبز باد.

امام آمد

امام آمد و چون خون در رگ هایمان جاری شد. امام آمد و به سان نور، شب تارمان را روشنایی داد. امام آمد و چون روح به کالبد مرده مان، حیاتی دوباره بخشید. امام آمد و زمستانمان را بهاری جاودانه کرد.امام آمد و فجر آورد و در دستان پر نورش، «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» را به ارمغان آورد. امام آمد، مردی که بر سر بیدادگران، کلیم وار می خروشید و بر تن خسته امت، دم مسیحایی بود. کلامش بوی وحی داشت و طعم شیرین آوای انبیاء دم مسیحایی اش مردگان گورستان ترس و یأس را حیاتی بخشید. جاودانه باد نظامش و بلند باد نامش.

پر بارتر از ده قرن

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر. آری «دهه فجر». پس از آن ده روز، سپیده روشن جمهوری اسلامی دمید. «کلمة اللّه » بر فراز زمان جای گرفت و کاخ هایی که به قیمت ویرانی کوخ ها بر پا شده بود، به دست کوخ نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مؤمنان مصمم و مشیّت تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد. امام در پیام خدایی اش و با دم مسیحایی اش در شهیدآباد «بهشت زهرا»، در «صور انقلاب» دمید و مردم را جان بخشید.

فجر بیداری

رسید موســــم بهمن  بهــــار باز آمد

جلال  محفـــــل ما ، یار دل نواز آمد

به  پاست  خیمه  آلاله های  صحرایی

«و ان یکاد» بخوان  موسم نیاز آمد

درون هــــــر ورق سبز بنگری ، بینی

جمال یوسف مصری دراین تراز آمد

چراغ  لاله فروزان  شد از دم عیسی

شمیــــــم یاد عزیزانِ پاکبـــــــاز آمد

زمان،زمان طلوع است و فجر بیداری

کنون که  جلوه خورشید  برفراز آمد

بهار آفرین قرن ها خزان

گلبوته عشق شکفت و بلبل حدیثی تازه گفت، پنجره های دیدگان ما، به تپشی شورانگیز روی آوردند و گوش هامان نغمه ای نو و دلکش شنید. دل های امیدوار و جان های مشتاق، دستان خویش را به سمت آمدن نور گشودند و چنین سرودند:

ما را که درد عشق و بلای خمار کشت

یا وصل دوست یا می صافی دوا کند.

و تو آمدی و وصل دوست روزی ما شد. هاله ای از عطر آن گل غایب را برگرداگرد چهره ات دیدیم و آهنگ هماهنگی از صدای قدم های استوار و مصمم ات شنیدیم. اینک، لب های درختان، حنجره های بلبلکان، نوای مرغان عشق و فریاد همه یاران این است که «امام آمد». روح خدا آمد و بهار آفرینِ قرن ها خزان آمد.

نشاط سحر

خیزید که هنگـــام نشاط  سحـــر آمد

شب رفته و خورشید ز مشرق  به در آمد

بر پا شده صد ولوله در گلشن توحید

کز بام فلک مـــــرغ صبا خوش خبـــر آمد

آمد پی ایجاد سحـــــر ناجی خورشید

بر جــــــــان خدایان  دروغین تبــــــــر آمد

جان هاى جهانیان  به  لب آمده است

جان  در پــــــى  حق ، داوطلب آمده است

جمهــــــورى اسلامى ما در این قرن

فجرى است  که  در ظلمت شب آمده است

خوش آمدی

سلام بر تو ای مطلعِ فجر. ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی. خوش آمدی که با آمدنت زنجیرهای سنگی از گردنمان گسیخت، کمرهای خمیده مان راست شد، بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسم نشست، در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و بر گونه های زردمان گلخنده های شادی نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید و قفس ها شکسته شد. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت. خوش آمدی ای فجر پیروزی. تو طلوع آزادی وطن، بارش مهتاب، ترانه عشق، نردبان عروجی. مقدمت را گرامی می داریم و پیامت را پاسداری می کنیم.خوش آمدی، بمان و همچنان جاودانه باش.

انقلاب ما صبح صادق بود و فجر ایمان که در سکوتِ سرد زمستانِ بیداد، سرود حقیقت سر داد و در ستیغ گرماى تابستانِ شقاوت، خنکاى عدالت گسترد. آن روزها که همه چیز پاییز زرد رنج را زمزمه مى کرد، ناگهان نبض زمان با بهار لحظه ها به انفجارى مقدس پیوند خورد. از «امام آمد» درشت روزنامه ها تا دمیدن صور انقلاب، ده روز، پربارتر از ده قرن گذشت؛ «وَ الْفَجْرِ وَ لَیالٍ عَشْرٍ». دهه فجر، میلاد امتى گشت که زیباترین حماسه تاریخ معاصر را بر مبناى ایمان و بر محور ولایت آفریدند. اینک این ماییم و این وظیفه که هیچ وقت از یاد نبریم که چه بودیم، چه کردیم، چه شدیم و اینک کجاییم.

فرصت بازنگری

دهه فجر، فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمان هاست؛ و این که چه بودیم و چه می کردیم و چه می خواستیم، و اکنون کجاییم و چه می کنیم. کمترین ثمره این انقلاب، گشودن فصلی نو در تاریخ معاصر است و این کم چیزی نیست. آیا احساس سربلندی نمی کنید که آیین و مکتب شما، یعنی اسلام حیات بخش، امروز در دل میلیون ها انسان ناامید و سرخورده بارقه امید آفریده و آنان به نجات خویش در پناه اسلام، امیدوار و دلخوش اند، و در این راه، عاشقانه تلاش می کنند؟

خورشید فجر آفرین

وقتی که امام آمد، ستم رفت، شاه رفت و پلیدی و تباهی و سیاهی رخت بربست. وقتی که امام آمد، لاله ها سر از خاک برآوردند و فرشی برای گام های پرصلابت او شدند. وقتی که امام آمد، باغچه ها گل داد، دل ها شادمان شد و امت جشن برپا کردند. وقتی که امام آمد، عشق و ایمان را به ما هدیه کرد و ایثار را به ما آموخت.

وقتی که امام آمد، آزادی به خانه ها برگشت، ما استقلال خویش را باز یافتیم و جمهوری اسلامی با دست مبارک او بنیاد نهاده شد.

وقتی که امام آمد، تمامی امیدها و خوبی ها را با خود به ارمغان آورد. پس مبادا «راه امام» را گم، و «کلام امام» را فراموش کنیم. همه مان بدانیم که اگر امروز، فجری داریم، از فروغ آن خورشید فجر آفرین است.

معجزه الهی

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بدون شک معجزه ای الهی بود که به دست معجزه گر مردی از سلاله پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به انجام رسید و چشم امید مظلومان و مستضعفان جهان را به خود خیره ساخت. تأثیر سریع انقلاب اسلامی در منطقه و بر آشفتن شعله خشم مردم مسلمان و غیرمسلمان در بسیاری از کشورهای تحت سلطه استعمار، گواه روشنی بر این مدعاست؛ زیرا در کمتر مقطعی از تاریخ، شاهد پیروزی و تأثیرگذاری قاطع جنبشی صرفا مردمی بوده ایم.

تثبیت انقلاب

اکنون که در مقطع خاصی از تاریخ تحولات جهان و هم چنین، درموقعیت حساس و سرنوشت سازی از دوران انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم، مسئولیت ما ایجاب می کند تا واقعیت ها، ریشه ها و آثار گوناگون انقلاب را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بشناسیم تا بتوانیم با برنامه ریزی حساب شده ارکان انقلاب را تثبیت کنیم.

دوام انقلاب

استمرار هر جنبشی به زنده نگه داشتن انگیزه های اصلی آن جنبش وابسته است. انگیزه اصلی مردم مسلمان ایران در رویارویی با رژیم طاغوت عبارت بود از: تلاش برای ایجاد استقلال فرهنگی، آزادی سیاسی و جمهوری اسلامی. با تحلیل دقیق این انگیزه ها در مرحله نظر و سپس برنامه ریزی عملی برای اجرای آنها در سطح اجتماع، می توانیم دوام انقلابمان را تأمین کنیم.

جلوگیری از انحراف انقلاب

راز انحراف هر نهضتی، در انحراف از آرمان ها، ریشه های استوار آن نهضت نهفته است؛ به عنوان مثال، نهضتی که بر پایه اقتصاد و با اعتماد بر پول پولداران استوار است، با کاهش امکانات مادی رو به انحطاط خواهد گذاشت. و بالعکس، نهضتی که ایمان و عقیده در آن بیشترین اهمیت را دارد گرچه از تأثیر عوامل اقتصادی بر کنار نیست اما تهاجم فرهنگی برنده ترین سلاح در قطع ریشه های آن است.رهبر معظم انقلاب اسلامی، مدظله العالی، در رهنمودهای خویش پیوسته از دسیسه ها و حیله های دشمنان فرهنگی کشور، پرده برداشته اند. از جمله می فرمایند «مسئله تهاجم فرهنگی که ما بارها روی آن تاکید کرده ایم، یک واقعیت روشنی است که با انکار آن نمی توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم. تهاجم فرهنگی وجود دارد. اگر ما آن را انکار کردیم مصداق این فرموده امیرالمومنین علیه السلام می شویم که فرمودند: «تو اگر درسنگر به خواب بروی معنایش این نیست که دشمن هم درسنگر مقابل به خواب رفته است....» باید توجه داشته باشیم که انقلاب فرهنگی در [معرض] تهدید است.

حدیث حماسه

شب تیره حاکمیتِ ستمگران هول انگیز و دردآلود بود و مردمان در ظلمات جهل و ستم می سوختند تا آن که این روزگار آغشته به آلودگی و اختناق به سر رسید و پس از سیاهی 2500 ساله سحر از راه رسید و سپیده بردمید. خورشید فروزان انقلاب، همچون معجزه ای اعجاب انگیز، از افق توحید طلوع کرد و بر روی عاشقان حق و حقیقت روزنه امید و آرامش گشود. آری مشعل داران بزرگ حماسه از پس انبوه سیاهی و ستم حماسه ستیز با ستم و بیدادگری را زمزمه کردند و با خون خویش طلوع این خورشید شکوهمند را نوید دادند. پرتوهای این خورشید فروزان، نهال آرمان های والای امت اسلام را به بالندگی رسانید و باغ های اندیشه را بارور ساخت و در پرتو آن، نغمه توحید و صلای ایمان در همه جای کشور طنین انداز شد.

رمز پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طولی نکشید که پرتوهای معنوی این بارقه الهی مرزهای جغرافیایی را درنوردید و مسلمانان جهان را از خواب غفلت بیدار کرد و رستاخیز اسلامی را در سراسر جهان پدید آورد. زیرا این انقلاب، جنبه معنوی و دینی داشت و از این رو، توانست در کشورهای اسلامی نفوذ کند و هزاران انسان را شیفته خویش سازد. امام خمینی(ره) رهبربزرگ انقلاب اسلامی در معرفی انقلاب اسلامی و بیان رمز پیروزی آن فرمودند: «... این قیام، قیام حق بر باطل بود، قیام عبودیت بر طاغوت بود، قیام انسانیت بر توحّش بود. رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما جنبه معنوی و اسلامی داشت...» این هدیه غیبی بود که [خداوند] به ما داد. این استقلالی که خدای تبارک و تعالی به ما داده و دست اجانب را کوتاه کرده، برای خاطر آن قدرت ایمان و وحدت کلمه بود».

قیام للّه ، عامل پیروزی انقلاب اسلامی

مهم ترین و اساسی ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی، قیام مردم برای خدا بود و این نکته حساسی است که از دید غربی ها و سیاست مآبان مادی گرا، خارج و از حیطه تفکر محدود آنان بیرون، و برای آنها و دنباله روان شان واژه ای نامفهوم است. حضرت امام(ره) در این باره چنین می فرمایند: «رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما تنها سیاسی نبود. فقط برای نفت نبود. [دارای]جنبه معنوی و اسلامی محض بود. رمز پیروزی، اتکال به قرآن، و شیوه مقدس شهادت است. در عین حال که با تانک ها و مسلسل ها روبرو بودند، با دست خالی پیروز شدند. مشت بر تانک غلبه کرد.

شما رمز پیروزی را حفظ کنید».

انقلاب اسلامی در دیدگاه امام خمینی(ره)

در نظر امام، انقلاب اسلامی که دست آورد میلیون ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید و مایه امید مسلمان ها و مستضعفان و سرآغاز انقلاب انسان ساز جهانی است، فراتر از آن است که به بیان و زبان آید. به اعتقاد بنیانگذار راحل، انقلاب اسلامی، ماهیتی جز آنچه اهل بیت علیه السلام در اندیشه تحقق آن بوده اند، ندارد؛ یعنی ریشه در فرموده های ائمه اطهار علیهم السلام دارد و در راستای حماسه تاریخی عاشوراست. بدین ترتیب انقلاب از اسلامی راستین و راه سرخ شهادت و ایثار و فرهنگ سیاسی اهل بیت علیه السلام جدا شدنی نیست. در نظر امام(ره) انقلاب اسلامی، که ریشه در مکتب انقلابی تشیع و اسلام ناب محمدی دارد، میراث بزرگی است که ارزش هرگونه ایثار و جان فشانی را دارد.

انقلاب امام خمینى (ره)

انقلاب اسلامى ایران، بى نام ناخداى مأنوس با ملکوتش، در هیچ جاى جهان شناخته شده نیست. ظهور و حضور پیامبرگونه امام، نوید امن و ایمان بود در عصرى که داشت به «غیبت خدا» خو مى گرفت. فریاد ستم ستیز امام سبب شد تا امت هاى اسلامى به شور آیند و رستاخیزى پیش از رستاخیز را تجربت کنند و چنین بود که بى درنگ، پس از آغاز حرکت انبیایى امام، نه فقط در کشورهاى اسلامى، بلکه در تمامى سرزمین هایى که نام و یادى از خدا هنوز باقى بود، حرکت هاى پیاپى و عظیم پدید آمد که هدف اصلى این توفان ها، درهم شکستن بت هاى کفر و شرک در عرصه زمین و حرکت به نام خدا در گستره زمان بود.

جهان، شخصیت هاى برجسته مبارز و رهبران سیاسى بسیارى به خود دیده است، ولى آنچه کار امام و انقلاب ایران را شکوهى جاودانه بخشید، آن است که شخصیتى الهى، آغازگر انقلاب اسلامى در قرن بیستم بود. او انسان ها را به سمت و سوى ارزش ها رهنمون شد و به خوبى توانست حکمت را با سیاست در هم آمیزد. راز شگرف رهبرى امام را باید در اصالت اندیشه ها، صلابت رأى و صداقت بى شایبه اش با مردم جست وجو کرد.

دکترین سیاسى امام خمینى (ره)

براى شناخت انقلاب اسلامى ایران و تفاوت هاى آشکارى که این نهضت با دیگر خیزش هاى مردمى در قرن حاضر داشته است، باید پیش از همه به پیوند جدایى ناپذیر انقلاب اسلامى و رهبر بزرگ آن امام خمینى رحمه الله توجه کرد. به اعتراف بسیارى از تحلیل گران مسائل سیاسى و اجتماعى، امام در تعریف و تعیین اهداف انقلاب اسلامى، رهبرى مبارزه، رویارویى با قدرت هاى افزون طلب و حفظ دستاوردهاى نهضت، داراى دکترین سیاسى ویژه و منحصر به فردى بود. دکترین سیاسى امام، بر پایه مبانى استوار و خدشه ناپذیرى چون اعتقاد عمیق به غیب و امدادهاى غیبى، ایمان خلل ناپذیر به آموزه هاى اسلام، اتکا و توکل بر قدرت بى کران الهى و تکلیف مدارى مطلق قرار داشت؛ چیزى که غربیان از شناخت آن ناتوان مانده بودند.

امام خمینى رحمه الله با بهره گیرى از اندیشه نو و ریشه دار الهى خود، نه تنها به سرنگونى رژیم قدرتمند پهلوى توفیق یافت، بلکه توانست با عرضه تفکرى ناب و فرهنگى کاملاً دینى، آموزه هاى مکتب هاى مادى غرب را نیز به چالش بکشد.

انفجار شگفت انگیز

این رویداد شگفت انگیز چون انفجاری عظیم، گیتی را به تزلزل درآورد و ساکنان آن را در بهت و تحیّر فرو برد و تمامی تحلیل ها و برنامه ریزی های سیاست مداران و سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی دنیای استکبار را دگرگون ساخت و راه تازه ای پیش روی حقیقت طلبان گشود. آنان که در گرداب ضلالت و مرداب مادی گرایی و رفاه طلبی فرو رفته بودند، با حساب و کتاب های دنیایی و اندیشه های علیل سیاسی خود نتوانستند از این رویداد معجزه آسا درک درستی یابند و به صراحت از درماندگی خود پرده برداشتند. امام خمینی(ره) درباره این گونه افراد فرموده است:

«... رسوایی شان به خاطر آن است که اسلام و نفوذ معنوی آن را درتوده های مردم نشناخته اند و چشم و گوش خود را برشناخت حقیقت ها بسته اند».

انقلاب در روش ها و منش ها

حضرت امام(ره) پیش از آن که مردم را به انقلاب بر ضد طاغوت وادارد، انقلابی در درون دل هایشان آغاز کرد. بنابراین انقلاب اسلامی ایران، انقلابی بود بر ضد تمام ارزش های به ارث مانده از دوران سمت شاهی؛ انقلابی بود در روش ها، منش ها، سنت های جاهلی. انسان هایی که گاهی برای به دست آوردن وسایل بهتر زندگی، تظاهرات می کردند، چنان متحول شدند که باسخنرانی ها و رهنمودهای جاوید امام راه چند ساله را یک شبه طی کردند.

جوانانی که به فکر آرایش ظاهری خود و دنبال شهوات نفسانی بودند، این بار در جستجوی حقیقت، راه شهادت پیش گرفتند و حسین وار، ندای «هیهات منّا الذّلة» سر دادند و ارزش های طاغوتی را مبدّل به ارزش های قرآنی کردند.

انقلاب آگاهانه

انقلاب بزرگ ایران، در شیوه شکل گیرى، نفوذ فراگیر و حتى پیروزى شکوه مندش با بسیارى از انقلاب هاى دیگر جهان متفاوت بود. یکى از ده ها رمز جاودانه این شگرفى، اراده پرشور و حضور آگاهانه مردمى بود که براى هدفى والا و مقدس، با تمام توان و حتى با نثار جان به میدان مبارزه شتافتند. این نکته مهم در تحلیل بسیارى از اندیشمندان خارجى نیز بازتاب داشته است. تدا اسکاچ پُل، نویسنده و محقق غربى که معتقد است هیچ انقلابى به صورت آگاهانه و به دست مردم ایجاد نمى شود، در مقاله اى که در سال 1982 با عنوان «دولت تحصیل دار و اسلام شیعى در انقلاب ایران» نوشت، با توجه به آشکار بودن نقش اراده، آگاهى، رهبرى و اندیشه در انقلاب اسلامى، اعتراف مى کرد: «اگر در دنیا تنها یک انقلاب آگاهانه ساخته شده باشد، آن انقلاب، انقلاب ایران است».

به عقیده او، زمانى که بر اثر سیاست هاى مستبدانه، ضددینى و بیگانه گرایى شاه، نوعى ناامیدى و انزجار از حکومت در میان مردم پدید آمد، مجموعه اى از عناصر فرهنگى ریشه دار در تاریخ اسلام شیعى و نیز اسطوره بنیادین تشیع حضرت امام حسین علیه السلام ، مراسم مذهبى، شبکه مساجد و روحانیت به گونه اى هشیارانه انقلاب اسلامى را به وجود آوردند.

انقلابِ متفاوت ملت ایران

میشل فوکو، فیلسوف و نظریه پرداز مشهور فرانسوى که خود در هنگامه نهضت اسلامى ایران دو بار به تهران و قم سفر کرده و از نزدیک شاهد فراز و نشیب انقلاب بود و مقاله هاى بسیارى در این باره منتشر ساخت، درباره ریشه یابى این رویداد مى نویسد: «این انقلاب نمى تواند با انگیزه هاى اقتصادى و عادى صورت گرفته باشد؛ زیرا جهان، شاهد شورش و قیام همه مردم بر ضد قدرتى بود که مشکلات اقتصادى بزرگى نداشت که به موجب آن میلیون ها ایرانى به خیابان ها ریخته و قیام کنند. ریشه این انقلاب را باید در جاى دیگرى جست وجو کرد».

میشل فوکو معتقد است: «زبان و شکل و محتواى مذهبى انقلاب ایران، امرى اتفاقى و تصادفى نیست، بلکه در حقیقت این رهبرى مذهبى بود که با تکیه بر موضع مقاوم و انتقادى سابقه دار در مکتب تشیع در برابر قدرت هاى سیاسى حاکم و نیز نفوذ عمیق در دل ایرانیان توانست آنان را این گونه به قیام وا دارد؛ آن هم رژیمى که بى شک، یکى از مجهزترین ارتش هاى دنیا را در اختیار داشت و از حمایت مستقیم امریکا و دیگر قدرت ها برخوردار بود».

ناتوانى تحلیل گران از پیش بینى انقلاب

انقلاب اسلامى ایران در سال 1357 هم معادلات جهانى را بر هم زد. نظریه هاى سیاسى و جامعه شناختى معمول را به چالش کشید و دولت هاى استکبارى را به شدت آشفته و غافلگیر کرد. تحلیل گران سیاسى، مراکز اطلاعاتى و سازمان هاى جاسوسى قدرت هاى بیگانه که در ارزیابى و سنجش تحولات جامعه ایران و موفقیت احتمالى رهبرى مذهبى آن بر اساس معیارهاى مادى و تجربى قضاوت مى کردند، از پیش بینى وقوع انقلاب اسلامى و شناخت ماهیت آن عاجز ماندند. به تعبیر بلند حضرت امام رحمه الله : «از اراده خدا بى خبر بودند. این کارى بود که خدا کرد؛ معجزه اى بود که خداى تبارک و تعالى انجام داد».

سازمان سیا پس از ارزیابى خود از وضعیت جامعه ایران در مرداد 1357 اعلام کرده بود: ایران در وضع انقلابى و یا حتى ماقبل انقلابى قرار ندارد! سازمان اطلاعاتى DIA نیز در ارزیابى اطلاعاتى خود در 28 سپتامبر 1978 (6/7/1357) گفته بود: انتظار مى رود که شاه تا ده سال دیگر به طور فعال زمام قدرت را در دست داشته باشد. حتى کارتر رئیس جمهور وقت امریکا در سفر خود به ایران، ایران را جزیره ثبات و آرامش در یکى از پر سر و صداترین نقاط دنیا خوانده بود.

معجزه قرن

در تفسیر درست و تبیین آگاهانه انقلاب اسلامى ایران و تحولاتى که جهان معاصر را با آن روبه رو کرد، تنها واژه معجزه مى تواند بازتاب صحیح حقیقت باشد. این واقعیتى بود که پیر بیدار انقلاب، امام راحل رحمه الله بارها بر آن تأکید ورزید: «یک تحول روحى در جامعه پیدا شد که من غیر از آنکه بگویم یک معجزه بود، یک اراده الهى بود؛ نمى توانم اسم دیگرى رویش بگذارم.» باز مى فرماید: «اینجا حساب الهى است. اینجا دست خداست. اشخاص نمى توانند یک همچو قدرتى ایجاد کنند... این اراده الهى است که تمام حساب هاى حساب گران مادى را باطل کرد».

آفاقِ روشن نهضتِ امام و ایران تا آنجا پرتو گسترد که حتى بسیارى از شخصیت هاى غیرمسلمان نیز با تأیید نگنجیدن جریان انقلاب اسلامى در چارچوب محاسبات مادى، به اعجاز آن اعتراف کردند. رابرت کالتسون، دانشمند کانادایى در این باره مى گوید: «از نظر من که یک غربى و فرد غیر مسلمان هستم، این معجزه است که یک انقلاب مکتبى و الهى بتواند در جهان امروز این طور تحقق پیدا کرده و در جهت استقرار عدالت به پیش برود. این انقلاب بدون شک از جانب خداوند حمایت مى شود».

انقلاب و تجدید حیات دینى انسان معاصر

بى تردید، نهضت بزرگ ملت ایران را با بیدارباشى که به بشر غفلت زده از فطرت داد و شکوهى که از قدرت دین باورى جلوه گر ساخت، مى توان سرآغاز عصر جدیدى در حیات بشرى دانست؛ چنان که مقام معظم رهبرى فرمود: «انقلاب اسلامى، هویت اسلامى را در دنیاى اسلام و هویت معنوى را در کل جهان زنده کرد.» شهید سید مرتضى آوینى نیز معتقد بود تجدید حیات معنوى و دینى بشر با پیروزى انقلاب اسلامى در ایران آغاز شده است و بدین روى، دهه شصت را باید اولین دهه از این تجدید عهد دانست.

پروفسور محمد حسین هُدى، اندیشمند مسلمان مقیم اتریش نیز گفته است: «اگر بنا باشد تاریخى را براى احیاى هویت دینى در جهان معاصر در نظر بگیریم، آن تاریخ 1979 میلادى است؛ یعنى هم زمان با پیروزى انقلاب اسلامى ایران که خیزش عظیمى را براى تفکرات دینى در تمام ادیان به وجود آورده است».

انقلاب و قدرت نمایى خیره کننده اسلام

انقلاب اسلامى در یکى از حساس ترین نقاط گیتى همچون زلزله اى پیش بینى ناپذیر، اردوگاه آرام و بى دغدغه استکبار جهانى را به شدت به لرزه درآورد. با پیروزى انقلاب اسلامى ایران، براى نخستین بار، یک کشور مسلمان به گونه اى موفقیت آمیز، قدرت هاى بزرگ غربى را به مبارزه طلبید، آنها را تحقیر کرد و به منافع مادى شان خسارت رساند. این پیروزى شکوه مند، خوابِ خوش تحلیل گران و نظریه پردازانى که افول ادیان الهى را امرى آشکار مى دانستند، آشفته کرد و انبوه نظریه هاى آنان را بى اعتبار ساخت.

دکتر میشل جانسون، کارشناس روابط بین الملل در این باره گفته است: «از نظر نمادین، انقلاب ایران، نخستین پیروزى مسلمانان بر غرب، از قرن شانزده میلادى به این سو شمرده مى شود. نکته اینجاست که اسلام، عامل هدایت کننده این انقلاب بود و هیچ یک از ایسم هاى غربى ناسیونالیسم، کاپیتالیسم، کمونیسم و سوسیالیسم در آن نقشى نداشتند.» قدرت هاى بزرگ غربى در رویارویى با عظمت هاى بى بدیلى که امام و انقلاب آفریدند، با استعداد پنهان و توانایى گسترده اسلام آشنا شدند.

انقلاب و بطلان نظریه هاى ضد دینى

پیش از انقلاب اسلامى، سیطره نظریه هاى مادى چنان حتمى به نظر مى رسید که بسیارى از پژوهشگران علوم انسانى، در آینده بشر، مکان و منزلتى براى دین قائل نبودند. در قرن نوزدهم، فلسفه هایى پدید آمد که یا به طور کلى منکر دین شدند یا خود مذهبى دروغین را جاى گزین ادیان آسمانى کردند. این روند در قرن بیستم تا بدان جا پیش رفت که بسیارى از دین ستیزان، آشکارا به مبارزه با باورهاى دینى پرداختند، ولى سیر تحولات تاریخى و پیروزى انقلاب اسلامى ایران، شرایط موجود را در آخرین سال هاى قرن بیستم چنان تغییر داد که اندیشمندان و نظریه پردازان بین المللى به تولد دوباره دین در جوامع بشرى اعتراف کردند. به بیان دیگر، با وقوع معجزه انقلاب اسلامى به رهبرى امام راحل رحمه الله و گسترش خیره کننده حوزه نفوذ ادیان بزرگ الهى، به ویژه دین مبین اسلام، امروز دیگر تحلیل گران وقایع سیاسى و تحولات اجتماعى به خود جرئت انکار جایگاه والاى دین در اجتماع بشرى و پیش بینى انزواى آن را در جهان معاصر نمى دهند و این از آثار گران قدر پیروزى انقلاب اسلامى ایران است.

دست آوردهای انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات عمیقی در داخل کشور و جهان ایجاد شد که مهم ترین آنها عبارت است از:

1ـ شکوفایی معنوی و گرایش مردم به سمت ارزش های اسلامی. 2ـ احیای اصل امامت در قالب ولایت فقیه. 3ـ گسترش آزادی های مشروع که خود موجب حضور بیشتر مردم در صحنه های مختلف اجتماعی شده است.

4ـ فعال شدن حوزه و دانشگاه در صحنه های علمی و اجتماعی و وحدت این دو جناح مهم و سرنوشت ساز. 5ـ حضور فعال زنان در انقلاب و بالا رفتن منزلت زن در ایفای نقش سیاسی. 6ـ طرح مسأله استکبار ستیزی در سطح بین المللی و احیای فریضه جهاد و بیداری ملت های مظلوم در مقابل مستکبران و سلطه طلبان. 7ـ مطرح شدن اسلام در صحنه های بین المللی به عنوان قدرتی قابل توجه.

تاریخ انقلاب را باید خواند

تاریخ انقلاب را باید با خامه ای خون نگار بر صفحه جان ها نوشت و بادیده عبرت مطالعه کرد. تاریخ انقلاب را بایدنوشت تا آیندگان بفهمند که این انقلاب و میوه پر طراوت آن، یعنی نظام اسلامی آسان به دست نیامده و در پای واژه واژه این کتاب مقدس، خون پاک ترین و رشیدترین فرزندان این ملت ریخته شده است. تاریخ انقلاب را باید حفظ کرد، تا آنان که «در» «فجر» چشم به جهان گشوده اند و در «روشنایی» پا گرفته اند، قدر نعمت «روز» را بدانند و تصویری از سیاهی «شب» در ذهن خویش داشته باشند. تاریخ انقلاب را باید نگاشت و هر روز آن را مرور کرد تا موریانه های غفلت از درون تهی مان نکنند. تاریخ انقلاب را باید برای نسل جوان انقلاب خواند تا بدانند که نیاکانشان برای پیروزی و تداوم آن چه خون دل ها خورده اند، و چه شکنجه ها و مرارت ها و تبعیدها به جان خریده اند. باید به نسل جوان و نسل انقلاب یادآوری کرد تا میراث گرانسنگ انقلاب را ارزان از دست ندهند و آن را بیهوده در پای دنیاخواهی و شهوت طلبی قربانی نکنند.

12 بهمن 57

در این روز، پس از سال ها که از هجران امام می گذشت و پس از انتظاری سرخ و طاقت سوز، امام در میان استقبال گرم عاشقان وفادار خویش بر خاک وطن قدم نهاد. آن روز مریدان آرزومند و امیداور؛ این گونه سرودند:

ای نور  چشم  ملت  ایران  خوش آمدی

ای یوسف عزیز به کنعان خوش آمدی

دیدی که چشم مردم ایران سپید گشت

یعقوب وار، در غم هجران خوش آمدی

تهران، آن روز شاهد بزرگترین استقبال تاریخ بود. جمعیتی پنج میلیونی که در طی روزهای گذشته مشتاقانه از شهرستان ها به تهران آمده بودند، در مسیری 33 کیلومتری در پیش قدم های مبارک امام، گل های سرخ و اشک های شوق فرو ریختند.

19 بهمن 57

در این روز پرسنل سرافراز نیروی هوایی در برابر امام(ره) رژه رفتند و با فریادهای افتخارآمیز «ما قطره ای از ارتش توایم خمینی»، وفاداری خود را به امام و امت انقلابی اعلام کردند.

21 بهمن 57

در این روز، دشمن کور دل که در تدارک توطئه خائنانه کودتا برای درهم کوبیدن انقلاب بود، ساعات منع عبور و مرور را از چهار و نیم بعدازظهر تاساعت دوازده روز بعداعلام کرد. رهبر خردمند انقلاب، حضرت امام خمینی(ره)، به مردم دستور دادند که به اعلامیه حکومت نظامی وقعی ننهند، و تا پیروزی نهایی، همچون روزهای قبل به خیابان ها بریزند. جنگ خونین گارد شاهنشاهی با نیروی هوایی آغاز شد و مردم مسلح به یاری افراد نیروی هوایی شتافتند.

22 بهمن 57

دراین روز، سقوط نظام 2500 ساله استبداد و پایان شب سیاه ستم تحقق یافت و نغمه دل انگیز «در بهار آزادی، جای شهدا خالی» همه جا طنین انداز شد. «در این روز، امام امت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت، سلطه را به قبرستان سلطنت سپرد و کنگره های قصر استکبار را ویران کرد. در این روز، نفس های سبز بهاری در تنمان جاری شد. «22 بهمن، ستم نابود شد، پلیدی رفت و تباهی و سیاهی رخت بر بست. در 22 بهمن، شادی و سرور به خانه ها آمد، استقلال نصیب ما شد، و نور جمهوری اسلامی دمید. در 22 بهمن، باغچه هامان گل داد، دلهامان شادمان شد و مردم ما جشن پیروزی بر پا کردند. دراین روز، ما به همه خیرها، امیدها و خوبی ها نایل شدیم. این جشن بی بدیل بر همگان خجسته باد.

بعثت عصر جدید

اکنون در آستانه سالگردپیروزی انقلاب اسلامی و بعثت عصر جدید قرار داریم. در این روز توان و تلاش ملتی خستگی ناپذیر، طومار حکومت ظالمانه ستم شاهی رادرهم پیچید و بنای عدالت و استقرار نظامی بر اساس معیارهای اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را فراهم آورد.در حالی سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی می داریم که کاروان انقلاب از سنگلاخ های عظیمی در مسیر حرکت خود عبور کرده است، و با اقتدار تمام بر مواضع اصلی و مکتبی خود، تأکید ورزیده است. بی تردید در ادامه نیز با الهام از ارواح مقدس شهدا و ایثارگران و با عنایات خداوند و تحت زعامت رهبر گرانقدرمان، موانع را رفع و نور امید را در دل محرومان جهان روشن خواهیم کرد.

طلوع دوباره اسلام

در بهمن ماه 57، جهان شاهد تحولی شگرف و انقلابی عظیم و مردمی در تاریخ بود. قیام ملتی مصمم و یکپارچه با قلب هایی سرشار از عشق و ایمان. در بهمن ماه، رهبر بزرگ و نستوهی، پس از سال ها دوری از وطن، قدم بر خاک گلگون میهن گذاشت که آزادی و استقلال را نصیب امتی خداخواه کرد. امام آمد و عظمت، شرافت و افتخار به همراه آورد و به فرموده مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، مدظله العالی، «امام آمد تا به نام خدا سفینه نجات خلق را از میان لجّه ای خون به ساحل پیروزی رهنمون شود. و بدین سان بهمن 57 طلوع دوباره اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله ، تجدید حیات مستضعفان و خشنودی حضرت ولی عصر، مهدی موعود(عج) را نوید داد.

حماسه پرشکوه

بهمن، یادآور حماسه پرشکوه و کم نظیر ملتی است که توانست تحت رهبری و هدایت بزرگمردی فرزانه و روحانی و با بهره گیری از دین مبین اسلام در رویارویی خونینی مقابل استبداد شاهنشاهی فصل جدیدی از حیات سیاسی و فرهنگی خویش را آغاز کند و بار دیگر نقش تاریخی و بی مانند خود را در اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی تجدید کند.

طنین انقلاب اسلامی

طنین انقلاب اسلامی به دلیل دورن مایه دینی و زیربنای غنیِ فرهنگی آن همراه با آهنگ موزون و جان بخش امام خمینی(ره)، به سرعت در گستره جهان گوش ها را نوازش داد و قلوب انسان های مشتاق حقیقت و تشنه معنویت را به آبشخور زلال تفکر اسلامی رهنمون شد. این انقلاب عظیم و کم نظیر اسلامی در اندک زمان، با وارد کردن اسلام در صحنه سیاست بین الملل توانست، معادلات قدرت را در جهان تغییر دهد و آن را به عنوان نیروی سیاسی و فرهنگی جدیدی درمرکز توجهات جهانی قرار دهد.

اهداف انقلاب اسلامی

استقلال طلبی و نفی سلطه بیگانگان، اصالت دادن به معنویت و ارزش های اخلاقی، احترام به کرامت انسانی، احیای تفکر عقلانی در حوزه معرفت دینی، طرح این اندیشه که دین از سیاست و علم از دین جدانیست، بازگشت به هویت دینی و فرهنگی، احیا و اصلاح باورهای مذهبی، مقدم داشتن جمعی به جای منفعت طلبی های فردی، عدالت اجتماعی، ایجاد وضع مناسب برای رشد مادی و معنوی انسان ها و سرانجام وحدت و عزت امت اسلامی از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی است. در حقیقت وجه غالب انقلاب کوشش در راه احیای فرهنگ و تمدن اسلامی و تشکیل حیات طیبه در عصر حاکمیت کفر و الحاد است.

محرک انقلاب

خورشید پرفروغ و خونین رنگ انقلاب اسلامی با گذشت چندین سال از عمر خویش، اینک سرافرازانه و پر شکوه تر از گذشته از پس قله پیروزی رخ می نماید. انقلابی که بزرگ ترین و عمیق ترین تحوّل ارزشی و فکری را در عصر حاضر به وجود آورد و معماربزرگ آن و احیاگر قرن، امام خمینی(ره)، اسلام نام محمدی را به صحنه های اجتماعی کشاند و با کنار زدن نظام طاغوتی، به اصلاح امور امت و تحکیم پایه های حکومت اسلامی در ایران و مطرح کردن اسلام به عنوان تنها راه نجات بشریت درجهان پرداخت. آنچه در این انقلاب انکارناپذیر و چشمگیر است تأثیر تعیین کننده اسلام، به عنوان محرک انقلاب و نقش سرنوشت ساز علمای آگاه به زمان، در بسیج و تمرکز بخشی توده ها، در پرتو اندیشه دینی می باشد. و همین هویت اسلامی انقلاب بود که امپریالیسم را در دو قالب شرقی و غربی اش، به چالش طلبید.

معجزه ایمان

یوم اللّه 22 بهمن، یادآور معجزه «ایمان» در مصاف با قدرت های مادی است. 22 بهمن پیش از آن که حکایت از پیروزی ملت داشته باشد گواه کارآمدی اندیشه دینی و نقش مؤثر «ایمان» و باورهای دینی در پیدایش حرکت های فراگیر و بنیادین اجتماعی است. همین نکته مشخصه اصلی انقلاب اسلامی ایران در میان دیگر انقلاب های بزرگ جهان است و نیز دقیقا همین نکته است که خشم و کینه توزی دشمنان داخلی و خارجی را برانگیخته و آنان را به موضع گیری خصمانه و مستمر بر ضد این انقلاب واداشته است.

پاسداری از ریشه های انقلاب

بزرگداشت پیروزی انقلاب و یوم اللّه 22 بهمن به معنای بزرگداشت آرمان های اسلامی و اعتقادات دینی است، که جوهره انقلاب را تشکیل می دهند. به عبادت دیگر حضور آگاهانه در صحنه هایی این چنین، از مصادیق پاسداری از ریشه های انقلاب است. از این رو، امید می رود مردم آگاه و بیدار ایران اسلامی با شرکت گسترده خود در راهپیمایی 22 بهمن، بار دیگر به دشمنان خارجی و داخلی بفهمانند که بر پیمانی که با امام بزرگ خویش در جهت تحقق بخشیدن به احکام اسلام و بنای جامعه دینی بسته اند، استوار بوده اند و خواهندبود و هیچ توطئه نظامی، اقتصادی و فرهنگی آنان را از صحنه ها خارج، و نسبت به اسلام و انقلاب دلسرد نخواهد کرد.

انقلاب و خودسازی

انقلاب اسلامی ایران پیروز شد. انقلابی که کم ترین اثر آن، تجدید هویت دینی مسلمانان و ایجاد زمینه های خودسازی برای آنان بود. بی تردید امروزه همه ما بیش از هر زمان دیگر به خودسازی معنوی و روحی، محتاجیم و باید یکیایک ملت ما در این زمینه، اهتمام کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هنگام بازگشت از جنگی فرمودند: جهاد اصغر پایان یافت، جهاد اکبر باقی است. امروزه روز جهاد اکبر و مبارزه با هواهای نفسانی و خودسازی است و اگر ملت ما از این مهم فاصله بگیرند، هر چند به شکوفایی اقتصادی و رشد علمی هم برسد، سودی نکرده است؛ همچنان که در دنیا کشورهای مترقی بسیاری وجود دارد که علی رغم پیشرفت های اقتصادی و علمی، به دلیل فقدان معنویت، مردمشان به اضطراب و عذاب های روحی و روانی بسیاری دچارند.

کارنامه انقلاب

در22 بهمن ماه 1357 انقلاب اسلامی به ثمر نشست و آرمان بلند حق جویان و عدالت خواهان با تحقق جمهوری اسلامی عینیت یافت. این تحول شگرف که در تاریخ ایران بی نظیر بود، صاحبان اندیشه مادی را به شگفتی واداشت و قدرت و عظمت ایران اسلامی را ـ که روزگاری دست خوش هوس های دژخیمان و قدرت های سلطه گر وقت بود ـ به اوج رسانید. کارنامه انقلاب اسلامی مشحون از رشادت ها و جان فشانی های فرزندان مخلص انقلاب و آیینه شفاف ایثارگری ها و تلاش های بی دریغ شخصیت های برجسته انقلاب است. این میراث گران بها که ره آورد خون هزاران انسان پاک و صدهاشخصیت راست قامت انقلاب است، بیش از هر دست آورد دیگر نیازمند پاسداری و نگهداری است.

انقلاب اسلامی، الگوی فکری و سیاسی ملت ها

تاریخ جهان پر از حوادث، رویدادها و انقلاب هایی است که هر کدام آثاری مثبت یا منفی به دنبال داشته است. آثار بعضی از انقلاب ها، با توجه به ماهیت مادی و اهداف سطحی آنها، محدود به زمان و مکان است و پس از مدتی، نابود می شود. در مقابل بعضی دیگر، به دلیل ماهیت معنوی و اهداف بلند انسانی و الهی شان به زمان و مکان خاصی محدود نمی شود و شعاع فکری و سیاسی آن، سایر کشورها را نیز فرا می گیرد. این جنبش ها الگوی فکری و سیاسی ملت های دنیا قرار می گیرد و هر چه از زمان وقوع آن می گذرد، جایگاه واقعی خود را بهتر و بیشتر باز می کند. انقلاب اسلامی ایران، از جمله پدیده های تاریخی است که موج عظیمی در دنیا ایجاد کرده است و با وجود گذشت چندین سال از وقوع آن، دورترین نقاط جهان را در برگرفته است.

جاذبه و دافعه انقلاب اسلامی

بدون شک، انقلاب اسلامی، برخی از ملت های دنیا را به سوی خود جذب و برخی را دفع کرده و به رویارویی با خود برانگیخته است و این دفع و جذب، همانا به سبب ماهیت فوق مادی و اهداف بلند الهی و انسانی آن است. کشورهایی که دچار بحران های غیرانسانی و الهی شده اند، به سوی انقلاب اسلامی گرایش پیدا کرده اند و کشورهایی که منافع شان به خطر افتاده است، از انقلاب اسلامی رو برتافته اند و اقدام به توطئه های متعدد و گسترده کرده اند.

برکات انقلاب اسلامی

گسترش اسلام و ارزش های مذهبی در جهان و رویکرد آزادگان جهان به اسلام و قرآن، احیاء ارزش ها و مقدسات دینی در میان جوانان کشورهای اسلامی اشتیاق مردم جهان به درک حقایق، آشکار شدن ماهیت پلید طرفداران دروغین حقوق بشر، دموکراسی و عدالت نزد ملت های تحت ستم جهان، رسوایی و انفعال امپریالیسم تبلیغی و طرد استکبار، همه و همه از برکات انقلاب اسلامی ایران است. چنان که قائد فقید و فرزانه انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند: «بحمداللّه از برکت انقلاب اسلامی ایران دریچه های نور و امید به روی همه مسلمانان جهان باز شده است و می رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودی را بر سر همه مستکبران فرو ریزد».

قرآن و انقلاب در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب

رهبر معظم انقلاب، می فرمایند: «مردم ایران عاشق قرآن هستند و انقلاب اسلامی راه را برای پیوستن جوانان و نوجوانان به کاروان عاشقان قرآن کریم گشوده است و امروز، روح قرآنی حاکم بر کشور است و جاذبه قرآن کریم، جوانان و نوجوانان را مجذوب محافل قرآنی کرده است. ایران اسلامی متکی به معارف قرآن است و نظام اسلامی در تلاش است که معارف قرآنی در سطح عموم مردم گسترش یابد؛ زیرا در این صورت ایران اسلامی شکست ناپذیر خواهد بود».

حامیان اصلی انقلاب از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

رهبر خردمند و فرزانه انقلاب، قشر محروم جامعه را طرفداران واقعی نظام اسلامی می دانند و چنین می فرمایند: «حامیان اصلی انقلاب اسلامی طبقه محرومند که باید مورد توجه خاص برای خدمت قرار بگیرند، به دو دلیل: اولاً، چون احتیاجات شان بیشتر است و عدل این را اقتضا می کند و ثانیا چون آنها پشتیبانی شان از نظام جدی تر و همیشگی تر است و از اول این جور بوده است. توی جبهه ها چه کسانی بودند؟ نسبت ها را ملاحظه کنید. خیلی از این پولدارها از این مرفهین جامعه، از این بی دردها و بی احساس ها، هشت سال جنگ آمد و رفت و این ها جنگ را حس نکردند. همان غذا، همان راحتی، همان آرامش ؛ و چهار روز هم اگر شهر مورد تهاجمی بود، سوار ماشین شان می شدند و می رفتند یک جای دیگر و راحت استراحت می کردند و نفهمیدند بر سر این مملکت چه گذشت».

عصر ظهور

ظهور انقلاب اسلامى ایران و افق هاى روشنى که از حق باورى و عدالت گسترى به روى جهانیان گشود، زمینه ساز ظهور آخرین حجت حق بر سیاره زمین و عصر تب و تاب بشر براى درک درست آن یار غایب از نظر است. این نوید و این شمیم در سخنان آن یاور راستین حضرت حجت(عج) موج مى زند. آن عارف حق مى فرمود: «دورنماى صدور انقلاب اسلامى را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش مى بینم و جنبشى که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند را نزدیک و نزدیک تر مى نماید.» آن گاه دعا مى فرمود: «و خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.» «امیدوارم که این انقلاب یک انقلاب جهانى بشود و مقدمه اى براى ظهور حضرت بقیه الله (ارواحناه فدا) بشود.» این نیز توصیه همیشگى آن پیر سفر کرده است: «به جمهورى اسلامى که ثمره خون پدرانتان است تا پاى جان وفادار بمانید. با آمادگى خود، زمینه را براى قیام منجى عالم و خاتم الاوصیا و مَفخرُالاولیا حضرت بقیة الله روحى فداه فراهم سازید».

منبع : سایت حوزه به نشانی : http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5140&id=46692

روند حوادث تا پیروزی انقلاب اسلامی

منابع مقاله:

انقلاب اسلامی چرایی و چگونگی رخداد آن، جمعی از نویسندگان؛

با تبعید امام خمینی به ترکیه، ساواک برای جلوگیری از اعتصاب ها و اعتراض های مردمی به اقدام های شدید امنیتی دست یازید. در این موقعیت، بازار تعدادی از شهرها دچار تشنج شد، حدود دو هفته، نماز جماعت در اکثر مساجد تعطیل گردید و در آستانه ماه مبارک رمضان، مبلغان به تبلیغ اهداف نهضت پرداختند. افزون بر این، تومارها، تلگراف ها و نامه هایی از سوی طلاب حوزه های علمیه و دانشمندان دینی، برای مقام های ترکیه فرستاده شد. انعکاس خبر دستگیری و تبعید امام در خارج از کشور نیز گسترده بود و خبرگزاری ها گزارش های مفصلی در این باره ارسال کردند.

فشارهای داخلی و بین المللی، رژیم شاه را بر آن داشت تا محل تبعید امام را از ترکیه به عراق تغییر دهد. رژیم شاه چنان می پنداشت که با حضور امام در نجف، شخصیت وی تحت الشعاع فقیهان آن حوزه قرار می گیرد یا منزوی می شود و یا افکارش تعدیل می پذیرد، به ویژه آن که حوزه نجف از سیاست بیزار بود و جوی آرام داشت.

امام در 13 مهر 1344 از ترکیه به سوی بغداد حرکت کرد و بر خلاف انتظار رژیم با استقبال گرم مردم و مجتهدان عراق روبه رو شد. در کاظمین و سامرا، مردم، طلاب و دانشمندان دینی به استقبال ایشان شتافتند و در کربلا استقبال کنندگان تا 30 کیلومتر از شهر بیرون آمدند . در نجف، بعد از استقبال مردم، مراجع تقلید به دیدار امام رفتند و بدین ترتیب، زمینه تبلیغ نهضت فراهم آمد. امام از فرصت پدید آمده بهره برد و پرشورتر از گذشته در جهت رهبری نهضت کوشید.

وی در اولین سخنرانی، در تاریخ 23 آبان 1344، به برنامه حکومتی اسلام و مسؤولیت دانشمندان دینی در این مورد اشاره کرد. دو سال بعد در فروردین 1346، امام همزمان با فرستادن نامه ای سرگشاده به هویدا، خطاب به حوزه های علمیه اعلامیه ای صادر کرد و آنان را به ادامه نهضت و مقاومت در برابر رژیم فراخواند. او، در نامه سرگشاده به هویدا، رژیم را از ستم روزافزون برحذر داشت، خواستار کاهش فشار و اختناق شد و رژیم را از اسراف بیت المال در خوشگذرانی ها و جشن های فرمایشی نهی کرد. (1)

در پی این اعلامیه ها، پیام امام به مناسبت جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل و انتشار آن در داخل ایران، رژیم را به وحشت انداخت و به تکاپو واداشت. خودکامگان بر اقدام های سرکوب گرانه خود افزودند و تلاش برای جلوگیری از مرجعیت عامه امام خمینی بعد از وفات آیت الله حکیم را در رأس برنامه هایشان قرار دادند. این توطئه با حرکت خودجوش و آگاهانه روحانیان شهرستان ها، تحت عنوان نمایندگان مرجعیت امام خمینی، خنثی شد. (2)

امام خمینی، به مناسبت های مختلف مانند مراسم حج، حرکت های دانشجویی، جشن های دو هزار و پانصد ساله و یا در پاسخ پیام ها و نامه ها، با صدور اعلامیه هایی نهضت را سمت پیروزی هدایت کرد. با وقوع حوادثی مانند شهادت حاج آقا مصطفی خمینی (آبان 56) و انتشار مقاله توهین آمیز در روزنامه اطلاعات (3) (17 دی 56) مرحله نوین انقلاب آغاز شد که به سرنگونی نظام شاهنشاهی و تأسیس نظام اسلامی انجامید. در واقع چاپ این مقاله، آتشی را که از 15 خرداد 42 زیر لایه های خاکستر اختناق رژیم پنهان مانده بود، شعله ور ساخت.

اولین بازتاب انتشار این مقاله در شهر مقدس قم آشکار شد. در روز انتشار مقاله، هنگامی که کامیون حامل روزنامه اطلاعات برای شهرهای قم و اصفهان به قم وارد شد، مردم قم به آن یورش بردند و روزنامه ها را به آتش کشیدند. (4) فردای آن روز، طلاب کلاس های درس را تعطیل کردند و در مسجد اعظم گرد آمدند. در این روز، درگیری های پراکنده ای رخ داد، ولی حرکت اصلی مردم در 19 دی ماه شکل گرفت. در این روز روحانیان و مردم، در حالی که شعارهای تند علیه دولت می دادند، نمایندگی روزنامه اطلاعات و دفتر حزب رستاخیز را به آتش کشیدند. در جریان این حوادث گروهی از مردم قم به شهادت رسیدند.

رژیم در واکنش به حوادث قم، برای مهار کردن حرکت مردم گروهی از شاگردان امام را به دیگر شهرها تبعید کرد، ولی این تبعیدها جز گسترش شتابان نهضت در سایر شهرها دستاوردی نداشت .

در چهلم شهدای قم (29 بهمن 56)، مردم تبریز به پا خاستند و تا مدتی کنترل شهر را از دست مأموران رژیم خارج ساختند. مردم با به آتش کشیدن سینماها، مشروب فروشی ها و مرکز حزب رستاخیز خشم خود را آشکار کردند. در جریان این حوادث، رژیم دست به سرکوبی شدید زد و ده ها تن را به شهادت رساند. (5)

پس از این حادثه، امام خمینی با فرستادن پیامی به مردم تبریز و آذربایجان فرمود: سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز... خاطره بسیار اسف انگیز قم هنوز ما را در رنج داشت که فاجعه بسیار ناگوار تبریز پیش آمد... اهالی معظم و عزیز آذربایجان بدانند که در این راه حق و استقلال و آزادی طلبی و در حمایت از قرآن کریم تنها نیستند. شهرهای بزرگ چون شیراز، اصفهان، اهواز و دیگر شهرها و مقدم از همه (قم) مرکز روحانیت و پایگاه حضرت صادق سلام الله علیه و تهران بزرگ با آن ها هم صدا و هم مقصد و همه و همه در بیزاری از دودمان پلید پهلوی شریک اند. (6)

در اربعین شهدای تبریز (روزهای نهم و دهم فروردین 57)، حوادث تبریز در یزد نیز تکرار شد و پس از آن، اعتراض های عمومی در سراسر کشور گسترش یافت.

در 27 مرداد 57، شاه در سخنرانی تلویزیونی خود، با این ادعا که می خواهد ایران را به تمدن بزرگ هدایت کند، خشونت انقلابی مردم را محکوم کرد و خواستار همراهی آن ها شد.

روز 28 مرداد، رژیم برای مخدوش کردن چهره انقلابیون، طرح آتش زدن سینما رکس آبادان را اجرا کرد، حدود 700 نفر را در آتش سوزاند و با تبلیغات گسترده کوشید مردم انقلابی را مسؤول فاجعه معرفی کند. این تدبیر نتیجه ای پیش بینی ناشده داشت و عامل ورود بیش از پیش مردم، به ویژه خوزستانیان به میدان مبارزه گردید. قفل بودن درهای خروجی سینما هنگام وقوع فاجعه، تأخیر در خبردادن به آتش نشانی، نبودن آب در شیرهای آتش نشانی و توضیحات کارشناسان در مورد کیفیت مواد آتش زا سبب شد تا مردم، به رغم گزارش خبرگزاری پارس درباره دستگیری گروهی از خرابکاران، ساواک را طراح و مجری فاجعه بشناسند. این جنایت و رسوایی ناشی از آن، به برکناری دولت جمشید آموزگار انجامید.

فاجعه سینما رکس آبادان و تظاهرات میلیونی مردم در دوم شهریور 57 (21 رمضان)، مردم را برای حضور در عرصه مبارزه با رژیم آماده تر ساخت. عید سعید فطر با نماز عید فراگیر و اعتراض گسترده مردم انقلابی در بسیاری از شهرها همراه بود. در تهران، با تلاش شهید آیت الله دکتر مفتح، اجتماع بسیار عظیمی در قیطریه برگزار شد. پس از نماز، راه پیمایان با شعارهای انقلابی اعتراض خود را ادامه دادند. خبرگزاری فرانسه در گزارش خود از آن مراسم می نویسد:

ایران وارد تحول برگشت ناپذیری شده است... اسلام قدرت خود را در شهرها، از جمله تهران، نشان داده است. (7)

پس از عید فطر (13 شهریور 57) نیز راه پیمایی های اعتراض آمیز در کشور ادامه یافت. در این زمان، «دولت آشتی ملی» شریف امامی زمام امور را در دست داشت. این دولت، با اعلام حکومت نظامی در تهران و تعدادی از شهرها و (8) به خاک و خون کشیدن مردم در 17 شهریور که جمعه سیاه خوانده شد چهره واقعی خود را نشان داد. کارتر کشتار 17 شهریور را تأیید کرد و بدین ترتیب، ادعای حقوق بشر وی نزد مردم، دروغی بزرگ جلوه کرد. (9) امام خمینی در فردای فاجعه، با عبارت «ای کاش خمینی در میان شما بود و در کنار شما در جبهه دفاع برای خدای تعالی کشته می شد» (10) با بازماندگان فاجعه اظهار همدردی کرد و فضای باز سیاسی شاه را یک بازی خواند. (11) خبرگزاری آسوشیتدپرس در آن روز نوشت:

تجربه شاه ایران در مورد آزادی دادن به عموم مردم پس از سیزده روز با اعلام حکومت نظامی تمام شد. (12)

پس از فاجعه 17 شهریور، در حالی که دار و دسته اویسی، آزمون و ثابتی در صدد بودند نهضت را به مقابله مسلحانه بکشانند، رهبر انقلاب از این امر اجتناب کرد و به جای آن ستون فقرات و ارکان اقتصادی رژیم را هدف قرار داد. اولین موج اعتصاب دو روز پس از جمعه سیاه، در پالایشگاه تهران آغاز شد و در کم تر از دو هفته به پالایشگاه عظیم آبادان رسید. موج دوم اعتصاب (28 شهریور تا 9 مهر)، راه آهن، شبکه های آب و برق و بانک ملی را فراگرفت . موج سوم در روز 15 مهر با اعتصاب سراسری دانشگاهیان و فرهنگیان به اوج رسید. از آن پس، سایر دستگاه ها و تأسیسات دولتی، یکی پس از دیگری به اعتصاب پیوستند و دامنه اعتصاب حتی به ارتش نیز کشیده شد. (13)

در مهرماه، در حالی که سالگرد شهادت حاج آقا مصطفی خمینی و چهلم شهدای جمعه سیاه، کشور را در عزای عمومی فرو برده بود، اجتماع مردم انقلابی کرمان در مسجد جامع با یورش چماقداران رژیم روبه رو شد. مهاجمان بخشی از مسجد و مغازه ها را به آتش کشیدند و با این کار اسباب اندوه مردم و بیزاری فزون تر آن ها از رژیم پهلوی را فراهم ساختند.

در این ماه، دولت عراق در هماهنگی با رژیم شاه از امام خواست آن کشور را ترک گوید. امام در نهایت پس از آن که کویت به وی اجازه اقامت نداد، به پاریس رفت. استقرار امام در پاریس سبب شد تا تحولات انقلاب با شتاب فزون تر به گوش جهانیان برسد و ارتباط مردم و رهبر انقلاب بهتر و سریع تر شود.

در سیزدهم آبان، اجتماع دانش آموزان و دانشجویان تهرانی در دانشگاه تهران به وسیله نیروهای سرکوب گر شاه به خاک و خون کشیده شد و ده ها تن شهید و مجروح گردیدند. خبر این حادثه در سراسر کشور موج آفرید و این روز نیز در شمار روزهای مهم تاریخ انقلاب جای گرفت.

در چنین موقعیتی، کارگزاران رژیم ناگزیر بارها به دیدار امام خمینی شتافتند، ولی نومید بازگشتند. امام خمینی در این باره فرمود:

هیچ شرطی قابل مذاکره نیست و هیچ مهلتی در صورتی که نتیجه آن تأمین ادامه وضع موجود باشد، قابل قبول نیست. (14)

رژیم که برای جلوگیری از اعتصاب ها و راه پیمایی های اعتراض آمیز، در پی راه حل بود، به یاری دولت نظامی ازهاری در کنترل اوضاع کوشید، ولی توفیق نیافت. در زمان ازهاری، راه پیمایی عظیم سراسری تاسوعا و عاشورا، که باشکوه ترین رفراندوم تاریخ ایران خوانده شد، تحقق پذیرفت.

همزمان با عدم توفیق دولت ازهاری، آمریکایی ها ژنرال رابرت هایزر را در 13 دی 57 به ایران فرستادند تا رژیم شاه را از فروپاشی نجات بخشد. پس از ورود او، شاپور بختیار، که چهره ای به ظاهر ملی داشت، به نخست وزیری منصوب شد، ولی او نیز، همانند دولت های پیشین، به جنایت و خون ریزی پرداخت. در این زمان، شورای سلطنت تشکیل شد و شاه در بیست و ششم دی ماه، به ظاهر برای معالجه، رهسپار خارج از کشور شد. مردم با شادمانی فرار شاه را جشن گرفتند.

پس از فرار شاه، شورای انقلاب اسلامی شکل گرفت و مسأله بازگشت امام به طور جدی مطرح شد. دولت بختیار به بهانه های مختلف از آمدن امام جلوگیری می کرد تا آن که تحت فشار مردم، روحانیان و مدرسان حوزه، که در مسجد دانشگاه تهران تحصن کرده بودند، ناگزیر فرودگاه مهرآباد را گشود و رهبر انقلاب در 12 بهمن، با بی نظیرترین استقبال مردمی، وارد کشور شد.

امام خمینی، پس از چهار روز اقامت در تهران، دولت موقت را به سرپرستی مهدی بازرگان تشکیل داد. اعلام حکومت نظامی و راه پیمایی وابستگان رژیم در حمایت از بختیار، خللی در اراده امام و مردم وارد نساخت، در مقابل، فرماندهی ارتش روزبه روز ضعیف تر می شد. پیوستن نیروی هوایی به صف انقلابیان ضربه مهلکی بر پیکر فرسوده رژیم بود. فرمان تاریخی امام در نادیده گرفتن حکومت نظامی در 21 بهمن، سبب فروپاشی دولت بختیار در صبحگاه 22 بهمن شد و بدین ترتیب، اداره کشور به دست فرزندان انقلاب افتاد.

پی نوشت ها:

.1 حمید روحانی، پیشین، ج 1، ص .216

.2 غلامحسین جمی، خاطرات امام جمعه آبادان در مورد امام خمینی، پروژه تحقیقی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376، ص .35

.3 درباره زمان شروع بحرانی که نهایتا به پیروزی انقلاب اسلامی منجر شد، توافقی به چشم نمی خورد. معمولا گروه های مخالف رژیم پهلوی، با رهیافت خاصی که نسبت به انقلاب دارند، مقطع خاص یا جریان ویژه ای را به عنوان نقطه شروع انقلاب تعیین کرده اند. جبهه ملی، نقطه شروع را خرداد سال 56 می داند، زمانی که سه تن از رهبران وقت جبهه ملی نامه ای سرگشاده خطاب به شاه منتشر کردند. حزب توده نیز فروردین 56 را، که در آن چند فقره اعتصاب کارگری صورت پذیرفت و زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زدند، نقطه شروع می داند. چریک های فدایی خلق روی مبارزات ساکنان خارج از محدوده با شهرداری و عوامل انتظامی در تابستان همان سال، به عنوان اولین جرقه انقلاب، تأکید می کنند، و بالاخره انقلابیان مذهبی فوت ناگهانی سید مصطفی خمینی در آبان 56 یا درج مقاله توهین آمیز روزنامه اطلاعات درباره امام خمینی را نقطه شروع انقلاب قلمداد می کنند. (صادق زیبا کلام، مقدمه ای بر انقلاب اسلامی، انتشارات روزنه، تهران، 1372، ص 131 و 132)

با توجه به ماهیت مذهبی انقلاب و روند حوادث و رویدادهای نهضت امام خمینی از 15 خرداد 42 به این سو، باید گفت حادثه ای که مشعل انقلاب را روشن ساخت، انتشار مقاله مذکور با امضای مستعار احمد رشیدی مطلق در 17 دی ماه 56 بود. به علاوه، اکثریت قریب به اتفاق مردمی که در انقلاب شرکت داشتند از حوادثی که گروه های غیرمذهبی از آن به عنوان نقطه شروع انقلاب یاد می کنند، خبر نداشته اند، اما همگی درج مقاله توهین آمیز را می دانستند . رژیم شاه برای گروه های چریکی، که گاه دست به عملیات تروریستی می زدند، یا گروه های روشنفکری که شاه اغلب با لحن تمسخرآمیزی از آن ها سخن می گفت، اهمیت زیادی قائل نبود و از میان نیروهای مخالفش تنها از آیت الله خمینی واهمه داشت. (جمیله کدیور، رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریکا، انتشارات اطلاعات، تهران، 1374، ص 68) .

رژیم بدین جهت و در راستای یک سیاست جدید سرکوبی، تصمیم به مبارزه گرفت و این کار را با انتشار مقاله مذکور آغاز کرد. اما با این عمل وارد مهلکه ای بسیار خطرناک شد که سرانجام وسعت و عظمت آن، نظام شاهنشاهی را فرو ریخت.

.4 مسعود بهنود، از سید ضیاء تا بختیار، انتشارات جاویدان، تهران، 1370، ص .741

.5 سید جلال الدین مدنی، پیشین، ص 410، عباسعلی عمید زنجانی، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، نشر کتاب سیاسی، تهران، 1368، ص .222

.6 صحیفه نور، ج 2، ص .40

.7 عباسعلی عمید زنجانی، پیشین، ص .277

.8 به دنبال تظاهرات فزاینده از ساعت 6 بامداد 17 شهریور 1357 به مدت 6 ماه در شهرهای تهران، قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، آبادان، اهواز، قزوین، کازرون، جهرم و کرج مقررات حکومت نظامی اعلام شد.

.9 در مورد سیاست حقوق بشر کارتر و ایران رجوع کنید به:

نیکی کدی، ریشه های انقلاب ایران، ص 341 343، 345 و .346

(به نظر این منبع، در زمینه حقوق بشر در ایران فقط تذکرات پراکنده ای صورت می گرفت و هرگز آمریکایی ها به طور جدی تهدید نکردند که به دلیل پایمال شدن حقوق بشر در ایران میزان کمک ها و حمایت خود از رژیم شاه را کاهش خواهند داد. به رغم این امر، شاه ترسیده بود و بعضی از مخالفان هم شهامت یافته بودند نامه ها و عریضه های سرگشاده انتشار دهند . اما کشتار 17 شهریور و تأیید کارتر، ادعای حقوق بشر وی را به یک دروغ بزرگ در نزد مردم تبدیل کرد).

.10 صحیفه نور، ج 2، ص .100

.11 همان، ص .103

.12 سید جلال الدین مدنی، پیشین، ج 2، ص .268

.13 سیروس پرهام، پیشین، ص 51، 52 و .81

.14 صحیفه نور، ج 2، ص .271

منبع :1- سایت حوزه به نشانی : http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=5086

        2- سایت حوزه به نشانی: http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5774&id=58117

منبع : تک بیست          www.t-a-k-2-0.sub.ir رفتن به بالای صفحه